← همه اخبار

مهدی رستمی
۵ مرداد ۱۳۹۲کد خبر: 83537۱
کارگاه پژوهشی " قوشمه، ساز پرواز"
کارگاه پژوهشی " قوشمه، ساز پرواز"
در حوزه هنری خراسان شمالی
در ادامه تشکیل کارگاههای تخصصی در حوزه هنری خراسان شمالی، کارگاه پژوهشی "قوشمه ساز پرواز" با دعوت از آقای مهدی رستمی پژوهشگر صاحب اندیشه موسیقی مقامی در خراسان تشکیل شد. در این کارگاه که با حضور نوازندگان قوشمه نواز، علاقمندان موسیقی مقامی و دوستداران این موسیقی در محل سالن سوره حوزه هنری تشکیل شد؛ موضوعات پژوهشی بدیعی در حوزه شناخت این ساز مطرح و به شرکت کنندگان ارائه شد. به همین منظور گپ و گفتی با کارشناس پژوهشگر این کارگاه انجام دادهایم که در پی میآید.

ـ آقای رستمی با تشکر از اینکه دعوت حوزه را قبول کردید، به عنوان اولین سوال در خصوص عناوین و موضوعات مطرح شده در کارگاه اخیر توضیحاتی بفرمایید : قوشمه یک ساز اصالتا " کرمانجی" و خراسانی است، بر این اساس جا داشت که چنین کارگاهی در موضوع شناخت این ساز تشکیل گردد. در این نشست که ابتدا برای سه جلسه اعلام، و بعد به چهار جلسه افزایش پیدا کرد؛ در خصوص وجه تسمیه، ساختار فیزیکی این ساز، بن مایههای داستانی و معرفتی، ویژگیهای نوازندگی و تقسیمبندیهای مقامهایی که با این ساز نواخته میشود، مسائلی مطرح گردید. ـ به نظر می رسد که ساختار فیزیکی قوشمه منحصر به فرد و وجه تسمیه آن هم بی ارتباط با این ساختار نیست ؛ نظر شما چیست؟ بله، قوشمه تنها سازی است که بدنه ای کاملا استخوانی دارد، و این ویژگی منحصر به فرد آن می باشد. در فرایند ساخت این ساز از نی بال سه نوع پرنده، یعنی شاهین، نوع خاصی از جغد و درنا استفاده می شود. به این صورت که نی بال های مورد اشاره ـ از پرندگانی که به صورت طبیعی می میرند ـ جداسازی شده و بعد از تمیز کاری های اولیه، سرو ته نی بال با دقت بریده می شود، بعد از آن پرده بندی ساز را داریم که متشکل از هفت سوراخ بر روی هر نی بال می باشد. بخش صداساز قوشمه هم در گذشته " قمیش " بوده اما امروزه با استفاده از برنج یا مس و بهرگیری از نوعی زبانه نی ای ساخته و پرداخته می شود. در فرهنگ کرمانجی وقتی دوچیز درکنار هم قرار می گیرند، اصطلاحا " قوش می شوند. مسمای ساز قوشمه هم از همین اصطلاح گرفته شده، قوشمه یعنی دو نی بالی که کنار هم قوش می شوند. برخی هم نام این ساز را " قوش نا " دانسته اند؛ مثل سرنا و کرنا و قوش را به واسطه ی بهرگیری از نی بال قوش ( پرنده ) ارزیابی کرده اند.اما آنچه مسلم است این ساز امروزه بال نام " قوشمه " شناخته می شود. ـ در بیانات کارگاهی شما داستانی هم در این رابطه نقل شد ؛ لطفا مختصرا توضیح دهید. بله، سالها پیش در نواحی دامنهای کوه الله اکبر با یک شبان قوشمه نواز برخورد داشتم، ایشان در خصوص پیدایش این ساز داستان قشنگی طرح کردند، این داستان اگرچه خیلی ساده و بی پیرایه بود، اما بسیار غنی و پرمایه می نمود. خلاصه داستان این است که « ... جوانی شیفته قوشمه می شود، در این رابطه به یک قوشمه نواز پیر مراجعه می کند. پیر صاحبدل به او متذکر می شود که قوشمه نواز واقعی کسی است که این ساز را با دست خودش بسازد. در ادامه او به راهی دلالت می شود