
محتوای هنر از نظرگاه مقام معظم رهبری
اسلامى بودن بعضى از کارهاى هنرى به محتواى آن بستگى دارد،مثل قصه و نمایشنامه. براى یک قصه،با یک مقاله اسلامى چه تعریفى ارائه مى کنید؟اینکه معیارهاى اسلامى یا مفاهیم اسلامى را درست بیان کند.اگر هم مسائل،مذهبى به معناى خاص آن،نیست بلکه اجتماعى یا سیاسى و امثال آنهاست،در آنها هم نباید با اصول اسلامى مغایرتى وجود داشته باشد.اینها را که تامین کردید،آن مقاله اسلامى است،حداقل ضد اسلامى یا غیر اسلامى نیست.
محتوای هنر از نظرگاه مقام معظم رهبری
اسلامى بودن بعضى از کارهاى هنرى به محتواى آن بستگى دارد،مثل قصه و نمایشنامه. براى یک قصه،با یک مقاله اسلامى چه تعریفى ارائه مى کنید؟اینکه معیارهاى اسلامى یا مفاهیم اسلامى را درست بیان کند.اگر هم مسائل،مذهبى به معناى خاص آن،نیست بلکه اجتماعى یا سیاسى و امثال آنهاست،در آنها هم نباید با اصول اسلامى مغایرتى وجود داشته باشد.اینها را که تامین کردید،آن مقاله اسلامى است،حداقل ضد اسلامى یا غیر اسلامى نیست.
از جنبه ى هنرى که در قصه نویسى هست،هیچ چیز خاصى که بتوان آن را معیار اسلامى یا غیر اسلامى بودن دانست،وجود نداردهر چه که بتواند قصه را زیباتر و هنرمندانه تر کند،نه تنها اشکالى ندارد،بلکه بهتر است.نمایشنامه هم همینطور. اما اگر بد آموزى در آن بود،کج اندیشى در آن بود،اغوا در آن بود و تهمت و افترا و فحاشى و بد زبانى در آن وجود داشت، غیراسلامى است .
تئآتر و دیگر هنرهایى که در نیم قرن اخیر یعنى در روزگار غربت و محکومیت ارزشهاى اسلامى و تهاجم همه جانبه به آن،وارد کشور ما شد،طبیعة بر پایه اى غیر اسلامى بنا گشت و در جهت مغایر و حتى متضاد با مفاهیم اسلامى رشد کرد.
غربزدگانى که نخستین رویش این رشته هاى اساسى هنر را در کشور اسلامى ما ارائه کردند،از اسلام کاملا بیگانه و شاید با آن معاند بودند.لذا بتدریج این تصور را در ذهن همه،مخصوصا نسل هاى نوخاسته برمى انگیختند که تئآتر و سینما داراى طبیعتى غیر مذهبى و ضد مذهبى است و نمى توان و نباید از آن براى ارائه ى پیامهاى اسلامى بهره گرفت.
در زمینه ى معیار اسلامى یا غیر اسلامى،غیر از محتواى،شکل هم مؤثر است مثلا در هنرهاى تجسمى.یک وقت است که عکس یک زن عریان کشیده مى شود یا فرض بفرمایید یک شکل اغواگر دیگر یا یک منظره ى دروغ و تهمت آمیز،اینها محتوى است.
اما : ظاهر و شکل هم مى تواند معیار اسلامى بودن قرار بگیرد!
،یعنى خود مجسمه،منهاى اینکه این مجسمه انسان پوشیده است یا عریان،که از نظر بعضى فتاوى درست کردن آن خلاف شرع است.
اینجا دیگر بحث این نیست که این مجسمه ى زن،روسرى دارد یا ندارد،بحث این است که خود تهیه ى این عکس یا مجسمه ى انسان اشکال دارد یا ندارد.
در اجراى نمایشنامه،منهاى محتواى آن،نوع بازى مى تواند در اسلامى بودن یا نبودن اثر بگذارد.فرضا زنى که لباس مردى را پوشیده یا مردى که لباس زنى را پوشیده،این شرعا حرام است.
هنر اسلامى اساسا غیر از هنر مسلمانان است.
این را من بارها در صحبتهایم گفته ام،غالبا هنر مسلمانان با هنر اسلامى اشتباه مى شود.
