خراسان شمالی
← همه اخبار
آیا هنرمند کارتونیست در برابر جامعه خود مسئول است؟ هنر کارتون مانند همه هنرهای دیگر تعهدی در برابر جامعه دارد، اما وقتی هنرمند میتواند دِین و تعهد خود را نسبت به جامعه عمل کند که مجموعه شرایط برای کار مهیا باشد. اما متأسفانه امروز مجموعه شرایط برای اهل هنر فراهم نیست و از این جهت خیلی نمیتوان انتظار داشت که اتفاق ویژهای از طریق هنرمند کاریکاتوریست بیفتد. ولی در مجموع هنرمندان ما تا حدی که میتوانستند وظایف خود را انجام دادهاند. مهیا نبودن شرایط از دید شما به چه معنی است؟ ببینید! خاستگاه اصلی کاریکاتور به هر حال مطبوعات است. این درست است که گونهای از هنر کاریکاتور هنر نمایشگاهی است، اما در اصل، کاریکاتور تعهدش را در قبال جامعه، در نشریات است که باید ظهور و بروز بدهد. متأسفانه نشریات ما امروز بستر مناسبی برای ارائه آثار هنری و کاریکاتوری نیست چون نه سردبیران نه مدیران مسئول و نه جریان مطبوعاتی کشور چندان به هنر، آن طور که شایسته است اهمیت نمیدهند و در نتیجه شما این هنر را در قالب مطبوعاتی خیلی نمیتوانید ببینید. مجموعه آثاری که امروز در مطبوعات کشور چاپ میشوند خیلی قوی نیستند یا حتی اگر به لحاظ تکنیکی قوی باشند، خیلی اثرگذاری لازم را ندارند. به هر حال اگر قرار باشد در کشور کاریکاتور رشد کند، لازم است کاریکاتور مطبوعاتی در کشور رشد کند. در سندهای بالادستی نظام، ایران آینده در افق 1404 ترسیم شده است. هنرمند کارتونیست چگونه میتواند وظایف خود را در این مورد انجام داده و به ترسیم آن افق بنشیند؟ ما باید انتظارمان را از هنر کاریکاتور منطقی کنیم. نمیتوانیم انتظار داشته باشیم که اتفاق ویژهای در کاریکاتور بیفتد و جریان ویژهای را در کشور ایجاد کند. ولی اگر روزی متولیان فرهنگ کشور متوجه شوند که هنر کاریکاتور متعهد میتواند وسیلهای برای این باشد که مدیر متخلف را افشا کند، جریانهای غلط را نشان بدهد یا به قول حضرت امام (ره) نقاط کور سیاسی اجتماعی و حتی نظامی را بیان بکند، آن موقع به وظیفه خود عمل کرده و هرکدام از اینها اگر درست و منطقی پیش برود، میتواند عاملی برای اصلاح جامعه باشد. اگر این اتفاقها بیفتد، هنر کاریکاتور میتواند در این سطح تأثیر گذار باشد، ولی با وضعیت امروز، در حد اینکه ما نمایشگاهی ترتیب بدهیم شاید و در بهترین شرایط پنج تا 10 هزار نفر، کتابی چاپ کنیم تا 200 هزار نفر مخاطب داشته باشد، به جایی نخواهیم رسید. همان طور که گفتم اگر کاریکاتور به قالب واقعی خود که هنر مطبوعاتی است، برسد، آنگاه میتوانیم بگوییم که کاریکاتور اتفاقی جدی در جامعه ایجاد کند. ولی الان نه! کاریکاتورهای نمایشگاهی ممکن است در عرصههای بینالمللی برای ایران افتخار بیافریند، ممکن است در فضاهای فرهنگی و هنری برای ما آوردهای داشته باشد، ولی در سطح ملی و با اتفاقهایی که مد نظر است، نمیشود. درست است که برخی مسایل باید مهیا شود ولی این آیا به معنی رفع مسئولیت کارتونیستها است؟ آیا هنرمندان خود وظیفهای در این قبال ندارند؟ هنرمند وظیفه دارد، ولی نکتهای در این میان وجود دارد و مربوط به بحث تأثیرگذاری پیام است و آن اینکه یک بخش پیام تولید آن است، وقتی پیام تأثیرگذار میشود که امکان دیده شدن آن فراهم شود. وقتی امکان دیده شدن پیام به صورت فراگیر فراهم شود، تأثیر آن هم فراگیر میشود. اما اینکه آثار هنرمندان صرفاً در قالب کاتولوگها و ... چاپ شود، با اینکه کار خوبی است و تأثیرگذار هم هست و جامعهای از مخاطب را هم درگیر میکند، ولی آن انتظاری که وجود دارد با وضعیت فعلی برآورده نمیشود. سؤالی که در این میان پیش میآید این است که نهادهای حمایتی چه وظیفهای بر عهده دارند؟ یکی از بحثهای مغفولی که وجود دارد بحث آموزشی کاریکاتور است که از طریق کارتون میتوان به اموری پرداخت تا به ارتقای سطح فرهنگ عمومی جامعه کمک کند. در دنیا زبان کاریکاتور زبان بسیار مؤثری است برای ارتقای فرهنگ عمومی. مثلاً اینکه چگونه ترافیک مورد نقد قرار گیرد، چگونه مصرف گرایی نقد شود، آپارتمان نشینی و ... همه اینها موضوعهای بسیار مناسبی است برای قالبی مانند کاریکاتور به شرطی که نهاد مربوطه اولاً به این اثرگذاری باور داشته باشد و از طرف دیگر امکان اینکه آثار خوب به مخاطب منتقل شود، وجود داشته باشد، حال از طریق پوستر، بیلبورد، کتابچه، روزنامه، اینترنت و ... یادمان باشد که مشکل ما اصولاً در همه قالبهای هنری، اعم از کتاب، فیلم، نقاشی و ... دیده شدن توسط مخاطب است. تولیدکننده که همان هنرمند است، تا حدودی وظیفه خود را انجام میدهد، اما واقعیت این است که این آثار هنری به دست مخاطب نمیرسد. یعنی ما سینمای مناسبی برای پخش فیلم نداریم، از بین هزار و اندی شهر کشور، حدود چهل شهر هستند که سینما دارند، یعنی درصد محدودی از شهرها دارای سینما هستند و مابقی سینما ندارند. حالا شما هرچه فیلم تولید کنید، چون سینما در کشور نیست، فیلم به دست مصرف کننده نمیرسد. همین طور وقتی گالری وجود نداشته باشد، نقاشی به دست مردم نمیرسد. در مورد کتاب هم همین مشکل وجود دارد، چراکه اغلب شهرهای ما کتابفروشی ندارند یا اینکه بسیار محدود است. لذا مشکل ما ساختاری و بنیادی است و متاسفانه کمتر هم به بسترسازی ساختاری توجه شده است بله! سیستم فرهنگی کشور متوجه نیست که هنرمند یک وظیفهای دارد، ولی او هم موظف است زمینههای لازم را برای رساندن اثر هنری به مخاطب، فراهم کند. این زمینه در فیلم میشود سینما، در نقاشی میشود گالری و در کاریکاتور میشود نمایشگاه و مطبوعات. مطابق سند توسعه کشور در افق 1404 ایران باید به جایگاه اول منطقه در زمینههای مختلف برسد. با توجه به اینکه شما جریان کارتون کشور را تعقیب میکنید، آیا در این سالها این امر در کارتون کشور ظهور و بروز یافته است؟ اعتقاد من بر این است که امروز، حوزه هنر (بحث محتوی را اگر کنار بگذاریم و به خود مدیوم هنر فکر کنیم) جلوتر از همه رشتههای دیگر ایستاده است. به عنوان مثال، چشم انداز در حوزه سینما چیست؟ اسکار. ما فیلم اسکاری داریم. پس میتوان گفت که از سند چشم انداز جلوتر هستیم، چون الآن به آن رسیدهایم. در حوزه کاریکاتور ما از همه کشورهای منطقه جلوتر هستیم و به واقع میتوان گفت که جزو 10 کشور برتر دنیا در حوزه کاریکاتور نمایشگاهی هستیم. به این ترتیب دیگر بحث منطقهای نیست، چراکه ما از کشورهای منطقه خیلی خیلی جلوتر هستیم. مشکل اساسی در این زمینه، محتوا است. به بیان دیگر اینکه چه مقدار از اینگونه آثار هنری، بیانگر اندیشه و آرمانهای انقلاب اسلامی است. مشکل اینجاست و اتفاقی هم که باید بیفتد در این حوزه است وگرنه در خود مدیوم هنر ما از صنعت و تکنولوژی و ... جلوتر هستیم، چون ما رقابت ما در حوزه هنر، الآن کاملاً رقابتی جهانی است. اما در بحث محتوا، خیر. میتوان اینگونه گفت که اگر مثلاً فیلم حضرت محمد (ص) در بعد جهانی بتواند موفق شود، آن موقع است که میتوانیم خوشحال باشیم که هم اندیشه و تفکر دینی و هم فرم توانسته در جهان موفق شود. اما فیلمی که مؤلفههای انقلابی را ندارد نمیتواند خیلی برای انقلاب اسلامی آورده ویژهای داشته باشد. ما در این سالها تلاشهایی برای فروش فیلم هایمان انجام دادهایم که معمولا ناموفق بوده است. آیا تا به حال ما به این سمت رفتهایم که از ظرفیت مطبوعات منطقه برای ارائه پیام هایمان در قالب کارتون استفاده کنیم یا خیر؟ واقعیت این است که سینما هم در این زمینه موفق نبود. باید اینطور در نظر گرفت که ما در سال بیش 100 فیلم تولید میکنیم ولی به معنای واقعی حتی یک فیلم هم نداریم که اکران عمومی جهانی داشته باشد. اینکه در جشنوارهای جمعیتی 200 یا 300 نفره آن را ببینند این فیلم اکران بینالمللی نشده است. با اینکه از نظر تولید ما جزو 10 کشور برتر دنیا هستیم، اما از نظر اکران با همین 10 کشور مثل هند، امریکا، فرانسه، انگلستان و ... بسیار فاصله داریم. در مورد کارتون هم همین طور است. اجازه بدهید اینطور بگویم که ما در همین مطبوعات کشور مشکل داریم چه رسد به مطبوعات بینالمللی. مشکل ما از نظر پیام و محتوا است یا فرمی. ببینید وجوه سیاسی کاریکاتور پررنگتر از سایر جنبههای آن است. بنابراین به این سادگی نیست که نشریهای که دیدگاه متفاوتی نسبت به ما دارد، اجازه بدهد ما کاریکاتورهایمان را در آن نشریه به نمایش بگذاریم. حتی در ایران هم این اتفاق نمیافتد. این انتظار، انتظار درستی نیست. ما در نهایت میتوانیم در نمایشگاههای جهانی حضور پررنگ داشته باشیم. انتظار اینکه کارتونهای ما در نشریات بینالمللی حضور داشته باشند چندان منطقی نیست. البته هستند هنرمندان بینالمللی که با نشریات بینالمللی همکاری دارند. اگر کارتونیستهای ما قوی باشند، میتوانند درباره موضوعهای عمومیتر کار کنند و در نشریات بینالمللی به چاپ برسانند. ولی اینکه در نشریات منطقه که اساساً نشریات آزادی نیستند، نمیتوان انتظار داشت که کاریکاتوریست ما کار انجام دهد.

گفتگو با حسین نیرومند کارتونیست پرسابقه؛/8
وقتی هنرمند میتواند به تعهد خود عمل کند که مجموعه شرایط مهیا باشد
۲۱ شهریور ۱۳۹۴کد خبر: 84060۳
حسین نیرومند فعالیت حرفهای خود را از سال 64 در مطبوعات آغاز کرد و سالها هم سردبیری کیهان کاریکاتور را بر عهده داشت. نگارش مقالات و کتابهای مختلف در حوزه کارتون و کاریکاتور و دریافت جوایز و نشانهای متعدد ملی و بینالمللی ازجمله افتخارات او است. با نیرومند درباره وظیفه کارتونیستها درباره ایران آینده به گفتگو نشستیم.
