شب شعر و خاطره «صدای نفسهای جنگ ۲» همزمان با هفته دفاع مقدس و به همت حوزه هنری خراسان شمالی برگزار شد؛ محفلی که با روایتهای سیدعلی میرحسینی، عضو تیم امداد و نجات سازمان داوطلبان هلالاحمر کشور، از تجربههای تلخ و کمتر شنیدهشده امدادرسانی در جنگ رمضان آغاز میشود و در ادامه، با شعرخوانی و روایتگری جمعی از شاعران و روایتنویسان، ابعاد انسانی جنگ را به تصویر میکشد.
به گزارش روابط عمومی حوزه هنری خراسان شمالی، سیدعلی میرحسینی در بخش اصلی این محفل، با بازگویی خاطراتی از حضور امدادگران در صحنههای اصابت و آواربرداری، از واقعیتهایی سخن گفت که فراتر از تصاویر منتشرشده در رسانههاست؛ واقعیتهایی آمیخته با رنج، مسئولیت و مواجهه مستقیم با صحنههایی که آثارشان تا سالها در ذهن و خاطره امدادگران باقی میماند.
روایتگری؛ فراتر از اشک گرفتن
میرحسینی روایتگری را تنها بازگو کردن خاطرات یا برانگیختن احساسات مخاطب ندانست و تأکید کرد که روایت زمانی اثرگذار است که شنونده را از جایگاه مخاطبی منفعل به انسانی کنشگر تبدیل کند.
او با اشاره به اینکه گریه و تأثر مخاطب بهتنهایی معیار موفقیت یک روایت نیست، گفت هدف روایت باید ایجاد انگیزه، مسئولیتپذیری و تغییر در مخاطب باشد؛ تغییری که بتواند او را به اقدام و همراهی با آرمانهای روایتشده سوق دهد.
اگر شما نگویید، چه کسی بگوید؟
این عضو تیم امداد و نجات در ادامه، خاطره دیدار با مادر سالخورده یکی از شهدا را بازگو کرد؛ مادری که با وجود رنج از دست دادن فرزند، چهرهای سرشار از آرامش داشت.
میرحسینی روایت کرد که از این مادر خواسته بود برایش دعا کند تا خاطرات و صحنههایی را که در جریان عملیاتها دیده است، فراموش کند؛ اما پاسخ مادر، نگاه او را به مسئولیت روایتگری تغییر داد.
مادر شهید با لحنی جدی به او گفته بود: «شماها باید این حرفها را بگویید؛ اگر نگویید، چه کسی بگوید؟»
به گفته میرحسینی، همین جمله ساده اما عمیق، مسئولیت او را در بازگویی واقعیتهای جنگ سنگینتر کرد؛ مسئولیتی که هدف آن نه صرفاً ایجاد اندوه، بلکه حفظ حقیقت و انتقال تجربهها به نسلهای آینده است.
از نوزاد بیستروزه تا جستوجوی پیکرها زیر آوار
بخش دیگری از سخنان میرحسینی به خاطرات امدادگری به نام فاضل اختصاص داشت؛ امدادگری که در جریان عملیات، با پیکر نوزاد بیستروزهای در میان آوار مواجه شده بود. صحنهای تلخ و فراموشنشدنی که حتی مدتها بعد، یادآوری آن با بغض و اشک همراه میشد.
میرحسینی با اشاره به این خاطره، از فاصله میان تصاویر رسانهای و واقعیت میدانی سخن گفت؛ جایی که امدادگران با حجم گستردهای از خاک، دود، دوده، آجر، سیمان، بلوک و قطعات فلزی روبهرو میشوند و گاه شدت تخریب به اندازهای است که یافتن پیکرها و تشخیص وضعیت آنها بهسادگی امکانپذیر نیست.
او همچنین از شرایط دشوار محیطهای آسیبدیده و بوی سنگین ناشی از خاک، مواد سوخته و مصالح ساختمانی یاد کرد؛ شرایطی که تجربه حضور در صحنه را به خاطرهای ماندگار و دشوار برای نیروهای امدادی تبدیل میکند.
دستی که از میان آوار بیرون آمده بود
میرحسینی در ادامه، از عملیات جستوجوی پیکرها در ساختمانی چندطبقه گفت که بخشهایی از آن بر اثر اصابت فروریخته بود. در جریان جستوجو، امدادگران متوجه دستی شدند که از میان آوار بیرون زده بود؛ اما همین نشانه نیز به معنای مشخص بودن محل پیکر نبود و نیروها ناچار بودند با دقت و مرحلهبهمرحله، آوار را کنار بزنند.
به گفته او، در شرایطی که تجهیزات و امکانات مناسب برای جابهجایی آوار در دسترس نبود، امدادگران حتی با استفاده از وسایلی ساده مانند قابلمه، خاک و آوار را کنار میزدند تا مسیر دسترسی به پیکر را باز کنند.
او همچنین به خاطره دیگری از فاضل اشاره کرد؛ زمانی که این امدادگر هنگام انتقال پیکری از میان آوار، متوجه شد سر و صورت او با خاک و قطعات ریز مصالح پوشیده شده است. فاضل تلاش میکرد خاکها را از روی چهره پیکر کنار بزند تا بتواند او را تمیزتر از میان آوار خارج کند.
این خاطرات، تصویری متفاوت از عملیات امداد و نجات ارائه میکرد؛ تصویری که در آن، امدادگر تنها با یک مأموریت فنی مواجه نیست، بلکه در هر مرحله با صحنههایی انسانی و سنگین روبهرو میشود که میتواند سالها در ذهن او باقی بماند.
شعر و روایت؛ دو مسیر برای بازگویی تجربههای جنگ
در بخش دیگری از شب شعر و خاطره «صدای نفسهای جنگ ۲»، یاسمنزهرا نظیفی و سیدهمحدثه موسوی اشعار خود را با موضوع مردم، سرزمین و ایثار برای حاضران قرائت کردند.
یاسمنزهرا نظیفی در بخشی از شعر خود سروده بود:
«هر کس به قدر پنجرهاش آسمان گرفت
اندازه توان خود از سفره نان گرفت
دل را به دست مردم این سرزمین سپرد
او هرچه داشت داد و از این خاک جان گرفت»
همچنین نرگس مرادیمقدم، مبینا شریعتنسب و افسانه حاتمی، روایتهای خود از جنگ رمضان را برای حاضران بازگو کردند و بخشهایی از خاطراتشان از آن روزها را به اشتراک گذاشتند.
شب شعر و خاطره «صدای نفسهای جنگ ۲» به همت حوزه هنری خراسان شمالی و به مناسبت هفته دفاع مقدس برگزار شد؛ محفلی که با پیوند شعر، خاطره و روایت امدادگری، کوشید بخشی از ناگفتههای جنگ رمضان و تجربههای انسانی کسانی را بازگو کند که در متن حوادث حضور داشتهاند؛ روایتهایی که یادآوری میکنند گاهی گفتن از آنچه رخ داده، خود بخشی از مسئولیت حفظ حقیقت است.