خراسان شمالی
← همه اخبار
سید مهدی نژادهاشمی - بجنورد
السلام ای قامت ِ سبز بهار ، تاج عزّت بر سَرِ شمشاد ها جنبش ِ خون در رگ ِ انگورها، شور ِشیرین در دلِ فرهاد ها بر روان ِ خویش دارند آبها ، از کران تا بیکران نام تو را ای نگاهت مایه ی آرامش ِ سینه ی مواجِ دریا زاد ها در زمین و آسمان جاری شده ، زمزم و کوثر به عشق دیدنت آنقَدَر خوش یمن هستی تا شوی ، مطلع زیبایی ِرخداد ها آمدی با مهربانی های خود ، خط کشیدی روی جهل و ظلم و جور آمدی افتاد با اندیشه ات ، تیغ و دشنه از کف ِ جلادها آمدی با دست های عاشقت ، واکنی دروازه های نور را آمدی آجر به آجر روی هم ، چیده شد دیوار عشق آباد ها نخل ها در پیش و رویت سر به زیر ، رودها در پیشگاهت آبشار کوه مانند ِ دل ِ تو استوار، در مصاف ِ تن به تن با باد ها بر سرگلدسته ها گل می دهد ، صبح و ظهر و شام نام ِ روشنت تا نماند تیرگی بر قلب ها ، درهجوم پنجه ی بیداد ها مکتبت سد کرده راه جهل را ، تا قیامت مسلمینت سر فراز در امان باشند با لطف تو از ، طالع ِ قوم ثمود و عاد ها ای تو افضل ای تو فاضل ای تو نور ، ای شفیع مرسلین و جنّ و انس ای ((غیاث المستغیثین)) مشربت ، التیام زخم ِ بی فریاد ها ... مانده از نسل تو ماهی پشت ابر ، حتم دارم که شفاعت می کنی با حضور عشق نورانی شود : چشم ما در نیمه ی خرداد ها...
****** امیر آخوندی - درق لبخند که می زنی تمام گل های جهان سر مست می شوند بهار خودش راگم می کند با تو سرشار از ترانه وپیوند می شویم * قبله مایل به تو بود به دست هات که برای تکبیر هنوز رو به آسمان ایستاده انگار خدا قصد ندارد دست های تورا رها کند * نه سنگ ها ونه ریگزارها نه قلب کوچک دخترکانی که برای زنده به گور شدن عرق پیشانی پدرانشان را خشک می کنند لبخند تورا فراموش نکرده اند خنده های تو جهان را به مهربانی عادت داد لبخند تو تمام جهان را مهربان کرد * لبخند به روی لبهای تو معنا پیدا می کند لبخند بر لبهای توست که با بوسه جاری می شود * به زودی عالم را عاشق می کنی لبخند که می زنی تمام جهان به خال لبت گرفتار می شوند
* لبخند که می زنی روی گونه ات چاله ای شکل می گیرد بی خود نیست که یوسف ها به چاه می افتند * لبخند تو همه چیز را از نو شروع می کند گاهی بخند تا عشق دوباره به خانه اش برگردد * لبخندت قاصدکی است که هر روز در تمام جهان درباد تکثیر می شود * گلبرگ لب هایت به فصل ها نوید بهار می دهد با خنده های تو بهار آمدنی است * خنده ات منادی آشتی است دنیا با خنده ات جنگ را فراموش می کند ننگ را فراموش می کند تفنگ را فراموش می کند * حالا این همه آدم این همه جنگ اینهمه صلح این همه شهر این همه آشوب این همه عشق این همه عاشق این همه آغاز این همه پایان این همه کبوتر این همه پرواز اتفاق می افتند تورفته ای ولبخندت راگاهی بین این همهمه ها گم می کنیم * دخترکان غمزده فلسطینی دخترکان مارگزیده میانماری کودکان گرسنه سومالی وپسربچه های فلاخن به دست بیداری ازپشت غبار انفجاربمب های فسفری لبخند تورا جستجو می کنند بغضم به گریه می نشیند ای پدر ای مهربان ای عشق باران امانم نمی دهد دلم می گیرد گریه می کنم ازچشمانم گل محمدی می روید بوی توتمام شعر را پر می کند تمام اتاق را پر می کند ومن فقط گریه می کنم
******** صفیه کوهی - شیروان دوباره آب دوباره آئینه بی حرف بی کلمه قیام خاموش خیابان در دلم نعل می شود و در دهان پرندگان به عام الفیل کوچه می رسم به شهادت به تکرار اشهد ان محمد رسول الله نامت در شناسنامه همه پسران در همه صفحه تاریخ جرات مرا به قرض این روزها کوتاه می کند فقط سکوت است سکوت / سکوت / سکوت که سجده را در برهنگی ماه طواف کعبه می شود در برابر نامت محمد (ص)
*********** 7

اشعاری در مدح رسول گرامی اسلام، محمد مصطفی(ص)
۷ دی ۱۳۹۴کد خبر: 84122۱
شاعران حوزه هنری خراسان شمالی به مناسبت هفته وحدت اشعاری را در مدح خاتم النبیین محمد مصطفی (ص) سرودهاند:
