خراسان شمالی
← همه اخبار
شاعر پیشکسوت آیینی در گفتگو با رواق کرامت مطرح کرد:

شاعر پیشکسوت آیینی در گفتگو با رواق کرامت مطرح کرد:

۲۲ تیر ۱۳۹۳کد خبر: 83785۱

نگاه «چرایی» به مفاهیم دینی، محصول انقلاب است

گفتگو با مصطفی محدثی خراسانی شیرین است و دشوار. شیرین، چراکه او یکی از قدیمی‌ترین شاعرانی است که در حوزه‌ی شعر آیینی پس از انقلاب کار خود را آغاز کرده، راه های بسیاری رفته و زبان شیوایی دارد (که اینها را به خوبی و راحتی می‌توان از اشعارش فهمید) و دشوار، چرا که در این سال‌ها درباره‌ی ادبیات آیینی بسیار گفته و نوشته و نباید آنچه‌ها را بچرسی که پیشتر پرسیده شده. تعاریف و دیدگاه‌هایش خاص‌اند و دغدغه‌هایی شریف برای ادبیات و به خصوص شعر آیینی دارد.

مصطفی محدثی خراسانی؛ زمان مصاحبه را تعیین می‌کند، با چانه زنی زمان را به عقب می‌کشانم، می‌پذیرد. ساعت 13 و سی دقیقه دوباره تماس می‌گیرم. در لحنی آمیخته به اصرار و تأکید پنهان، شماره ثابتی می‌دهد و من مجدداً صدای ساده و آرامش را از میان سیم های متصل به هم دریافت می‌کنم، خودش را معرفی نمی‌کند و عجول و زمان سنجانه چند سایت معرفی می‌کند و می‌گوید سابقه فعالیتم اینجا‌ها وجود دارد...

 می‌دانم که متولد سال 1340 در شهرستان تایباد است و از دوران کودکی به مشهد رفته و تحصیلات عالی را در همان‌جا گذرانده. این را هم می‌دانم که آغاز فعالیت جدی او در سرودن، با تشکیل گروه شعر حوزه هنری مشهد در سال 1364 همزمان بود .

جایی خوانده بودم (در یکی از همین سایت‌ها) که این گروه، جریان‌سازترین گروه شعر در شهرستان‌های کشور بود و هدایت شعر جوان خراسان را حداقل طی دو دهه به عهده داشت.

محدثی از سال 70 تا 80 مسئولیت این گروه را به عهده داشت و پس از انتقال به تهران، سردبیری فصلنامه شعر نیز به او واگذار شد.

 با این حال همزمان یکی از همین سایتها را مقابلم باز نگه می‌دارم! کمی هم دلخور می‌شوم، اما همین دلخوری راضی‌ام نگه می‌دارد و تکرار می‌کنم خدا خیرش بدهد که وقتم را به خودم برگرداند.

کلمه به کلمه از ارائه تعریفی برای شعر آیینی در بیانش می‌گنجد و در معرفی معمول سابقه ادبیات آیینی در ایران، می‌گوید: «شعر آیینی یک اصطلاح است که در سال‌های بعد از انقلاب متداول شده و واقعا این اصطلاح دقیق انتخاب شده و به کار می‌رود و موضوع اهل بیت و مسائل مذهبی و ارزشی با زبان خیلی از بزرگان ادبیات به شکل زیبا و ارزنده‌ای در این عرصه بیان شده است.»

کمی نگرانم، گوش می‌کنم و به سرعت می‌نویسم، می‌گوید: «ادبیات آیینی شعر فارسی در دامن اسلام و آموزه های قرآن متولد شده. در سال 251 هجری اولین اشعار سروده شد و از آن زمان اسلام کاملا بر این مهم سیطره پیدا کرد و حالا شعر فارسی دارد زبان باز می‌کند. این دو به هیچ وجه قابل تفکیک نیست. شاعران موفق و بزرگی در هر برهه تلاش کردند تا مفاهیم و مضامین آیینی در شعرشان نمود پیدا کند.»

من همچنان به سرعت یادداشت می‌کنم تا به پیروزی انقلاب اسلامی و فعالیت های ادبی پس از این پیروزی بزرگ می‌رسد، اماپیش از آن می‌گوید: «تا پیروزی انقلاب اسلامی، شعر آیینی دو فراز را پشت سر گذاشت: یکی از ابتدای شروع شعر آیینی با اشعار کسمایی و محتشم کاشانی که نگاه بیشتر توصیف رخدادهای زندگی ائمه و حزن آلودی وقایعی همچون قیام امام حسین (ع) و تاریخ و تمدن اسلام و فرهنگ این عرصه بود و فراز دیگر نگاه عرفانی سالک طریق الهی را باز گو می‌کرد.»

محدثی خراسانی همچنان بی وقفه از شعر آیینی می‌گوید و انقلاب اسلامی؛ حرکت های فرهنگی و هنری پس از انقلاب برایش بسیار ارزشمند است و حتی این دوره را عنصر و زمینه ای فراهم برای رشد این عرصه می‌داند. نپرسیده پاسخ سئوالم را که آیا او هم همچون استاد علی معلم، علیرضا قزوه، و میرشکاک، امروز را اوج ادبیات آیینی می‌داند یا خیر می‌گیرم و توی ذهنم پرونده‌اش را می‌بندم.

