خراسان شمالی
← همه اخبار
مجموعه ای از سخنان مقام معظم رهبری در خصوص جوان

مجموعه ای از سخنان مقام معظم رهبری در خصوص جوان

۲۲ تیر ۱۳۹۰کد خبر: 82181۵

حضرت آیت‏الله خامنه‏اى رهبر معظم انقلاب اسلامى به مناسبت روز جوان عصر روز گذشته با گروهى از جوانان کشور دیدار و بیش از دو ساعت با آنها گفت‏وگو کردند.

 

مجموعه ای از سخنان مقام معظم رهبری در خصوص جوان

حضرت آیت‏الله خامنه‏اى رهبر معظم انقلاب اسلامى به مناسبت روز جوان عصر روز گذشته با گروهى از جوانان کشور دیدار و بیش از دو ساعت با آنها گفت‏وگو کردند. از سال 79 تا 82

1377/2/08
بیانات در دیدار نخبگان جوان‌

خوب من به شما عرض میکنم در این مسیر شتاب و موفقیت در طول چندین سال گذشته محسوس است. شما این را بدانید شاید هم میدانید البته من آمارهاى بیشترى دارم اطلاعات وسیع‌تر و جزئى‌ترى دارم که در هفت هشت ده سال اخیر کشور یک حرکت عظیمى در این زمینه انجام داده و کارهاى بزرگى انجام گرفته. البته بعضى گوشه کنار توى دانشگاه و بیرون دانشگاه یأس‌آفرینى و منفى‌بافى میکنند اما بیخود میگویند دروغ میگویند. بعضى از اینها غافلند بعضى هم بدتر از غافل. حرکت انصافاً حرکت موفقى بوده است. در این سالها کارهاى بزرگى انجام گرفته. ملت جوانان مجموعه‌ى علمى دانشگاه‌ها مدیران علمى نشان دادند که استعداد خوبى وجود دارد براى این حرکتى که مورد نظر ماست. بنابراین ما پیشرفت کرده‌ایم. این پیشرفت اقتضاء میکند که ما امیدوارانه‌تر پیش برویم. نظر تعداد قابل توجهى از کارشناسان ایرانى و غیر ایرانى این است که کشور ما قبل از موعد معین یعنى 1404 که پایان دوره‌ى برنامه‌ى چشم‌انداز بیست ساله است به آن چیزى که در چشم‌انداز وعده داده شده خواهد رسید یعنى رتبه‌ى اول علمى در میان کشورهاى اسلامى. برآوردها این است این به خاطر شتابى است که وجود دارد. پس امیدوار باشیم لحظه‌ها را از دست ندهیم به نیروى خودمان اتکاء کنیم و حرکت را با جدیت با صمیمیت و با شرائط لازم ادامه دهیم. این یک نکته. نکته‌ى دوم این است که از این کارهاى علمى‌اى که دارد میشود هم من و هم هر فردى از افراد کشور که مطلع باشد افتخار میکند. به پیشرفت علمى در مسئله‌ى هسته‌اى همه افتخار میکنیم به پیشرفتهاى بسیار حائز اهمیت در زمینه‌ى سلولهاى بنیادى که گفته شد و کارهاى عظیمى که در این زمینه انجام گرفته همه افتخار میکنیم در بخش نانو در بخش فناورى زیستى و غیرذلک پیشرفتهاى خوبى صورت گرفته و همه افتخار میکنیم اینها چیزهاى کوچکى نیست چیزهاى بزرگى است لیکن اینها چیزهائى نیست که بتواند به ما بگوید کشور از لحاظ علمى یک پیشرفت مطلوب و کاملى کرده است. با اینکه در بعضى از این رشته‌ها تازه وارد شده‌ایم در عین حال جزو ده کشور اول دنیا هستیم که این فناورى‌ها یا این دانش را داریم لیکن این کافى نیست. چى لازم است? آنچه در کشور لازم است و میتواند موقع و جایگاه علمى کشور را به طور شایسته و افتخارانگیز به ما نشان دهد که بالا رفته وجود یک چرخه‌ى علمىِ کامل است. در همه‌ى بخشها یک چرخه‌ى به‌هم‌پیوسته‌ى مهمى از انواع دانشهائى که مورد نیاز کشور است باید وجود داشته باشد تا اینها هم‌افزائى کنند و به کمکِ هم بیایند. یک مجموعه‌ى کامل علمى در کشور بایستى به وجود بیاید این هنوز نشده. این جزیره‌ها بایستى به طور کامل به هم متصل شوند یک مجموعه‌ى واحد تشکیل شود به هم کمک کنند همدیگر را پیش ببرند هم‌افزائى کنند راه را براى جستجو و یافتن منطقه‌هاى تازه‌ى علمى در این آفرینش وسیع الهى باز کنند سؤال مطرح کنند به آن سؤالها پاسخ داده شود اینها همه‌اش لازم است. ما سرمایه‌گذارى‌هاى مقطعى زیادى داشتیم پیشرفتهاى مقطعى هم زیاد داشتیم که قائم به اشخاص بوده قائم به گروه‌هاى خاص بوده این بایستى در همه‌ى بخشها در همه‌ى رشته‌ها توسعه پیدا کند یک جریان عامِ تمامى‌ناپذیر در زمینه‌ى علم و در همه‌ى رشته‌هاى علوم به وجود بیاید از علوم انسانى تا علوم تجربى و انواع علوم بایستى ما این پدیده را ببینیم و مشاهده کنیم. این کار تلاش لازم دارد این همانى است که من در یک جلسه‌اى با جمعى از فرزانگان و دانشگاهیان که به نظرم ماه رمضان بود گفتم جهاد علمى لازم است مجاهدت لازم دارد. خوب اگر بخواهیم این مجاهدت به طور کامل انجام بگیرد باید یک توجه ویژه‌اى به دانشگاه‌ها بشود چون دانشگاه محیط زیست و محیط پرورش استعدادها و نخبه‌هاست. اینجا هم بنیاد ملى نخبگان وظائفى دارد هم مدیران و رؤساى دانشگاه‌ها و وزارتهاى دانشگاهى مسئولیت دارند. نگاه بنیاد ملى نخبگان بر روى نخبگان نباید این بنیاد را از نگاه به دانشگاه‌ها غافل کند یعنى باید یک نگاه ستادى به دانشگاه‌ها داشته باشد و ارتباط بین مجموعه‌ى بنیاد ملى نخبگان و دانشگاه‌ها باید مستحکم شود. از آن طرف هم در دانشگاه‌ها نگاه نخبه‌شناس و نخبه‌پرور حتماً بایستى در مجموعه‌ى کارهاى دانشجوئى وجود داشته باشد که البته در بخشهاى تحصیلات تکمیلى این معنا بیشتر خواهد بود. این هم یک نکته. خوب حمایت از نخبگان چگونه است? این را من در همین بیاناتى که دوستان هم کردند مشاهده میکنم. به نظر من مهمترین حمایت براى نخبگان این است که زمینه‌ى کار و مقدمات کار براى آنها فراهم شود. ذهن نخبه و مغز نخبه به دنبال کار ژرف‌نگرى تولید خلق گشودن بابهاى جدید و رفتن راه‌هاى نو است. امکانات سخت‌افزارى باید براى اینها فراهم شود. در مواردى هم امکانات سخت‌افزارى هم امکانات نرم‌افزارى باید فراهم شود تا نخبه بتواند کار و تلاش کند. البته این تلاش باید در جهت نیازهاى کشور باشد. آنطور که به من گزارش کردند نقشه‌ى جامع علمى بخش مهمى از این نیازها را کاملاً رعایت کرده و در این نقشه‌ى جامع دیده شده. البته من هنوز گزارش نهائى‌اى از نقشه‌ى جامع ندارم دوستان با جدیت دنبال کار هستند. نظرات گوناگونى هم هست. من همین جا تشکر کنم از بعضى از جوانهاى عزیز که توى دیدار ماه رمضان به ما گفتند که ما نقشه‌ى جامع علمى را خودمان مستقل از مجموعه‌ى مسئول فراهم کردیم. من گفتم بیاورید آوردند. گفتم یک خلاصه‌اى تهیه بشود که من بتوانم آن خلاصه را ببینم. آن خلاصه را هم تهیه کردند و آوردند. البته ما مجموعه را براى دبیرخانه‌ى شوراى عالى انقلاب فرهنگى