خراسان شمالی
← همه اخبار
ماهیت سند چشم‌انداز ایران در افق 1404 فرهنگی است

مدیرکل امور دولت دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام:

ماهیت سند چشم‌انداز ایران در افق 1404 فرهنگی است

۱۴ مهر ۱۳۹۴کد خبر: 84086۲

احسان نمازی زاده، مدیرکل امور دولت دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام است. گفتگویی با وی به دلیل حمایت و حساسیت‌های ویژه مجمع تشخیص مصلحت نظام به بحث نهادینه سازی سند چشم انداز صورت گرفت. نمازی زاده معتقد است که ماهیت سند چشم انداز ایران در افق 1404 همچون ماهیت انقلاب اسلامی، فرهنگی بوده و لازم است به بعد فرهنگی آن توجه ویژه‌ای شود.


با توجه به اینکه امسال دهمین سال ابلاغ سند چشم‌انداز است، به نظر شما ما تا چه حد توانسته‌ایم در این مدت شاخصه‌های فرهنگی و اجتماعی سند را محقق کنیم؟  برای بررسی چشم‌انداز و نسبت جایی که در آن هستیم و جایی که در سال 1404 باید به آن برسیم، به اعتقاد بنده باید به سند چشم‌انداز به عنوان یک مجموعه کامل نگاه کنیم. اگر بخواهیم به بحث فرهنگی نگاه کنیم، یک نگاه این است که ببینیم در کدام یک از قسمت‌های سند به حوزه‌های فرهنگی اشاره شده است، (مثل بخشی که در رابطه با هویت ایرانی و اسلامی وجود دارد یا بحث الهام بخش بودن در جهان اسلام و منطقه چشم‌انداز که ماهیت بین فرهنگی دارد.) منظر دوم این است که خود سند چشم‌انداز که آینده ایران اسلامی را در افق 1404 ترسیم کرده و توسط مقام معظم رهبری ابلاغ شده است، ماهیت فرهنگی دارد؛ یعنی اگر در سند اشاره شده است که ما باید جایگاه اول منطقه را -که شامل کشورهای آسیای جنوب غربی است- احراز کنیم، بدون بستر فرهنگی لازم، غیر قابل دست‌یابی است. به عنوان مثال اگر قرار است که به رشد اقتصادی 7 درصد برسیم، برای تحقق این امر، هم باید بهره‌وری بالا برود، هم حجم مشخصی از سرمایه‌گذاری در کشور باید صورت بگیرد، هم باید از کالای ملی حمایت صورت بگیرد، هم فرهنگ کار باید تقویت شود، هم همت مضاعف و کار مضاعف باید محقق شود، هم باید اصلاح الگوی مصرف صورت بگیرد، هم اصلاح روش کشت در بحث کشاورزی صورت بگیرد و ... در همه این موارد، فرهنگِ آن شاخص است که تضمین تحقق آن را به ما می‌دهد. تا زمانی که فرهنگ حمایت از کسب و کار، فرهنگ حمایت از سرمایه‌گذاری، فرهنگ اقتصاد مقاومتی که نگاه و رویکرد آن به سمت ظرفیت‌های درونی کشور است و به طور کلی تا زمانی که فرهنگ اصلاح نشود، ما به رشد اقتصادی مطلوب نخواهیم رسید که منتج به جایگاه اول اقتصادی در منطقه گردد. به همین ترتیب اگر ما معتقدیم که باید به جایگاه اول علمی در منطقه برسیم، لازمه این امر آن است که ما به فرهنگ تحقیق و پژوهش و فرهنگ نوآوری دست پیدا کنیم. در نتیجه خود سند، ماهیتی فرهنگی دارد و اعتقاد من بر این است نگاه ما باید به کل سند به عنوان سندی فرهنگی باشد. اما در پاسخ به پرسش شما، به رغم اینکه ما 50 درصد زمان سند را طی کرده‌ایم، اما 50 درصد راه را نرفته‌ایم. در برخی از حوزه‌ها بسیار خوب عمل کرده‌ایم و در برخی از حوزه‌ها عملکردمان راضی کننده نیست. عمدتا در حوزه مسایل اقتصادی، به جایگاهی که لازم بوده نرسیده‌ایم و این می‌طلبد که با تلاش مضاعف و فعالیت بیشتر در 10 سال آینده حرکت کنیم تا به نقطه مطلوب برسیم. نگاه شما اشاره به دغدغه‌های مقام معظم رهبری دارد که مکرر به اهمیت بحث فرهنگ در طول سال‌های گذشته اشاره فرموده‌اند و نامگذاری یکی دو سال اخیر هم به همین مناسبت بوده است. اما سؤالی که پیش می‌آید این است که این دغدغه‌ها در کلیت نظام –و نه الزاماً دولت‌ها- نهادینه شده و مورد توجه قرار گرفته است؟ مقام معظم رهبری، حقاً و انصافاً بسیار هوشمندانه نکات مختلف را تشخیص داده و بدان اشاره می‌کنند. به هر حال باید توجه داشت که ظرف کار ما و از آن مهم‌تر ظرف انقلاب اسلامی پیش از هر مقوله‌ای فرهنگی است و انقلاب ما ماهیتی فرهنگی دارد و حضرت آقا هم به خوبی به این نکته اشاره کرده‌اند. در واقع همه ما باید دست به دست هم بدهیم تا فرهنگ مربوطه ایجاد شده و به زبان دیگر راه باز شود. اگر این فرهنگ ایجاد شده و راه باز شود، بسیاری از مشکلات ما حل خواهد شد. ولی در خصوص آنچه اشاره کردید، به اعتقاد من راضی کننده نیست؛ یعنی آن اتفاقاتی که بر اساس اسناد بالادستی –چه سند چشم‌انداز و چه دیگر سیاست‌های کلی ابلاغی مقام معظم رهبری- لازم بوده که بیفتد، در عمل نیفتاده و در مجموع عملکردمان راضی کننده نیست. لازمه دست‌یابی به اهداف مصرح در سندهای بالا دستی هم این است که با سرعت شتابنده‌ای به سمت جلو حرکت کنیم و ضعف‌هایی که در گذشته داشتیم را بتوانیم به قوت تبدیل کنیم.  به نظر می‌رسد نه تنها بین عموم مردم که متأسفانه بین برخی از مسئولان هم سند چشم‌انداز و اهمیت آن به درستی تبیین نشده است. فکر می‌کنید که دولت چه وظایفی در این خصوص دارد و آیا تا به حال در انجام وظایف خود موفق بوده یا خیر؟  برای اینکه این اتفاق بیفتد، لازم است که سند چشم‌انداز تبدیل به یک جریان فرهنگی در کشور شود، چرا که اگر تبدیل به جریان فرهنگی شود، لاجرم بدل به مطالبه عمومی مردم خواهد شد. همه دستگاه‌ها، اعم از دستگاه‌های تبلیغی، ارگان‌های دولتی، فعالان اقتصادی، واحدها و نهادهای صنفی و غیره لازم است دست به دست هم دهند تا فرایند حساس‌سازی صورت بگیرد. یعنی در گام اول مردم ما باید نسبت به سند چشم‌انداز در افق 1404 حساس شوند. در گام دوم است که تبیین و ترویج باید صورت بگیرد. اما مسأله این است که تا صحبت از تبیین و ترویج به میان می‌آید، همه فکر می‌کنند که باید فیلم ساخته شود، برنامه تلویزیونی تولید شود یا روزنامه‌ها به آن بپردازند. اینها لازم است اما همه مسأله تبیین و ترویج در این امور خلاصه نمی‌شود. مجموعه‌هایی که در کشور دارای شبکه‌های اجتماعی و انسانی هستند مانند مجموعه‌های صنفی کشور در قالب اتاق اصناف، فعالان اقتصادی در قالب اتاق بازرگانی، مجموعه دانش‌آموزان کشور در قالب وزارت آموزش و پرورش، مجموعه هنرمندان در قالب حوزه هنری یا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و غیره باید شبکه توزیع پیام تبیین و ترویج سند چشم‌انداز را ایجاد کنند. بخشی از این تبلیغات رو در رو است و باید به هر شکلی این امر تبدیل به گفتمان شود و لازم است که از ظرفیت‌های خالی دستگاه‌ها استفاده شود. به عنوان مثال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هر ساله چندین جشنواره در حوزه‌های مختلف برگزار می‌کند، مانند جشنواره فیلم فجر، فیلم کوتاه، فیلم مستند، هنرهای تجسمی، تئاتر، شعر و غیره. درخواستی که ما از وزارت داشتیم این بود که بخش ویژه‌ای را در همه جشنواره‌ها به عنوان چشم‌انداز ایجاد کند. یا به همین صورت از شورای فرهنگ عمومی کشور که در همه استان‌ها فعال است و نمایندگان محترم ولی فقیه در استان‌ها، استانداران و ... اعضای آن هستند، خواستیم که در این زمینه فعالیت کنند. یا کسانی که در بخش خصوصی در زمینه‌های فرهنگی فعالیت دارند مثل مؤسسه‌های فرهنگی و هنری، دفاتر تبلیغاتی و ... باید با اینها تعاملی برقرار شود تا بخش خصوصی هم بتواند نقش خود را در این مورد ایفا کند. به همین صورت دبیرخانه کانون‌های فرهنگی و هنری مساجد کشور، تشکل‌های دانشجویی در دانشگاه‌های مختلف، سازمان‌های مردم نهاد، هیأت‌های مذهبی، خیریه‌ها و ... در واقع می‌توان این طور گفت که مجموعه‌هایی که با شبکه وسیعی از مردم در ارتباط هستند می‌توانند بحث تبیین و ترویج سند را پیگیری کنند و هزینه‌ای هم در بر ندارد، یعنی نگاه ما در بحث تبیین و ترویج هم همان نگاه اقتصاد مقاومتی است. یعنی هر ساله وزارت فرهنگ و ارشاد برای برگزاری این جشنواره‌ها دارد هزینه‌ای انجام می‌دهد و می‌تواند بحث تبیین سند را در کنار این جشنواره‌ها انجام دهد. انصافاً حوزه هنری خوب وارد میدان شده و جا دارد که از فعالیت‌هایی که حوزه در واحدهای مختلف هنری، از کاریکاتور تا موشن‌گرافیک و مستند و غیره انجام می‌دهد، تقدیر و تشکر شود. سایر مجموعه‌ها هم لازم از این مدل استفاده کنند. با توجه به تأکیدهای مکرر مقام معظم رهبری بر بهره‌گیری از ظرفیت هنر در پیشگیری از تهاجم فرهنگی، می‌خواهم نظر شما را در رابطه با استفاده از هنر در گفتمان‌سازی سند چشم‌انداز جویا شوم و اینکه تا چه اندازه ما در استفاده از این ظرفیت موفق عمل کرده‌ایم؟ پیش از پاسخ به سؤال شما لازم است به یک نکته اشاره کنم. وقتی هست که ما می‌خواهیم راجع به سیاست‌های کلی اصل 44 قانون اساسی یا سیاست‌ها اقتصاد مقاومتی کار کنیم. چون این مسایل محدود به زمان خاصی نیستند، کار کمی راحت‌تر است. اما در خصوص سند چشم‌انداز، بزرگ‌ترین محدودیت ما پیش از محدودیت منابع و سایر مسایل، محدودیت زمانی است. یعنی ما در سال 1404 باید به اهداف مصرح و مطرح در سند برسیم. در نتیجه زمانی که صرف حساس‌سازی و تبیین و ترویج می‌کنیم زمان محدودی است، چون ما در یک زمان خاص باید تبیین و ترویج را انجام بدهیم، در زمان خاصی مسئولان باید مسایل را اجرایی کنند تا در 1404 به اهدافمان برسیم. این محدودیت کار را کمی سخت می‌کند و نکته‌ای است که باید حتماً مد نظر قرار بگیرد و آنها که در حوزه چشم‌انداز به فعالیت می‌پردازند، نیم‌نگاهی هم باید به بحث زمان داشته باشند. یعنی اگر در مرحله حساس‌سازی هستند، باید نیم‌نگاهی به تبیین و ترویج داشته باشند، اگر در مرحله تبیین هستند نیم‌نگاهی به اجرا و در مرحله اجرا نگاهی به سنجش فاصله تا اهداف داشته باشند. به عبارتی در این سند، کنترل پروژه و زمان‌بندی اهمیت بسیار زیادی دارد.  اما راجع به ظرفیت هنر باید گفت که این مسأله از بدیهیات است و احتیاجی به صحبت ندارد. زبان گویای هنر رساترین زبان است و اگر در قالب نوشتار بیاید که ماندگارترین زبان هم هست. یعنی می‌خواهم بگویم که این امر احتیاجی به توضیح ندارد و حتماً باید هنرمندان ما به میدان بیایند. بحث چشم‌انداز هم بحثی نیست که سفارش پذیر باشد و اینطور نیست که به هنرمندان سفارش کار بدهید که در حوزه چشم‌انداز اثر تولید کنید. این موضوعی است که حتماً هنرمند باید آن را درک کند و دغدغه‌اش را داشته باشد و به این باور برسد، چون آینده همه ایرانیان عزیز به این چشم‌انداز بستگی دارد و طبیعی است که همه ایرانی‌ها دوست دارند که کشورشان در بالاترین جایگاه اقتصادی و علمی منطقه قرار گرفته و دارای یک رفاه نسبی باشند. در نتیجه این را باید به دغدغه مردم تبدیل کنیم. متأسفانه برخی از مردم به اهداف سند باور ندارند و احساس می‌کنند که موارد مطرح شده در سند رؤیاپردازی است. اما باید گفت که هم بررسی تطبیقی وجود دارد که این اتفاق افتاده است و هم تاریخ و فرهنگ ما نشان داده که این امر دست یافتنی است. مقام معظم رهبری در یکی از بیانات خود فرمودند (نقل به مضمون) که امیرکبیر  فعالیت‌های خود را در یک بازه حدوداً دو ساله انجام داده است؛ این یعنی اینکه «می‌شود». اگر ما باور قلبی داشته باشیم، وحدت داشته باشیم و از ظرفیت‌های‌مان استفاده کنیم، این امر شدنی است. کافی است که نخبگان، هنرمندان و دیگر اقشار به این باور برسند. برای ملت ایران احراز جایگاه اول در منطقه چیزی نیست و ما اهداف بسیار بالاتری در سر می‌پرورانیم. اگر توجه شود می‌بینیم که کشورهای مورد مقایسه در سند چشم‌انداز کشورهای آسیای جنوب غربی است و رقبای جدی ما در حال حاضر ترکیه و عربستان هستند. در واقع ما کار خیلی سختی در پیش نداریم به شرطی که به این باور برسیم، نخبگان ما پیشرو شوند و انشاءالله یک باور و عزم عمومی ایجاد شده و به اهداف سند برسیم تا در گام‌های بعدی به رقابت با دبگر کشورهای دنیا شویم. این کار سختی نیست.
اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://khsh.hozehonari.ir/s/G4HNGFS

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: khsh.hozehonari.ir