
شعر پایداری در ادبیات انقلاب اسلامی – بخش اول
شعر انقلاب اسلامی تا رسیدن به نقطه ای که در خور منزلت آن است ، نظیر تولد همه پدیده های اجتماعی فرهنگی دیگر ، فراز و نشیبهای بسیاری را از سر گذرانده و درون مایه ها در معانی و ترکیب های لفظی این شعر در تبدیل و تحول بوده است . جستار عمیق در هر کدام از این دست مایه ها ، فرصت های جداگانه و بازتری از حد یک مقاله را می طلبد .
شعر پایداری در ادبیات انقلاب اسلامی – بخش اول
چکیده
شعر انقلاب اسلامی تا رسیدن به نقطه ای که در خور منزلت آن است ، نظیر تولد همه پدیده های اجتماعی فرهنگی دیگر ، فراز و نشیبهای بسیاری را از سر گذرانده و درون مایه ها در معانی و ترکیب های لفظی این شعر در تبدیل و تحول بوده است . جستار عمیق در هر کدام از این دست مایه ها ، فرصت های جداگانه و بازتری از حد یک مقاله را می طلبد . آنچه ما بر خود فرض کرده ایم ، که در حد بضاعت اندک خود سخنی را تقدیم علاقه مندان کنیم ، بررسی نمودهایی است از یک نوع ساختار شکنی که در شعر انقلاب اسلامی به عنوان بخشی از ادبیات پایداری این مرز و بوم ظهور کرده است ، یعنی تلفیق حماسه و عرفان .
شعر حماسی ، یعنی برجسته ترین نوع غیر ستیزی دفع غیر خودی با آفرینش هنری مضمون و گزینش کلمات و ترکیبات سازگار با مفهوم حماسه، و عرفان به معنای لطافت روح و کاستن از غلظت ها و گستردگی ضمیر آدمی در مقابل پذیرش دیگران تا مرزهای گذشت از خود و کنکاش در درون برای زدودن بیگانگی هاست .
حماسه به عنوان بسیج قوا برای رویارویی پیرامون است و عرفان به معنای به کار بستن همه سرمایه و استعدادها برای شکستن موانع در درون.
لطافت روح ایرانی در آیینه ذوق ادبی و همچنین زندگی واقعی اش هم او را به بلندای عروج عرفانی پرواز داد و هم در فراز و نشیب های دشمنی های تاریخ و شکست ها و پیروزی ها ، زبان او را گشود و شکوهمندترین ادبیات حماسی را خلق کرد .
انقلاب اسلامی برای فرهنگ ما بستری را فراهم کرد تا این دو نوع ادبی ، یعنی حماسه و عرفان با یکدیگر ممزوج و ساختار جدیدی که تا قبل از آن نمایه ای نداشت تولد یابد و به گستردگی روز افزونی که زیبنده این ملت و فرهنگ بزرگ آن است بیانجامد .
در شعر انقلاب اسلامی ، شاعر دور از مردم خویش و حوادث روزگارش ، در گوشه بیغوله ای و یا کاخی ، نیست که با هزاران فرسنگ فاصله از مردمش بگوید و بسراید و بلکه همه چیز را ، حتی عرفان را ، که سر گذشت درون خویش با خداست ، برای مردم خود می خواهد . در این مقاله سعی شده است این درون مایه ها و ترکیبات لفظی در حد بضاعت نگارنده ، با ارائه شواهد ، تحلیل شود و ساختار جدید یعنی تلفیق حماسه و عرفان در ادبیات پایداری مورد دقت قرار گیرد. البته نگارش مقاله در این موضوع چون گرفتن کفی آب از دریایی بزرگ است .
بحث
در شعر انقلاب اسلامی ، به عنوان بخشی از ادبیات پایداری ملت ایران ، از آفرینش فضاهای ذهنی و خیالی که شاعران عرفان گوی آفریده بودند ، بهره برده و خود نیز سعی کرده اند به ابداع و نوآوری هایی دست یابند .
چنین کاری اگر بخواهد با موفقیت همراه شود نیازمند لوازمی است ، که خیال انگیزی ضروری ترین آنهاست . در کنار همین حس قوی است که به شاعر قدرت آفرینش می بخشد و ساختمان بسیار زیبایی از واژگان پدید می آورد که گاه تا حد ( رستاخیز کلمات ) مرزها و محدودیت ها را می شکند و تحول می آفریند . هر چه این توان بیشتر ، تحول چشمگیرتر است . خلق مضمون و ساختن ترکیب نیز وجود همین جوهر در قریحه شاعر را می طلبد .