فرستادیم که آنجا رسیدگى کنند اما آن خلاصه را خود من هم باید ببینم که هنوز فرصت و توفیق پیدا نکرده‌ام نگاه کنم. این اهتمام را این بلندپروازى را در جوانها من مى‌پسندم. چند تا جوان دور هم مى‌نشینند میگویند آقا ما نقشه‌ى جامع علمى کشور را با نگاه خودمان میخواهیم فراهم کنیم. البته قول نمیدهیم که حتماً آن نقشه‌ى جامع پاسخگوى نیاز ما به یک نقشه‌ى جامع باشد ممکن است اطلاعاتشان محدود باشد اما این گستاخى این بلندپروازى این همت این اعتماد به نفس براى ما خیلى مطلوب و جذاب است. بنابراین این چرخه‌ى علمىِ کامل لازم است. علاوه‌ى بر این چرخه‌ى دیگرى لازم است از پدید آمدن یک فکر در ذهن یک نخبه یا یک نابغه تا تحویل آن به مرکز علمى و فعالیت علمى روى آن و تبدیل این فکر به یک علم یا به شاخه‌اى از یک علم تا عبور از این مرحله و رفتن به میدان فناورى و به عرصه آمدن فناوران و نخبگان فناورى و صنعتى بر روى این یافته‌ى علمى تا بعد به مسئله‌ى تجارى کردن که به آن خواهم پرداخت برسد این هم باز یک چرخه‌ى دیگر است. پس علاوه بر اینکه یک چرخه‌ى علمى باید به وجود بیاید که علوم همدیگر را تکمیل کنند به هم کمک کنند یک منظومه به وجود بیاید چرخه و سلسله‌ى زنجیره‌وار دیگرى از تولید اندیشه‌ى علمى و ایده‌ى علمى تا تشکیل یک مجموعه‌ى ذهنىِ علمى تا آمدن به میدان فناورى و صنعت تا آمدن به بازار و تبدیل به محصول هم باید حتماً به وجود بیاید. البته اینها هم همت شما را میطلبد هم مدیریت دستگاه‌هاى مسئول را. همه باید تشریک مساعى کنند که این اتفاق در کشور بیفتد. مسئله‌ى تجارى‌سازى خیلى مهم است. یافته‌هاى علمى و صنعتى بایستى بتوانند در کشور تولید ثروت کنند. برادران مسئول در دفتر ما یک محاسبه‌اى کردند نظر آنها این است که تا سال 1404 ما باید بتوانیم حداقل بیست درصد از درآمد کشور را از راه صنایع دانش‌بنیان و فعالیتهاى تجارى دانش‌بنیان تأمین کنیم یعنى از محل فروش محصولات علمى. این چیزى است که باید خیلى از دسترس دور نباشد. دانش منشأ تولید ثروت است البته به شکل صحیح به شکل نجیبانه نه آنچنان که دنیاى غرب از دانش براى تحصیل ثروت استفاده کرد که من بعد ان‌شاءاللَّه اشاره‌ى مختصرى خواهم کرد. البته تجارى کردن اگر در ذهنیت دستگاه‌هاى مسئول باشد بایستى از آغاز یعنى از وقتى که ما پروژه‌ى علمى و پروژه‌ى صنعتى را تعریف میکنیم به فکر تجارى کردنش باشیم نگذاریم بعد از آنکه کار تمام شد به فکر بیفتیم که بازاریابى کنیم. از اول باید این مسئله در محاسبات بیاید که البته این مربوط به دستگاه‌هاى مسئول کشور است که دنبال کنند. پیشنهاد کردند من اینجا یادداشت کردم که امکان تأسیس نوع تازه‌اى از شرکتها که عبارت است از شرکتهاى علمى و فناورى در کشور فراهم شود. خیلى‌ها هستند که مایلند دسته‌جمعى کار علمى کنند تحقیقات علمى کنند. این کمکى که دولت و مسئولان به پیشرفتهاى علمى و فناورى میکنند منحصر نماند به کمک به افراد این شرکتها مورد حمایت قرار بگیرند. البته اینها با شرکتهاى تجارى که مالیات و تسهیلات متعارف بانکى به آنها تعلق میگیرد اشتباه نشوند بلکه به طور ویژه به این شرکتها کمک شود. فکر میکنم این کار کار لازم و مهمى است. دولت باید در این زمینه یک مدیریت هوشمندانه‌اى به کار ببرد. یک مسئله‌ى دیگر که خیلى مهم است تشکیل پژوهشگاه‌هاست. در هر دانشگاهى علاوه بر پژوهشگاه‌هاى مستقلى که وجود دارد لااقل باید یک پژوهشگاه جدى به وجود بیاید. خود دانشگاه‌ها به امر پژوهش به صورت یک مجموعه در درون دانشگاه اهمیت بدهند. نخبه‌هاى ما بروند به سمت پژوهشگاه‌ها. البته نه اینکه رابطه‌شان با دانش و تعلیم و تعلم قطع شود بلکه همچنان که میل خود نخبگان هم همین است که سراغ پژوهش بروند جذب این پژوهشگاه‌ها شوند و در آنجا کار پژوهشى انجام دهند. امکانات همان طورى که قبلاً عرض کردیم در اختیارشان قرار بگیرد تا بتوانند پژوهش کنند این همان چیزى است که یک نخبه را راضى میکند قانع میکند هم استعداد او را به جریان مى‌اندازد و به فعلیت میرساند و احساس میکند میتواند کار کند هم وسوسه‌هائى که در مورد عدم امکان کار در کشور میشود که روزبه‌روز هم این وسوسه‌ها توسعه پیدا میکند خنثى و بى‌اثر خواهد شد. در این پژوهشگاه‌ها این امکان وجود دارد که از تجربه‌ى علمى و از پختگى اساتید دانشگاه‌ها که بعد از پایان دوره‌ى خدمتشان بازنشسته شده‌اند استفاده شود و اینها حضور پیدا کنند. در این صورت یک حلقه‌ى وصلى خواهد شد بین نسل جدید پژوهنده و پژوهشگر که همین جوانهایند و مجربینى که دورانى را در دانشگاه‌ها گذرانده‌اند. به مجموعه‌ى نخبگان خیلى کمک شده. البته گوشه کنار گله‌گزارى‌هائى هست من هم میشنوم. غیر از این چیزهائى که حالا در این جلسه به من گفته میشود نامه مینویسند گزارش میدهند گله میکنند. بنابراین گله‌گزارى‌هائى هست این گله‌ها حق هم هست باید هم برطرف شود شکى نیست اما شما نگاه کنید ببینید در پنج شش سال اخیر ما کجا بودیم به کجا رسیدیم. در مورد کمک به نخبگان و توجه به نخبگان ما در پنج شش سال قبل از این در نقطه‌ى صفر بودیم چیزى به این نام کارى در این جهت حرکتى به این صورت وجود نداشت. امروز خیلى کارهاى خوبى شده. این توجه به نخبگان این جمع کردن نخبگان این شنیدن سخن نخبگان این استفاده‌ى از ذهن و فکر آنها و برقهائى که در ذهن نخبه‌ها میزند اینها چیزهاى جدیدى است. ما بایستى قدر بدانیم و متشکر باشیم. همه‌اش نباید نقاط منفى را دید. یکى از طبایع انسان فزون‌طلبى است. این خصوصیت بد هم نیست. فزون‌طلبى مثل بقیه‌ى خصوصیات و غرائز انسانى اگر در جاى خود قرار بگیرد در جهت خود حرکت کند عامل پرواز انسان خواهد شد. در زمینه‌ى معنویات هرچه انسان بتواند باید فزون‌طلب باشد. کار علمى و کار فکرى و کار پژوهشى هم یک بخشى از معنویات است. بنابراین این فزونى‌طلبى در انسان هست. هرچه هم انسان داشته باشد باز یک گوشه‌ى ناقصى کمبودى جلوى چشم انسان قرار میگیرد این هیچ وقت تمام نمیشود. باید دید چه کار شده است. کارهاى زیادى شده. من میخواهم عرض بکنم با این کمکهاى فراوانى که میشود با وجود این کارهاى خوبى که صورت میگیرد و واقعاً باارزش است و باید از مسئولین تشکر کرد نباید گذاشت با بوروکراسى‌هاى