
آشنایی با خطوط خوشنویسی
خط شکل مکتوب کلام است و انتقال مفاهیم به شکل عینى ماهیت اصلى خط و خوشنویسى است.
آشنایی با هنر اسلامی
آشنایی با خطوط خوشنویسی
خط شکل مکتوب کلام است و انتقال مفاهیم به شکل عینى ماهیت اصلى خط و خوشنویسى است.
خوشنویسى یکى از هنرهاى اصیل و سنتى کشور است. قرنهاست این هنر بهعنوان پررونقترین و جلوهسازترین شاخه هنر زیباى ایرانى شناخته شده است و یکى از ابعاد فرهنگ اصیل ایرانى را بوجود آورده است.
خوشنویسى والاترین منزلت را در میان هنرهاى اسلامى دارد و یکى از تعاریف خوشنویسى در متون اسلامى این است: خوشنویسى هندسهٔ روحانى لغاتى است که به وسیلهٔ ابزار مادى تجسم مىیابد.
خطوط ایرانی
خطهاى ایرانى تعلیق، نستعلیق و شکسته نستعلیق مىباشد. با ضابطهمند شدن خط تعلیق در دوران صفویه، مقدمات ظهور نستعلیق فراهم شد. این دو خط در میان ایرانیان و ملل ترک وارد و زبان رشد یافت و سهم مهمى در پیشبرد خوشنویسى اسلامى داشت. خط شکسته نیز از ابداعات ایرانیاناست که در پیوند با تعلیق و نستعلیق قرار دارد.
تعلیق
نستعلیق
شکستهٔ نستعلیق
تعلیق
از قرن پنجم هجرى در نسخ تحریرى (شیوهٔ ایرانی)، بتدریج دگرگونىهایى پدید آمد و از اواسط قرن هفتم بر اثر تکامل قلم ایرانى خطى بوجود آمد که مقتبس از آن و نیز خط توقیع و رقاع بود و بنام خط تعلیق کمال و رواج یافت. این خط در تحریر کتابها و دیوانهاى شعر یکار مىرفت و تا قرن هشتم رو به تکامل رفت.
نیاز به سرعت در نوشتن باعث شد تا پیوستگى حروف و کلمات مجاز شود و خطى بوجود آمد که شکسته تعلیق نامیده شد. این قلم خاص کاتبان دیوان بود که گاهى ”ترسّل“ نیز نامیده شده است. امروزه خطاطان ایرانى با تعلیق کمتر آشنایى دارند. پس از رواج خط تعلیق، عثمانىها و مصرىها در آن تصرفاتى موافق با سلیقه خود ایجاد کردند و شیوهٔ خود را ”دیوانی“ نامیدند.
نستعلیق
در بین انواع خوشنویسى که از ابتداى اسلام تا بحال وجود داشته است، نستعلیق زیباترین نوع خوشنویسى محسوب مىشود؛ بطورى که آن را ”عروس خطوط اسلامی“ لقب دادهاند. نستعلیق که آمیختهٔ دو خط تعلیق و نستعلیق گفته شده، توسط میرعلى تبریزى به کمال دست یافت و حرکتى نو آغاز شد.
خط نستعلیق از همهٔ شرایط زیبایى برخوردار است؛ از آن جمله: اعتدال، موزونی، استواری، تناسب، حسن ترکیب و همآهنگى ذوق و سلیقه. علاوه بر زیبایى منظر، سهولت و سرعت تحریر نستعلیق و نیز آسانى قرائت کلمات و سطور از موجبات رواج آن بوده است. نستعلیق خطى است با قاعده و حروف این خط را ملهم از زیبایى طبیعت دانستهاند.
در سى - چهال سال اخیر تا امروز توجه به خط نستعلیق روزافزون بوده است و خوشنویسانى توانا در این زمینه ظهور کردهاند. از هنرمندان خوشنویسى نستعلیق معاصر که در ترویج آن در دوران معاصر تلاش کرده و موجب رونق و ترویج این نوع خط شدهاند، مىتوان از عمادالکتاب، سید حسین میرخانی، سید حسن میرخانی، علىاکبر کاوه را مىتوان نام برد.
