خراسان شمالی
← همه اخبار
فعالیت‌های ما در حوزه هنری، محصول نگاه اعتقادی‌مان به هنر است

معاون فرهنگی هنری اداره کل امور استان‌ها و مجلس حوزه هنری:/10

فعالیت‌های ما در حوزه هنری، محصول نگاه اعتقادی‌مان به هنر است

۲۸ شهریور ۱۳۹۴کد خبر: 84066۴

مهدی حبیبی معاون فرهنگی هنری اداره کل امور استان‌ها و مجلس حوزه هنری است. با وی درباره اهمیت برگزاری جشنواره‌هایی همچون ایران آینده که اهداف بالادستی نظام را تبیین می کنند به گفتگو نشستیم. او در تمام گفتگو نگاه حوزه هنری را نگاهی اعتقادی و در مسیر انقلاب اسلامی ارزیابی می‌کند که باعث به وجود آمدن مسئولیت در هنرمندان نسبت به جریان‌های رو از طرفی و تولید آثار ماندگار در حوزه‌های مختلف از سوی دیگر شده است. با هم این گفتگو را می‌خوانیم.


به عنوان نخستین پرسش بفرمایید که مسئولیت هنرمندان را در برابر اتفاق‌های  روز جامعه چگونه ارزیابی می‌کنید؟ اینکه هنرمندان مسئولیت دارند یا ندارند، اگر مبای ما فرمایشات مقام معظم رهبری باشد، قطعاً مسئولیت دارند؛ یعنی شعرا مسئولیت دارند، نویسندگان مسئولیت دارند، هنرمندان تجسمی مسئولیت دارند، فیلمسازها مسئولیت دارند و قس علی هذا. این مسئولیت هم به علت نگاه ارزشی است که ما به هنر داریم. برای توضیح این جمله باید گفت که یک نوع تفکر وجود دارد که معتقد است هنر برای هنر است و در نتیجه، ارزش و باورهای هنرمند در این تفکر تعیین کننده نیست. اما در منطق انقلاب اسلامی، هنرمند قطعاً دارای دغدغه و دارای جهت‌گیری فکری است و جبهه حق و باطل دارد. به همین دلیل نمی‌توان گفت که به عنوان مثال مجید مجیدی و مخملباف هنرمندانی با یک تراز هستند. چیزی که این دو را متمایز می‌کند، واکنش‌های شان است که بر اساس ارزش‌ها و باورهای‌شان نسبت به اتفاق‌های پیرامونی نشان می‌دهند. شما می‌بینید که وضعیت مجیدی چگونه است و مخملباف در چه وضعیتی قرار دارد؛ اینکه با اسراییلی‌ها هم پیاله شده و پشت کرده به ارزش‌هایی که بدان‌ها باور داشته و روزی برای آنها فیلم ساخته است. طبق آنچه شما فرمودید، مسئولیت هنرمندان را باید در دو وضعیت تفسیر کرد. یکی اتفاق‌هایی است که در امروزِ جامعه می‌افتد و دیگری نگاه آینده نگر هنرمندان؛ به عنوان مثال اینکه مطابق سند چشم انداز ایران کشوری است پیشرفته در تمامی امور نسبت به کشورهای منطقه و بعضاً در قیاس با دیگر کشورها. حال وظیفه هنرمند در این میان چیست؟  اجازه بدهید این مسأله را با یک مثال توضیح دهم. مدیر حوزه هنری در خراسان شمالی، دو رویکرد می‌تواند داشته باشد. یک رویکرد این است که در اتاق خود بنشیند و هنرمندانی از بجنورد و دیگر شهرهای استان بیایند و برای او طرح بیاورند؛ این طرح‌ها ممکن است از زیباسازی شهر بجنورد باشد تا ساخت فیلم برای یکی از مفاخر بجنورد و تئاتری برای معلولان و دیگر طرح‌ها. یک رویکرد دیگر هم این است که رییس حوزه خراسان شمالی، به همراه کارشناسان خود، اولویت‌ها، تکالیف و ماموریت‌های سازمان خود را رصد کند و متناسب با ماموریت‌های  خود دستورالعمل تولید کند و به مسئول واحد تجسمی حوزه در استان خود بگوید که من امسال می‌خواهم با موضوع جمعیت که موضوع مهمی است و جزو دغدغه‌هایی است که باید بدان بپردازیم و جزو مامورت‌های حوزه