ادارى و پیچ‌وخم‌هاى گوناگون شیرینى این کار در کام نخبگان تلخ شود این را من جداً به مسئولین ذى‌ربط در این بخش توصیه میکنم. سعى کنند فراتر از این دیوان‌سالارى‌هاى متعارف و این پیچ‌وخم‌هاى گوناگون راه‌هاى میانبر پیدا کنند کارها را راحت‌تر پیش ببرند و آسانتر حرکت کنند. البته از این طرف نباید بى‌انصافى کرد نباید ناسپاسى کرد حقیقتاً کار شده حقیقتاً خدمت شده نیت خدمتِ بیش از این هم هست. فرمود «نیّة المؤمن خیر من عمله»(1) یعنى همیشه نیت مؤمن بیش از آن مقدارى است که گنجایش عمل اوست. قصد و نیت خیلى زیاد است خوب انسان در عمل نمیتواند همه‌ى آنها را انجام دهد. هرچه که شما از کارِ خوب انجام دادید نیتتان باید چند برابر باشد. مؤمن اینجورى است که نیتش همیشه خیر است از عمل او بهتر است. دستگاه‌هاى مسئول در این باب هم همین جورند نیتشان واقعاً خیلى بیشتر است منتها خوب در عمل طبعاً مشکلاتى پیش مى‌آورد. یک چیز دیگر هم که فراموش نشود این است که ما یک نظام رصد لازم داریم. باید دائماً رصد کنیم ببینیم خروجى این تلاشى که در زمینه‌ى نخبگان انجام میگیرد چقدر است چقدر متناسب است این خروجى با سرمایه‌گذارى‌اى که شده. اینجور نباشد که ما سرمایه‌گذارى را بکنیم بعد خروجى نباشد. اگر خروجى کم بود یا متناسب نبود کاشف از این است که در روشها اشکال وجود دارد روشها غلط است. بنابراین این کار رصد دائمى لازم دارد. در این بخش فقط هم رصد کافى نیست بایستى کشورهائى را هم که همت ما و نیت ما این است که از آنها جلو بیفتیم رصد کنیم. نباید تصور کرد که کشورهاى دیگر کشورهاى همسایه کشورهاى اسلامى ایستاده‌اند و به ما میگویند بفرمائید جلو تا ما از آنها جلو بزنیم نه آنها هم دارند تلاش میکنند. این رصد هم لازم است. اگر قرار است ما جلو بیفتیم بایستى اطراف را هم بدانیم بقیه‌ى بازیگران این صحنه باید زیر نظر باشند بدانیم چه کار دارد انجام میگیرد آن وقت بسنجیم که حرکت ما همت ما متناسب هست یا نه. من چند نکته‌ى دیگر یادداشت کردم که از آنها میگذرم. ببینید ما تأکید میکنیم روى علم. این تأکید جدى است تعارف نیست از روى یک احساس کاذبِ تشریفاتىِ موسمى نیست بلکه از یک تشخیص عمیق و محاسبه‌شده برمیخیزد. زورگوئى در دنیا زیاد است. زورگویان متکى به قدرتشان هستند. آن قدرت و آن ثروت و آن امکانات برخاسته‌ى از دانش آنهاست. بدون دانش نمیشود مقابله کرد نمیشود مواجهه کرد. من یک وقتى این حدیث را خوانده‌ام «العلم سلطان»(2) علم عبارت است از اقتدار. علم خودش یک اقتدار است. هر کس این اقتدار را داشت میتواند حرکت کند هر کسى هر ملتى هر جامعه‌اى که نداشت مجبور است از اقتدار دیگران پیروى کند. بنابراین این یک محاسبه‌ى دقیق است. خوب این علم دو جور میتواند هدف داشته باشد یک جور هدفى که دارندگان کنونى علم در دنیا آن هدف را داشتند و دنبال کردند و آن هدف هدفى است ناپاک و نامقدس. به ادعاها نگاه نکنید واقعیت قضیه در پیشرفت علمى غرب واقعیت بسیار تلخ و بسیار تأسف‌آورى است واقعیتى است که انسان به هیچ قیمتى حاضر نیست به سمت آن حرکت کند. پیشرفت علم در دنیاى غرب چه از وقتى که اساساً تحرک علمى غرب شروع شد باید گفت تحرک فکرى که مقدمه‌ى تحرک علمى بود که از قرن شانزدهم میلادى در ایتالیا و در انگلیس و در جاهاى دیگر شروع شد چه آن وقتى که انقلاب صنعتى در قرن هجدهم ابتدا در انگلیس به وجود آمد ایجاد کارخانجات بزرگ و ماشینهاى عظیم که بتدریج در طول چند ده سال این اتفاق افتاد بعد تولید ثروت از این راه حالا آنچه که در خود آنجاها شد چه حقوقى پایمال شد چه فقرائى از بین رفتند طبقه‌اى که بر اثر این ماشینهاى بزرگ به وجود آمد چه ظلمهائى به مردم کردند آنها بماند بعد بتدریج گسترش این علم و فناورى در دیگر کشورهاى اروپائى به قیمت نابودى آزادى بسیارى از ملتها تهدید هویت بسیارى از ملتها و وارد آمدن یک ظلم عظیم همراه با سبعیت بر بسیارى از کشورها و ملتها تمام شد. آنها احساس کردند مواد اولیه لازم دارند احساس کردند بازار فروش لازم دارند این هم در کشورهاى دیگر بود لذا از این دانش استفاده کردند و در مقابل شمشیر و نیزه توپخانه تولید کردند بعد هم انگلیسى‌ها و هلندى‌ها و پرتغالى‌ها و فرانسوى‌ها و بعضى دیگر از کشورهاى اروپائى راه افتادند رفتند به اطراف دنیا آنقدر با ابزار علم و فناورى در دنیا فاجعه‌آفرینى کردند که اگر اینها را جمع کنند یک دائرةالمعارف عظیم خواهد شد با ده‌ها مجلد و گریه‌آور. ...(3) فقط آمریکا هم نیست آمریکا بعد ملحق شده. شما ملاحظه کنید اینها در هند چه کردند در چین چه کردند. در قرن نوزدهم انگلیسى‌ها در هند فجایعى آفریدند که من یقین دارم شما جوانها کمتر هم به تاریخ و به این چیزها اهمیت میدهید یک‌هزارمِ آنچه را که اتفاق افتاده شما در تبلیغات و در حرفها نشنیده‌اید. «نهرو» در کتابِ خودش مینویسد اینها آمدند هند. به گفته‌ى او در دورانى که هنوز انقلاب صنعتى نشده بود و ماشینهاى بزرگ به وجود نیامده بود شبه قاره‌ى هند از لحاظ صنعت یکى از کشورهاى پیشرفته‌ى دنیا بوده. اینها براى اینکه کار خودشان را پیش ببرند صنعت هند را نابود کردند طبقه‌ى متوسط هند را نابود کردند پیدایش حرکت به سمت دانش و صنعت را با انواع و اقسام تضییقها متوقف کردند یک بیمارى مزمن در کالبد یک ملت به وجود آوردند و تزریق کردند که هنوز که هنوز است بعد از گذشت تقریباً صد و پنجاه سال از شروع این کارها در هند این بیمارى در آنجا علاج نشده. شبیه این کار را در چین کردند فجایعى که در چین آفریدند فشارى که به ملت چین وارد کردند. اینها مال قرن نوزدهم است. در آفریقا چه کردند. به کمک علم در خود قاره‌ى آمریکا چه فجایعى را آفریدند. در آفریقا و در آمریکاى لاتین چقدر انسانهاى آزاد برده شدند چقدر خانواده‌ها تارومار و نابود شدند. علم را اینجورى پیدا کردند. بنابراین جهت علم عبارت بود از حرکت به سمت ثروت بدون رعایت ذره‌اى اخلاق و ایمان و معنویت. اروپائى‌ها همان وقت هم ادعاى تمدن میکردند اما رفتارشان از وحشى‌ترین قبائل در حملات گوناگون قبیله‌اى وحشیانه‌تر بوده. اینهائى که عرض میکنم شعار نیست اینها هر کدامش سند مدرک و تعبیرات دقیق دارد که چه کار میکردند که الان مجال توضیح نیست.

