
علیرضا طاهری / داستان نویس
امیدوارم بتوانم در آینده نزدیک تعداد دیگری از کارهایم به خصوص چند داستان کوتاه درباره انقلاب اسلامی ایران را که هرکدام با یک سرود از سرودهای حماسی و انقلابی آن روزها به پایان می رسد را ارائه دهم،
چند بار با شماره ای که از ایشون داشتم تماس گرفتم ، اما موفق نشدم صحبت کنم و ایشون رو در جریان بذارم، بالاخره بعد از دو روز ایشون رو پیدا کردم ، بعد از احوالپرسی های معمول از اوضاع و احوال الانشون پرسیدم و متوجه شدم درگیر ثبت نام در دانشگاه پیام نور هستند ، وقتی گفتم دعوت شدید برای شرکت در اختتامیه جشنواره مهد پایداری ، ایشون انتخاب واحد دانشگاه و دوری راه را بهانه نرفتن قرار داد.
تا خود اختتامیه از رتبه ای که آورده بودند مطلع نبودیم ، دبیرخانه جشنواره هم اعلام نتیجه نمی کرد و مرتب تکرار بر حضور ما در اختتامیه داشتند، اما ایلام.....!!! هم مسیر طولانی بود و هم به دلیل قطعی نبودن مقامی از طرف هنرمندان ما و مشغله های کاری فراوان نتونستیم در اختتامیه نهمین جشنواره شعر و داستان جوان، مهدپایداری ، شرکت کنیم.
برگزیدگان انتخاب شدند و در بخش داستان کوتاه کسی حائز رتبه اول نشده بود اما رتبه دوم .....
علیرضا طاهری هنرمند استان خراسان شمالی با اثر "جِنین" رتبه دوم در بخش داستان کوتاه
ایشان بعد از بازگشت از تهران به حوزه هنری آمدند و دقایقی مهمان ایشان بودیم:
• خودتون رو معرفی کن ؟
علیرضا طاهری دانشجوی رشته روانشناسی متولد 29 فروردین 1361 در روستای ترک نشین سولدی از توابع دهستان و بخش فعلی قوشخانه شیروان در خانواده ای کشاورز و رمه دار ،به دنیا آمدم.از سال 67 وارد دبستان شدم و پس از 5 سال تحصیلی در دوره ابتدایی در سال 72 برای ادامه تحصیل در دوره راهنمایی به شهرستان شیروان رفتم ،پس از گذراندن دوره متوسطه در رشته ریاضی فیزیک در سال 79 وارد دانشگاه صنعتی امیر کبیر تهران شدم .
مطالعاتم را در زمینه های غیر درسی ،تاریخ و قصه های نوجوانان و داستانهای مذهبی از جمله " داستان راستان " شهید مطهری شروع کردم .اوخر دهه 60 و اوایل دهه 70 بود که با توجه به علاقه وافرم به فیلم و تلویزیون متوجه گردیدم که عاشق سینما و به خصوص سینمای دفاع مقدس شده ام .
این علاقه شدید به سینما و فیلم بود که تأثیر بیشتری بر روند کار داستان نویسی ام گذاشت .
• چه کسانی بر خودت و روند کارت تأثیر گذار بودند ؟
مطالعه کتابها را پس از کودکی و در سنین نوجوانی با خواندن آثاری از شهید مطهری، دکتر شریعتی و مرحوم جلال آل احمد ادامه دادم و هر چند از نظر فکری و تربیتی شاید بتوانم بگویم پس از پدر مرحومم که به نماز و پرهیز از دروغ و مجموعه ای از خاطرات و حکمت های قدیمی و اجدادی روستایی و شهری مرا دعوت می کرد ، این سه متفکر بزرگ بیشترین تأثیر فکری را در کنار بزرگان دیگر و برخی معلمان و روحانی جوان محله مان ، بر من داشتند .
• از کی نوشتن داستان رو آغاز کردی ؟
از اوایل دوران جوانی نوشتن را با خاطره نویسی از اردیبهشت 78 آغاز کردم و خاطرات کودکی و نوجوانی ام را در روستا و شهر نوشتم ، البته تا یک سالی فقط گهگاه خاطرات می نوشتم اما از بهار 79 تحت تأثیر کتابها و ادبیات دکتر شریعتی اولین شعرم را نیز گفتم . هر چند نثرنویسی و خاطرات و اولین داستان هایم نیز از نظر زیان نوشتاری تا حد زیادی تحت تأثیر کلمات وفضا و ادبیات جلال آل احمد بود .
