به گزارش روابط عمومی حوزه هنری خراسان شمالی، نشست صمیمی محمدمهدی رحیمی، مدیر دفتر روایت استانهای حوزه هنری کشور، با جمعی از روایتنویسان استان، امروز چهارشنبه ۱۱ شهریورماه برگزار شد؛ نشستی که در آن روایتنویسان ضمن معرفی خود و آثارشان، از تجربههای حضور در میدان و ثبت لحظههایی گفتند که هر کدام از زاویهای متفاوت، بخشی از یک رویداد بزرگ را روایت کردهاند.
محور اصلی این نشست، تجربه روایتنویسان از مراسم تشییع رهبر شهید بود؛ تجربههایی که از گفتوگو با مردم و ثبت حال و هوای آنان تا توجه به اتفاقات کمتر دیدهشده و حواشی مراسم را دربر میگرفت. آنچه در صحبتهای حاضران بیش از همه به چشم میآمد، تفاوت نگاهها و زاویه دیدها بود؛ اینکه یک اتفاق واحد میتواند برای هر راوی، روایتی متفاوت داشته باشد.
روایتی از مرز دوغارون؛ جایی میان خستگی و اتفاقهای خوب
سینا آرام، از روایتنویسان حاضر در نشست، ابتدا از تجربه خود در پروژه تصویری «مرز دوغارون» گفت؛ پروژهای که برای ثبت حال و هوای مردم افغانستان که برای حضور در مراسم تشییع رهبر شهید وارد ایران میشدند، شکل گرفته بود.آرام با اشاره به فراز و نشیبها و مشکلاتی که در مسیر حضورش در مرز دوغارون با آن مواجه شده بود، توضیح داد که با وجود همه این دشواریها، خود را به مرز ایران و افغانستان رسانده تا از نزدیک حال و هوای مردم افغانستان را ثبت کند.وی با بیان خاطرهای با چاشنی طنز گفت که قرار بود حدود چهار روز در مرز دوغارون حضور داشته باشند، اما به دلیل ازدحام جمعیت و برخی ناهماهنگیها، این برنامه به شکل پیشبینیشده پیش نرفت.
«محمدمهدی رحیمی نیز با اشاره به شناختی که از پروژه دوغارون داشت، این اثر را نمونهای خوب و مناسب دانست و گفت: با وجود سختی هماهنگیها در مرز دوغارون، «دلباختگی مردم افغانستان» و اضطرابی که در چهره و رفتار آنان دیده میشد، به خوبی در این اثر روایت شده است.
از نداشتن تجربه تا چند ساعت مصاحبه در مشهد
در ادامه، مبینا شریعتنسب از تجربه خود در زمینه نگارش و روایتنویسی سخن گفت و اظهار کرد: تجربه زیادی در زمینه نگارش و روایتنویسی نداشتم و زمانی که در مشهد مقدس حضور پیدا کردم، تنها به خدای متعال توکل کردم و از او کمک خواستم؛ همانجا بود که کموکاستیهای خودم را بیشتر شناختم.
وی با اشاره به تجربه خود در زمینه مصاحبه افزود: تجربه چندانی در این حوزه نداشتم، اما شرایط آن روزها باعث شد تصمیم بگیرم به صورت جدی وارد این عرصه شوم و در مجموع حدود ۶ تا ۷ ساعت مصاحبه انجام دادم.
شریعتنسب با اشاره به یکی از مصاحبههای خود گفت: نخستین سوژه، فردی از جنوب لبنان بود که به دلیل تفاوت زیاد زبانی، امکان پرداختن گسترده به مصاحبه او فراهم نشد. سوژه دوم، بانویی بود که هم مادر شهید بود و هم در مراسم تشییع امام خمینی(ره) حضور داشت و تجربیات خود از آن روزها را با ما در میان گذاشت.
وقتی دوربین، روایتگر میشود
زهرا حقپناه، عکاس و راوی، نیز از تجربه متفاوت خود در مراسم تشییع رهبر شهید در مشهد مقدس گفت؛ تجربهای که اگرچه در ابتدا بیشتر بر عکاسی متمرکز بود، اما او را به سمت کپشننویسی، روایتنویسی و مصاحبه نیز کشاند.حقپناه با بیان اینکه بیشتر از نوشتن، به عکاسی علاقه دارد، اظهار کرد: در جریان مراسم تشییع در مشهد مقدس، علاوه بر عکاسی، به کپشننویسی و روایتنویسی روی آوردم و مصاحبههای خوبی نیز انجام دادم.