اگر من گوشه‌اى از آنها را میگفتم میفهمیدید که در آسیاى شرقى در آفریقا و در نقاط دیگر به وسیله‌ى همین اروپائى‌ها و غربى‌ها و با ابزار علمِ آنها چه اتفاقى افتاده است. چون هدف ثروت بود بنابراین اخلاقى وجود نداشت مذهبى وجود نداشت خدائى وجود نداشت. ما این علم را نمیخواهیم. این علم آن وقتى که رشد پیدا میکند و به منتها درجه میرسد میشود مثل این چیزى که امروز کشورهاى غربى دارند میشود بمب اتم میشود این همه ظلم و ستم میشود نابودى دموکراسى در مدعى‌ترین کشور دنیا از لحاظ دموکراسى یعنى آمریکا میشود اختلاف طبقاتى روزافزون و شکاف طبقاتى میلیونها کارتن‌خواب میلیونها زیر خط فقر در یک کشور ثروتمند و پیشرفته. این علم فایده‌اى ندارد. ما دنبال این علم نیستیم. نه تعلیمات انبیاء نه تعلیمات اسلام نه وجدان انسانى ما را به این طریق سوق نمیدهد هیچ شوقى در انسان نمى‌آفریند. آن علمى که ما میخواهیم همراه با تزکیه است. همین آیاتى که اول این جلسه تلاوت کردند به این نکته اشاره دارد «هو الّذى بعث فى الأمّیّین رسولا منهم یتلوا علیهم ایاته و یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمة».(4) اول تزکیه است. تربیت دین تربیت قرآن تربیت اسلام این است. چرا اول تزکیه? براى اینکه اگر تزکیه نبود علم منحرف میشود. علم یک ابزار است یک سلاح است این سلاح اگر در دست یک انسان بدطینت بددل خبیث و آدمکش قرار بگیرد جز فاجعه چیز دیگرى نمى‌آفریند اما همین سلاح میتواند در دست انسان صالح وسیله‌ى دفاع از انسانها دفاع از حقوق مردم دفاع از خانواده باشد. این علم را بایستى آن وقتى در دست گرفت که با تزکیه همراه باشد. این توصیه‌ى من به شماست.