که در انتهای مسیر یافتن قوشمه برایش میسر می گردد. در پیمودن راه این جوان شیفته باید از هفت چشمه عبور کند که هر کدام رنگی و طعمی خاص دارد و او مجاز یه نوشیدن از این آب ها هم نیست! تا اینکه به چشمه هفتم برسد. ... جوان با طی مراحل هفت گانه این راه به چشمه هفتم می رسد و بر روی این چشمه است که پیر صاحب دل را می یابد. جوان که تشنه تر از همیشه است، از نوشیدن آب چشمه هفتم نیز ـ که اتفاقا آبی زلال و گوارا هم دارد ـ منع می شود. او از پای این چشمه ، که " کانیا مراد " یا چشمه مراد نام دارد، به صخره ای از کوه مقابل هدایت می شود، و می رود تا از بقایای مانده بر لانه ای فرسوده نی بال های " لاچین " ی مرده را برداشته به چشمه بازگردد. شگفت اینکه جوان در بازگشت به چشمه مراد و در زلال آینه وار این چشمه خود را می یابد که در سیمای پیری جاافتاده و قوشمه به دست ایستاده است. » همانگونه که ملاحظه می فرمایید، موضوعات شیرین و معرفتی فرهنگ ما در این داستان به ظاهر ساده تبلور دارد که تاکید بر عدد مقدس هفت در عبور از هفت چشمه و رسیدن به مقصد یا چشمه مراد تنها یکی از این معارف است. ـ و شیرین تر این که جوان به سمت صید برای تهیه مقدمات این ساز هدایت نمیشود ! آقای رستمی در خصوص شیوه نواخت ساز قوشمه هم توضیحاتی بفرمایید در موضوع روش نواختن ساز قوشمه، در واقع با یک تکنیک یا فن مواجه هستیم که در برخی سازهای مشابه ـ عمدتا گروه نی ها و سازهای بادی ـ هم مورد استفاده هنرمندان قرار می گیرد. در این روش که نزد قوشمه چی ها ی ما به نفس گردان معروف است، نوازنده با دمیدن ممتد در نی، همزمان باید تنفس و عملیات دم و باز دم را هم داشته باشد ! داشتیم نوازنده هایی که تا هشت ساعت به صورت ممتد و یک ریز در ساز دمیده اند. در این روش، نوازنده برای لحظه ای کوتاه هوای موجود در فضای دهان را با استفاده از عضلات گونه در نی ها دمیده و همزمان از راه بینی عمل تنفس را هم انجام می دهد. البته تکرار و تسلط بر این قاعده امری تقریبا دشوار است. ـ و در خصوص مقام های قوشمه آیا دسته بندی خاصی وجود دارد؟ اعتقاد من این است که باید سه دسته بندی متفاوت را برای آهنگ های قوشمه قایل شویم. دسته اول این مقام ها معمولا دراماتیک، تامل برانگیز، معرفت افزا و مبتنی بر حکایاتی شیوا و شیرین هستند. سرمقام، تورغه، لو، و ... هرایی در این دسته جای می گیرند. دسته دوم مجموعه آهنگ های ریتمیک و حرکتی ما هستند که شمار آن را تا 14 آهنگ هم ذکر کرده اند. آهنگ های رزمی و حماسی کشتی و رقص چوب هم در این دسته بندی جای می گیرند. گروه سوم هم ملودی های بزمی یا ساز سلوی ترانه های کرمانجی است که از حیث کمی و کیفی متفاوت هستند. به این معنا که در این مجموعه آهنگ های شاد، حزن آور، حماسی و ... نواخته می شوند. ـ و سخن آخر سخن آخر اینکه اگر چهره روشن، زلال و زیبای قوشمه ما برای آحاد جامعه، به ویژه برای جوانان بازخوانی شود، نگاه به این ساز بی بدیل متفاوت و درخور ستایش و احترام خواهد شد. مطلب دیگر اینکه این ساز با ویژگی های یاد شده متعلق به کرمانج خراسان است، لذا جا دارد تا با ثبت آن به عنوان یک میراث ارزشمند فرهنگی از مصادره آن جلوگیری کنیم.