به عنوان مثال ، کمتر شاعری در پهنه ادب فارسی است ، که از آغاز پیدایش شعر تا کنون ، با مضمون فطری و الهی عشق ، شعر خویش را طراوت نبخشد و در این راه تجربه ای کسب نکرده باشد . اما با وجود سالیان ممتد و طولانی که ذهن خیال اندیش و نکته سنج شاعران در هر طبقه ای پیرامون این مضمون و شرح آن ، باریک اندیشی و ترکیب سازی نموده اند ، هنوز تازگی و شور انگیزی آن در بستر ترکیبات جدید از این کلمه در سلسله شاعران ادامه دارد . هر ترکیب نیز دیدگاه جدید در ذهن مخاطب می آفریند . دیدگاهی که متاثر از ذهن شاعر و عمق وجود اوست که در قالب کلمات تبلور می یابد . از جمله این ترکیبات نظیر :
تندر عشق(1) ، باده شبگیر عشق و پیر عشق(2) ، تدبیر عشق(3) ، شرق عشق(4) ، همای عشق(5) ، معبد عشق(6).
و همچنین ترکیب هایی دیگر نظیر :
شراب عشق ، خواب عشق ، آفتاب عشق ، اضطراب عشق ، عقاب عشق ، نم نم باران عشق ، قصه عشق ، مست عشق ، دار عشق ، فرهاد عشق ، نای عشق ، ماجرای عشق ، کافر عشق ، تصویر عشق .
اگر مجموعه آثار پدید آمده در حوزه ادبیات پایداری را در برهه زمانی هشت سال دفاع مقدس در دوران انقلاب اسلامی به نقد و تحلیل از جهت معنا و مضامین پرداخته شده در شعر شاعران بگذاریم ، موضوعاتی که بیشتر از همه عناوین چشمگیرتر است عبارتند از :
عرفان ، حماسه و عشق که در آمیزه ای از مهر و قهر یا لطف و خشم می توان آن را خلاصه کرد . وجود این عناصر در مضامین شعر انقلاب و به خصوص دوران دفاع مقدس به خاطر تاثیری است که شاعر از شعارهای برآمده در دوران طولانی مبارزه آگاهانه و مردمی به رهبری امام راحل (ره ) در حین غربت و تنهایی ، در این جهان وا پس گرا ، به ارمغان گرفته است . همان گونه که شهیدان این دوران در اوج صفای باطن به خون می غلتیدند، حس غریب غربت را نیز در جان خویش می یافتند و در چهره خود به صاحبان دیده ، که از جمله آنان شاعران متعهد این دوران اند ، منتقل می کردند . نگاه به شهید غلطان در خون ، به شاعر حس حماسه و دیدار چهره غریبانه اما دل مصفا و پیوسته شهید به معشوق خود ، توان سیر در عالم معنا و رجعت به عالم درون و پرورش معانی عرفانی را می دهد .
در بحر این حماسه چه موج اندرون غلطان و طلب در غلطان کنم
این داستان به سر نه به تنها برم شرحش ز قول ملت ایران کنم
از قطره قطره خون شهیدان حق گنج سخن ز لولو و مرجان کنم
..............................................................