فهمیده‌ام که او نیز امروزِ شعر آیینی را در اوج می‌بیند، اما دوست دارم تا دلیل این نظرش را هم بدانم؛ چرایی این ادعایش را. می‌خواهم تا برایم بیشتر تشریح کند که چه اتفاقی در شعر آیینی پس از انقلاب اسلامی می‌افتد که این جایگاه را پیدا می‌کند. قاطع و استوار پاسخم را می‌گیرم: «ذات انقلاب و دفاع مقدس سبب شد تا به مفاهیم آیینی نگاه چرایی داشته باشیم و به جای چگونگی و به جای توصیف، تفهیم کنیم. در واقع شعر آیینی؛ آن حاصل آمیزه عرفان و حماسه در سال های پس از انقلاب کامل شد و این نگاه چرا جویی را امام خمینی با آن نگاه حماسی و عرفانی و ذات فرهنگی که منتشر کرد به ادبیات آیینی بخشید و مواجه با سال‌های جنگی که باعث شد یک بار دیگر عاشورا و کربلا را به عینه تجربه کنیم، باعث غنای شعرهای این عرصه شد.»

نمی‌شود از شعر در این روزگار حرف به میان آورد و وارد بحث شعر مدرن و کلاسیک نشد. اما محدثی در این زمینه نیز نظرات جالبی دارد. معتقد است که انقلاب اسلامی و وقایع پس از آن، نه تنها به شعر آیینی، که به شعر مدرن نیز هویتی دیگرگونه بخشیده. معتقد است: «در واقع انقلاب باعث شد قالب های امروزی شعر همچون نیمایی، مدرن، سپید و... که تا قبل از پیروزی بهمن 57 برای نگاه‌ها تداعی حرکت های چپ گرا و روشنفکری بود، در خدمت ارزش‌ها قرار گیرد. امروز مجموعه «گنجشک و جبرئیل» سید حسن حسینی برقله‌ی شعر سپید است که به تمامی آیینی و عاشورایی است.»

به اینجا که می‌رسیم دلم پر می‌زند برای یک خط شعر و هوایی می‌شود پرنده بی‌هوای سرم! یاد انجمن های ادبی می‌افتم و فضاهای شعر خوانی و نقد شعر؛ یک اتفاق آموزشی شاعرانه. می‌پرسم آیا ادبیات آیینی ظرفیت تبدیل شدن به رشته‌ای دانشگاهی را دارد تا برای علاقمندان تدریس شود؟ جواب شاعر قاطعانه آری است و ادامه می‌دهد: «البته ادبیات پایداری در مقطع کارشناسی ارشد داریم. البته با توجه به نیاز و ضرورتی که فضای فرهنگی ما می‌طلبد، چنین رشته‌ای می‌بایست تدریس شود، چرا که بیشتر اوقات مثلا مداحانی که دانش و بینش تاریخ و فلسفه مبارزات اهل بیت (علیهم السلام) و آموزه‌های دینی را ندارند، بدینویسله دانش‌شان بیشتر می‌شود.»

 خط‌های پر شده را پشت سر می‌گذارم. صفحه بعد، کلمه‌ها تند تند به هم سرایت می‌کنند در این لا به لا چشمم به صفحه مونیتور هم هست، نام مجموعه‌های سروده شده این شاعر در مقابلم «شاعران پروازی»، «هزار مرتبه خورشید»، «گزیده ادبیات معاصر شماره 46»، «طنین کوه»، «سلوک باران» و «گزیده غزلیات بیدل با نام از چیدن رنگ»... همزمانی سختی را باید پیش ببرم، می‌پرسم: استاد شاعران ایرانی و شعرهای آیینی‌شان کجای جهان اسلام ایستاده‌اند؟


کمی آرام می‌شود، از سر و صدا‌ها شلوغی اطرافش هم کم شده انگار. ایستاده است یا جایی پشت میزی نشسته. می‌گوید: «ما به لحاظ محتوایی جلو هستیم همینطور به لحاظ زبانی اما متأسفانه به دلیل بُرد کم زبان فارسی و کم کاری‌ها و ارائه کم ترجمه‌ها و آثار فاخر نتوانسته‌ایم جایگاه خود را پیدا کنیم. هم اکنون عرب‌ها از ما جلوترند.»

ظاهراً این سئوال باعث شده که بتواند برخی از درد دل‌هایش را بی‌پروا به زبان بیاورد؛ دردی که خود ریشه در دغدغه‌های عمیق فرهنگی وی دارد و با زندگی هنری‌اش گره خورده است. می گوید: «البته نظام فرهنگی ما هیچ جایگاهی برای شعر قائل نیست و هیچ زحمتی برای بذر پاشی در حوزه ادبیات و شعر آیینی نمی‌کشند. تنها یک نفر و آن هم مقام معظم رهبری است که شعر را مورد توجه قرار داده و مدام توصیه می‌کند و تعاریف و درخشان از شعر دارند و باقی اهل سیاست بر فرهنگ سیطره دارند. در واقع فرهنگی‌ترین مناصب در دست سیاسی‌ترین افرادی هستند که سواد فرهنگی ندارند.»

چنان با عجله ارتباط قطع می‌شود که حتی بعد از چند دقیقه فکر می‌کنم گوشی را سرجایش گذاشته‌ام یا نه. از پنجره اتاق روبه‌رویی، آفتاب ظهر را تشخیص می‌دهم و دلم یک استکان شعر می‌خواهد....



اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://khsh.hozehonari.ir/s/4HPK34S

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: khsh.hozehonari.ir