خراسان شمالی
← همه اخبار
براتی ، قربانعلی- قائم مقام فرمانده گردان ولی الله لشکر 5 نصر(سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)

براتی ، قربانعلی- قائم مقام فرمانده گردان ولی الله لشکر 5 نصر(سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)

۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۰کد خبر: 82161۳

من می روم با توشه ای خالی, آخر من نمیدانم چگونه می توانم روز قیامت با اشخاصی برخورد کنم که همه یک صدا گویند: ای گناهکار( الم تقولون مالا تفعلون) (چرا چیزی را که عمل نمی کنید می گوئید)و (اتامرون الناس بالبر وتنسون انفسکم ؟ )(آیا مردم را به نیکی می خوانید و خود را فراموش می کنید .آیا تعقل نمی کنید .آنگاه چه خواهم گفت .

براتی ، قربانعلی-  قائم مقام فرمانده گردان ولی الله لشکر 5 نصر(سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)

بسم الله الرحمن الرحیم
پیر جماران،امید مستضعفان جهان 29/12/63

شب عید است .

بروید وصیت نامه شهدا را بخوانید , انسان را تکان می دهد. امام خمینی

با عرضه سلام به آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و نایب بر حقش امام خمینی روحی فدا .
سلام بر عاشقان وپیروان علی (ع) که در هر زمان با دادن خونشان اسلام را زنده نگه داشتند .سلام بر عاشقان حسین (ع) .سلام بر شهدای کربلای ایران . سلام بر عباسان و قاسمان زمان .سلام برعلی اکبر ها و علی اصغر های عاشورا های ایران .سلام بر شهدایی که از جان و همسرومال و خانه و کاشانه و راه و فرزند و مادر و پدر خویش برای رضای خداوند تبارک و تعالی گذشتند . سلام بر شهیدان که از جنازه شان چیزی جز مقداری خاک وپودر باقی نماند. و با عرض سلام به پدرم,مادرم و همسرم و برادران عزیزم وخواهران عزیزم، بعد از ماهها انتظار توفیق این را یافتم که در صف سربازان امام زمان( عج) حضور یافته و به ملت شهید پرور آن حضرت خدمت گذاری کرده وبر علیه کفر جهانی و شیطان کوچک ,مترسک آمریکا ,صدام یزید کافر بجنگم .می روم با توشه ای از گناه و جهل مرکب وبا دلی سنگ و پشتی سنگین از گناه و با امید و انتظار بلکه مگر آن خدای آن رحیم ، آن حلیم ، آن ارحم الراحمین ، آن غفار الذنوب با مهربانیش مهری به ما کند .

من می روم با توشه ای خالی, آخر من نمیدانم چگونه می توانم روز قیامت با اشخاصی برخورد کنم که همه یک صدا گویند: ای گناهکار( الم تقولون مالا تفعلون) (چرا چیزی را که عمل نمی کنید می گوئید)و (اتامرون الناس بالبر وتنسون انفسکم ؟ )(آیا مردم را به نیکی می خوانید و خود را فراموش می کنید .آیا تعقل نمی کنید .آنگاه چه خواهم گفت .من میروم چرا که باید رفت ،آری برادر باید رفت . باید رفت اگر چه در این رفتن سختیها و بلاهای زیادی به انسان تحمیل می شود ,باید عاشق شد ، باید رها کرد ، باید برید ، ای برادر بنگر و نظر کن زیرا اگر انسان از این دنیا دل نکند و آن را رها نکند نمی تواند که به هدف برسد. ای برادر بنگر و نظر کن , فکر کن ببین از کجا آمده ای .آیا بیهوده تو را به این دنیا فرستاده اند و یا هدفی مشخص, و آیا آن هدف غیر از بندگی و عشق به معشوق است .(خلقت الجن والانس الالیعبدون.

دنیا همه هیچ و کار دنیا همه هیچ
ای هیچ زبهر هیچ ،در هیچ ، مپیچ

آه که از دوستی با این دنیا متنفرم ,بدم می آید. هر وقت نیازمندی را می بینم خیلی کم بلکه اصلا امکان ندارد که چیزی به او ندهم حتی بعضی مواقع حاضرم خودم را پول کنم و مانند صدقه ای خود را در برابر او قرار دهم بلکه بی نیاز شود. گاهی آروز می کنم ای کاش نبودم و دلم می خواهد از این دنیا بروم و آرزو دارم شهید بشوم چرا که:

این دل تنگم غصه ها دارد
گویی یا میل کربلا دارد

و اما همسرم ,تو برای من عیالی مهربان و با وفا بودی ,در روزهای دلتنگی غمخوار و روزهای شادی شریک من بودی .خداوند انشا ءالله توفیق بدهد و همسرم ,تو مانند فاطمه (س) باش ,صبور و مقاوم و چون کوه استقامت کن ، همسرم مبادا اشک بریزی و اگر هم اشکی ریختی برای حسین (ع) بریز که خانواده اش را به اسارت بردند ,برای زینب(س) ناله کن که تمامی برادران و فرزندانش را از دست داد آن هم در محیطی که نمی توانست حرفی بزند. لذا با این حال مشاهده می کنیم که چگونه با سخنان گوهر بارش کاخ ستمگران را لرزاند پس تو نیز همانندش باش و در آخر همسرم همیشه دعایت این باش که خداوند رزمندگان را پیروز گرداند و طول عمر برای رهبر عزیزمان عنایت فرماید .