با رشحه قلم نه به تشریف خون پر دشت را از لاله و ریحان کنم
گر سر شکست از قلم از خون پاک رنگین همه صحیفه دوران کنم
آنسان که در لباس هنرجنگ را دربحر سجع و قافیه عنوان کنم(7)
( غربت )و حس آن از درون ، سفر ساز سالکی است که مورد ( عنایت ) معشوق قرار گرفته است . باید خود را از ( دنیا ) و اهل آن غریب ببیند تا در درون جانش شعله ( غیرت ) که دوری و بیگانگی از غیر است ، زبانه کشد . همین حس غربت است که سالک را به باور ( تنها بودن ) و تنهایی در این عالم سوق می دهد . عزالدین محمود کاشانی به استناد آیه قرآن در سوره هود که می فرماید : ( قلولا کان من القرون من قبلکم اولوابقیه ینهون عن الفساد فی الارض الا قلیلا ممن نجیناهم(8) ) گوید :
( انبیا و اولیاء ، میان مردم غریب بودند زیرا مردم آنان را در نمی یابند . زیرا عارف به سسب تجلی شهودی و رفع حجاب به مقامی می رسد که خلق او را در نمی یابند . همت او به کاری و مقامی است که مردم حال ، او را درک نمی کنند و از این رو غریب است . علم او غریب است و نیز معلوم او . ) (9)
باور به غریبی ( می تواند از عوامل مختلف در درون جان رسوخ کند . از جمله درک نشدن از سوی مردم ، که در فوق بیانی از آن را آوردیم و دیگر ، یافتن قاعده فنا در همه هستی و باقی دیدن معشوق ازلی . )
در این نگاه است که دلدادگی ها عوض می شود . شیفتگی ها به ( مظاهر ) قطع و به ( مظهر ) می پیوندند . فصیح ترین سخن در شرح این نکته ابیات حافظ است :
عرضه کردم دو جهان بر دل کار افتاده به جز از عشق تو با قی همه فانی دانست
آن شد اکنون که ز ابنای عوام اندیش محتسب نیز در این عیش نهانی دانست
هر دو نگاه ، انسان را به غریب بودن باور می بخشد ، اما تفاوت آن غریب با این غریب در سیر سالک به سوی توحید ، تفاوتی عمیق است .
یافتن همین حس غربت است که تلاش و تکاپو برای گذر از همه ماسوا را در جهان عاشق رقم می زند و دم به دم بر این سرعت در سیر می افزاید .
به تعبیر مولوی :
جزء ها را رویها سوی کل است بلبلان را عشق با روی گل است
آنچه از دریا ، به دریا می رود از همان جا کامد آنجا می رود
از سر که سیل های تند رو وز تن ما جان عشق آمیز رو (10)
در شعر پایداری در دوران دفاع مقدس ، این معرف اساسی یعنی یافتن ( تنهایی ) موجی بود برخاسته از تنهایان روزگار که در میدان های عمل یعنی پشت سنگرها به این دانایی باور آورده بودند که ( گذر از خود ، بزرگ ترین گذر سخت از موانع بین خود تا خداست.
شهید غیرتم آن سان که در حوالی دوست نگاه صوفی بیگانه را نمی تابم(11)
و :
من مرغ باغ قدسم و محبوس تن خود را رها ز بند تن آسان کنم(12)
شعر در این معر که باید با غیرت دینی توام باشد نه با خلسه ای که گریز از صف گردان های شهادت داشته باشد . این شعر بوی شعر ( صوفی گری یاس ) را نمی دهد ، بلکه از میادین ( یغمای تن ) ، ( تاراج دوران ) به یکی از دو سوی ( احدی الحسنیین ) (13)پر می کشد.
انسان غریب در شعر پایداری ، در عین حس غربت ، هجرت از مردم خویش نمی کند . بلکه به میان مردم خود با جان شور بر انگیز و حرکت آفرین برای برانگیختن مقاومت در برابر صف شکنان حریم انسانی وجنگ برانگیزان علیه حقیقت آدمیت ، بازگردی شجاعانه دارد .
لاله آمد غیب را غلغل کند لاله آمد تا حقیقت گل کند
لاله زخم سرخ ما را زاد و رفت لاله ما را ( لا ) و ( الا ) داد و رفت
اگر چه با غربت در میان همین مردم خود نیز که برای رهاییشان می سوزد ، روبرو شود همواره ( حسینی مرد صحرای قیام ) و ( زینبی رفتار کن با پیام ) رهایی از جهل و ستم غیر خودی ، با مردم خود ، و ملت خویش خواهد بود . در نمونه های زیر دقت شود :
ای حسینی مرد صحرای قیام زینبی رفتار کن با این پیام
.................................................
وه چه زهری شهد مطلوب شماست وه چه یحیایی در ایوب شماست
زهر می نوشیم ما هم چون تو زار ما مریدان توایم ای سربدار
زخمیان با جنبش حق همرهند زهر نوشان حقیقت آگهند
لاله ها با غربت خود ساختند لاله ها این کاخ را افراختند
لاله مشمل می گذرد داغ را لاله محشر می کند این باغ را
لاله در صحرای ما آواز کرد لاله سنگستان ما را باز کرد
لاله می سوزد که یخ ها وا شود نرگس از ذات زمین پیدا شود(14)
.........................................................