اصول خط نستعلیق امروزه همان است که میرعماد لحاظ کرده بود. هنرمند قرن سیزدهم بنام محمدرضا کلهر در چارچوب شیوۀ میرعماد تغییراتى ایجاد کرد که در زیباتر شدن و تطبیق آن با صنعت چاپ در آن زمان، نقش اساسى داشت. میرزا غلامرضا اصفهانى نیز از هنرمندان همین دوره است که نستعلیق را بسیار استادانه مىنوشت.
بهرحال بارزترین مشخصهٔ نستعلیق زیبایى آن است.
شکستهٔ نستعلیق
از انواع خوشنویسى ایران، خط شکسته نستعلیق است که داراى پیچشها و حرکتهاى بسیار زیبایى است. مشخصهٔ بارز آن رواننویسى و تندنویسى است.
این خط از ابداعات ایرانیان است که مستقیماً در پیوند با تعلیق و نستعلیق مىباشد. از اوایل قرن یازدهم و آخر دورهٔ صفویه، خط شکسته نستعلیق بدلیل کثرت کاربرد و نیاز به تندنویسى بوجود آمد. مهمترین خوشنویس این خط، درویش عبدالمجید طالقانى (نیمه دوم قرن ۱۲) است. ابداع و استخراج شکسته نستعلیق را از نستعلیق در اوایل قرن یازدهم به مرتضى قلیخان شاملو و برخى نیز به محمد شفیع هروى معروف به شفیعا نسبت دادهاند.
هنرمند دیگر این خط سید على اکبر گلستانه در قرن سیزدهم است که شیوهٔ درویش عبدالمجید را ادامه داد.
شکسته نستعلیق بعد از یک دوران کوتاه رکود، امروزه مورد توجه خوشنویسان واقع شده است. حروف و کلمات در این نوع خوشنویسى از شکلهاى متنوع زیبایى برخوردار است. حرکت در این خط از نستعلیق آزادتر است.
از شکسته نستعلیق براى نوشتن متنهاى ادبى و شاعرانه فارسی، پیامهاى شاد و کارتهاى تبریک بهره گرفته مىشود این نوع خوشنویسى در نقاشیخط و گرافیک نیز کاربرد وسیعى دارد.
خوشنویسان متقدم
یاقوت مستعصمى
جمالالدین یاقوت ملقب به قبلةالکتاب، مردى ادیب، فاضل و شاعر بوده است. وى از تربیت یافتگان المستعصم بالله آخرین خلیفهٔ عباسى بود، به همین دلیل خود را مستعصمى مىنامید و به همین نام آثارش را رقم مىزد. وى اقلام اسلامى را قاعدهمند کرد. چنانچه نقل شده وى سیصد و شصت و چهار قرآن نوشته است.
وفات وى در سال ۶۹۸ رخ داده است. شاگردانش که به استادان سبعه معروفند عبارتند از: مولانا ارغنون، مولانا عبدالله صیرفی، مولانا ارغون، مولانا عبدالله صیرفی، مولانا یحیى صوفی، مولانا مبارک شاه سیوفی، مبارک شاه قطب، مولانا احمد سهروردی.
سلطانعلى مشهدى
هزاران صفحه و میلیونها کلمه تاکنون دربارهٔ ابعاد شخصیتى سلطانعلى نوشته شده و هنوز براى شناخت آثار و شخصیت او تحقیق و پژوهش بیشترى لازم است. وى القاب فراوانى از سوى بزرگان و ادیبان زمان خود گرفت که قبلةالکتاب، زبدةالکتاب، سلطان الکاتبین و ... از جملهٔ آنهاست. سلطانعلى مشهدى شاگردان بىشمارى را تعلیم داده است که سلطان محمد خندان، سلطان محمدنور و محمد ابریشمى از برجستگان آنها هستند. از معروفترین آثار وى کتابت دیوان حافظ، دیوان شعر جامی، مناجات خواجه عبدا... انصارى و ... و رسالهٔ موسوم به صراطالسطور دربارهٔ خط و خوشنویسى مىباشد. سلطان على مشهدى در سال ۸۴۱ هـ .ق متولد و در سال ۹۲۶ هـ . ق وفات یافت و در محوطه مرقد امام رضا (علیهالسلام) بهخاک سپرده شد.