سید مهدی نژادهاشمی - بجنورد
السلام ای قامت ِ سبز بهار ، تاج عزّت بر سَرِ شمشاد ها جنبش ِ خون در رگ ِ انگورها، شور ِشیرین در دلِ فرهاد ها بر روان ِ خویش دارند آبها ، از کران تا بیکران نام تو را ای نگاهت مایه ی آرامش ِ سینه ی مواجِ دریا زاد ها در زمین و آسمان جاری شده ، زمزم و کوثر به عشق دیدنت آنقَدَر خوش یمن هستی تا شوی ، مطلع زیبایی ِرخداد ها آمدی با مهربانی های خود ، خط کشیدی روی جهل و ظلم و جور آمدی افتاد با اندیشه ات ، تیغ و دشنه از کف ِ جلادها آمدی با دست های عاشقت ، واکنی دروازه های نور را آمدی آجر به آجر روی هم ، چیده شد دیوار عشق آباد ها نخل ها در پیش و رویت سر به زیر ، رودها در پیشگاهت آبشار کوه مانند ِ دل ِ تو استوار، در مصاف ِ تن به تن با باد ها بر سرگلدسته ها گل می دهد ، صبح و ظهر و شام نام ِ روشنت تا نماند تیرگی بر قلب ها ، درهجوم پنجه ی بیداد ها مکتبت سد کرده راه جهل را ، تا قیامت مسلمینت سر فراز در امان باشند با لطف تو از ، طالع ِ قوم ثمود و عاد ها ای تو افضل ای تو فاضل ای تو نور ، ای شفیع مرسلین و جنّ و انس ای ((غیاث المستغیثین)) مشربت ، التیام زخم ِ بی فریاد ها ... مانده از نسل تو ماهی پشت ابر ، حتم دارم که شفاعت می کنی با حضور عشق نورانی شود : چشم ما در نیمه ی خرداد ها...
****** امیر آخوندی - درق لبخند که می زنی تمام گل های جهان سر مست می شوند بهار خودش راگم می کند با تو سرشار از ترانه وپیوند می شویم * قبله مایل به تو بود به دست هات که برای تکبیر هنوز رو به آسمان ایستاده انگار خدا قصد ندارد دست های تورا رها کند * نه سنگ ها ونه ریگزارها نه قلب کوچک دخترکانی که برای زنده به گور شدن عرق پیشانی پدرانشان را خشک می کنند لبخند تورا فراموش نکرده اند خنده های تو جهان را به مهربانی عادت داد لبخند تو تمام جهان را مهربان کرد * لبخند به روی لبهای تو معنا پیدا می کند لبخند بر لبهای توست که با بوسه جاری می شود * به زودی عالم را عاشق می کنی لبخند که می زنی تمام جهان به خال لبت گرفتار می شوند
* لبخند که می زنی روی گونه ات چاله ای شکل می گیرد بی خود نیست که یوسف ها به چاه می افتند * لبخند تو همه چیز را از نو شروع می کند گاهی بخند تا عشق دوباره به خانه اش برگردد * لبخندت قاصدکی است که هر روز در تمام جهان درباد تکثیر می شود * گلبرگ لب هایت به فصل ها نوید بهار می دهد با خنده های تو بهار آمدنی است * خنده ات منادی آشتی است دنیا با خنده ات جنگ را فراموش می کند ننگ را فراموش می کند تفنگ را فراموش می کند * حالا این همه آدم این همه جنگ اینهمه صلح این همه شهر این همه آشوب این همه عشق این همه عاشق این همه آغاز این همه پایان این همه کبوتر این همه پرواز اتفاق می افتند تورفته ای ولبخندت راگاهی بین این همهمه ها گم می کنیم * دخترکان غمزده فلسطینی دخترکان مارگزیده میانماری کودکان گرسنه سومالی وپسربچه های فلاخن به دست بیداری ازپشت غبار انفجاربمب های فسفری لبخند تورا جستجو می کنند بغضم به گریه می نشیند ای پدر ای مهربان ای عشق باران امانم نمی دهد دلم می گیرد گریه می کنم ازچشمانم گل محمدی می روید بوی توتمام شعر را پر می کند تمام اتاق را پر می کند ومن فقط گریه می کنم
******** صفیه کوهی - شیروان دوباره آب دوباره آئینه بی حرف بی کلمه قیام خاموش خیابان در دلم نعل می شود و در دهان پرندگان به عام الفیل کوچه می رسم به شهادت به تکرار اشهد ان محمد رسول الله نامت در شناسنامه همه پسران در همه صفحه تاریخ جرات مرا به قرض این روزها کوتاه می کند فقط سکوت است سکوت / سکوت / سکوت که سجده را در برهنگی ماه طواف کعبه می شود در برابر نامت محمد (ص)
*********** 7
اشتراکگذاری:لینک کوتاه: https://khsh.hozehonari.ir/s/CPDN9C2
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: khsh.hozehonari.ir