هنری است، شما فراخوان بده و از هنرمندان دعوت به عمل بیاور تا آثاری تولید کنند؛ رویکرد ما هم باید اینگونه باشد که آسیب‌هایی که از قِبَل کاهش جمعیت گریبان جامعه را می‌گیرد نشان دهیم، یا به واسطه طنز، تلخی‌هایی را که به واسطه یک تصمیم غلط اجتماعی گرفته شده را نقد کنیم. قطعاً تأیید می‌کنید که رویکرد دوم بسیار بهتر از رویکرد اول است، چون رویکرد اول محصول روزمرگی و بی‌برنامگی است اما رویکرد دوم محصول هدفمند بودن است.  آنچه در چشم‌انداز دنبال می‌شود، و اگر درست برای هنرمندان تبیین شود می‌تواند مؤثر باشد، همین نگاه است. یعنی ما در جشنواره ایران آینده به دنبال این هستیم که تبیینی هنری برای چنین اتفاقی داشته باشیم. شما تا چشم‌انداز نداشته باشید و تا برای جامعه آرزو نسازید، مطمئنا این امر محقق نمی‌شود. حتی در هر خانه‌ای هم آرزوهایی وجود دارد؛ به عنوان مثال جزو برنامه‌های خانواده این است که خانه‌ای خریداری کند، خودرو و ویلا و ... داشته باشد و امثال هم. اگر قرار باشد با این مسأله عادی برخورد شود، همه درآمد صرف امور روزمره خواهد شد، اما وقتی فرد برنامه و چشم‌انداز داشته باشد، قطعاً صرفه جویی کرده و با تدبیر، به اهداف خود می‌رسد.  آنچه ما در ایران آینده به دنبال آن هستیم، این نیست که بخش فرهنگی چشم انداز را تشریح کنیم، بلکه می‌خواهیم هنرمندان ضرورت داشتن چنین چشم‌اندازی برای پیشرفت مملکت را ترسیم کنند. این مسأله به عنوان یک دستور کار در اولویت ما است و بر همین اساس هم در حال حرکت هستیم. لذا این کار سفارشی به آن معنا نمی‌شود. مثل همان مثالی است که پیشتر عرض کردم. آیا کار حوزه هنری در برگزاری جشنواره کاریکاتور جمعیت کار سفارشی است؟ نه! مدیران حوزه هنری با توجه به مأموریت‌ها و سلایقی که داشته، سفارش کار داده است و به جای اینکه منابع خود را با امور روزمره هدر دهد، به آینده نگاه می‌کند. در واقع ما می‌خواهیم یک حرکت هنرمندانه را با واسطه و کمک هنرمندان، برای نهادینه کردن چشم‌انداز اول این مملکت که مقام معظم رهبری ترسیم کرده‌اند، داشته باشیم. به نظر شما برگزاری جشنواره‌هایی اینچنینی تا چه اندازه تأثیرگذار هستند و به عنوان مثال جشنواره جمعیت تا چه اندازه توانسته است که اثرگذار باشد؟ و اینکه چه باید بکنیم که اثرگذاری این جشنواره‌ها بیشتر شود؟ اینکه جشنواره جمعیت تا چه اندازه تأثیر داشته را مدیران خراسان شمالی بهتر می‌توانند تشریح کنند. اما من می‌دانم که این جشنواره قطعاً خروجی‌های خوبی داشته است؛ یعنی مجموعه آثار این جشنواره به صورت کتاب در آمده و در نمایشگاه‌های مختلف حضور پیدا کرده است. اما اینکه این آثار در نگارخانه‌ها و نمایشگاه‌ها یا فراتر از آن در بیمارستان‌ها و نمازجمعه به نمایش در آمده در قالب همان نگاه ترویجی است که دوستان در استان می‌توانند بهتر به آن بپردازند. اما اعتقاد بنده این است که اگر جشنواره‌ها از آن منظری که عرض کردم برگزار شود، یعنی ما بنشینیم و فکر کنیم برای تحقق یک هدف و حتماً خروجی داشته باشد، (خروجی به این معنا که ما بتوانیم با محصولاتی را که هنرمندان در بخش‌های مختلف یک جشنواره تولید می‌کنند، گفتمان سازی کنیم، یعنی عموم مردم و لایه‌های مختلف اجتماعی از آن بهره ببرند.) تردید نکنید که تأثیرگذار خواهد بود. همان طور که شما می‌بینید کتاب شعری که محصول تولید یک شاعر است، به چاپ شصت و هفتاد می‌رسد؛ این یعنی اینکه این کتاب در لایه‌های مختلف اجتماعی رسوخ پیدا کرده است.  