میرعلى هروى
معروفترین خوشنویس پیش از میرعماد، میرعلى هروى است. آثار زیادى از وى برجاى مانده که گلستان و بوستان سعدی، یوسف و زلیخاى جامی، گوى و چوگان عارفى و ... از جملهٔ آنان است. میرعلى هروى شاگرد زینالدین محمود بوده، برخى نیز به ارتباط و ملاقات وى با سلطانعلى مشهدى اشاره کردهاند
میرعمادالحسنى قزوینى
میرعماد فرزند ابراهیم و ملقب به عمادالملک است، در حدود ۹۶۱ هحرى متولد و در سال ۱۰۲۴ در اصفهان به شهادت رسید. او شاگرد محمدحسین تبریزى بوده و بعدها از خطوط باباشاه اصفهانى و مالک دیلمى مشق کرده و در پانزده سال آخر عمر شیوهاى را بجاى گذاشت که تا امروز بىنظیر است و در نهایت اعجاز و صفا و شأن قرار دارد. از شاگردان میرعماد مىتوان نورالدین محمد لاهیجی، عبدالرشید، میرابراهیم، گوهرشاد، ابوتراب و محمدصالح را نام برد. وى بهدلیل حسادت رقباى خود و دشمنى شاهعباس اول به قتل رسید.
علیرضا عباسى
از معروفترین خوشنویسان دوره صفویه مىباشد و از رقباى میرعماد بوده است. وى بهعنوان خطاط مخصوص شاهعباس در همه وقت کنار او بوده و براى همین عباسى را رقم مىزده است. در خطوط نستعلیق و ثلث تسلط داشته. تاریخ درگذشت علیرضا عباسى سال ۱۳۰۸ هـ .ق است.
اسدا... شیرازى
از خوشنویسان نستعلیق در عهد فتحعلیشاه و محمدشاه و ناصرالدینشاه بوده است. ملقب به کاتبالسلطان بوده چرا که از کاتبان دربار محمدشاه و مورد توجه او بوده و بسیار عزیز و محترم مىزیسته. میرزا اسدا... از پیروان شیوهٔ میرعماد و در زمان خود در این هنر بلندآوازه بوده وفاتش بهسال ۱۲۶۹ قمرى ضبط شده اما صحیح بنظر نمىرسد و ظاهراً چند سال بعد از این تاریخ نیز زندگى کرده است. آثار باارزشى از وى بجا مانده که بیشتر آنها در کتابخانهٔ ملى ایران موجود است.
محمد صالح
محمد صالح فرزند میرزا ابوتراب و از شاگردان مطرح میرعماد بوده است. وى علاوه بر نستعلیق خط ثلث را به زیبایى مىنوشته و هم اینک برخى کتیبههاى سردر مساجد بهویژه اماکن متبرکه در اصفهان با رقم محمد صالح قابل مشاهده است. آخرین تاریخ برجاى مانده در آثار محمد صالح ۱۹۰۴ هـ . است.
فتحعلى شیرازى
بعد از میرزا غلامرضا، فتحعلى شیرازى ملقب به حجاب بزرگترین خوشنویس عهد قاجار است. آثار فراوانى از تمامى اقلام از فتحعلى شیرازى برجاى مانده؛ نقل است که گلستان سعدى را چند بار کتابت کرده، در کل کتابت آثار ادبى و دیوان اشعار بزرگان از فعالیتهاى این خوشنویس بزرگ است. وفات او در ۱۲۶۹ اتفاق افتاد و در صحن شاهچراغ در شیراز بهخاک سپرده شد .
خوشنویسان فقید معاصر
طاهر خوشنویس
وى در سال ۱۲۶۸ ش در تبریز متولد شد. کتابتهاى وى عبارتند از: جامعالمقدمات، شرح جامى، کتاب رجال، نهجالبلاغه، کفایتالاصول، مکاسب، منتهىالآمال، مفاتیحالجنان و ... میرزا طاهر خوشنویس به دفعات قرآن مجید را کتابت کرده است.
