خراسان شمالی
← همه اخبار
شبیه سازی یا نوآوری؟

شبیه سازی یا نوآوری؟

۱۶ تیر ۱۳۹۰کد خبر: 82751۱

«هنر چیست» پرسشی می باشد که قرنها ذهن و زبان متفکران بسیاری را به خود مشغول داشته است .از یونان باستان تاکنون تلاشهای زیادی صورت گرفته تا تعریفی دقیق از مفهوم هنر ارائه کنند .

 

شبیه سازی یا نوآوری؟ 
 
اشاره : «هنر چیست» پرسشی می باشد که قرنها ذهن و زبان متفکران بسیاری را به خود مشغول داشته است .از یونان باستان تاکنون تلاشهای زیادی صورت گرفته تا تعریفی دقیق از مفهوم هنر ارائه کنند .در این میان دو دسته تعریف از هنر پررنگ هستند .یک دسته تأکید می کند که هنر ماهیتی دارد که تعریف باید این ماهیت را نشان دهد .بنابراین بر مولفه هایی چون :تقلید، بیان احساس یا شکل دادن به یک صورت دست گذاشته می شود که اینها در واقع ماهیت هنر هستند .

گروهی دیگر معتقدند که هنر ماهیتی را دارا نیست و از این رو قابل تعریف نیز نیست .

ویتگنشتاین، فیلسوف معروف قرن بیستم قایل به این دیدگاه نسبت به هنر است .به نظر وی هنر همان چیزی است که افراد یک جامعه آن را هنر می دانند و ما نباید به دنبال ماهیتی برای هنر و تعریف آن باشیم .هم اکنون در زمینه تعریف هنر و ماهیت آن با چنان تنوع و تکثری روبرو هستیم که عده ای آن را تشتت در عرصه نظریه های زیبایی شناسی قلمداد می کنند .به نظر این افراد، بحران هنر به جایی رسیده که تشخیص اینکه کدام اثر، هنری و کدام غیرهنری می باشد بسیار سخت شده است .
 
هنر در یونان باستان

در یونان باستان پیرو پرسشهای فراوانی که در باب ماهیت امور و مفاهیم مطرح می شدند، از ماهیت هنر نیز پرسش می شد .بدین جهت، ماهیتی برای هنر در نظر گرفته می شد که هدف تعریف نشان دادن این ماهیت بود .افلاطون این ماهیت را تقلید از طبیعت و بازنمایی اشیا می دانست .به همین جهت بود که وی نگاه مثبتی به هنر نداشت زیرا هنر به جای آنکه حقیقت را نشان دهد، تصویری از این حقیقت یا به تعبیر دقیقتر تصویر تصویر حقیقت است .ارسطو نیز انواع برجسته زیبایی و هنر را نظم و تقارن و تعین می داند، به نظر وی، علوم ریاضی بیش از همه، این ویژگیها را نشان می دهند و ثابت می کنند .این تعاریف کاملاً نشان می دهند معنایی که یونانیان از هنر برداشت می کردند، معنای عامتری از معنای امروزی از هنر است .مثلاً برای ارسطو کفاشی که حرفه اش را به خوبی انجام می دهد و نجاری که میز و صندلی خوب درست می کند، هنرمند هستند؛ در حالی که ما امروزه هرچند این افراد را صنعتگر می نامیم، شاید هنرمند قلمداد نکنیم .علاوه بر این، در یونان باستان و بخصوص نزد افلاطون و ارسطو هنر (به جز شعر) از قوه عقلانیت انسان ناشی می شود و این در حالی است که ما بیش و پیش از آنکه هنر را ناشی از عقل بدانیم، متأثر از احساسات می دانیم .پس دو اختلاف اساسی میان تعریف جدید از هنر با تعریف یونان باستان (افلاطون و ارسطو (از هنر موجودند .اولآً آنکه تعریف یونان باستانی از هنر عامتر از تعریف جدید است و دوم اینکه آن تعریف مبتنی بر عقلانی دیدن هنر است؛ در حالی که تعبیر جدید، هنر را بیشتر ناشی از خلاقیت و احساس می داند تا عقل .

مشخصه های تعریف جدید از هنر
عناصری که هنر را تعریف می کنند عبارتند از: زیبایی، الهام، مهارت، استادی، شبیه سازی یا بازنمایی طبیعت، نوآوری و ابتکار .در این میان «الهام» در جهان جدید کمتر از جهان قدیم مورد توجه است و نوآوری و ابتکار بیشتر مورد تأکید قرار می گیرد تا در مقابل مهارت و استادی و شبیه سازی که در جهان یونانی وجود داشته اند قرار گیرند .به تعبیر دیگر می توان این گونه گفت که متناسب با تغییر رویکرد بشر جدید در همه عرصه ها، هنر جدید نیز از هنر قدیم مجزا می شود .هنر جدید به هنری اطلاق می شود که پس از رنسانس در کشورهای غربی شکل گرفت و البته به فرهنگهای دیگر نیز نفوذ کرد .در این میان ویژگی هنر جدید و تمایز آن از هنر قدیم نیز می تواند تمایز جهان جدید و قدیم را به خوبی نشان دهد .همان طور که گفتیم هنر جدید بیش از آنکه به شبیه سازی، استادی و مهارت بها دهد، به نوآوری و ابتکار بها می دهد و قبل از آنکه قصد داشته باشد راه سنتهای هنری را ادامه دهد، به بدعت و آغاز راهی جدید می اندیشد .

