
ویژگیهای یک پیرنگ فنی / جلسه ششم
درمطلب قبلی در مورد مفهوم پیرنگ در داستان صحبت کردیم . یکی از راههای دستیابی به چنین پیرنگی، ترتیب و تنظیم حساب شده و هوشمندانه حوادث اعم ازاصلی و فرعی است. نویسنده نباید خود را در قید و بند ترتیب توالی زمانی وقوع حوادث قرار دهد بلکه بسته به نیاز تاثیر مورد نظر خود از داستانش می تواند در این ترتیب دخالت کند.
جلسه ششم
ویژگیهای یک پیرنگ فنی
درمطلب قبلی در مورد مفهوم پیرنگ در داستان صحبت کردیم . یکی از راههای دستیابی به چنین پیرنگی، ترتیب و تنظیم حساب شده و هوشمندانه حوادث اعم ازاصلی و فرعی است. نویسنده نباید خود را در قید و بند ترتیب توالی زمانی وقوع حوادث قرار دهد بلکه بسته به نیاز تاثیر مورد نظر خود از داستانش می تواند در این ترتیب دخالت کند. مثلا در برخی موارد، آن را به هم بریزد و جای حادثه 1 و 3 را با یکدیگر عوض کند. یا موردی را که در ابتدای داستان است به انتهای داستان ببرد. این دخالت و جابجایی، لااقل به دو قصد انجام می گیرد:
1- هر چه تاثیر گذارتر کردن مضمون و محتوای مورد نظر نویسنده
2- ایجاد یا تقویت عامل انتظار و حفظ آن تا پایان داستان
این عمل برای راز آمیز شدن داستان و جلوگیری از خطی وصاف بودن داستان بکار می رود و پیچ و خمهایی به آن داده می شود تا علاقه خواننده تا پایان داستان حفظ شود.
یکی دیگر از ویژگیهای یک پیرنگ فنی وجود رابطه علت و معلولی بین حوادث مختلف است. هیچ یک از اتفاقاتی که در داستان رخ می دهد بی دلیل و بدون ریشه نیست هر چند منشاء آنها بلافاصله آشکار نشود. این حوادث بر شخصیتها اثر می گذارند و شخصیتها نیز متقابلا بر حوادث مؤثرند.
البته باید این حوادث طبیعی و محتمل الوقوع به نظر برسند تا برای خواننده قابل پذیرش باشند نه این که دور از ذهن و محال به نظر آیند که به «واقعیت نمایی » داستان مربوط است.
در هر اثر هنری حتی نوع واقعیتگرای آن، تخیل نویسنده نقشی قابل توجه ایفا می کند. مبالغه، از طریق بزرگ نمایی برخی عناصر و کوچک نمایی بعضی عنصرهای دیگرهست، حذف و اضافه هست و موارد دیگر همچنین تصرفها و دخالتهایی که هنرمند در واقعیت می کند تا از میان آن،جنبه هایی را که مورد نظرش است برجسته تر و چشمگیرتر کند. با این همه، نکته ظریف و حساس در این ارتباط این است که همه این کارها باید به گونه ای صورت گیرد که حاصل کار، قابل قبول و باور پذیر به نظر برسد.
«تصادف» یک چرخش ناگهانی در وقایع داستان است بی آنکه قهرمان داستان در آن دخیل باشد.
در بعضی موارد می توان از عامل تصادف در داستان استفاده کردکه عبارتند از:
1- اگر شروع داستان با یک تصادف باشد. مثلا عوض شدن دو کیف یک شکل در کوپه قطار که محتوای یکی از کیفها با ارزش باشد.
2- چنانچه تصادف علیه قهرمان داستان عمل کند.
3- اگر تصادف، درجهت پیچیده تر کردن پیرنگ داستان به کار گرفته شود.
نتیجه گیری:
پس ویژگیهای یک پیرنگ فنی سه مورد است: «راز آمیزی، وجود رابطه علت و معلولی و واقعیت گرایی» که یک نویسنده موفق از آنها بهره می گیرد.
__________________
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: khsh.hozehonari.ir