ملک الکلامى
وى به سال ۱۲۷۴ ش در سنندج متولد شد و به امیرالکتاب ملقب شد. وى بر خطوط ششگانه تسلط کافى داشت. در شعر و نقاشى و حکاکى از مهارت خوبى برخوردار بود. از آثار برجسته وى کتیبهٔ آرامگاه خواجه حافظ شیرازى است. وى در سال ۱۳۲۸ وفات یافت.
جواد شریفى
در سال ۱۲۹۰ در تهران متولد شد. نستعلیق را نزد پدر خود فرا گرفت. از آثار وى خوشنویسى رباعیات خیام، رباعیات باباطاهر، غزلیات شمس تبریزی، کلیات سعدی، شاهنامه فردوسى و تألیف و تحریر رسمالخط مدارس مىباشد.
اعتضادى
جلالالدین اعتضادى ملقب به صدرالکتاب متولد ۱۲۷۵ ش تهران است. او نزد میرزا غلامرضا به مشق خط پرداخت. بعدها در جرگهٔ خوشنویسان ارشد درآمد. از وى چندین مرقع و خوشنویسى تفسیر قرآن برجاى مانده است.
بوذرى
ابراهیم بوذرى فرزند علىاصغر طالقانى در سال ۱۲۷۵ ش در طالقان دیده به جهان گشود. وى از محضر محمد عماد طاهرى و مرحوم عماد سیفى بهره برد و خط ثلث را از مرحوم امیرالکتاب و نسخ را در مکتب مرحوم على عبدالرسولى آموخت. آثار فراوانى از بوذرى در زمینه کتابت بهیادگار گذاشته است.
شیبانى
متولد ۱۲۸۵ کاشان و از خطاطان گمنام عصر ناصرالدینشاه است. از او خطوط مختلف از جمله خط تحریرى بهیادگار مانده است.
عبدالرسولى
مرتضى عبدالرسولى در محضر استاد عبدالمجید ملکالکلامى بهره گرفت و خطوط ثلث و نسخ را از وى آموخت. وى در خط نستعلیق و شکسته نستعلیق تبحر ویژهاى داشت. عبدالرسولى در نوازندگى سنتور نیز شهرت داشته است.
آقاحسینى
على آقاحسینى در سال ۱۲۹۰ ش در طالقان بهدنیا آمد. پس از مشق نزد محمدحسین خوشنویسباشى و میرزا حسنخان عاصى نزد عمادالکتاب رفت و از شاگردان برجسته او استاد عباس اخوین است. آقا حسینى در سال ۱۳۴۱ وفات یافت.
مرتضى برغانى
سید مرتضى خوشنویس برغانى در تهران متولد شد. وى از محضر محمدرضا کلهر بهره برده و آثار و کتابتهاى زیادى از وى باقیمانده است. دو فرزند فرمند وى بهنامهاى حسن و حسین اثرات زیادى در هنر خوشنویسى برجاى گذاشتهاند. سید مرتضى در سال ۱۳۰۸ وفات یافت و در جوار حضرت عبدالعظیم به خاک سپرده شد.
خوشنویسان معاصر
زرین خط
حسن زرینخط متولد ۱۳۱۲ هـ .ق نزد میرزا طاهر کاتب همایون به مشق خط پرداخت و زرینخط جزو نسختین استادانى بود که از هنر خوشنویسىاش در آموزش و چاپ رسمالخط استفاده کرد و شاگردان زیادى را نیز تربیت نمود.
علىاکبر کاوه
وى در سال ۱۳۱۲ ق در شیراز متولد شد. از محضر عمادالکتاب بهره فراوان برد. استاد کاوه به درجهاى از کمال رسید که محمدتقى بهار وى را میرعماد عصر لقب داد.