شما بحمداللَّه جوانهائى هستید که خداى متعال به شماها توفیق داده در محیط دینى و اسلامى پرورش پیدا کنید این فرصت خیلى خوبى است این شبیه همان چیزى است که امام حسین (علیه‌السّلام) در دعاى عرفه به خداى متعال عرض میکند و میگوید من تو را شکر میکنم که مرا در دولت اسلام دولت پیغمبر به وجود آوردى. البته فاصله‌ى ما با او خیلى زیاد است فاصله‌ى زمین تا آسمان است اما در آن جهتیم. این براى ما توفیقى است براى شما جوانها توفیقى است. علم را براى خدمت براى معنویت براى پیشرفت فضائل انسانى براى دفاع حقیقى از حقوق انسان باید فرا بگیریم. ثروت ملى و اقتدار ملى باید براى این باشد که این ملت بتواند برخلاف سنت رائج جهان پرچم عدالت را در دست بگیرد. به کسى زور نگوئیم به مظلوم کمک کنیم با ظالم مقابل و مواجه شویم جلوى ظالم را بگیریم. شما فکرش را بکنید اگر توى این دنیائى که سکه‌ى رائج عبارت است از ظلم و زورگوئى و استکبار و استعمار و استثمار ملتها و هر کسى که قدم در جاده‌ى دانش و علم و پیشرفت میگذارد همین راه را دنبال میکند یک عده‌اى زور میگویند یک عده هم زور را میپذیرند سلطه‌گر و سلطه‌پذیر که مجموعاً نظام سلطه را به وجود مى‌آورند یک ملتى قد علم کند عالم باشد قدرت داشته باشد حرف براى زدن داشته باشد و بتواند صداى خودش را به دنیا برساند داراى فناورى پیشرفته و ابزارهاى گوناگون ارتباطى باشد داراى قدرت تبلیغات باشد داراى انسانهاى با اعتماد به نفس بالا باشد و با این نظام سلطه مواجهه و مقابله کند آنجائى که همه دست به دست هم میدهند تا یک ملت را مظلوم کنند زیر پا له کنند او به دفاع از آن ملت سینه سپر کند ببینید در دنیا چه اتفاق عجیبى رخ خواهد داد وضع دنیا دگرگون خواهد شد. براى این هدف کار کنید علم را براى این فرا بگیرید دنبال این باشید این لازم است والّا اگر روشى که علم‌آموزان و صاحبان علم در دنیا در این دویست سال سیصد سال دنبال کردند ما هم ته صف آنها بایستیم راهى که آنها رفتند ما هم همان راه را برویم این که هنرى نیست این که هدفى نیست که انسان از جان خودش براى آن مایه بگذارد.

 ما بایستى راه جدیدى را باز کنیم. راه جدید این است که یک ملتى با دارا بودن ابزار علم و اقتدار علمى که همه چیز دیگر را به دنبال خودش مى‌آورد انگیزه‌هاى الهى و ارزشهاى الهى و اخلاق الهى را در دنیا عَلم کند و پرچمش را برافرازد. این آن توقعى است که ما از شما داریم. پروردگارا جوانان عزیز ما را در این راه پرافتخار روزبه‌روز و بیش از پیش هدایت و کمک بفرما.والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته‌1) کافى ج 2 ص 842) شرح نهج‌البلاغه ج 20 ص 3193) یکى از حضار «مرگ بر آمریکا»4) جمعه 2.

