
پیش از نوشتم،آزمایش میکنم
گفتوگو با مهرداد صدقی درباره مجموعه طنز «نقطه ته خط»
پیش از نوشتم،آزمایش میکنم
گفتوگو با مهرداد صدقی درباره مجموعه طنز «نقطه ته خط»
پیش از این نام مهرداد صدقی را در لیست برگزیدگان جشنوارههای طنز و نشریه گلآقا و سلامت شنیده بودیم و حالا انتشارات سوره مهر مجموعه طنزی از این نویسنده جوان منتشر کرده با عنوان «نقطه ته خط» که اولین مجموعه طنز اوست. همانگونه که رویا صدر؛ نویسنده و پژوهشگر عرصه طنز در مقدمه این کتاب تاکید کرده، صدقی نویسندهای است که میتواند راجع به یک سوژه پرت نیز طنز بنویسد و اتفاقا اثری خواندنی بیافریند. این را میتوان از برگزیده شدن او در جشنوارههای مختلف دریافت. صدر در این باره میگوید: « ... این توانایی از سویی حاصل پویایی و دینامیزم ذهنی اوست که لازمه آفرینش اثر طنز قابل اعتنا و ماندگار است و از سوی دیگر،برخاسته از وسواسی است که صدقی برای آفرینش قالب نو و نگرش به سوژه از زاویه ای نو و بدیع دارد.» انتشار «نقطه ته خط» بهانه ما بود برای گفت و گو با مهرداد صدقی، البته از راه دور؛ چرا که او این روزها به دور از هیاهوی پایتخت در نقطه ای از این کشور پهناور مشغول نوشتن است .
اولین کتاب طنز شما با عنوان «نقطه ته خط» منتشر شد، این مجموعه به چه صورت است؟
این اثر گردآوری از طنزهایی است که در نشریههای گلآقا، هفتهنامه سلامت و سپید است. در هفت جشنواره سراسری رتبه اول، در دو جشنواره مقام دوم و در سه جشنواره مقام سوم را به دست آوردهام که مطالب ارائهشده در این جشنوارهها نیز در کتاب «نقطه ته خط» آورده شده است. برخی هم طنزهایی است که در جشنوارهای مطرح نشدهاند. سعی کردم متنهایی را برگزینم که خیلی تکراری نباشد. سعی کردم مطالبی را در این کتاب بگنجانم که با مرور زمان هیچگاه غبار کهنگی بر آن ننشسته و تازگی خود را همواره برای مخاطب هر دوران داشته باشد.
آنچه در این کتاب به صورت ملموس دیده میشود جان بخشی به اشیاست. البته جان بخشی به اشیا سابقه تاریخی دارد و خیلی از طنزنویسها سعی کردهاند که به صورت نمادین و سمبولیک به اشیا جان بدهند و معضلات انسانی را مطرح کنند، اما نوع جانبخشی صورت گرفته از سوی شما به گونه دیگری است. در این داستانها هر کدام از اشیا نماینده خودشان هستند. مثلا در اولین طنز این مجموعه با عنوان «پیوند مشترک» شما آمدید مولکول سرب را به گونهای قرار دادهاید که میخواهد با مولکولهای هوا وصلتی صورت دهد و به این ترتیب معضل آلودگی هوا را مطرح ساختهاید، در این باره توضیح میدهید که این گونه جانبخشی چقدر میتواند تاثیرگذار باشد؟
من در هر زمینهای که بخواهم مطلب طنز بنویسم سعی میکنم ابتدا دربارهاش جست و جو کنم و تلاش میکنم که بفهمم با چه زبانی میتوان در مورد یک موضوع نوشت که تاثیرگذار باشد. مثلا در رابطه با آلودگی هوا میروم دقیقا سراغ آن بخشی که با موضوع رابطه مستقیم دارد. مثلا در همین مورد آلودگی هوا دقیقا سراغ آن بخشی رفتم که با آلودگی رابطه مستقیم دارد.