سید حسین میرخانى
سید حسین میرخانى متولد ۱۲۸۴ ش در تهران است. تعلیم خط را نزد پدرش فرا گرفته و بزودى سرآمد خوشنویسان معاصر شد. کتابت را تا قطعهنویسى با تسلط مىنوشت و از بنیانگذاران انجمن خوشنویسان ایران است. دو نوبت کتابت قرآن کریم به نستعلیق از یادگارهاى برجسته استاد مىباشد. آموزش خوشنویسى امروز و رونق این هنر شریف مدیون این هنرمند بزرگ است.
سید حسن میرخانى
سید حسن میرخانى متولد ۱۲۹۱ ش در تهران و فرزند سید مرتضى برغانى است. او خط را نزد پدر آموخت. تمامى خطوط از قبیل: نسخ، ثلث، نستعلیق، شکسته و نستعلیق را به خوبى مىنوشت. وى از معدود خوشنویسانى است که تمامى متون کهن ادبى شاخص را با استادى تمام خوشنویسى کرده است.
خط جلى نستعلیق
معصومى
احمد زنجانى مشهور به معصومى فرزند مرحوم حسین زنجانى سال ۱۲۸۷ در نجف متولد شد. وى در خطوط نسخ، ثلث، کوفی، نستعلیق، شکسته، طغرا و ... مهارت داشت. از شاهکارهاى او کتیبههاى آرامگاه ابنسینا در همدان، مسجد آئینه در قم و ... است. از آثار مکتوب وى ۳ بار کتابت قرآن، نهجالبلاغه و ... مىباشد.
على منظورى
على منظورى متولد ۱۲۶۴ ش شهرستان تفرش است. وى از محضر استاد میرزا سید حسین خوشنویس تفرشى بهره جست. آثار گرانبهایى از خطوط مختلف جلى و خفى بجا گذاشته است. وى در سال ۱۳۰۰ وفات یافت.
عبدالله فرادى
خوشنویسى را با حضور در کلاسهاى غلامرضا پاکنهاد و على آقاحسینى آغاز کرده و بعدها به محضر استاد کاوه راه یافت. وى فارغالتحصیل رشتهٔ قضا و لیسانسیهٔ زیان فرانسه از دانشگاه سوربن پاریس بود. از استاد فرارى قطعات و مرقعات ارزشمندى برجاى مانده که یک دوره شش جلدى آموزش خوشنویسى از آن جمله است. همچنین مجموعهٔ ارزشمندى از وسایل کتابت بویژه قلمتراش از استاد که در زمان حیاتش گردآورى کرده بود، برجاى مانده است.
حبیبالله فضائلى
استاد فضائلى از اساتید خوشنویسى معاصر است که با تمامى خطوط آشنا بود. خوشنویسى را از پدرش فرا گرفت سپس نزد استادانى چون علىاکبر کاوه، حسن زرینخط، خلیقىپور به تکمیل آن پرداخت. دو مجله ارزشند اطلس خط و تعلیم خط از تألیفات وى بشمار مىرود. که بهعنوان مرجع همواره مورد استفاده علاقمندان و پژوهشگران خوشنویسى بوده و هست. آثار گرانبهایى در زمینه کتیبه برجاى مانده که کتیبههاى عتبات کربلا، نجف، سامرا، کاظمین امام رضا (علیهالسلام)، و غیره از جمله آناند. کتابت یک جلد قرآن مجید از جمله آثار مانده از استاد فضائلى است.
حسن سخاوت
متولد ۱۳۰۴ کرمان، تحت تعلیم استاد سید حسین میرخانى خط را فرا گرفت. وى مدرس انجمن خوشنویسان بود و به سال۱۳۷۳ وفات یافت.
حمید دیرین
متولد ۱۳۱۵ شیراز، وى از شاگردان استاد میرخانى و استاد بوذرى بوده، به سال ۱۳۷۴ وفات یافت .
نقاشی خط
در چند دههٔ اخیر بعضى از خوشنویسان به ترکیبى از خط و نقاشى دست زدهاند؛ یعنى رنگ و نقاشى را در خدمت خوشنویسى گرفتن یا برعکس؛ و گاه تابلوهایى بدیع پدید آوردهاند.