آغاز شد حماسه بی انتهای ما پیچیده در زمانه طنین صدای ما
آنک نگاه کن که زخون نقشه بسته است براوج قله های خطر جای پای ما
ماندند همرهان همه در وادی نخست جز سایه ها نماند ، کسی در قفای ما
ما رو به آفتاب سفر می کنیم و بس زینروی در قفاست همه سایه های ما
دردا و حسرتا که زبیگانه هم ربود در این میانه گوی ستم ، آشنای ما
بنگر چگونه عاطفه از دست می رود ای وای اگر ز پای نشینم وای ما
از خار راه و ظلمت وادی غمین باش خضر است در طریق طلب رهنمای ما(15)
و :
زدند جام صفا و اصلان چشمه نور اسیر بادیه را فتنه سراب نگر
زشوق این گل خندان که شد شکفته به باغ به جان بلبل شوریده التهاب نگر
به تخت بخت بر آمد عروس حجله عشق ز ارغوان و شقایق بر او خضاب نگر
ز درد درد که در جام کرد پیر مغان غریو ولوله در جان شیخ و شاب نگر
ز خود شدند حریفان ز فیض جرعه او صفای پیکر ببین ، نشوه شراب نگر
چو یخ فرسوده و چو سنگ پای بند مباش به سلک جمع درآ ، شور انقلاب نگر
( به عزم مرحله عشق پیش نه قدمی ) در این سلوک و سفر سود بین حساب نگر
ز پیش دیده خود بین حجاب را بر گیر جمال دوست سپس جذبه بی حجاب نگر(16)
-------------------------------------------
پاورقی ها:
1- ساحل شوق به شور آمد از تندر عشق موج بر موج فرو ریخت که دریا آمد
شعر از : ( احمد خوانساری ) با عنوان (مطلع الفجر)
2– از فراز قله اندیشه آمد پیر عشق تا به رقص آرد زمین از باده شبگیر عشق
شعر از نصرالله مردانی با عنوان ( سبز پوش عرصه اندیشه)
3ـ با نگاه آفتاب آلوده آمد چون سحر تا برافروزد چراغ روز با تدبیر عشق
شعر از محمد خلیل جمال با عنوان ( سینای سحر )
4ـ از شرق عشق آمد برون پسری به سینای سحر جوشیده با نور یقین پوشیده پولای سحر
شعر از محمد خلیل جمال با عنوان ( سینای سحر )
5 ـ گشوده بار سفر ، رهنورد وادی نورد
همای عشق از آن بار گاه می آید
شعر از سیاوش دیهمی با عنوان ( مطلع نور باران )
6 ـ بال بگشوده از این دایره تا معبد عشق تا به سوز تو در این دایره پر ریخته ایم
شعر از مشفق کاشانی با عنوان ( هفت بند نای ) ، بند پنج
7ـشعر از: محمد علی مردانی ، چاپ شده در مجموعه مسابقه شعر جنگ ، گرد آوری نشر شرکت سهامی وزارت ارشد اسلامی ، شهریور 1361 .
8 ـ هود ، 116 .
9ـ کاشانی ، شرح منزل السایرین ، 215 ـ 214 .
10ـ مثنوی مولوی / 2
11ـ شعر از ( قادر طهماسبی ) متخلص به ( فرید ) شاعر دفاع مقدس
12ـ شعر از : حسین اسرافیلی بر گرفته از : ( شعر جنگ ) ، گردآوری وزارت ارشاد اسلامی ، سال 1362 ، ص 53 .
13ـ تعبیر بر گرفته شده از آیه شریفه 52 سوره توبه که می فرماید :
( قل هل یتربصون بنا الا احدی الحسنیین )
14 ـ شعر از: احمد عزیزی ، بر گرفته از مجموعه ( کفش های مکاشفه ) نشر شقایق ، چاپ اول ، 1367 .
15 ـ شعر از : قیصر امین پور، بر گرفته از مجم.عه ( شعر جنگ ) ، وزارت ارشاد اسلامی ، 1362 .
16ـ شعر از : محمود شاهرخی ، همان ، ص 151 .
ادامه دارد...
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: khsh.hozehonari.ir