اولین داستان کوتاهم را در تابستان 79 در سن 18 سالگی نوشتم که چند داستان کوتاه به نام های " دو راه " ، " بیطرف " ، " یک زندگی " و .... بودند . پس از ورود به دانشگاه و از بهار 80 روند داستان نویسی را بطور جدی دنبال کردم .
در سال 80 بیشتر داستان های کوتاه و متوسطی در حد ده تا 50 – 60 صفحه ای نوشتم که یک مجموعه از این داستان ها شامل 6 داستان که بیشتر، موضاعات جنگ و انقلاب را شامل می شد در سال 82 در انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی با عنوان " شریف جان سلام " و با تیراژ 2500 نسخه منتشر شد .
• بیشتر راجع به چه موضوعاتی می نوشتی ؟
موضوعات شامل انقلاب ، دفاع مقدس و مسائل اجتماعی با درون مایه های خانوادگی،عاشقانه و عدالت خواهانه می شوند.
• سبکهای دیگه ای از نوشتن رو هم داشتی ؟
بله ، از سال 81 شروع به رمان نویسی کردم و در کنار داستان های کوتاه ، سه نمایشنامه کوتاه و شعر و مقالات تحلیلی،فکری ،انتقادی و روشنفکری ، چندین رمان بلند و کوتاه ( یا همان داستان بلند ) را به پایان بردم و چند رمان را نیز طرح ریزی و مقداری از آنرا هم نوشم که چند مورد از آنها هنوز نیمه کاره هستند .
• درباره داستان جِنین تون بگید؟
این داستان تحت تاثیر یک ماجرای واقعی و به صورت مستندوار ولی در عین حال داستانی در زمستان 81 ، مارس 2003 چند ماه بعد از واقعه جنایتی که ارتش اسرائیل در ادامه سیاست های نسل کشی که تا حد زیادی از خیانت کفرقاسم در 1956 تا صبرا و شاتیلا در 1982 ، در ماه آوریل سال 2002 در جریان سرکوب انتفاضه مسجد الاقصی و باز هم با حضور آریل شارون ، این بار به عنوان نخست وزیر ، انجام داد یک نوع مباحثات و مجادلات روشنفکرانه در فضای جنگ تمدن ها و گفتگوی تمدن ها که در فضای پس از 11 سپتامبر 2001 مطرح بود و خیزش دوباره شرق و دفاع منطقی و انسانی از حق ملّت فلسطین ... ، شخصیت اصلی هم یک خبرنگار آمریکایی است و داستان در 13 کشور مختلف از مناقشات دهه 80 و 90 پس از سال 2000 رخ می دهد ولی لوکیشن اصلی ، فلسطین ؛ تل آویو؛ غزه ، یافا ، طولکرم و به خصوص جنین است.
در نگارش این داستان دوست داشتم داستان سومی به دو فیلم مورد علاقه ام " بازمانده " و خاکستر سبز ، اضافه کنم .
• درباره شخصیت های این داستان چه توضیحی می تونید بدید؟
شخصیت اصلی داستان به نام " دیوید ویلیام فاستر " خبرنگار شبکه فرضی MVT است که مرکز آن در منتهن نیویورک است . او پس از بازگشت از سفر اعزامی به افغانستان تحت اشغال نیروهای ائتلاف ضد تروریسم و در حالی که تجربه حضور در کشورهای مختلف و مراکز بحرانی متعدد را در دو دهه پشت سر خود وارد ، برای تهیه گزارش عازم فلسطین اشغالی می شود و در آنجا با وجود مخالفت مسوولان خبرگزاری و همچنین مقامات اسرائیلی خود را به نقطه اصلی بحران یعنی جنین می رساند و در آنجا شاهد درگیری ها و کشتار مردم است ؛ همراه با معرفی و آشنایی با افرادی که از مبارزین فلسطینی هستند و اتفاقاتی که در این میان رخ می دهد، او پس از بازگشت به نیویورک برای انتشار گزارشات و تصاویر همراه خود از صحنه های جنگ دچار مشکل می شود ...
• آیا برنامه خاص دیگری هم برای این داستان دارید؟
انشاءالله بعد از انتشار این کار ترجمه این اثر به زبان انگلیسی برای مخاطب غیر ایرانی
• در پایان این گفتگو صحبت پایانی شما رو می شنویم؟
امیدوارم بتوانم در آینده نزدیک تعداد دیگری از کارهایم به خصوص چند داستان کوتاه درباره انقلاب اسلامی ایران را که هرکدام با یک سرود از سرودهای حماسی و انقلابی آن روزها به پایان می رسد را ارائه دهم، و همچنین چاپ مجموعه اشعارم ، دوست دارم طرح های نیمه تمامم را به پایان برسانم و داستان های جدید بنویسم.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: khsh.hozehonari.ir