نقاشیخط کلمهٔ جدیدى نیست؛ زیرا تلفیق خط و نقاشى از دیرباز در تاریخ خطنگارى ملل مختلف مشاهده مىشود. بهعنوان مثال کاربرد خط در کتیبهها و اماکن مقدس و نیز روى ظروف، مهرها و ... که از قدمت زیادى برخوردارند؛ اما نقاشیخط به سبکى که اکنون انجام مىشود داراى قدمتى حدوداً سى ساله است. مرحوم پیلارام، مرحوم مافی، زندهرودی، استاد افجهاى و استاد احصایى که هر کدام در این راه زحمت بسیار کشیدهاند، در پیشبرد این هنر مؤثر بودهاند.
تاریخ نقاشیخط در ایران از دورهٔ قاجار بهطور جدى آغاز مىشود. خوشنویسان این دوره خط را مىنوشتند بعد کپى مىکردند و داخل آن را رنگآمیزى مىکردند و یا گل و بوته مىانداختند. در حقیقت نقاشیخط اولیه، کتیبهنویسى است. امروزه ما با شکلهاى متنوع و جدیدى از تلفیق خط و رنگ و نقاشى مواجه هستیم و نقاشیخط امروزه رواج بیشترى یافته و مخاطب خود را پیدا نموده است.
ابداع و ابتکار هنرمند معاصر در زمینهٔ نقاشیخط بر تجربیات گذشته استوار است. در هر گونهاى از بناهاى اسلامى گاه در زیر ذرهبین نمونهاى از نقاشیخط وجود دارد. و یا مرغ بسما... الرحمن الرحیم که هنرمندان ابرانى در قرون گذشته ترسى و تحریر کردهاند، در تاریخ خطاطى - نقاشى ثبت شده است.
در نقاشیخط هدف در درجهٔ اول ایجاد و ترکیببندى با فرمهاى زیبا و چشمنواز است. مثلاً در خط طغریٰ خوشنویسى وجود ندارد؛ بلکه هدف ایجاد فرم و کمپوزیسیون بوده و هدف اصلى چه بسا نقاشیخط باشد.
یک اثر تصویرى زبان خودش را دارد. در ساختن یک اثر احساسات و کوشش دهنى خالق آن با مهارت در بکارگیرى اشیاء درهم مىآمیزد و براى دیدن، نیاز به توضیح ندارد.
اما هنرمند خوشنویس باید اطلاع کافى از خط و مراحل خوشنویسى داشته باشد، چون پایه و اساس هنر نقاشیخط خوشنویسى است و بعد نیاز به داشتن آشنایى دربارهٔ سواد بصرى و مبادى آن دارد یعنى باید عناصر بصرى مثل نقطه، خط، سطح، حجم، نور و رنگ را بشناسد و با ترکیب رنگها و ویژگى رنگها آشنا باشد. مواد را بشناسد، و تجربه کند. و بعد با کمک خلاقیّت و ذهن آفرینشگر مىتواند در این عرصه به موفقیتهاى چشمگیرى نائل شود.
کتیبه نویسی
کتیبهنویسی، یکى از اشکال و گونههاى ارائه خوشنویسى است که در تزئینات معمارى بخصوص در دورهٔ اسلامى رواج داشته است. در کتیبهنویسى بیشتر از خطوط عربى و کوفى استفاده شده است. از دلایل این امر اتصال حروف به یکدیگر در خطوط عربى است و این پیوستگى با خطوط عمودى ساختمان آهنگى ایجاد مىکند و خطوط افقى ایجاد توازن مىنماید.
خوشنویسى در ایران مایهٔ اصلى تزئینات در فن معمارى بهحساب مىآید. حروف نوشتههاى نقش رستم در دورهٔ هخامنشى اولین نمونههاى این کاربرد است. سپس در دورهٔ اسلامى این زمینه بیشتر فراهم گردیده که بیشتر از الفباى عربى براى این قالب استفاده مىشود. حروف الفباى عربى از ترکیب خطوط عمودى و افقى تشکیل شده، با طرحى پیوسته و لذا هم از جهت ترکیب یکدیگر، خود را در اختیار تزئینات معنوى قرار مىدهد و هم از نظر ترکیب با سایر عوامل ترئینی. در بناهاى سلجوقى مانند داخل برج پیر علمدار دامغان از خط کوفى استفاده شده است. انواع خطوط کوفى در آثار معمارى اسلامى ایران با روش حجاری، گچبری، کاشىکارى و آجرکارى بکار رفته است.
