
رمضانی ، اسماعیل - فرمانده واحد تعاون لشکر 5 نصر (سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)
بار الها عمری معصیت کردم, تابع هوای نفسم بودم, حالا با سرشکستگی و پشیمانی از گناهان گذشته به تو روی آورده ام ، به تو پناه آورده ام
|
رمضانی ، اسماعیل - فرمانده واحد تعاون لشکر 5 نصر (سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) بسم الله الرحمن الرحیم جهاد دری از درهای بهشت است که اولیاء خدا از آن وارد می شوند. این فضیلت بزرگ در بین فضائل بی شماری که برای مجاهدین فی سبیل الله نقل شده بیشتر جلب توجه می کند. این واژه ها با همان معنای عرفی خود نه اسرار الهی و عرفانی که دست ما از آن ها کوتاه است. بی شک گفتار و نوشتار بشر عادی از بیان آن ها عاجز است. این مدال الهی بر بازوان مجاهدان چون خورشید در نزد صاحبان اسرار غیبی و ملکوتی می درخشد. مگر این جلوه همان خلعت نیست که ابراهیم خلیل الرحمن را مفتخر کرد و بارقه ی از مقام حبیب اللهی نیست که در تارک افضل موجودات می درخشد و مگر نازل مقام ولی اللهی نیست از امیرالمؤمنین تا خاتم اولیا که به آن اولیاء الله مشرف شدند. اگر هست که هست,با چه بیانی می توان محول آن گردید و با کدام چشم بشری می شود این جلوه را دید. پس بهتر آن که من قاصر دم فرو بندم. به امید این که من هم اگر خداوند قبول کند از توابین باشم. بار الها عمری معصیت کردم, تابع هوای نفسم بودم, حالا با سرشکستگی و پشیمانی از گناهان گذشته به تو روی آورده ام ، به تو پناه آورده ام. ای پناه دهنده ی بی پناهان به تو پناه می برم از شر ظلمت و تاریکی که جهان را فساد پر کرده. به تو پناه می برم چون تو نور همیشگی هستی و شیطان نفس ظلمت ابدی را برای من می خواهد. ای خدا اگر نبودم کربلا به حسین (ع) لبیک گویم در کربلای ایران هستم و در این جا به امام لبیک می گویم و وقتی دلم به امید تو روشن می شود شب برایم روز و روز برایم نعمت به یاد تو بودن را می آورد. من این راه را انتخاب کردم چون راهی است که حسین زهرا انتخاب کرد. علی فخرانی ، ابراهیم کاظمی ، علی شیر غلامی ، عبدالله شاه محمدی ، عباس فخرایی ، حسن عفت ، سیف الله ملکی ، برات نقی زاده ، علی امینی ، مهدی ترشیزی, حسن صادقی ، غلام صادقی مقدم ، تقی قاسمی ، عبدالرضا صفر زاده ، عباس زمان محرابی و ... انتخاب کردند. حسین جان دنیا برای من تیره و ننگ است. حسین,ای آقا ی من ,خودم را آماده کرده ام برای گرفتن دو بال تا بتوانم به سوی تو پر بکشم. می آیم تا خاطره ی عملیات بیت المقدس و رمضان را بار دیگر زنده کنم. می آیم تا یاد حسین و شهدای عملیات رمضان وحق بودن حسین را با خون خود امضا کنم. هروقت یاد عملیاتی که صورت گرفته ,می افتم ، هروقت به یاد امام زمان که در این عملیات و امدادهای غیبی است ,می افتم روحم آماده ی پرواز می شود. هروقت به یاد ناله های شبانه ی امام می افتم خجل می شوم که معصیت کردم و با باری از گناه آمده ام برای مغفرت ,تا شاید در این جا بتوانم از این قفس های جسم و از این زندان های نفس پرواز کنم ؛ پروازی که جعفر طیار کرد. بارالها تنها آرزویم از تو این است که هرگز در بستر نمیرم. هرجا که می میرم ,شهید شوم. اگر شهید نشوم رویم در پیش امام زمان سیاه در پیش دوستان رویم سیاه ,پس با چه رویی با آنان برخورد کنم؟ یاران عزیز حزب الله چند تا چیز از شما می خواهم که امیدوارم این کار را برای حقیرتان انجام دهید: امام این نوری که در دریایی از ظلمت شروع به تابیدن می کند انشاءالله دنیا را به سوی نور سوق خواهد داد. این امام را روی چشمتان نگه دارید. مبادا از این امام روی برگردانید که مدیون خواهید شد. فقرا را یاری کنید. از انفاق دریغ نکنید چرا که خداوند پاداش شما را خواهد داد. سعی کنید با اعمال خود اقلیت های مذهبی و غیره را به سوی دین نور یعنی اسلام بکشانید. هرگاه در ایمان خود احساس ضعف کردید قرآن بخوانید ، دعاها را فراموش نکنید ، دعای کمیل و توسل را حتما به پا دارید. سعی کنید غذا که می خورید و هر قدم که بر می دارید جز برای خدا نباشد ، سعی کنید با رفتار خود و کردارتان و اخلاق اسلامیتان الگو باشید. هرگز در صدد تضعیف روحانیت کاری انجام ندهید ، با منافقین آن طور که امام می گوید رفتار کنید ، وقتی به سر مزار شهیدان می روید برای شهیدان گریه نکنید بلکه برای مظلومیت حسین گریه کنید. هرگز خدا را از یاد نبرید که اگر از یاد ببرید حتی در یک کار کوچک زیان خواهید کرد. به معلولین جنگ تحمیلی حداکثر احترام و توجه را مبذول بدارید چون آن ها شهیدان زنده اند. با اسرا مانند صدر اسلام و پیامبر عمل بکنید. تا زمانی که با خدا هستید اگر تمام دنیا بر علیه شما برخیزند هراسی به دل راه ندهید. شما ای دانش آموزان و ای چراغ های فروزان امت اسلام سعی کنید وظیفه ی خود نسبت به شهدا را انجام دهید و افرادی در میان شما هستند و می خواهند تفرقه بیندازند,سعی کنید آن ها را بسازید و اگر ساخته نشدند آن ها را طرد کنید.در پایان چند کلمه با بازماندگانم دارم. پدر جان ، برادران و خواهرانم ، ای تمام بازماندگانم از من راضی باشید. نگذارید نزد ائمه ی اطهار شرمنده باشم. اگر از من حقیر نزد شما کوتاهی بوده به روح بزرگ خودتان مرا ببخشید. همسرم ؛من از ابتدای زندگی با شما و برای شما همسر خوبی نبودم. اگر می خواهی دوباره همدیگر را ملاقات کنیم مرا حلال کن و فرزندانم مهدی ,جواد و مجیدم و دخترم را مانند زینب تربیت کن ,خودت نیزمانند زینب هستی ,راهم را همچون خانواده ی مولایم حسین ادامه بده. خداوند یار و یاور همه ی شما باشد.
|
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: khsh.hozehonari.ir