
شعر پایداری در ادبیات انقلاب اسلامی- قسمت دوم
شاعر دوران دفاع مقدس در ادبیات پایداری ، برای بیان قداست مبارزه لاله های به معشوق پیوسته ، همانند ادبیات کلاسیک زبان فارسی از عناصر طبیعت استفاده می کند اما با فرهنگ حماسی به بیان تغزل .
شعر پایداری در ادبیات انقلاب اسلامی- قسمت دوم
شاعر دوران دفاع مقدس در ادبیات پایداری ، برای بیان قداست مبارزه لاله های به معشوق پیوسته ، همانند ادبیات کلاسیک زبان فارسی از عناصر طبیعت استفاده می کند اما با فرهنگ حماسی به بیان تغزل .
زهر بهار بود این بهار زیباتر که از بهشت بود ملک ما شکوفاتر
خموش نیست دگر سوسن و سمن در باغ که هر گل است ز صد برگ شعر گویاتر
از این قیام که پیروز شد به یاری حق طبیعت است جوان تر گل است بویاتر
در این بهار ز شوق رهایی مردم بود نسیم رهاتر زمانه پویاتر
بگو بر سرو که سر بر کشد تماشا را که لاله سرخ تر است چمن فریباتر
زموج خون شهیدان راه آزادی هماره می شود این انقلاب زیباتر
زلاله ها که بر آید ز تربت شهدا خجسته گلشن فردا شود دل آراتر
نه آتش است به قلب شفق که خون شهید ز سینه شفق از عرش رفته بالاتر
هنوز اول صبح است باش تا نگری که دم بدم شود این آفتاب رخشاتر (1)
وجود ترکیب هایی زیباتر از عناصر طبیعت در شعر حماسی با مضمون عرفانی در شعر انقلاب اسلامی و به خصوص دوران پایداری دفاع مقدس ، غنای این شعر را نشان می دهد .
بهره مندی از عناصر طبیعت در نمونه های معرفی شده ، گره خوردگی عاطفی قابل توجه و بی نظیر سنگر نشینان حماسه هشت ساله را در دفاع مقدس به شعر منتقل می کند و موجب شده اند که فضای عطرآگین و عنبر آسایی که مشام جان را در ستیز دفاعی ملت ایران موج می زند برای آنان که با این پیکار مقدس همزمان نبودند یعنی نسل های بعدی جویای حقیقت ـ البته در حد توان واژه ها ـ آشکار سازد . مواردی که معمولا نباید در شعر حماسی ادبیات کلاسیک از آنها خبر گرفت ، چرا که در ادبیات حماسی کلاسیک اگر عناصری از طبیعت به کار می روند عناصری هستند که شاعر با آنها می تواند تصویر کوبندگی ، تیرگی ، نفرت ستیزه گری ، جاری شدن خون در میدان های رزم و ... را بهتر توصیف کند . (2) ( به کردار یاقوت ، روی خاک می شود ) ( شاهنامه / ج 4 / 458 ) ( خورشید بر توده لاژورد ستم می کوبد )
( شاهنامه / ج 4/ 264 ) ( شب تیره روز را بکوبد و به دندان لب ماه را در خون کشد ) ( شاهنامه / ج 4 / 188 ) ( خورشید که ساقی صبح خیز است چو دریایی از آتش دمان از کمان زخم تیر افکند ) ( هفت پیکر / نظامی ، 1105 ) . ( از گردون درفش می زند و دم شب از خنجرش بنفش می گردد ) ( شاهنامه / ج 4 / 75 )
به تنها یکی گور بریان کنی هوا را به شمشیر گریان کنی
برهنه چو تیغ تو بیند عقاب نیارد به خنچیر کردن شتاب
نشان کمند تو دارد هژبر ز بیم سنان تو خون بارد ابر
( شاهنامه / ج 2 /175 )
به همین دلیل ، هرگز به کار گرفتن ترکیب هایی نظیر موارد ذیل در شعر حماسی کلاسیک دستمایه شاعران نبوده است : زلال نور ، آیینه آفتاب ، گلواژه نور ، گلو گلاب ، رایحه نسیم ، تفسیر سپیده ، صبح شرور ، آیات ظهور ، بهار جاری ، باغ گل ، بذر سحر ، لطف بارانی ، آواز آب ، بلوق گل ، شب شعر ، نبض آب در شعر حماسی کلاسیک جای ظهور ندارد . آفرینش ترکیب هایی نظیر موارد فوق از عناصر طبیعت ، ناشی از درک شاعر از فضایی است که در میان رزمندگان و میدان های پیکارشان و پشت سنگرها و خاکریز هایشان و در فریاد و غرش سلام شان و گرما گرم روی در روی شان ادراک کرده و می خواهد که تلفیق دو مفهوم متضاد ( قهر و مهر ) را که به صورت عینی در آن صحنه های خطر دیده است با انتخاب و یا ابداع و قرار دادن واژه ها در کنار یکدیگر ، در این حماسه بزرگ به تصویر کشد . اگر کلماتی نظیر ، جنگل ، ستاره ، صبح ، کوه ، دریا ، آسمان ، زمین ، موج ، سنگ ، خاک ، شعله ، خورشید ، شب ، برف ، باران ، گرما ، قله ، ....