 

1389/7/14

دیدار نخبگان جوان دانشگاهی با رهبر انقلاب
چون دانش داشت و از دانش استفاده کرد غربیها در این مسابقه‏ی جهانی‏ای که در طول تاریخ وجود داشته سوء استفاده کردند ببینید در طول تاریخ علم در بین ملتهای دنیا دست به دست گشته شما هیچ ملتی را پیدا نمیکنید که از اول تا آخر دانش در اختیار آنها بوده نه این یکی از سنتهای خداست در این مسابقه‏ی در بین جوامع بشری ملتها مسابقه دارند و از هم جلو میزنند از لحاظ دانش یک وقتی شرق جلو بود یک وقتی کشورهای اسلامی جلو بودند و یک وقتی بخصوص کشور ایران جلو بود همین حالتی که امروز شما در بعضی از کشورهای غربی مشاهده میکنید که از لحاظ علم در رتبه‏ی بالائی هستند و دیگران باید سرشان را بالا کنند تا آنها را ببینند یک روز کشور شما همین حالت را داشت و کشورهای اروپائی و کشورهای شرقی و غربی باید به بالا نگاه میکردند تا میتوانستند دانشمند ایرانی را ببینند دانشمندان عظیمی که نه فقط در علم حتّی در فناوری فناوریهای متناسب با آن روز از همه‏ی دنیا جلو بودند یک روزی اینجوری بوده یک روز هم غربیها جلو افتادند اما یک نکته‏ی مهمی است که از زمانی که غربیها جلو افتادند از این برتریِ علمی برای مقاصد سیاسی و اقتصادیِ سلطه‏گرانه استفاده کردند استعمار به وجود آمد استعمار قبلاً وجود نداشت معنای استعمار این است که یک کشوری با هزارها کیلومتر فاصله دست‏اندازی کند به یک کشوری که منبع ثروت است مثلاً شبه قاره‏ی هند و آنجا را به قدرت شمشیر و به قدرت سلاح پیشرفته در اختیار خودش بگیرد خب میدانید انگلیس هم محاط به دریاست انگلیسیها چون در کار کشتیرانی و دریانوردی یک مهارتی پیدا کرده بودند این دریانوردی را توسعه دادند خطرپذیری کردند ریسک‏پذیری کردند آمدند هندوستان را پیدا کردند و بر آن تسلط پیدا کردند اینجا از برتری علمیِ خودشان استفاده‏ی سیاسی کردند کاری که تا آن زمان هیچ کدام از کشورهای گوناگونی که دارای برتری علمی بودند نکرده بودند هم انگلیسیها هم بلژیکیها هم هلندیها اینهائی که طرف منطقه‏ی شرق و منطقه‏ی شبه قاره‏ی هند رفتند و اول‏بار استعمار را راه انداختند و هم آن کسانی که بعد رفتند آفریقا را گرفتند گروهی از کشورهای اروپائی مثل پرتغال اینها از قدرت پیشرفتِ علمی و توانائی علمیشان استفاده‏ی سیاسی کردند یعنی استعمار را به وجود آوردند وقتی استعمار به وجود آمد سرنوشت آن ملت استعمارزده در دست آن ملت استعمارگر قرار گرفت از این استفاده کردند برای اینکه آنها را در جهالت نگه دارند و تا آنجائی که البته میتوانستند مسابقه‏ی علمی را متوقف کردند این اتفاقی است که افتاده و کاری است که شده خب این سوء استفاده‏ی از علم بود دنیا تحولات دارد انسانها در یک حدی محدود نمیمانند و انسان را نمیشود زندانی کرد بالاخره جوشش استعداد انسانی چه در زمینه‏ی علمی چه در زمینه‏ی سیاسی کار خودش را میکند و کرد حرکتهای فراوانی از طرف مردم در جاهای مختلف دنیا به وجود آمد وضع امروز دنیا این است که قدرتهائی که دارای پیشرفت علمی هستند سعی میکنند این پیشرفت را به صورت انحصاری نگه دارند شماها خوب میدانید بخشهائی از دانش در کشورهای پیشرفته‏ی غربی هست که مطلقاً اجازه‏ی دسترسی به آنها به کسانی خارج از محدوده‏ی خودشان داده نمی‏شود یعنی اختصاصی است مثل این سندهائی که وقتی کهنه شد منتشرش میکنند دانشی هم که در اختیار آنهاست وقتی از آن مرحله‏ی اهمیت و درجه‏ی اوّلی افتاد آن وقت اجازه میدهند دیگری دست پیدا کند آن وقتی که خودشان به یک مرحله‏ی بالاتری رسیده باشند این‏جوری‏اند و در زمینه‏ی علم انحصارطلبند خب در این دنیا برای به هم زدن این سلطه باید یک حرکت علمی کرد نظام جمهوری اسلامی که از لحاظ ارزش‏گذاری و نظام ارزشی نقطه‏ی مقابل آن چیزی است که امروز سلطه‏گران غربی دنبالش هستند و خب موفق هم شده از لحاظ سیاسی موفق شده خودش را تثبیت کرده علیه توطئه‏ها سی سال ایستادگی کرده و در ابعاد مختلف خودش را پیش برده برای اینکه بتواند هدفهای خودش را تأمین بکند که آن هدفها هدفهای والای انسانی است که هر انسانی آنها را قبول دارد باید دنبال علم برود این است که من گفته‏ام امروز یکی از پایه‏ای‏ترین گفتمانهای کنونی کشور ما باید گفتمان پیشرفت علم و فناوری باشد این برو برگرد ندارد بدون اینکه ما به دنبال پیشرفت علمی و رشد علمی و افزایش توان علمی باشیم و بدون اینکه این امکان علمی را در سطح زندگی خودمان بیاوریم و زندگی مادی را اعتلاء بدهیم امکان مقابله‏ی با آن قدرتها وجود ندارد این پرچمی که در دست جمهوری اسلامی است در این صورت در اهتزاز و سرپا خواهد ماند و پیروز خواهد شد خب در این زمینه من شاید یک مقداری بیش از اندازه‏ی لازم صحبت کردم به خاطر اینکه تصور نمی‏کردم این فکر و ذهنیت در جوانهای نخبه باشد که علم و فناوری چه فایده‏ای دارد لذا یک مقداری در این زمینه بیشتر توضیح دادم ببینید علم مایه‏ی قدرت و ثروت است اگر کشور شما و نظام جمهوری اسلامی باید به این قدرت و اقتدار دست پیدا کند تا بتواند از ملت خود از کشور خود از ارزشهای خود و از نظام خود پشتیبانی کند و مصونیت ببخشد که قدرت فایده‏اش این است اقتدار برای زورگوئی به دیگران نیست برای جلوگیری از زورگوئی دیگران است و اگر در کنار این به ثروت احتیاج دارد تا بتواند مشکلات گوناگونی را که میراث سالها حکومت استبدادی در این کشور است برطرف کند باید علم را به دست بیاورد برای یک ملت علم وسیله‏ای است برای رسیدن به اقتدار ملی و ثروت ملی خوشبختانه ما در این زمینه امکانات زیادی داریم اگر درست محاسبه بشود شاید بتوان گفت واقعاً حدود صد و پنجاه سال ملت ایران را متوقف نگه داشتند این استعداد جوشانی را که شما امروز می‏بینید این مال امروز نیست همیشه نسلهای ایرانی این استعداد را داشته‏اند اینها به دلایل مختلف متوقف مانده عمده‏اش هم به خاطر حاکمیت حکومتهای مستبد و جائر در همه‏ی زمانها و بخصوص در این برهه‏ی آخر به اضافه شدنِ وابستگی و فساد بوده این عقب‏ماندگی وجود دارد لیکن استعداد ملت ایران یک استعدادِ از متوسط بالاتر است این را ما بارها گفته‏ایم بعضیها خیال کردند که ما این را ادعا میکنیم حالا بتدریج در سطح جهان هم دارد این معنا منعکس میشود گواهیها و تصدیقهای جهانی نسبت به هوش بسیار زیاد ایرانی مکرر در جاهای گوناگونی دارد تکرار میشود توی مجلات آمریکائی مینویسند و بخصوص از بعضی از دانشگاههای ما اسم می‏آورند البته این اسم‏آوردنها مغرضانه است آن دانشگاهی که آنها اسم می‏آورند چه در تهران چه در اصفهان اینها دانشگاههای برترند شکی نیست اما نام آوردن آنها مغرضانه است چون دانشگاه بر پایه‏ی نیروی انسانی است دانشجو و استاد و البته مدیریت هم دانشجو و هم استاد از همین نسلهای ایرانی هستند بنابراین این عمومیت دارد و مخصوص دانشگاه