اما شما پدرم و مادرم : خیلی برای من زحمت کشیدید, خداوند انشاءالله به شما توفیق دهد .پدر جان هر چه می توانی از مردم حلالیت مرا بگیرید .از فامیل ها که مرا حلال کنند و هر بدی که از من دیده اند ببخشند چون به آنها نتوانستم خوبی بکنم .چون سعادت آن را پیدا نکرده بودم .

من برای این جبهه آمدم که وظیفه الهی است که برای خدا و خلق خدا خدمتی کرده باشم و وظیفه هر مسلمان است که در راه خدا به خلق خدمت کند. ممکن است مرگ در حالت عادی و هر موقع که می شود به سراغ ما بیاید پس چه بهتر که انسان در راه خدا بجنگد و اگر خداوند خواست شهید شود.

اما تو پسرم ، رضا جان و ابوالفضل جان ،شما هم انشا الله که بزرگ شدید افتخار کنید که پدر شما شهید شده است. و اگر از شما پرسیدند که پدرتان کو بگوئید رفته است تا حسین(ع) را زیارت کند . رفته است تا که بتواند با اهداجان ناقابلش خنده بر لبان رهبرش ببیند ، پسرم رضا جان و ابوالفضل جان یک موقع فکر نکنید که شماها یتیم هستید ,نه یتیم نیستید پدر شما پیر جماران است , امید مستضعفان جهان است . هر موقع که از شما پرسیدند پدرت کو بگو که در جماران است البته او پدر فرزندان شهیدان است . پسرم رضا و ابوالفضل جان انشاءالله که بتوانید در آینده به اسلام و کشورتان خدمت کنید چون این کشور ,کشور الهی است .

پسرم رضا و ابوالفضل جان انشاءالله بزرگ شوید از مادرتان خوب نگه داری کنید .نگذارید که او ناراحت باشد و یارو غمخوار او باشید چون او واقعا مادری مهربان و دلسوز است . مادری فداکار است ومادری ایثار گر است . من به سهم خودم از او شرمنده ام چون نتوانستم به او خدمت کنم. انشاءالله که خداوند اجرش را می دهد .در پایان فرزندانم هر دوی شما را به خداوند متعال می سپارم و شمارا می بوسم و مجددا به خدای بزرگ می سپارم . اما برادرانم و خواهرانم از شما می خواهم نماز و عبادت خود را برپا دارید و در مسجد ها و نماز جماعت ها و نماز جمعه ها شرکت کرده ومرا حلال کنید و دعا کنید و مرا هم شفاعت کنید و امام و رزمندگان را دعا کنید . برادران عزیزم و خواهران عزیزم راه شهداء را ادامه بدهید ,نگوئید که ما چند شهید داده ایم نباید به جبهه برویم .خیر من راضی نیستم اگر چنین حرفی بزنید, باید به جبهه بروید تا زمانیکه اسلام پیروز بشود و امام تنها را نگذارید.
عاشورا یا یک روز پیش از عاشورا بود که امام حسین(ع) را تنها گذاشتند و فقط 72 نفر مانند؛ خدای ناکرده به آن صورت نباشید.

خداوند شما هارا امتحان می کند در آخر سوره حضرت محمد (ص) می فرماید: اگر مسلمانان از دین من سر پیچی کنند من کسانی را جایگزین آنها خواهم کرد که از آنها بهتر و فدا کارترباشندو با دشمنانم بجنگند و جانشان را تسلیم خداوند نمایند .خلاصه اسلام را یاری کنید تا خداوند شما را یاری نماید در آخر فراموش نکنم که بگویم فرزندانم را حتما به دبستان بفرستید حتما درس بخوانند و به دانشگاه بروند تا بتوانند مردم محروم و شهید پرور کشور شان را نجات دهند و اسلام امام را فراموش نکنند.

این وصیتم به پدر و مادر و خواهرانم و برادرانم است از فرزندانم خوب نگهداری کنید وبه دبستان بفرستید .اگر نفرستید در روز قیامت جلوی شما را خواهم گرفت .

همسرم نیز بعد از من آزاد است که برود یا در خانه ام بماند, اگر ایستاد هیچ کس حق ندارد او را از خانه من بیرون نماید و خانه دراختیار او وفرزندانم می باشد و تا آخر عمرش می تواند در خانه اش باشد ولی اگر خودش خواست برود آزاد است .بچه هایم ، پدرم یا برادرانم از آن پرستاری بکنند و به دبستان بفرستند ودر آخر وصیت هایم را برای همسرم حتما بخوانید که در جریان قرار بگیرد . وصیت نامه های مرا چاپ کنید و در اختیار مردم قرار دهید تا بخوانند ببینند جوانها برای پول می روند یا برای اسلام و درآخر اگر خداوند خواست شهادت را نصیب من کند تمام کتابهای من را به کتابخانه بسیج روستا بدهید تا برادران مطالعه کنند. اگر خودتان لازم داشتید می توانید نگهدارید و استفاده کنید. 

قربانعلی‌ براتی‌

 

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://khsh.hozehonari.ir/s/ZY2LZYS

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: khsh.hozehonari.ir