خراسان شمالی
← همه اخبار
کمال شفیعی، شاعر و پژوهشگر:

کمال شفیعی، شاعر و پژوهشگر:

۲۲ تیر ۱۳۹۳کد خبر: 83784۳

رشد ادبیات آیینی نیازمند مدیریت جامع فرهنگی و هنری

بیست سال است که در گیر و دار ادبیات است. (چیزی نزدیک به عمر بسیاری از خوانندگان و مخاطبان) از شعر و نقد و پژوهش گرفته تا روزنامه نویسی و سردبیری. پس فنون مصاحبه را از بر است و به قول جوان‌ها «این کاره». «کمال شفیعی، متولد 1347 در شهرستان همدان، مدیر امور ادبی استان‌های حوزه هنری. بیش از 4 مجموعه در حوزه شعر سپید و بیش از 20 مجموعه شعر کودک و نوجوان دارم، سردبیر نشریه تخصصی ادبیات سیمرغ و مدیریت در حوزه‌های مختلف فرهنگی و هنری ....» اینها جمله‌هایی است که در معرفی خودش می گوید.

ذوق زده‌ام، تلاش عجیبی به سراغم آمده، کمال شفیعی! صدای آشنایی دارد، مثل همه دوستان شاعرم که زبان مشترک‌شان از کلمه‌های ادیبانه شنیده می‌شود، لحن آرامی که عقب نمی‌ماند و تلاش مکرری برای ترتیب بیان... خب شاعر است دیگر و غیر از این هم نمی‌تواند باشد! 

باز هم چهره اش یادم نمی‌آید اما حرف که می‌زند، حس می‌کنم عینکش را مدام جابه‌جا می‌کند و باید لاغر هم باشد! صدایش آرام‌تر از چند دقیقه قبل، سراغ پیدایش شعر آیینی و اهمیت این حوزه از ادبیات و شعر می‌رود و می‌گوید: «تاریخ تولد این شعر با رزم خوانی و رجز خوانی جنگ آوران به پیش از اسلام باز می‌گردد و در سرزمین فارس، به شکل جدی پس از پذیرش اسلام و حوادث و وقایع سوزناک آن، همچون شهادت مظلومانه امیرالمومنین، واقعه عاشورا و آن حماسه بزرگ انسانی و مناسبت‌های مذهبی و میلاد‌ها و اعیاد، با مصیبت خوانی و منقبت خوانی به صورت رسانه‌ای ارزشمند در میان مردم بروز و ظهور کرد. در واقع شعر آیینی نقش مبلغ دینی را ایفا می‌کرد و پاسدار این ارزش‌ها در میان عامه مردم بود. پس از انقلاب اسلامی نیز این مهم نمود بیشتری یافت و حوزه و دامنه آن در تنوع و گستردگی به شعر نبوی، فاطمی، رضوی، علوی و مهدوی و... گسترده شد و عنوانی کلی برای مفهومی عمیق پدید آمد.»

دیگر مصاحبه روی دور افتاده، هم شفیعی پاسخ‌ها را کامل و بی درد سر می‌دهد و هم من احساس راحتی بیشتری می‌کنم. ادامه می‌دهد: «سوگ سروده‌های ادبیات دفاع مقدس نیز در زمره این نوع شعر به شمار می‌رود و علاوه بر مفهوم، می‌توان به لحاظ ساختار نیز این مهم را طبقه‌بندی کرد. در واقع با نگاهی عمیق تر در این باره و با توجه به اینکه مفاهیم ادبیات محاوره و فولکلور نیز در این وادی ورود پیدا کرد، می‌توان این نوع شعر را پرچم به اهتزاز درآمده‌ی نوع تفکر مردم جامعه ما دانست که متعالی و ارزشمند و دینمدار است.»

می‌پرسم: «شما شعر سپید هم می‌سرایید و این نوع شعر اغلب کارهای ادبی شما را در بردارد، به نظر شما آیا از ظرفیت این نوع شعر در حوزه ادبیات آیینی به درستی استفاده شده است؟»

مکثی می‌کند و با طمأنینه جواب می‌دهد: «با نگاه به دو مؤلفه هنوز نه! اینکه شعر آزاد یا سپید هنوز جوان است و دارای ظرفیت‌های بسیار و این ظرفیت ناشناخته مانده و کشف نشده است و در حقیقت می‌تواند فضاهای گسترده‌تری را در اختیار شاعران برای خلق مفاهیم ارزشمند و نگاه‌هایی تازه و بیانی نو به عنوان شعر آیینی به‌وجود آورد.»

کمی جدی‌تر می‌شود. این را از سرعت و هیجان کلمه‌هایی که کنار هم می‌چیند، حس می‌کنم. ادامه می‌دهد: «مؤلفه‌ی بعدی سروده نشدن خیلی ازمضامین و مفاهیم است. تاریخ کشور ما و تاریخ اسلام، باید یک بار دیگر توسط شاعران به عرصه‌ی شعر بیاید. هنوز برای خیلی از مناسبت‌ها در قالب‌های کلاسیک هم ورود پیدا نشده است.»

تعجب می‌کنم، می‌پرسم: «یعنی شاعران باید سفارش بگیرند و روی سفارش کار کنند؟ مگر کار سفارشی هم شعر می‌شود؟» نمی‌دانم این لحظه عینکش را از روی چشمش برداشته یا نه! اما این تصویر بر ذهنم غالب است و سرم را پیچ می‌دهد، چون با صراحت پاسخ می‌دهد و می‌گوید: «با سفارش شعر خلق نمی‌شود، باید زمینه سرایش پیدا شود، یعنی بستر سازی برای ظهور آثار ارزشمند و تلنگر زدن برای خلق مفاهیم. وقتی زمینه‌ها فراهم شود و مفاهیم درست تبیین شود، در واقع شاعر دچار خودسفارشی می‌شود و در واقع فراخوان‌هایی که اعلام می‌شود، شاعر را در معرفی سروده‌های پیشین ترغیب می‌کند، نه سرودن کارهایی بر اساس فراخوان، که به زور اثری را خلق کنند.»