خاصی نیست در هر جائی که تلاشی صورت بگیرد همین برجستگی نمایان خواهد شد که آنها در مواردی به آن اعتراف میکنند بنابراین ما از این امکان بسیار بالای انسانی برخورداریم یعنی هوش و استعدادِ از متوسط بالاترِ انسانی در ایران این میتواند عقب‏ماندگی را جبران کند این سالهائی که شما راه افتادید و این کاروان علم در کشور حرکت کرده دستاوردهای بسیار زیادی داشته همین تقریباً ده دوازده سال اخیر که این تفکر علم‏گرائی و دنبال علم رفتن و نهضت تولید علم و نهضت نرم‏افزاری و مسئله‏ی نخبه‏پروری در کشور شروع شده تا امروز ما خیلی پیشرفت کرده‏ایم این پیشرفتها مغتنم است من البته قانع نیستم نه اینکه تصور کنید بنده حالا خیال میکنم ما به مقصود رسیده‏ایم نه خیلی کار دارد تا این عقب‏ماندگی تاریخی و طولانی جبران بشود بخصوص که ما تنها هستیم ما تنها هستیم کسی از نظام اسلامی و اندیشه‏ی اسلامی حمایت نمیکند این چینیها که الان شما مشاهده کردید و در جریان المپیک در پکن یک گوشه‏ای از توانائیهای فنی چینیها نشان داده شد و در واقع رو شد خیلی پیشرفتهای خوبی دارند از لحاظ علمی اما توجه داشته باشید اینها در سال 1948 که چین جدید و چین کمونیست در آن سال تشکیل شده هیچ چیز نداشتند ولیکن شوروی یک حکومت باسابقه‏تر از لحاظ ایدئولوژی و با سابقه‏ی بسیار بیشتر از لحاظ پیشرفتهای علمی و فنی هر چه داشت در اختیار چین قرار داد زمان استالین هم بود وجود یک کشور عظیم مثل چین البته آن وقت جمعیتش مثل حالا نبود اما بالاخره کشور بزرگ پهناور و پرجمعیتی بود در کنار کشور بزرگ شوروی و در قلب آسیا برای شوروی کمونیستیِ آن روز خیلی باارزش بود هر چه داشتند در اختیار چینیها گذاشتند حتّی انرژی هسته‏ای را انرژی هسته‏ای را جوانهای ما خودشان به دست آوردند چینیها انرژی هسته‏ای را مثل یک هدیه‏ای از روسها گرفتند کمااین‏که به کره‏ی شمالی هم دادند هم چینیها دادند هم روسها دادند ببینید پیشرفتهای کشورهائی مثل چین به برکت حمایتهای فوق‏العاده و استثنائی کشورهای دیگر بود هند هم همین‏جور است البته از جهات دیگری آن وقتی که بین روسیه و چین اختلاف به وجود آمد میدانید دیگر تا چند ده سال متمادی بعد از دوره‏ی استالین بین این دو کشور بزرگ کمونیستی اختلاف شدید و عمیقی بود مثل اختلاف شرق و غرب و شاید هم یک خرده تندتر این اختلاف موجب شد که روسها آمدند به کمک هندیها که همسایه‏ی چین بود چینیها هم رفتند به کمک پاکستان که رقیب هند بود یعنی عوامل سیاسی در یارگیریها تأثیر گذاشت آن وقت چینیها انرژی هسته‏ای را دادند به پاکستان روسها هم انرژی هسته‏ای و بسیاری از پیشرفتها را دادند به هند یعنی هم هند هم پاکستان دستاوردهایشان را از دیگران گرفتند من هر چه نگاه میکنم می‏بینم هیچ کشوری از این کشورهائی که در زمینه‏های مختلف چنین پیشرفتهائی پیدا کرده‏اند مثل کشور ما نیست ما مظلومانه تنها و در بین این همه دشمنیها در حالی که هم شرقِ کمونیستی و هم غربِ سرمایه‏داری با ما به جد دشمن بودند اروپا هم که مایل بود یک نقش مثلاً میانه‏ای ایفا کند هیچگونه کمکی به ما نکرد بلکه ضربه هم زد این جوانهای باهوش و زیرک و احیاناً بسیار زبل از میان ملت ما توانستند این نهالها را رشد بدهند و به ثمر برسانند کارهای بزرگی شده این خیلی امیدبخش است در آینده هم میتوانید این کارها را انجام بدهید لذا من نگاهم به آینده نگاه خیلی خوبی است اگرچه وضع کنونی را قابل تحسین میدانم اما به هیچ وجه قناعت به این وضع را مجاز نمیشمارم برای هیچ کس نه برای دولتیها نه برای خود شما جوانها نه برای اساتیدتان ما هنوز خیلی باید راه برویم خیلی باید حرکت کنیم فاصله‏ی ما هنوز با آن قله‏ها حتّی برخی پائین‏تر از قله‏ها زیاد است باید این فاصله‏ها را طی کنیم البته اینها ثروت و پول لازم دارد پول را هم از همین راه باید به دست بیاوریم دوستان اشاره کردند اغلب این نکاتی که دوستان گفتند نکات درستی است در محاسبات ما و در یادداشتهائی که به ما دادند همه‏ی این نکات وجود دارد ثروت را از همین راه باید به دست بیاوریم آن روزی که ما بتوانیم درآمد کشور را از راه دانشمان به دست بیاوریم و درِ چاههای نفت را پلمب کنیم آن روز برای ما روز خوبی است امروز ما داریم از ذخائرمان میخوریم بیشتر بودجه‏ی کشور از نفت است نفت ذخیره‏ی ماست گنجینه‏مان را داریم تخلیه میکنیم از روی ناچاری باید روزی برسد که بتوانیم از دانش خود نان بخوریم و این ملت بتواند از دانش خود ثروت تولید کند آن وقت خودِ آن ثروت به پیشرفت دانش کمک خواهد کرد یک هم‏افزائی پی در پی دارند علم به ثروت کمک میکند ثروت به علم کمک میکند دائماً هم‏افزائی به وجود می‏آید ما باید دنبال این روز باشیم البته جهتگیریها باید جهتگیریهای درست و معنوی و الهی باشد همچنان که در اظهارات خیلی از این جوانهای عزیز هم همین را دیدیم این گرایشهای عزیز در بین این جوانها حقیقتاً دل انسان را روشن میکند و خرسند میکند نکات خوبی گفته شد در ذهن بنده هم بود من هم میخواهم همینها را تأکید بکنم خب خوشبختانه بنیاد نخبگان و آقای دکتر واعظزاده الحمدللَّه خیلی خوب فعالند من خیلی خوشحالم از این که حرکت را شروع کرده‏اند کار را آغاز کرده‏اند لیکن باید به ضعفهائی که وجود دارد توجه کنند و پی در پی ضعفها را بر طرف کنند یکی از ضعفها ناهماهنگیهاست در بخشهای مرتبط با دانش و علم و فناوری بایستی هماهنگی کامل بوجود بیاید ما مسئله‏ی ارتباط صنعت و دانشگاه را مطرح کردیم که خب الحمدللَّه در این زمینه دارد کار میشود و بیشتر هم کار خواهد شد حالا مسئولین مطالبی هم درباره‏ی ارتباط نخبگان با مراکز تحقیقاتی یا با صنایع و امثال اینها با ما در میان گذاشتند که مژده‏بخش است و ان‏شاءاللَّه در وقت خودش به شما گفته خواهد شد و اطلاع خواهند داد لیکن هماهنگی بین خود مراکز علمی خیلی لازم است یعنی دو وزارت علوم و بهداشت با همین معاونت علمی و فناوری رئیس‏جمهور و بنیاد نخبگان و سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی و هر بخشی از بخشها که در این زمینه‏ها همکاری میکنند یک ارتباط و همکاری و هم‏افزائیِ دائم لازم است که مبادا اینها کار هم را خنثی بکنند یا حلقه‏های مفقوده و خلأهائی در این زمینه از قبیل همین که یک خانمی راجع به مشکل جوانهای خوارزمی بیان کردند بوجود بیاید یک چیز دیگری که من اینجا لازم است مطرح بکنم اگر چه مخاطبش در واقع کس دیگری است مسئله‏ی بزرگداشت نخبگان و تکریم نخبگان است در این زمینه در واقع رسانه‏های ما و بخصوص رسانه‏ی ملی و صدا و سیما مخاطبند خب شما ملاحظه کنید در تبلیغاتی که انجام میگیرد هنرپیشه‏ها و هنرپیشه‏های خارجی و اسمهای گوناگون تبلیغ و ترویج میشوند مثلاً مسابقه میگذارند توی تلویزیون و سؤال میکنند اسم قهرمانِ اولِ فلان فیلم چی بود.