وی یکی از سوژههای خود را بانوان فعال در موکبهای مشهد عنوان کرد و گفت: با بانوانی از موکبهایی که از شهرهای جنوبی کشور آمده بودند گفتوگو کردم؛ افرادی از شهرهایی مانند بندرعباس و هرمزگان که در همان روزها نیز درگیر جنگ بودند.این عکاس و راوی همچنین به سوژه دیگری اشاره کرد که برایش جذابیت ویژهای داشت: مردی که حدود ساعت دو نیمهشب، زمانی که بیشتر مردم در موکبها استراحت میکردند، مشغول مطالعه کتاب بود.
حقپناه گفت: چیزی که در این سوژه برایم جذاب بود، جملهای بود که در مصاحبه گفت؛ اینکه از طریق مطالعه کتاب «نهضت آقا» کتابخوان شده است.
محدثه گریوانی، خوراشاهی، حاتمی، خواهران گلی، از دیگران اعضا تیم روایت بودند که در این نشست حضور داشتند و خانم جوان که از پروژه شهید حسینزاده؛ دادستان شهید اسفراین صحبت کرد و مشکلاتی که در این وجود دارد و برخی سخت گیریهایی که برای دریافت اطلاعات دارند، سخن گفت.
رحیمی: روایتنویسی، نقطه شروع یک مسیر طولانی است
در ادامه این نشست، محمدمهدی رحیمی، مدیر دفتر روایت استانهای حوزه هنری کشور، با اشاره به اهمیت ثبت تجربههای مردمی در بزنگاههای تاریخی اظهار کرد: در تشییع امام شهید، افرادی مانند شما میان مردم میرفتند و با آنها گفتوگو میکردند و همین گفتوگوها باعث میشد تصویری از مردمی که برای تشییع آمده بودند، داشته باشیم؛ اینکه چه اتفاقی افتاده، چه آثاری میتوان تولید کرد و چه خروجیهایی میتوان از این اتفاقات به دست آورد، موضوعاتی است که برای آیندگان اهمیت دارد.وی با اشاره به شکلگیری این جمع از دل تجربههای یک سال گذشته، گفت: همیشه در بحرانها اتفاقات خوبی هم رخ میدهد. اگر این بحرانهای پیشروی ما نبود، اگر گذشته و تجربه یک سال گذشته وجود نداشت، مطمئناً این جمع نیز شکل نمیگرفت.
رحیمی با تأکید بر اینکه حضور در این عرصه برای بسیاری از افراد حاضر، آغاز یک مسیر است، افزود: این نقطه شروع بسیاری از دوستانی است که امروز در این جمع حضور دارند و قطعاً نقطه پایان نیست. فعلاً باید رشد کرد؛ خیلی هم رشد کرد تا به نقطهای برسیم که بتوانیم حرف خود را درست و دقیق بیان کنیم.مدیر دفتر روایت استانهای حوزه هنری کشور ادامه داد: باید حرفمان را زیبا بیان کنیم، مصاحبه را کامل بگیریم و متن را درست بنویسیم.
دوستانی که عکاسی میکنند نیز باید عکس خوب، باکیفیت و خبری بگیرند؛ چراکه روایت در کنار همه اینها معنا پیدا میکند؛ از مصاحبه گرفته تا عکاسی، همه این عناصر در کنار یکدیگر قرار میگیرند.وی پیوستگی را یکی از مهمترین الزامات این مسیر دانست و تصریح کرد: «این نقطه شروع شماست. این را همیشه در گوشتان داشته باشید که مسیر طولانیای پیش رو دارید تا به نقطه کمال برسید، اما این مسیر باید پیوستگی داشته باشد و این پیوستگی بسیار مهم است.»
رحیمی در پایان ضمن خداقوت به خانم وقاری، مسئول واحد فرهنگ و مطالعات پایداری حوزه هنری استان و خانه روایت، ابراز امیدواری کرد که این جمع در کنار یکدیگر مسیر رشد و پیشرفت را ادامه دهند و به اهداف مورد نظر دست پیدا کنند.وی با نگاهی به آینده این جریان روایی گفت: «انشاءالله بتوانیم کنار هم رشد کنیم و به اهداف خوبی برسیم و انشاءالله همین جمع را روزی در تنگه هرمز ببینیم.»