در دلم احساس رضایت دارم، اما سؤال‌های آدم مگر تمام می‌شود. بلافاصله می‌پرسم: «شعرهایی که امروز در حوزه ادبیات آیینی سروده می‌شود، به‌نظر می‌رسد از آن شاعرانگی پرمغزی که مثلا در شعر مشهور محتشم کاشانی وجود دارد و ضمن بیان مصائب عاشورا، شاعرانگی هم توسط شاعر حفظ شده است، تهی است و یا کمتر مشاهده می‌شود. شما فکر می‌کنید دلیل آن چیست و برای رفع آن چه باید کرد؟» 

«ادبیات آیینی ما ارزیابی نشده. خیلی از آفرینش‌های ادبی بدون مطالعه اتفاق می‌افتد، مثلا خیلی از مداحان حاصل ذوق هنری و حسی خود را زمزمه می‌کنند و تا به حال به درستی آسیب شناسی نشده است. این عرصه نیاز به دسته‌بندی دارد تا عمیق و درست، سره از ناسره تشخیص داده شود و در معرض فکر و دید هنرمندان دیگر قرار گیرد. دسته‌بندی را باید پذیرفت و تفکیک قائل شد.»

به این نکته که اشاره می‌کند شاخک‌هایم تیزتر می‌شود و یاد همان نکته شعر سفارشی می‌افتم که چند دقیقه پیش از این با صراحت رد کرده بود، بی مجال می‌پرسم: «برخی از صاحبنظران قایل به این تفکیک شعر به حوزه‌های مختلف چون آیینی، انقلاب، دفاع مقدس و ... نیستند، در این مورد چه نظری دارید؟»

می گوید: «دسته بندی لازم است و دلیل بر ضعف و قوت نیست، بلکه این تقسیم بندی را نیاز داریم. در واقع باید برای شعر فاطمی آثاری ارزشمند گردآوری شود، شعر علوی، رضوی، مهدوی انتظار و... اما اجباری بر سرایش وجود ندارد. همانطور که پیش از این هم گفتم، زمینه سرودن باید فراهم شود تا سلیقه‌های مختلف پا به عرصه بگذارند و به نوعی قدرشناسی از نگاه‌های مختلف باشد.»

حالا صدایش محکم‌تر از ابتدای گفتگوی‌مان است. «این ارزشگذاری بدون شک ایجاد فرصت برای دیگر ساحت‌های ادبی است که پیرامون ارزش‌ها و مفاهیم دینی و آیینی تلاش کرده و آثار فاخری تولید نموده‌اند.»

جدی‌تر می‌شود و من تأکید کلامش را به وضوح درک می‌کنم. با همان جدیت نظرش را تکمیل می‌کند و می‌گوید: «شعر آیینی امروز ما، در حال حاضر، از بلوغی نسبی برخوردار شده است و نسبت به کل دوره‌های ادبیات آیینی پیشرو تریم و طی این سال‌ها حرف‌های محکم‌تری برای گفتن ارائه کرده‌ایم. اما باید این نکته را هم مورد توجه قرار داد که رشد این عرصه به مدیریت جامع فرهنگی و هنری نیاز دارد؛ مدیریتی با توجه متوازن و متناسب به شاعران و آثار آنان.»

سؤال بعدی را پیش از اینکه بپرسم، جواب داده: «باید برنامه‌ریزان فرهنگی و متولیان این عرصه، با برنامه ریزی و مدیریت صحیح، نگاه متعادلی داشته باشند والا بستر‌های مختلف آثار را منتشر می‌کنند و نقش رسانه‌ای خود را برای انعکاس و نشر آثار آیینی به منصه ظهور می‌آورند.من فکر می‌کنم شهرستانی‌ها و شاعران استان‌های مختلف سرشار از این توانایی برای سرودن هستند که زمینه بروز و ظهور نقش خود به نحو شایسته را نداشته و ایفا نکرده‌اند.»

سکوت می‌کند. حس می‌کنم از گفتگو خسته شده است. سعی می‌کنم سؤال‌های خودم را قورت بدهم و بفرستم بروند پی کارشان! به این نکته که «همایش‌ها و جشنواره‌ها ادبیات آیینی را رشد می‌دهد یا نه و چگونه؟» بسنده می‌کنم.

حس می‌کنم دوباره لبخند می‌زند. آرام و شکیبا، برگزاری جشنواره و برنامه‌های اینچنینی را به طور قطع تأیید می‌کند، اما خوب جواب‌های درست خودش را هم دارد، مثلا می‌گوید: «باید همراه با کار جانبی باشد، صرفا جایزه تعیین کردن و جایزه گرفتن موجب هیچ جریانی نمی‌شود.»

می پرسم: «برنامه‌های جنبی؟» «فعالیت کانون‌های ادبی شعر آیینی، نشر آثار شاعران این عرصه به ویژه شاعرانی که در این جشنواره‌ها حضور یافته‌اند، استعداد یابی، انتشار نشریه‌های تخصصی و ...» را پیشنهاد می‌دهد و می‌گوید: «باید تلاش شود تا آثار آیینی این جشنواره‌ها، در دسترس جامعه فکری و ادبی قرار گیرد و به دست علاقمندان برسد.»

همین جا تمام می‌شود و من تمام لبخند این مصاحبه را توی همین سطرها جا می‌گذارم ...

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://khsh.hozehonari.ir/s/N9NSQE5

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: khsh.hozehonari.ir