و دهها واژه نمایان گر عناصر طبیعت در شعر حماسی کلاسیک به کار رفته است ؛ اما تخیل در شعر حماسی کلاسیک نظر به جنبه های عاطفی که در غزل از آن سراغ داریم نبوده بلکه در شعر حماسی کلاسیک باید رویه های زیبایی حسی و عاطفی این واژه را کنار زد و از نگاه شاعر حماسی به بطن خشم آکنده این واژه ها دست یافت . اما در شعر حماسی ادبیات پایداری در هشت سال دفاع مقدس ، این عناصر طبیعی با همان بار لطیف و پر از مهرشان طلوع دارند و در این معانی ماندگارند . در حقیقت این واژه ها نمایا ننده روح مدافعان این دفاع است که ممزوج لطافت و قهر است و در کنار سنگرش هم حماسه ساز است و هم سالک سیر عرفانی و لطایف آن . برای نمونه :
عنان زدست شب تیره آفتاب گرفت سپیده لطف و صفا از زلال آب گرفت
نسیم نغمه بال فرشتگان آموخت صبا تجلی اندیشه های ناب گرفت
چو باغ خاطره صحرا ز گل چراغان شد زمین دوباره نشاط شب شباب گرفت
هزار لاله بر جست از چمن به مقدم صبح صبا به خیره شکنش به پیچ و تاب گرفت
خزان خسته فرو خفت و نو بهار رسید زمام دولت گل بلبل از غراب گرفت
فضا ز عطر شهادت شمیم دیگر یافت به بوی فتح هوا نکهت گلاب گرفت (3)
آوردن عناصر طبیعی در شعر ، در قلمرو تشبیه ، مجاز و استعاره ، در شعر پایداری از ویژگی های دیگر این نوع شعر است که وجود این گونه تعابیر دلیلی محکم بر غنای آن است .
به عنوان نمونه :
دارد جهان به دست کنون عکس روشنی زان سروهای ناز که در کربلا شکست
جبهه ها به کربلا تشبیه شده و ( سروهای ناز ) شهدا هستند .
ای غم بیا که لولو و مرجان تازه یافت زان سروها که بر لب جوی وفا شکست
شکست سروها لب جوی وفا تشبیهی است برای مدافعان در حماسه پایداری .
روزی که گرگها به صف آهو ان زدند در زیر دست و پا ، قدح لاله ها شکست
و :
آزاد کن کبوتر پبغام را ( فرید ) بال سکوت ، گرچه به دست صبا شکست (4)
و موارد استعاره نظیر نمونه زیل :
آسمان چگونه لبخند می زند
آه ، دوست من
بگذار خاطرات خاکستری ام را باز گویم !
تمام دیشب را ستاره چیدم
تمام دیشب
نیلوفران در برکه نگاهم تن شستند
تمام دیشب
پرسشی را تکرار کردم :
آیا خورشید روزهای آینده
عمودتر خواهد تابید
او را برای دعا به آسمان بردند
.......