در ادامه تشکیل کارگاههای تخصصی در حوزه هنری خراسان شمالی، کارگاه پژوهشی "قوشمه ساز پرواز" با دعوت از آقای مهدی رستمی پژوهشگر صاحب اندیشه موسیقی مقامی در خراسان تشکیل شد. در این کارگاه که با حضور نوازندگان قوشمه نواز، علاقمندان موسیقی مقامی و دوستداران این موسیقی در محل سالن سوره حوزه هنری تشکیل شد؛ موضوعات پژوهشی بدیعی در حوزه شناخت این ساز مطرح و به شرکت کنندگان ارائه شد. به همین منظور گپ و گفتی با کارشناس پژوهشگر این کارگاه انجام دادهایم که در پی میآید.

ـ آقای رستمی با تشکر از اینکه دعوت حوزه را قبول کردید، به عنوان اولین سوال در خصوص عناوین و موضوعات مطرح شده در کارگاه اخیر توضیحاتی بفرمایید : قوشمه یک ساز اصالتا " کرمانجی" و خراسانی است، بر این اساس جا داشت که چنین کارگاهی در موضوع شناخت این ساز تشکیل گردد. در این نشست که ابتدا برای سه جلسه اعلام، و بعد به چهار جلسه افزایش پیدا کرد؛ در خصوص وجه تسمیه، ساختار فیزیکی این ساز، بن مایههای داستانی و معرفتی، ویژگیهای نوازندگی و تقسیمبندیهای مقامهایی که با این ساز نواخته میشود، مسائلی مطرح گردید. ـ به نظر می رسد که ساختار فیزیکی قوشمه منحصر به فرد و وجه تسمیه آن هم بی ارتباط با این ساختار نیست ؛ نظر شما چیست؟ بله، قوشمه تنها سازی است که بدنه ای کاملا استخوانی دارد، و این ویژگی منحصر به فرد آن می باشد. در فرایند ساخت این ساز از نی بال سه نوع پرنده، یعنی شاهین، نوع خاصی از جغد و درنا استفاده می شود. به این صورت که نی بال های مورد اشاره ـ از پرندگانی که به صورت طبیعی می میرند ـ جداسازی شده و بعد از تمیز کاری های اولیه، سرو ته نی بال با دقت بریده می شود، بعد از آن پرده بندی ساز را داریم که متشکل از هفت سوراخ بر روی هر نی بال می باشد. بخش صداساز قوشمه هم در گذشته " قمیش " بوده اما امروزه با استفاده از برنج یا مس و بهرگیری از نوعی زبانه نی ای ساخته و پرداخته می شود. در فرهنگ کرمانجی وقتی دوچیز درکنار هم قرار می گیرند، اصطلاحا " قوش می شوند. مسمای ساز قوشمه هم از همین اصطلاح گرفته شده، قوشمه یعنی دو نی بالی که کنار هم قوش می شوند. برخی هم نام این ساز را " قوش نا " دانسته اند؛ مثل سرنا و کرنا و قوش را به واسطه ی بهرگیری از نی بال قوش ( پرنده ) ارزیابی کرده اند.اما آنچه مسلم است این ساز امروزه بال نام " قوشمه " شناخته می شود. ـ در بیانات کارگاهی شما داستانی هم در این رابطه نقل شد ؛ لطفا مختصرا توضیح دهید. بله، سالها پیش در نواحی دامنهای کوه الله اکبر با یک شبان قوشمه نواز برخورد داشتم، ایشان در خصوص پیدایش این ساز داستان قشنگی طرح کردند، این داستان اگرچه خیلی ساده و بی پیرایه بود، اما بسیار غنی و پرمایه می نمود. خلاصه داستان این است که « ... جوانی شیفته قوشمه می شود، در این رابطه به یک قوشمه نواز پیر مراجعه می کند. پیر صاحبدل به او متذکر می شود که قوشمه نواز واقعی کسی است که این ساز را با دست خودش بسازد. در ادامه او به راهی دلالت می شود که در انتهای مسیر یافتن قوشمه برایش میسر می گردد. در پیمودن راه این جوان شیفته باید از هفت چشمه عبور کند که هر کدام رنگی و طعمی خاص دارد و او