خراسان شمالی
← همه اخبار
«چراغ صبح »

«چراغ صبح »

۳ شهریور ۱۳۹۶کد خبر: 84559۲

زندگینامه شهید محمد علی رجائی


خلاصه اثر:
حتی سنین کودکی اش هم آنقدر عظمت داشت که می توانست دو محله را که بر سر عزاداری عاشورا نزاع داشتند، با یکدیگر آشتی بدهد؛ داستان هم از میان علم و کتل و صدای به هم خوردن استکان هیات ها و نقشه محمدعلی برای آشتی آن ها آغاز می شود. بعد می رسد به روزهای شاگردی و دست فروشی در سبزه میدان. روزهایی که محمدعلی نان و پنیرش را در دستمالی می پیچید و برای فروش کاسه و بشقاب های گلی از خانه بیرون می زد. اما حکومت رزم آرا بساط دستفروش ها را برچید و محمدعلی وارد نیروی هوایی شد. داستان با روایت خاطراتی زیبا و خواندنی از برخورد محمدعلی رجایی با مردم در لباس نظامی و سرانجام استعفای او ادامه پیدا می کند. اصغر فکوری نویسنده کتاب «چراغ صبح»، زندگینامه این شهید را به شیوه خطی و کلاسیک و بدون پیچیدگی های ساختاری روایت می کند؛ اما نثر پخته نویسنده و شگفتی حوادث زندگی محمدعلی رجایی، خواندن داستان را برای مخاطب جذاب و دوست داشتنی می کند. او داستان را با ورود شهید رجایی به جلسات سخنرانی آیت الله طالقانی و علاقه مندی اش به آن بزرگوار ادامه می دهد. جلساتی که بیش از گذشته موجب فعالیت محمدعلی رجایی در زمینه تکثیر و توزیع اعلامیه های امام خمینی (ره) می شود. دوران معلمی او در بیجار با توصیف های درخشان نویسنده از طبیعت روستا و علاقه بچه ها به معلمشان، یکی از فصل های خواندنی کتاب را تشکیل داده است. برخی ماجرا ها مثل ماجرای جاسازی اعلامیه ها در جعبه های انگور و رساندن آن ها به قزوین و در نهایت دستگیری و بازجویی او توسط ساواک به خوبی توانسته اند بار تعلیق داستان را به دوش بکشند. ماجرای زندگی آن شهید، تا پیروزی انقلاب و وقوع پی درپی حوادث پس از آن و انتخاب وی به عنوان رییس جمهور و در نهایت شهادت آن دولتمرد انقلاب ادامه پیدا می کند.


اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://khsh.hozehonari.ir/s/Q3G3K5M

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: khsh.hozehonari.ir