
احسان خوشنویس
دوستداران موسیقی باید برای دوست داشتنشان حدومرض قائل شوند و هر صدایی را به منزله ی موسیقی نشمرند. بلکه با هر درجه از سواد موسیقایی خود به کنکاو در آن اثر بپردازند.
احسان خوشنویس
بتاریخ دوم آذر ماه یکهزار و سیصد و شصت و پنج
درشهرستان بجنورد(مرکزاستان خراسان شمالی)متولد گردید.
اجدادش ازخطاطان وکاتبان قرآن درعهد قاجار بودند.
از سن ۸ سالگی همزمان با تحصیلات دوره ابتدایی٬بنا به سفارش بزرگان خاندان خوشنویس٬افتخار ورود به عرصه ی بی همتای هنـــــر را پیداکرد.
اونیز اولین برگ از دفتر هنرمندی خویش را باتحریر نمودن بیت ذیل که سروده ی شاعر معاصر بجنورد٬ امین حکیم شفایی در رسای خاندان هنرمند خوشنویس است٬ورقی دیگر زد.
به صنعت ها مسلط خوشنویس است به خوش خطی امیر کاروان است
با ورود به انجمن خوشنویسان ایران (شعبه بجنورد) در محضر اساتید بزرگوار همچون:آقایان غلامرضا زحمت کش و علی شیخ نژاد هنر خوشنویسی را تلمذ و توفیق آن پیداکرد تا به کسب مدارج عالیه در انجمن نائل آید.
گویی این هنرمند جوان با گیاهِ نی به صور دیگری هم راز و نیازی دارد که در گفتگوی صمیمانه ای با این هنرمند به شرح این ماجرا میپردازیم
بنام یگانه خالق هستی بخش
اول بـــــگو دلم که هوایت زکـــوی کیست؟ این دم که میدمم به نای ونوای ازبرای کیست؟
خواهـــی که مست شویم ودگر پرده بردریم پـــس خود بگو که سرنی از آســـتان کیست؟
سروده ی :احسان خوشنویس
اصفهان – تیرماه١٣۸۸
************************************************************************
با درود به پیشگاه صاحبان هنرایران زمین٬آنانی که خلاقانه این گوهر گرانبهای وجود خویش را تقدیم این دنیا نمودند و خودآرام درخاک خفتند.
بسیار مایه ی مباهات بنده فراهم شد تا چند لحظه ای رو در خدمت دوستان مهربان و سخت کوش حوزه هنری خراسان شمالی
****ازچه زمانی به ساز نی علاقه پیدا کردید؟****
اوایل تابستان١٣٧٧بود که با شنیدن قطعاتی از آثار جاودانه وماندگاراستاد اجل آقای حسن کسائی ٬بی اختیار با حنجره ام میخواستم صدایی مشابه آن اصوات بی همتا که در فضا منتشر شده بود را ایجاد کنم.گویی نیرویی به من میگفت که کاریست سهل وآسان اما گمراه بودم و بی اطلاع از دشواری مسیر پر پیچ و خم نوازندگی با این خشک چوب سحرآمیز.
****فراگیری موسیقی را از چه زمانی و توسط چه کسی آغاز کردید؟****
از زمانی که ساز مورد علاقه ام را پیدا کردم به سراغ فراگیری فرامین درمکتب و پیشگاه استاد رفتم. در ابتدای راه با هنرمندی والا مقام آشنا شدم که کسی جز جناب نعمت یزدان پناه نبود.بله٬ایشان اولین استاد و راهنمای من در شناخت مقدمات موسیقی بودند که به واسطه ی این گفتگو لازم میدانم برایشان ادای احترام کنم که به جد بربنده منت نهادندواینک را ازآن ایشان میدانم.دروس مقدماتی نوازندگی ساز نی را که بر اساس کتب هنرستان موسیقی ونوشته استادعبدالنقی افشارنیا بود را در محضر استاد یزدان پناه به اتمام رساندم.
****از محضر اساتید دیگر نیز بهره ای برده اید؟****
دریک برهه ی١الی٢ساله در خانه فرهنگ شهرستان به علت کمی استقبال هنرجویان از کلاسهای آموزش موسیقی٬با تعطیلی های طولانی مدت مواجه بودیم که مرا برآن داشت تا به مشهد رفت وآمد کنم.وسختی این رفت وآمدها رابا دیدار استاد حسن کیانی نژاد معاوضه نمایم و با هر رهنمود تازه و شیوای استاد٬گویی که نیرویی مضاعف میگرفتم وسازم را به تسخیر خود در می آوردم.به مدت یک سال و اندی هم در محضر ایشان به فراگیری ردیف موسیقی ایران پرداخته وتکنیک های خاصی را برنوازندگی اعمال نمودم.