مجاز یه نوشیدن از این آب ها هم نیست! تا اینکه به چشمه هفتم برسد. ... جوان با طی مراحل هفت گانه این راه به چشمه هفتم می رسد و بر روی این چشمه است که پیر صاحب دل را می یابد. جوان که تشنه تر از همیشه است، از نوشیدن آب چشمه هفتم نیز ـ که اتفاقا آبی زلال و گوارا هم دارد ـ منع می شود. او از پای این چشمه ، که " کانیا مراد " یا چشمه مراد نام دارد، به صخره ای از کوه مقابل هدایت می شود، و می رود تا از بقایای مانده بر لانه ای فرسوده نی بال های " لاچین " ی مرده را برداشته به چشمه بازگردد. شگفت اینکه جوان در بازگشت به چشمه مراد و در زلال آینه وار این چشمه خود را می یابد که در سیمای پیری جاافتاده و قوشمه به دست ایستاده است. » همانگونه که ملاحظه می فرمایید، موضوعات شیرین و معرفتی فرهنگ ما در این داستان به ظاهر ساده تبلور دارد که تاکید بر عدد مقدس هفت در عبور از هفت چشمه و رسیدن به مقصد یا چشمه مراد تنها یکی از این معارف است. ـ و شیرین تر این که جوان به سمت صید برای تهیه مقدمات این ساز هدایت نمیشود ! آقای رستمی در خصوص شیوه نواخت ساز قوشمه هم توضیحاتی بفرمایید در موضوع روش نواختن ساز قوشمه، در واقع با یک تکنیک یا فن مواجه هستیم که در برخی سازهای مشابه ـ عمدتا گروه نی ها و سازهای بادی ـ هم مورد استفاده هنرمندان قرار می گیرد. در این روش که نزد قوشمه چی ها ی ما به نفس گردان معروف است، نوازنده با دمیدن ممتد در نی، همزمان باید تنفس و عملیات دم و باز دم را هم داشته باشد ! داشتیم نوازنده هایی که تا هشت ساعت به صورت ممتد و یک ریز در ساز دمیده اند. در این روش، نوازنده برای لحظه ای کوتاه هوای موجود در فضای دهان را با استفاده از عضلات گونه در نی ها دمیده و همزمان از راه بینی عمل تنفس را هم انجام می دهد. البته تکرار و تسلط بر این قاعده امری تقریبا دشوار است. ـ و در خصوص مقام های قوشمه آیا دسته بندی خاصی وجود دارد؟ اعتقاد من این است که باید سه دسته بندی متفاوت را برای آهنگ های قوشمه قایل شویم. دسته اول این مقام ها معمولا دراماتیک، تامل برانگیز، معرفت افزا و مبتنی بر حکایاتی شیوا و شیرین هستند. سرمقام، تورغه، لو، و ... هرایی در این دسته جای می گیرند. دسته دوم مجموعه آهنگ های ریتمیک و حرکتی ما هستند که شمار آن را تا 14 آهنگ هم ذکر کرده اند. آهنگ های رزمی و حماسی کشتی و رقص چوب هم در این دسته بندی جای می گیرند. گروه سوم هم ملودی های بزمی یا ساز سلوی ترانه های کرمانجی است که از حیث کمی و کیفی متفاوت هستند. به این معنا که در این مجموعه آهنگ های شاد، حزن آور، حماسی و ... نواخته می شوند. ـ و سخن آخر سخن آخر اینکه اگر چهره روشن، زلال و زیبای قوشمه ما برای آحاد جامعه، به ویژه برای جوانان بازخوانی شود، نگاه به این ساز بی بدیل متفاوت و درخور ستایش و احترام خواهد شد. مطلب دیگر اینکه این ساز با ویژگی های یاد شده متعلق به کرمانج خراسان است، لذا جا دارد تا با ثبت آن به عنوان یک میراث ارزشمند فرهنگی از مصادره آن جلوگیری کنیم.
اشتراکگذاری:لینک کوتاه: https://khsh.hozehonari.ir/s/5VSHKNM
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: khsh.hozehonari.ir