من معتقدم که آثار چنین جشنواره‌هایی اولاً باید کیفیت داشته باشد، ثانیاً برای خروجی‌های آن باید نگاه ترویجی وجود داشته باشد، یعنی ما باید گروه‌های هدف‌مان را شناسایی کنیم و محصول را باید به دست آنها برسانیم تا تأثیر آن را ببینیم و نکته بعدی هم این است که حتماً باید از یک استمراری هم برخوردار باشد. مثلاً همین جشنواره کاریکاتور که با موضوع‌های مختلف هر سال در حال برگزاری است، چنین ویژگی‌هایی را دارد.  همان طور که اشاره کردید، حوزه هنری وظایفی را برای تبیین اهداف بلند مدت نظام در قالب هنر تعریف کرده است. باقی ارگان‌های فرهنگی چه وظایفی دارند و آیا آنها هم به وظایف خود در این زمینه به درستی عمل کرده اند یا خیر؟ حوزه هنری با دیگر نهادهای فرهنگی که به صورت موازی عمل می‌کنند یک تفاوت عمده دارد. تعبیری هم که مقام معظم رهبری اخیرا داشتند، تکلیف را کاملاً مشخص کرده است. ما متعلق به تفکر انقلاب اسلامی هستیم. تعلق به تفکر انقلاب اسلامی باعث می‌شود که از کارهای هرز و بی‌فایده خودداری کنیم. یعنی مرز کار مفید و غیر مفید برای ما حرکت بر مسیر نشانه‌های انقلاب اسلامی است و این بسیار مهم است. یعنی کار بدون هدفی که بدون ارزش تولید شده باشد، در دستور کار ما نیست. اما در برخی از نهادها می‌بینیم که انرژی و پول و همه امکانات خود را می‌گذارند، ولی خروجی وجود ندارد. چرا؟ چون تکلیف‌شان به عنوان یک شاخص با مخاطب معلوم نیست و مشخص نیست برای چه مخاطب و چه هدفی کار تولید می‌کنند.  آنچه به ما کمک کرده و به ویژه نگاه ویژه‌ای که مقام معظم رهبری به حوزه داشته‌اند، این بوده که ما به واقع تکلیف خودمان را می‌فهمیم. برخی از کارهایی هم که مراکز ما در استان‌ها انجام می‌دهند و به قول معروف در کشور گُل می‌کند -به عنوان نمونه همین جشنواره جمعیت و ایران آینده در خراسان شمالی- محصول همان نگاه اعتقادی است. نگاهی است که دیگر درگیر اداهای روشنفکری نیستیم که ژستی بگیریم که کسی خوشش بیاید یا برخی به به و چه چه بکنند و ... نه! واقعاً آنچه تکلیف ما است و نظام فکری ما به عنوان اولویت برای‌مان تعیین کرده را انجام می‌دهیم. در این نظام ارزشی هم همه مکلف هستیم که وظیفه‌مان را انجام دهیم. به تعبیری همان فرمایش حضرت امام (ره) که ما وظیفه را انجام می‌دهیم نتیجه با کسی دیگر است. این باور بسیار مهم است، به طوری که ما دیگر نگران به به و چه چه و تشویق دیگران نیستیم. مهم این است که کار درست را درست انجام بدهیم. چون در حوزه ساختارهای بروکراتیک کم است، لایه‌ها ارتباط نزدیکی با هم دارند، تعامل زود منتقل می‌شود، ما درگیر حواشی کمتری نسبت به دیگران هستیم و کارها از کارآمدی بیشتری برخوردار است و نمونه‌های آن را در بخش‌های مختلف هم می‌توانیم رصد کنیم. با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید.







اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://khsh.hozehonari.ir/s/3TUBR9W

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: khsh.hozehonari.ir