*********
استاد حسن کیانی نژاد:به سال١٣٥٢دربیرجند متولد گردید.در سال١٣٦٣کارموسیقی را آغازنمود.
ازآثار ایشان میتوان به تالیف کتاب فریاد کویرکه مشتمل بر٩قطعه برای نی میباشد-آلبوم همنوازی نی و تنبک باهمراهی آرش فرهنگ فر و.....اشاره نمود.
*********
سپس به مکتب خانه میرزا عبدالله در تهران که تحت نظارت مستقیم استاد محمدرضا لطفی میباشد٬ مراجعه ودرآنجا توسط استاد لطفی از بنده تستی به عمل آمد واجازه ورود به مکتب خانه را پیدا کردم.در آنجا هم به مدت١سال با شرکت در جلسات تدریس نی که توسط هوشمندعبادی که خود از نوازندگان گروه شیداست٬برگزار میشد٬با مباحثی همچون بداهه نوازی و... اشنا شدم.
****هر هنرمندی یک آرزوی خاص در وجود خود دارد.شما چطور؟****
آرزوی نواختن ساز یکی از آرزوهایی است که هر گاه سازم به طور اتفاقی در اختیارم نباشد بر من چیره میشود.
اما بزرگترین آرزوی هرهنرمندی در هر سن این است که جویای سرچشمه ی جوشان آن هنر باشد وتا آن سرمنزل را نیافته آرام نگیرد.
بیشک برای من که خود یکی از وارثان هنر اجدادیمان که همان خوشنویسی است٬دیدار با استاد غلامحسین امیرخانی و هر یک از اساتید خوشنویس برایم لذت بخش بوده و هست.
اما تیرماه١٣۸۸وقتی آرزویی را که١٣سال میپروراندمش به بار نشست و به بنده خبر دادند که مقدمات دیدار با استاد کسائی فراهم آمده و باید به اصفهان سفری داشته باشم. روزگار صفحه ی رنگین دیگری را برایم گشود. وبه آرزوی دیرینه ام رسیدم که دیدار روی استاد بود.درابتدای عرایضم سروده ای را آوردم که در مسیر منزل استاد کسائی به هنگام عبور از سی و سه پل٬تحریرش کردم و به سمع استاد رساندمش که با تشویق گرم ایشان همراه بود.
****در پایان برای دوستداران موسیقی .بویژه علاقه مندان به ساز نی چه پیامی دارید؟****
لازم میدانم که در اینجا و برای این سوال چند جمله ای از بیانات مولوی در"فیه ما فیه"را بیاد بیاورم که میفرماید:
نخست از سر شوق وذوق شعر می سرودم.
در آن زمان .تنها همان ذوق برانگیزنده شعرهایم بود.
شعرهایی که بهره های زیادی داشت.
شگفت اینکه اکنون که آن شوق در من پژمرده است.بازهم شعرهایم بهره های فراوانی دارد.
مقصودم از آوردن این جملات این بود که نخست این شوق است که در انسان نقش میبندد تا کمالات درونی خویش را حس میکند٬حال ذوق لازمه رسیدن به کمالات درونی انسان هاست.
دوستداران موسیقی باید برای دوست داشتنشان حدومرض قائل شوند .و هر صدایی را به منزله ی موسیقی نشمرند.بلکه با هر درجه از سواد موسیقایی خود به کنکاو در آن اثر بپردازند.
اینجاست که فیلترینگ انجام میپذیرد و از نظر شنونده ی اثر میتوان پی به سطوح مختلف نوازندگان برد.نوازنده ساز نی باید ابتدا با تاریخچه این ساز و دوران احیا و باز سازی محدوده های صوتی این ساز آشنا شود.
مکتب های گوناگون آوازی این ساز را شناسایی کند. نوازندگی این ساز درمناطق مختلف ایران رنگارنگی خاصی را به دنبال دارد که مصداق" ازهرچمن گلی"را خاطرنشان میسازد.
که باید نوای هر ناحیه ای را نواخت.اساسی ترین نکته که در نوازندگی نی از نظر بنده به رنگ دیگری قابل ذکراست٬نی نوازی با حس درونی انسان رابطه ی مستقیم دارد.
به عنوان مثال در صورتی که غمی هر چقدر اندک در نهان نوازنده هویدا گردد مهال ممکن است که بتواند قطعه ای درمقام های شادمانی وسروربنوازد.و مواردی از این رنگ.
بسیار نکات که مجال سخن کم است و مثال آن به فزون.
در پایان برای یکایک هنرمندان ایران عزیز. آرزوی سعادت وخوشیختی را دارم.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: khsh.hozehonari.ir