آن شب آن قدر طوفان ورزید
آن قدر ستاره فرو بارید
که تمام ما گم شدیم
زمین را دشنام دادیم
.......
سحر گاه کاروان صبوری رسید
و نام بزرگ ما را پرسید
......
باید دریا را در زمین می کاشتیم
باید تمام دلمان را خاک می کردیم
با دست هایی که بیشتر
در خاک می شد
فرمانروای ما
مرگ را مجذوب کرده بود
( اشک سنگ ، خون سبز ، شکست حرام ، سیر شوق ، باران مرگ ، سعی سرخ ، آفتاب نوشیدن ، سوختن جام ، نوشیدن و دشنه ، اضطراب بیت ، دام بیداد ، آفاق شهود ، نسیم صلوات ، غمزه اشراقی ، سر فصل حیات ، نفس سبز ، عطر انفاس ، خط سیر نگاه ، خاک تشنه ، کرامات آب ، چشم خسته ، لطف باران ، شمیم روی ، زلال سخن ، کلید کتاب ، کویر تشنه ، قلب انقلاب ، روح آتش ، بارقه امید ، روح آب ، دام شور و دهها ترکیب تجریدی زیبا در شعر پایداری در دوران دفاع مقدس است که در این ترکیب سازی ، تکرار و مانندسازی یا اصلا نیست و یا در حد اندک مشاهده می شود . نکته ای که بر قدرت حس و تموج کلمات در این شعر افزوده است ، که البته این بحث ویژگی شعر انقلاب اسلامی ، فرصت دیگری را می طلبد .
پاورقیها:
1ـ شعر از : محمد حسین بهجتی با عنوان ( گل نور )
و موارد فراوان دیگری که می توان به عنوان نمونه مراجعه کرد از جمله:
غزل معروف : ( پرچم صبح ) از سیاوش دیهمی ، غزل های ( ستاره فجر ) و ( سپیده دم ) از مشفق کاشانی و غزل ( بیرق والفجر بهار ) از غلامرضا رحمدل و قصیده ( آن ناخدای لجه ایمان ) از محمود شاهرخی و مثنوی
( رامشگر ) از محمد حسین بهجتی .
2ـ برای نمونه در موارد زیر دقت شود :
سپاهی که خورشید شد ناپیدا چو گرد سیاه از میان بر دمید
نه دریا پدید و نه هامون نه کوه زمین آید از پای اسبان ستوه
( فردوسی ، شاهنامه ، چاپ مسکو ، ج 2 / 117 )
و
ز گرد سواران هوا بست میخ چو برق درخشنده پولاد تیغ
هوا را تو گفتی همی بر فروخت چو الماس روی زمین را بسوخت
به مغز اندرون بانگ بولاد خاست به ابر اندرون آتش و باد خاست
( همان ، خ 1/ 123 )
یک نکته :
( گرایش شعر حماسی در ادبیات کلاسیک در نگاه به طبیعت که ناشی از نگرش گویندگان آن عصر به طبیعت است ، نگاه به سطح ظاهری و قشری است . شاعر در این دوره سطح مملوس و ساده طبیعت را در شعر خویش جست و جو و تصویر گری می کند و هرگز در آن سوی تصاویر دیگر امر معنوی را جست و جو نمی کند . )
با تصرف و تخلیص بر گرفته از : ( صور خیال در شعر فارسی ) ، شفیعی کد کنی ، چاپ ششم ، ص 324 .
3 ـ شعر از : محمد حسین بهجتی در وصف جبهه ها ، برگرفته از : مجموعه ( شعر جنگ ) ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، سال 1362 .
4 ـ شعرها از : قادر طهماسبی متخلص به فرید ، برگرفته از : ( مجله سروش ) شماره 476 ، تیر 1368 و برای نمونه های دیگر رک : شعری با عنوان : ( در حریم وحی ) از حمید سبزواری ، منتشر شده در مجموعه ( شعر شاعران معاصر ) ، سروش ، چاپ اول 1369 .
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: khsh.hozehonari.ir