آیا هنرمند کارتونیست در برابر جامعه خود مسئول است؟ هنر کارتون مانند همه هنرهای دیگر تعهدی در برابر جامعه دارد، اما وقتی هنرمند میتواند دِین و تعهد خود را نسبت به جامعه عمل کند که مجموعه شرایط برای کار مهیا باشد. اما متأسفانه امروز مجموعه شرایط برای اهل هنر فراهم نیست و از این جهت خیلی نمیتوان انتظار داشت که اتفاق ویژهای از طریق هنرمند کاریکاتوریست بیفتد. ولی در مجموع هنرمندان ما تا حدی که میتوانستند وظایف خود را انجام دادهاند. مهیا نبودن شرایط از دید شما به چه معنی است؟ ببینید! خاستگاه اصلی کاریکاتور به هر حال مطبوعات است. این درست است که گونهای از هنر کاریکاتور هنر نمایشگاهی است، اما در اصل، کاریکاتور تعهدش را در قبال جامعه، در نشریات است که باید ظهور و بروز بدهد. متأسفانه نشریات ما امروز بستر مناسبی برای ارائه آثار هنری و کاریکاتوری نیست چون نه سردبیران نه مدیران مسئول و نه جریان مطبوعاتی کشور چندان به هنر، آن طور که شایسته است اهمیت نمیدهند و در نتیجه شما این هنر را در قالب مطبوعاتی خیلی نمیتوانید ببینید. مجموعه آثاری که امروز در مطبوعات کشور چاپ میشوند خیلی قوی نیستند یا حتی اگر به لحاظ تکنیکی قوی باشند، خیلی اثرگذاری لازم را ندارند. به هر حال اگر قرار باشد در کشور کاریکاتور رشد کند، لازم است کاریکاتور مطبوعاتی در کشور رشد کند. در سندهای بالادستی نظام، ایران آینده در افق 1404 ترسیم شده است. هنرمند کارتونیست چگونه میتواند وظایف خود را در این مورد انجام داده و به ترسیم آن افق بنشیند؟ ما باید انتظارمان را از هنر کاریکاتور منطقی کنیم. نمیتوانیم انتظار داشته باشیم که اتفاق ویژهای در کاریکاتور بیفتد و جریان ویژهای را در کشور ایجاد کند. ولی اگر روزی متولیان فرهنگ کشور متوجه شوند که هنر کاریکاتور متعهد میتواند وسیلهای برای این باشد که مدیر متخلف را افشا کند، جریانهای غلط را نشان بدهد یا به قول حضرت امام (ره) نقاط کور سیاسی اجتماعی و حتی نظامی را بیان بکند، آن موقع به وظیفه خود عمل کرده و هرکدام از اینها اگر درست و منطقی پیش برود، میتواند عاملی برای اصلاح جامعه باشد. اگر این اتفاقها بیفتد، هنر کاریکاتور میتواند در این سطح تأثیر گذار باشد، ولی با وضعیت امروز، در حد اینکه ما نمایشگاهی ترتیب بدهیم شاید و در بهترین شرایط پنج تا 10 هزار نفر، کتابی چاپ کنیم تا 200 هزار نفر مخاطب داشته باشد، به جایی نخواهیم رسید. همان طور که گفتم اگر کاریکاتور به قالب واقعی خود که هنر مطبوعاتی است، برسد، آنگاه میتوانیم بگوییم که کاریکاتور اتفاقی جدی در جامعه ایجاد کند. ولی الان نه! کاریکاتورهای نمایشگاهی ممکن است در عرصههای بینالمللی برای ایران افتخار بیافریند، ممکن است در فضاهای فرهنگی و هنری برای ما آوردهای داشته باشد، ولی در سطح ملی و با اتفاقهایی که مد نظر است، نمیشود. درست است که برخی مسایل باید مهیا شود ولی این آیا به معنی رفع مسئولیت کارتونیستها است؟ آیا هنرمندان خود وظیفهای در این قبال ندارند؟ هنرمند وظیفه دارد، ولی نکتهای در این میان وجود دارد و مربوط به بحث تأثیرگذاری پیام است و آن اینکه یک بخش پیام تولید آن است، وقتی پیام تأثیرگذار میشود که امکان دیده شدن آن فراهم شود. وقتی امکان دیده شدن پیام به صورت فراگیر فراهم شود، تأثیر آن هم فراگیر میشود. اما اینکه آثار هنرمندان صرفاً در قالب کاتولوگها و ... چاپ شود، با اینکه کار خوبی است و تأثیرگذار هم هست و جامعهای از مخاطب را هم درگیر میکند، ولی آن انتظاری که وجود دارد با وضعیت فعلی برآورده نمیشود. سؤالی که در این میان پیش میآید این است که نهادهای حمایتی چه وظیفهای بر عهده دارند؟ یکی از بحثهای مغفولی که وجود دارد بحث آموزشی کاریکاتور است که از طریق کارتون میتوان به اموری پرداخت تا به ارتقای سطح فرهنگ عمومی جامعه کمک کند. در دنیا زبان کاریکاتور زبان بسیار مؤثری است برای ارتقای فرهنگ عمومی. مثلاً اینکه چگونه ترافیک مورد نقد قرار گیرد، چگونه مصرف گرایی نقد شود، آپارتمان نشینی و ... همه اینها موضوعهای بسیار مناسبی است برای قالبی مانند کاریکاتور به شرطی که نهاد مربوطه اولاً به این اثرگذاری باور داشته باشد و از طرف دیگر امکان اینکه آثار خوب به مخاطب منتقل شود، وجود داشته باشد، حال از طریق پوستر، بیلبورد، کتابچه، روزنامه، اینترنت و ... یادمان باشد که مشکل ما اصولاً در همه قالبهای هنری، اعم از کتاب، فیلم، نقاشی و ... دیده شدن توسط مخاطب است. تولیدکننده که همان هنرمند است، تا حدودی وظیفه خود را انجام میدهد، اما واقعیت این است که این آثار هنری به دست مخاطب نمیرسد. یعنی ما سینمای مناسبی برای پخش فیلم نداریم، از بین هزار و اندی شهر کشور، حدود چهل شهر هستند که سینما دارند، یعنی درصد محدودی از شهرها دارای سینما هستند و مابقی سینما ندارند. حالا شما هرچه فیلم تولید کنید، چون سینما در کشور نیست، فیلم به دست مصرف کننده نمیرسد. همین طور وقتی گالری وجود نداشته باشد، نقاشی به دست مردم نمیرسد. در مورد کتاب هم همین مشکل وجود دارد، چراکه اغلب شهرهای ما کتابفروشی ندارند یا اینکه بسیار محدود است. لذا مشکل ما ساختاری و بنیادی است و متاسفانه کمتر هم به بسترسازی ساختاری توجه شده است بله! سیستم فرهنگی کشور متوجه نیست که هنرمند یک وظیفهای دارد، ولی او هم موظف است زمینههای لازم را برای رساندن اثر هنری به مخاطب، فراهم کند. این زمینه در فیلم میشود سینما، در نقاشی میشود گالری و در کاریکاتور میشود نمایشگاه و مطبوعات. مطابق سند توسعه کشور در افق 1404 ایران باید به جایگاه اول منطقه در زمینههای مختلف برسد. با توجه به اینکه شما جریان کارتون کشور را تعقیب میکنید، آیا در این سالها این امر در کارتون کشور ظهور و بروز یافته است؟ اعتقاد من بر این است که امروز، حوزه هنر (بحث محتوی را اگر کنار بگذاریم و به خود مدیوم هنر فکر کنیم) جلوتر از همه رشتههای دیگر ایستاده است. به عنوان مثال، چشم انداز در حوزه سینما چیست؟ اسکار. ما فیلم اسکاری داریم. پس میتوان گفت که از سند چشم انداز جلوتر هستیم، چون الآن به آن رسیدهایم. در حوزه کاریکاتور ما از همه کشورهای منطقه جلوتر هستیم و به واقع میتوان گفت که جزو 10 کشور برتر دنیا در حوزه کاریکاتور نمایشگاهی هستیم. به این ترتیب دیگر بحث منطقهای نیست، چراکه ما از کشورهای منطقه خیلی خیلی جلوتر هستیم. مشکل اساسی در این زمینه، محتوا است. به بیان دیگر اینکه چه مقدار از اینگونه آثار هنری، بیانگر اندیشه و آرمانهای انقلاب اسلامی است. مشکل اینجاست و اتفاقی هم که باید بیفتد در این حوزه است وگرنه در خود مدیوم هنر ما از صنعت و تکنولوژی و ... جلوتر هستیم، چون ما رقابت ما در حوزه هنر، الآن کاملاً رقابتی جهانی است. اما در بحث محتوا، خیر. میتوان اینگونه گفت که اگر مثلاً فیلم حضرت محمد (ص) در بعد جهانی بتواند موفق شود، آن موقع است که میتوانیم خوشحال باشیم که هم اندیشه و تفکر دینی و هم فرم توانسته در جهان موفق شود. اما فیلمی که مؤلفههای انقلابی را ندارد نمیتواند خیلی برای انقلاب اسلامی آورده ویژهای داشته باشد. ما در این سالها تلاشهایی برای فروش فیلم هایمان انجام دادهایم که معمولا ناموفق بوده است. آیا تا به حال ما به این سمت رفتهایم که از ظرفیت مطبوعات منطقه برای ارائه پیام هایمان در قالب کارتون استفاده کنیم یا خیر؟ واقعیت این است که سینما هم در این زمینه موفق نبود. باید اینطور در نظر گرفت که ما در سال بیش 100 فیلم تولید میکنیم ولی به معنای واقعی حتی یک فیلم هم نداریم که اکران عمومی جهانی داشته باشد. اینکه در جشنوارهای جمعیتی 200 یا 300 نفره آن را ببینند این فیلم اکران بینالمللی نشده است. با اینکه از نظر تولید ما جزو 10 کشور برتر دنیا هستیم، اما از نظر اکران با همین 10 کشور مثل هند، امریکا، فرانسه، انگلستان و ... بسیار فاصله داریم. در مورد کارتون هم همین طور است. اجازه بدهید اینطور بگویم که ما در همین مطبوعات کشور مشکل داریم چه رسد به مطبوعات بینالمللی. مشکل ما از نظر پیام و محتوا است یا فرمی. ببینید وجوه سیاسی کاریکاتور پررنگتر از سایر جنبههای آن است. بنابراین به این سادگی نیست که نشریهای که دیدگاه متفاوتی نسبت به ما دارد، اجازه بدهد ما کاریکاتورهایمان را در آن نشریه به نمایش بگذاریم. حتی در ایران هم این اتفاق نمیافتد. این انتظار، انتظار درستی نیست. ما در نهایت میتوانیم در نمایشگاههای جهانی حضور پررنگ داشته باشیم. انتظار اینکه کارتونهای ما در نشریات بینالمللی حضور داشته باشند چندان منطقی نیست. البته هستند هنرمندان بینالمللی که با نشریات بینالمللی همکاری دارند. اگر کارتونیستهای ما قوی باشند، میتوانند درباره موضوعهای عمومیتر کار کنند و در نشریات بینالمللی به چاپ برسانند. ولی اینکه در نشریات منطقه که اساساً نشریات آزادی نیستند، نمیتوان انتظار داشت که کاریکاتوریست ما کار انجام دهد.
اشتراکگذاری:لینک کوتاه: https://khsh.hozehonari.ir/s/V2W2TBV
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: khsh.hozehonari.ir