موضوع دیگر در طنزهای شما جان بخشی به اعضا و جوارح آدمی است...
من سلامت بدن را سلامت جامعه میدانم.
یعنی به گونهای از جزء به کل رفتن؟
بله دقیقا. همچنان که سلامت جامعه هم به سلامت بدن و افراد و بدن شان بستگی دارد. روابط متقابل بین جامعه و افراد مهم است. وقتی سعدی میگوید:«چه عضوی به درد آورد روزگار/ دگر عضوها را نماند قرار ». من از این بیت سعدی الگو گرفتهام.
در مقدمهای که خانم صدر؛ پژوهشگر و نویسنده طنز بر این کتاب نوشتهاند، گفتهاند:« به مهرداد صدقی بگویید راجع به یک سوژه پرت طنز بنویسد و ببینید چگونه اثری خواندنی میآفریند،... این توانایی از سویی حاصل پویایی و دینامیزم ذهنی اوست که لازمه آفرینش اثر طنز قابل اعتنا و ماندگار است و از سوی دیگر، برخاسته از وسواسی است که صدقی برای آفرینش قالب نو و نگرش به سوژه از زاویه ای نو و بدیع دارد.» میخواستم بپرسم چقدر برای نوشتن مطالب طنز وسواس دارید و چقدر برای نوشتن درباره یک موضوع وقت میگذارید؟
یک طنز نویس باید دقت نظر و وسواس داشته باشد و این درباره همه طنزنویسها صادق است. من خودم برای نوشتن درباره یک موضوع، تمرینهای مختلفی انجام میدهم. بارها و بارها درباره یک موضوع مینوشتم و باز چون آن چیزی نبود که میخواستم، خط میزدم و دوباره مینوشتم. از طرفی چون خودم نمایشنامه مینویسم و تئاتر اجرا میکنم دقیقا با این امر مواجه بودم که برای نوشتن یک مطلب طنز نیاز به آزمایشهای مختلف است.
یعنی برای نوشتن یک مطلب طنز به آزمایش دست میزدید؟
بله. بارها و بارها مینوشتم و دوست داشتم مطلب کاملا مهندسی شده باشد. در هر جشنوارهای به دنبال جزیی میگشتم که دقیقا با موضوع خواسته شده ربط مستقیم داشته باشد.
گفتید که بخشی از نوشتن شما برای جشنواره های مختلف بود، این سفارشنویسی یک جاهایی دست شما را نمیبست.
از یک طرف بله و از طرف دیگر نه . خیلی وقتها همین سفارشها کمکم میکرد که بهتر بتوانم در باره یک موضوع بنویسم و یک جورایی به من ایده میداد. ولی این طور هم نبود که بخواهم بر اساس سفارش بنویسم و بخواهم نگاه و سلیقه مجریان جشنواره را ملاک نوشتن قرار دهم.
چقدر نگاهتان به طنز جدی است؟
از نظر من طنز مقوله کاملا جدیای است. برای همین روی مطالبی که مینویسم خیلی حساسیت دارم. نگاه میکنم که این مطلب طنز برای سالهای بعد هم رنگ کهنگی به خود نگیرد و قابل خواندن باشد.
این جدی گرفتن باعث نشد که خیلی جاها دست به عصا باشید؟
از یک طرف بله و از طرف دیگر نه. جدی گرفتنم باعث میشد که خیلی وقتها در مورد موضوعی نتوانم بنویسم. ولی از طرف دیگر این جدی گرفتن باعث شده که ماندگار شوند. مثلا برخی از این طنزها مربوط به سال 82 است ولی در سال 90 هنوز هم خوانده میشود. باز هم بدون تعصب میگویم این طنزها برای سالهای بعدتر هم خوانده خواند شد.
