
تقدیم به مظلومیت علی (ع ) و شیعیان بحرین
شاعر : میثم مهرنیا / چه خواب بود که بیداریم پریشان شد؟/ چه خواب بود که یوسف ز شرم گریان شد؟
تقدیم به مظلومیت علی (ع ) و شیعیان بحرین
چه خواب بود که بیداریم پریشان شد ؟ چه خواب بود که یوسف ز شرم گریان شد؟
چه روز بود که خورشید پشت ابر گریست طلوع کرد شب و روز سوگواران شد؟
دوباره ماه به چشم خلیل شک بارید و جبرئیل نه، این بار پیک ، شیطان شد
مسیح زخمی نامردی جهود نبود مسیح نیز گرفتار عهد و پیمان شد
رسول، دست به بالای دست بسیار است غدیر قامت رعناش بر که پنهان شد
نه دست نیست به بالای دست هایی که برای تشنگی خصم خویش ، باران شد
نه دست نیست که شب را به کوله می ریزد و چاه های مدینه ز بغض جوشان شد
مدینه دید یتیمان به شانه اش خفتند مدینه صحنه ی اعجازهای قرآن شد
خلیل _ بت شکن وهم های پوشالی که کبریا ز فروغش ستاره باران شد
به لرز رفت دلش تا به دشنه دست کشید به لحظه ای و درنگی دلش پشیمان شد
ولی علی چو فدایی احمدت گشتی هزار تیغ برایت گل و گلستان شد
تو همزمانی آب آتشی علی مولا ابوتراب، به طوفان که در تو حیران شد
قبای روز به بالای شب نمی پاید قسم به نور، که روزی گلوله باران شد
کویر تب زده مولا ، بشارتی آبیست که یادگار تو ، آنک خود از سواران شد
شاعر : میثم مهرنیا
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: khsh.hozehonari.ir