اگر مهمترین ویژگیهای انسان جدید را طالب لذتهای دنیا، طالب نقد و تحلیل و طالب نوآوری و تغییر جهان بدانیم این ویژگیها دقیقاً در برابر خصایص انسان قدیم چون طالب آخرت، فهم، تجلیل، مهارت و فهم جهان قرار می گیرند هنر جدید نیز کم و بیش این ویژگیهای انسان جدید را عیان می کند .بدین جهت تعریفی که بشر جدید از هنر دارد کاملاً تحت تأثیر نگاه جدید وی به جهان و انسان قرار می گیرد .

تعریف جامع و مانع از هنر

مسأله تعریف را به لحاظ شرطهای لازم و کافی (جامع و مانع) در نظر می گیرند و در مورد هنر نیز همین گونه است .فرض کنیم صفت «الف» یکی از شروط تعریف هنر باشد، آنگاه می توانیم تعریف را به دو شیوه بیازماییم .اول می توانیم بپرسیم که آیا نمونه هایی از هنر هستند که صفت «الف» را نداشته باشند .اگر چنین باشد «الف» شرط لازم برای هنر نیست .دوم می توانیم بپرسیم که آیا ممکن است چیزی صفت «الف» را داشته باشد، ولی هنر نباشد .اگر چنین باشد «الف» شرط کافی برای هنر را دارا نیست .به دیگر سخن، این تعریف در صورتی درست است که هرچه هنر است صفت «الف» را داشته باشد )شرط لازم و جامع) و هرچه صفت «الف» را دارد هنر باشد ) شرط کافی و مانع) .به طور مثال به تعریف هنر بر طبق زیبایی توجه کنیم.

بسیاری از افراد هنر و زیبایی را یکی می گیرند .اما آیا زیبایی شرط کافی هنر است؟ نه، چون بسیاری از چیزهای زیبا مانند مناظر طبیعی هنر نیستند .اما آیا زیبایی شرط لازم هنر است؟ یعنی آیا اثر هنری باید زیبا باشد .باز هم پاسخ منفی است، هرچند که این نکته بیش از مورد اول جای مناقشه است .بسیاری از تعریفهایی که در باب هنر صورت گرفته اند چون :بازنمایی زندگی، آفرینش فرمها و ابراز احساسات نیز بدین مشکل مواجهند و شرط لازم و کافی بودن آنها برای آنکه تعریف هنر باشند مورد مناقشه است .

موضع ویتگنشتاین در باب تعریف هنر

مشکلاتی که در برابر هر گونه تعریفی از هنر مطرح شدند و ما آنها را در این چند بند توضیح دادیم برخی از متفکران را بدان سو سوق داد که تصریح کنند هیچ تعریف جامع و مانعی (با شروط لازم و کافی) از هنر امکان پذیر نیست .همان طور که توضیح دادیم «لوودویک» ویتگنشتاین فیلسوف اتریشی در این زمینه پیشرو است و مواضع وی تأثیری انکارناپذیر در این عرصه داشته است.

به نظر وی هر تعریفی که از هنر ارائه کنیم می توانیم مواردی نقض برایش نشان دهیم .اگر مثلاً بگوییم هنر عبارت است از بازنمایی واقعیت، می توان موسیقی را پررنگ کرد که کاملاً با این تعبیر مخالفت دارد و اگر بگوییم هنر برای بیان احساسات است، می توان هنری چون ادبیات را پررنگ کرد که شاید در برخی مواقع واقع نمایی آن بیش از بیان احساساتش باشد.

به نظر ویتگنشتاین، جستجو برای تعریف هنر به مانند جستجوی تعریف هر واژه دیگر بیهوده است .راه حل وی برای این مشکل این است که به سراغ کاربردهایی برویم که جوامع مختلف از واژه هنر دارند .اگر جامعه ای فردی یا گروهی را هنرمند می دانند اینها هنرمند هستند و اگر جامعه ای دیگر، افرادی دیگر را هنرمند می دانند، آنها نیز هنرمند به شمار می آیند .با این همه و با وجود آنکه این نگاه به تعریف هنر کارآمد و مؤثر است در برخی جاها ما را با مشکلاتی روبرو می کند .زیرا کاربرد یک واژه همیشه نمی تواند نشانگر معنای حقیقی آن باشد و ما سرانجام باید تمایزی میان معنای حقیقی یک واژه و کاربرد آن قایل باشیم .ویتگنشتاین البته در این زمینه سخنی نمی گوید .اتفاقاً یکی از مشکلاتی که هم اکنون در زمینه هنر موجود می باشد آثاری است که تحت عنوان هنر مطرحند، ولی ما تصور می کنیم فاقد بسیاری از مؤلفه هایی هستند که برای اثر هنری نامیدن آنها لازم می باشد.

قدس شماره 5561 - حسین فرزانه
http://noorportal.net

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://khsh.hozehonari.ir/s/RNQDSME

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: khsh.hozehonari.ir