نکته دیگری که در طنزهای شما وجود دارد این است که زیاد به عملکرد مدیریتها توجه نداشتهاید و طنز سیاسی ندارید؟
من زیاد دنبال طنز سیاسی نیستم. چون معتقدم عمر مدیریتها کوتاه است و طنزنویس باید به جای نوشتن درباره یک مدیر یا مسئول، کار ریشهای انجام دهد و سعی کند با نگرشها و رفتارهای غلط حاکم مبارزه کند.
الان وضعیت طنز در کشور را چگونه ارزیابی میکنید، مخصوصا که خیلی کتابهای طنز منتشر نمیشود؟
در رابطه با شعر طنز واقعا طنز نویسان وضعیت خوبی دارند. الان شعرهای طنزی که من از جوانان طنزپرداز میخوانم و مقایسه میکنم با سالهای دورتر خیلی قویتر هستند. خوب وضعیت را درک می کنند. احساس من این است که شاعران طنزپردازی که داریم الان خیلی قویتر از شاعران طنزنویس گذشته حتی دوره مشروطه مینویسند.
اینکه ما در شعر طنز عملکرد خوبی داشتهایم برمیگردد به گذشته درخشان شعری ما، در رابطه با نثر طنز چه نظری دارید؟
به هر حال ما در شعر از یک عقبه قوی برخورداریم. درباره نثر باید بگویم الان اکثر کسانی که داستان مینویسند داستان طنز هم مینویسند. به همین خاطر داستانشان چفت و بست داستانهای طنز را ندارند. در داستان و رمان جدی هم وضعیت خوبی نداریم که این دلایل مختلفی از جمله بیگانه بودن رمان و داستان با ادبیات ما دارد. رمان و داستان حال چه جدی و چه طنز وارداتی است و حاصل برخورد ما با فرهنگ غرب است.
گفتید که شما در زمینه نوشتن نمایش و تئاتر نیز مشغولید، نکتهای که در سریالها، فیلمها و نمایشهای طنز وجود دارد استفاده از بازی زبانی است تا جایی که حتی یک جاهایی این بازی زبانی به سمت لودگی پیش میرود و طنزنویس تنها به این میاندیشد که با بیان کلمات طنز مخاطب را بخنداند، فکر میکنید دلیل این امر چیست؟
البته باید توجه داشت که بازی زبانی و استفاده از واژههای طنز آمیز برای ایجاد شادی مخاطب هنوز در کشور جواب میدهد. شما توجه کنید که سادهترین راهی که بتوان برای مخاطب شادی ایجاد کرد، همین بازی زبانی است. طنزی که ارائه میشود خیلی قدرتمند نیست اما مردم این را دوست دارند. اگر شما سریالهای طنز نود قسمتی و غیره را در نظر بگیرید میبینید که بیشترین درک و دریافتی که مردم از اینها دارند همان تکیهکلامهای طنزی است که در این سریالها به کار میرود و اتفاقا همین تکیهکلامها سر زبانها میافتند. نکته دیگر هم اینکه ایجاد موقعیت طنز که متکی بر کلام نباشد خیلی هم کار سادهای نیست. تجربه خودم در چند نمایشنامه و فیلم نامهای که نوشتم این را به من میگوید که واقعا موقعیت سازی کار راحتی نیست.
البته به فرهنگ گفتاری مردم هم برمیگردد یادمان باشد که ایرانیان بیشتر با فرهنگ گفتاری دمخور بوده اند و هنوز هم برای ما قصه خوانی جذابیتهای خاصی دارد.
بله همین طور است.
آخرین سوالم را بپرسم، به نظر شما یک طنزنویس که بخواهد ماندگار شود باید از چه ویژگیهایی برخوردار باشد؟
یک طنز نویس اولا باید نگاه خیلی جدی به طنز داشته باشد و در وهله دوم علاوه بر مطالعه کتابهای طنز، کتابهای دیگر در زمینههای مختلف اجتماع، روانشناسی و تاریخ، مردم شناسی و .... را مطالعه کند.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: khsh.hozehonari.ir