از نمونههاى بکارگیرى خط کوفى یکى مسجد نائین است مربوط به قرن چهارم هجرى که محراب و طاق بالاى آن داراى تزئینات هندسى و خطى است. نمونهٔ دیگر برج مسعود غزنوى است که در بالاى آن یک حلقه کتیبه به تاریخ ۵۰۸ هجرى کار شده است.
در گچبرىهاى مسجد اردستان نیز بکارگیرى حروف کوفى بچشم مىخورد و بسیارى نمونههاى دیگر از جمله مسجد امام اصفهان.
آنچه در کتیبهنویسى مهم است ترکیببندى و اجراست. کتیبهنویسى نستعلیق از دورهٔ صفویه آغاز شد و از علیرضا عباسى کتیبههاى زیادى در دست است. در امامزاده عبدالله تهران و نیز در شاهچراغ کتیبههایى وجود دارد که متعلق به کاتب همایون است.
در باغ ارم نیز کتیبهاى از میرزا آقاى زنجانى وجود دارد. اثرى نیز از میرزا غلامرضا اصفهانى در مسجد سپهسالار کار شده است. و نمونههاى دیگرى که در مکانهاى مختلف اجرا شده است.
خط در بناها بصورت کاشىکارى و گچکارى اجرا مىشده است. روى سنگ بطور مستقیم نوشته مىشده است؛ اما در کاشىکارى و گچکارى خط ابتدا نوشته مىشده و بعد به وسیلهٔ کاشىکار یا گچبر اجرا مىشده است.
خوشنویسی ، هنر قدیسی
خوشنویسی را که یک هنر ناب تجسمی است ؛ هنر قدسی نیز نام نهاده اند. زیرا هنری است که به دلیل لوازم ساده و مختصر خود ( قلم نی ، مرکب ، کاغذ ، زیر دستی و قلم تراش و یکی دو وسیله ی ساده ی دیگر ) و مصالح آن ( کلام آسمانی ، اشعار و گفته های حکمت آمیز بزرگان و مانند آنها ) و ارائه ی اثر به صورت فردی ، هنرمند را درون گرا و صبور بار می آورد. تا جایی که خصوصیات فردی و روحیات هنرمند خطاط در تابلوهای وی ، برای اهل فن کاملا مشهود می باشد. به همین دلیل تذهیب نفس و پالایش خلقیات از مراتب آموزش این هنر است.
یکی از تابلوهایی که تقریبا تمامی خوشنویسان برای آزمون و نمایش توانایی های خود به آن پرداخته اند ، متن سوره ی مبارکه ی حمد است. این متن علاوه بر غنای محتوی و تقدسی که برای خوشنویسان ما دارد، از نظر فرم و حروف و ترکیبات بکار رفته به صورتی است که اغلب حروف الفبا و ترکیبات آنها در آن بکار رفته و برای ارائه و سنجش توانایی و قدرت قلم خوشنویس نمونه ی بسیار مناسبی است. تابلوهای بجا مانده از استادان گذشته همچون میرعماد، میرزا غلامرضا، درویش عبدالمجید ، عمادالکتاب و ... و کارهایی که استادان معاصر خلق کرده و می کنند، گواه خوبی بر این ادعاست.
عبارت طیبه ی « بسم الله الرحمن الرحیم » نیز به همین نحو همواره محمل نمایش قابلیت های خوشنویسان بوده است.
جمشید یاری شیر مرد از خوشنویسان جوانی است که سالهایی از عمر خود را در ساحت نگارش عبارت « بسم الله الرحمن الرحیم » به تجربه و تفحص گذرانده است. یاری متولد 1346 و دارای تحصیلات دانشگاهی هنر است و در این راه از محضر استادانی چون مرتضی ممیز ، محمد احصایی ، جواد بختیاری و دیگران بهره برده است.