خوب اگر یک مسلمانى یک آهنگ یا یک فیلم ساخت، آن آهنگ یا فیلم ساخته ى یک مسلمان است اما لزوما اسلامى نیست.
هنر اسلامى آن چیزى است که در آن عنصر سازنده اى از اندیشه ى اسلامى وجود داشته باشد...یعنى در قالب هنرى آن،نه فقط در محتواى،چیزى از اسلام و اندیشه ى اسلامى وجود داشته باشد.این مى شود هنر اسلامى
...بروید دنبال این که بتوانید سر رشته هنر اسلامى را پیدا کنید.
پیام همین خونها و حکایت پر ماجراى ایثارگریهاى رزم آوران تاریخ ساز اسلام،بهترین موضوع و محتوایى ست که به کمک هنر و ابزار و تکنیک مناسب آن،رسالت تئآتر در جمهورى اسلامى را به نحو شایسته اى به انجام مى رساند .
اگر مساله ى هنر براى مردم،و«در خدمت مردم »،یک چیز جدى است و فقط شعار نیست، یقینا یکى از چیزهایى که باید محتواى هنر امروز را تشکیل دهد،مساله ى جنگ است،در حقیقت جنگ مظهرى است از بزرگ ترین حماسه ها و هنرنمایى ها و ارزش آفرینى هاى مردم ما در این دوران.
...براى مثال:آهنگ هاى قرآن یک هنر اسلامى و یک موسیقى کامل است،مثلا در برخى از کشورهاى عربى خوش ذوق ترین و هنرمندترین خواننده ها (در این زمینه) وجود دارند.این همان کیفیت خواندن قرآن است.
قرآن به همین کیفیت باید خوانده شود تا درست مضمون خودش را برساند.
مدتى پیش،مقاله اى از یک نویسنده ى خارجى مى خواندم.او در این باب خیلى خوب تشبیه کرده و نمونه ها و مثالهایى آورده بود.از جمله هنر اسلامى را در مسجد نشان داده و گفته بود که گنبد مسجد دقیقا یک هنر اسلامى است و این نشان دهنده ى جهان بینى اسلام بر محور توحید است،یعنى همه چیز در جهان بینى اسلام بر یک محور حرکت مى کند که آن «الله »است.
وقتى انسان زیر آن گنبد مى نشیند خود را در مرکز عالم احساس مى کند و خود را با همه ى کائنات مرتبط مى داند.محراب جایى ست که پیشنماز مى ایستد و قاعدة قرآن یا کتاب در دست مى گیرد تا چیزى را به مردم یاد بدهد.
جایى که مردم او را مى بینند.لذا بالاى سر محراب حتما یک چراغ هست که به مرور در محرابهاى جدید به شکل چراغها و لوسترهاى زیبا مشاهده مى شود.
حتى در محراب هاى قدیمى هم،چراغى از یک زنجیر آویزان است،این همان مفهوم «الله نور السموات و الارض»است که «مثل نوره کمشکوة فیها مصباح،المصباح فی زجاجة »یعنى آن چراغ داخل یک شیشه است.یا پاى ستون مساجد به صورت سنتى مقدارى پهن تر است یعنى با یک قاعده ى استوانه اى مستقیم بطرف پایین نیامده،این نخل هاى ستون مسجد پیغمبر اکرم (ص) را تداعى مى کند.چون مسجد الرسول را با ستونهایى از نخل ساخته اند،و همینطور گلدسته ها و چیزهاى دیگر را که در معمارى،هنر اسلامى به حساب مى آیند.
گفتگو با اعضاى «واحد فرهنگى روزنامه جمهورى اسلامى »،16/11/1360
پیام به «دومین جشنواره تئآتر دانشجویان کشور»،14/8/1365
گفتگو با واحد فرهنگى روزنامه جمهورى اسلامى »،16/11/1360
گفتگو با اعضاى «واحد فرهنگى روزنامه جمهورى اسلامى »،16/11/1360
پیام به «یادواره تئآتر 17 شهریور»،17/6/1361
سخنرانى افتتاحیه «مجتمع ادب و هنر در خدمت جنگ »،30/6/1363
گفتگو با اعضاى «واحد فرهنگى روزنامه جمهورى اسلامى »،26/11/1360
گردآوری واحد آموزش و پژوهش حوزه هنری خراسان شمالی
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: khsh.hozehonari.ir