خراسان شمالی
← همه اخبار
آموزش کارگاهی فیلمنامه نویسی (8) / محمد مهدی خالقی

آموزش کارگاهی فیلمنامه نویسی (8) / محمد مهدی خالقی

۸ تیر ۱۳۹۰کد خبر: 82173۲

از اینکه گفتگو‌های بدی بنویسید نترسید، با تمرین زیاد و باز نویسی‌های مکرر و صحبت با شخصیتهای مشابه به آنها که در فیلمنامه‌اتان هستند؛ کارتان بهتر خواهد شد...

 

آموزش کارگاهی فیلمنامه نویسی (8) / محمد مهدی خالقی

گفتگو در فیلمنامه

یادداشت: از اینکه گفتگو‌های بدی بنویسید نترسید، با تمرین زیاد و باز نویسی‌های مکرر و صحبت با شخصیتهای مشابه به آنها که در فیلمنامه‌اتان هستند؛ کارتان بهتر خواهد شد...

گفتگو :
وقتی فیلمنامه نوشته شد و گفتگوها اضافه گردید، ما آماده فیلمبرداری هستیم
«آلفرد هیچکاک»

نوعی آوردن کلمات بصورت فشرده و موجز که حداکثر معنی در کلمات آن موجود است.

نوشتن گفتگوی قوی، متبنی بر تجربه، خوب شنیدن وزیاد نوشتن است. از اینکه گفتگو‌های بدی بنویسید نترسید، با تمرین زیاد و باز نویسی‌های مکرر و صحبت با شخصیتهای مشابه به آنها که در فیلمنامه‌اتان هستند؛ کارتان بهتر خواهد شد.

دیالوگ هر چه به صحبتهای زندگی روز مره نزدیک باشد موفقتر است، به صحبتهای مردم گوش کنید، اکثر آنها، بریده بریده، کوتاه، با تکیه کلام و لحجه‌های خاص و بدون رعایت قواعد دستوری و همراه با استعاره، کنایه و.... صحبت می‌کنند. دیالوگها هم باید به این زبان (البته نه محاوره صرف) نزدیک شود. هر لحظه که فکر کردید جمله‌ای بسیار زیبا و ادبی نوشته‌اید، بلافاصله حذفش کنید.

تفاوت دیالوگ در فیلمنامه و سایر شیوه‌های نوشتن:
داستان :در داستان دیالوگها از نظر ادبی زیباتر است و بخاطر اینکه بیشتر داستان در ذهن شخصیتها جاری است اصولاً زمان مبتنی به دیالوگ نیست. همچنین در داستان و در هر صحنه می‌توان به یکی از شخصیتها تا لحظاتی دیالوگ نداد.

♦ رمان من او،صفحه 369 :
به مریم گفتم:
- مبارکتان باشد. حالا این...- دنبال یک لغت عربی می گشتم- حالا این اضمحلال را کی، کجا ببینمش؟
- همین فردا! همین جا...راستی داماد آینده اسم دارد ها! اضمحلال یعنی چه؟ تازه حتا منهم فهمیدم؛ اضمحلال مصدر است...
- بیا و خوبی کن !بد کردیم یارو راهنوز نیامده مصدر کار کردیم؟!
- باز هم می گوید اضمحلال!اسم دارد؛ابوراصف ! او هم مسلمان است.
نمایشنامه :در تئاتر به علت محدودیت حرکت و لوکیشن، بیشتر وقایع ذهنی و تصوری است.
بنابراین، شخصیت پردازی و پیشبرد داستان، بیشتر متکی به دیالوگ است. در نمایشنامه دیالوگها باید بین شخصیتهای حاضر در صحنه طوری تقسیم شود که کسی بیکار نباشد، و اگر برای شخصیتی دیالوگی وجود نداشت، از صحنه خارج شود، نوع کلمات در نمایشنامه باید منطبق با وضع ظاهری اشخاص و عامیانه‌تر باشد..

♦ نمایشنامه هاقیل:
قابیل و هابیل هر یک در یک سوی صحنه ظاهر می‌شوند. عازورا در حالی که لباسش را مرتب می‌کند،به هابیل می‌پیوندد و اقلیما مرتب و آراسته کنار قابیل می‌ایستد.
حوا :به نظر شما روز دل‌انگیزی نیست، بچه‌ها برایتان پیش
از این از بهشت گفته بودم اینک رایحه‌اش را با این نسیم به
شما عرضه می‌کنم.
آدم: از خداوند عظیم پیام رسیده است.
حوا:(انگشت بر لب می‌گذارد به آدم) :هیس! قرارمان یادت رفت؟
به سوی قابیل واقلیما می‌رود. دست اقیلما را می‌گیرد و او را همراه خود به کنار هابیل می‌برد. دست عاروزا را می‌گیرد و او را به کنار قابیل می‌برد. عازورا سعی دارد دست خود را از دست حوا درآورد. با اکراه کنار قابیل می‌ایستد قابیل دستش را به علامت زدن بالا می‌برد. عازورا دهن کجی می‌کند و فاصله می‌گیرد.
حوا :برایتان مژده دارم، مژده‌ها!
هابیل :پیام چی هست؟
حوا به کنار اقلیما می‌رود. دستی به سروروی او می‌کشد.
حوا: خداوند اراده کرده است، اقلیما به همسری هابیل درآید.
قابیل: اقلیما
آدم: آری قابیل... اقلیما
حوا سرعازورا را بر دوش می‌گذارد.
حوا: وعازورا را به همسری قابیل
عازورا: من؟
قابیل: اما...
اقلیما قدمی به هابیل نزدیک می‌شود، به روی هم می‌خندند. عازورا قدمی از قابیل عقب می‌نشیند. و از او روی می‌گرداند.
آدم: اما چه قابیل
قابیل: اقلیما قلوی من است
آدم: این اراده خداوند است
قابیل: اما خلاف میل من است.
حوا: به آنچه اراده اوست، تمکین کن

فیلمنامه :دیالوگ سینمایی در ظاهر ساده است اما در حقیقت گفتگویی فشرده و هدفمند است که دارای ساختاری پیچیده و حساب شده است که ضمن انتقال اطلاعات عمق و گیرایی خاصی دارد.

تمرین10 : دو دانشجو یکی بسیجی و دیگری انجمنی درباره معاون رئیس دانشگاهشان که متهم به فساد مالی و اخلاقیست صحبت می‌کنند. با یک گفتگوی یک صفحه‌ای، مشخصات دانشجویی آنها از قبیل رشته، سن، ترم تحصیلی و... را بیان کنید. در این گفتگو می‌توانید از تصویر هم استفاده کنید.

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://khsh.hozehonari.ir/s/8BATSGS

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: khsh.hozehonari.ir