حاصل این تلاشها و جستجوها ابتدا در چند نمایشگاه ارائه گردید و بدلیل استقبال چشمگیر به صورت مجموعه ای مستقل بنام سرآغاز شامل 159 تابلو در سالجاری از سوی نشر فرهنگ گستر به بازار آمد. یاری در این مجموعه ضمن پایبندی به نسبت ها و قواعد کلاسیک هنر خوشنویسی ، با نوآوری و نگاهی نوین فرمهایی را خلق کرده است که با ترکیب های متنوع و جذاب ، پنجره ای دلگشا را برای تماشا به مخاطب خود می گشاید و در این راه از ترکیبات و امانات خطوطی مانند نستعلیق ، شکسته ، ثلث ، ریحان و .. بهترین استفاده را برده است.
هر کدام از این تابلوها داری عنوان و یک یا دو بیت شعر به عنوان شرح می باشند که تناسب فوق العاده ای که از لحاظ صوری و معنایی در انتخاب آنها وجود دارد ، به اثر ارزشی مضاعف بخشیده است.
یاری در یادداشتی پیرامون این اثر می نویسد : « این آثار که در چهار سال طراحی و اجرا شده اند ، در پی جستجوی شکل های گوناگون ، متنوع و زیبای طراحی اسم اعظم و بسم الله به وجود آمده اند. هر کدام از این آثار از نظر فرم ، گردش و حرکت قلم ، حاوی مفهومی بصری و حسی از خط ، رنگ و بافت هستند. علاوه بر این به منظور رسیدن به به فرمهای مناسب با بافت ویژه ای ، از ابزار متنوع و مناسب استفاده شده است. اغلب قلم خوشنویسی ، کاغذ گلاسه ، مرکب خوشنویسی و در مواردی نیز به اقتضای حال و هوای کار به سراغ کاغذ بافت دار و رنگ روغن ، گواش و .. رفته ام. در برخی موارد هم از پارچه ی مچاله شده یا پنبه به عنوان قلم استفاده شده است. و هر کدام از این آثار زبان بصری و حسی خاص خود را دارد.
اما چرا کلام الله و بسم الله ؟ اولین نکته دارای اهمیت در انتخاب این مضمون، بداعت و بدایت موضوع بود و اعتقاد قلبی بنده در خجستگی والایی که در شروع کارها با این عنوان می بینم و بی نام او نامه ای باز نمی توانم بکنم. نکته ی دوم به ساختار این جمله ی چهار کلمه ای بر می گردد که در ترکیب کلمات آن – با توجه به کوتاه بودن جمله – بیشترین حرف استفاده شده است. این امر هم امکان برخورداری از تنوع در حرکت و ریتم نوشته را ایجاد می کرد و هم انجام شکلی جدید از این طرح ها را در شکل های جدید ، تعداد قابل توجهی از حروف بوجود می آمد و زمینه ای می شد برای رسیدن به قلمی جدید در طراحی حروف. »
برای این شماره یازده نمونه از این آثار را برایتان انتخاب کرده ایم. به ترکیب ( یاد ) دقت کنید ؛ شکل صوری ترکیب شبیه اندام بز شده است که با توجه به توضیح ضمیمه ( ای فدای تو همه بزهای من / ای به یادت هی هی و هی های من ) که از مثنوی مولانا و داستان موسی و شبان انتخاب شده است ، لذت و اثر بخشی اثر را دو چندان می کند. یا مثلا به نحوه ی حرکت پرتابی قلم و حروف نازک کشیده در اثر ( مژگان ) که بنگرید و آن را با شکل ظاهری مژگان مقایسه کنید ، تناسب فرم و محتوی بهتر جلوه می کند. و یا در اثر ( نزول ) که دفرمه شدن و سیر از بالا به پایین حروف در ترکیبی عمودی ، یادآور مفهوم نزول است. در سایر آثار نیز حداکثر استفاده از تناسب بین صورت و محتوی یا ظرف و مظروف برده شده است و تابلوهای زیبایی که خلق شده اند تا دیدگان ما را مهمان ضیافتی آسمانی بکنند.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: khsh.hozehonari.ir