1387/6/05

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی‏ در دیدار نخبگان جوان
شنیدید این سخنرانی چند روز قبل رئیس جمهور امریکا را که چقدر نفرت‏انگیز چقدر خشونت‏طلبانه و متکبرانه بود همین غرور و تکبر روزبه‏روز هم دارد اینها را در گرداب فرو میبرد امروز شما این را بدانید من حالا دارم به شما میگویم شما آن روز را خواهید دید آن‏روز ماها نیستیم اما شما جوانها آن روز را خواهید دید که این تمدن بناشده‏ی بر این پایه‏ی غلط در گرداب دارد فرو میرود دارد لحظه به لحظه در باتلاق پائین‏تر میرود و سقوط خواهد کرد بدون شک همین غرور هم همین تکبر ابلهانه و احمقانه هم یکی از عوامل همان سقوطی است که انتظارِ اینها را میکشد اینها سقوط میکنند یک هارت و هورتی امروز میکنند اما در سراشیب دارند حرکت میکنند خودشان هم ملتفت نیستند البته هوشیارهاشان چرا هوشمندان‏شان سالهاست فریاد میکشند هشدار میدهند زنگ خطر منتها کیست که بشنود مَستند مست سکران سکر هوی سکر مدامة انّا یفیق فتی به سکران‏ دو مستی در اینهاست مستیِ هواپرستی مستیِ قدرت آدمی که یک مستی داشته باشد نمیشود چیزی در مغزش فرو کرد وقتی دو مستی به سراغ کسی بیاید که واویلاست هم از آن زهرماریهای سگی بخورد مثلاً هم قرص اکستازی اینها هر دو را خورده‏اند حالا شمشیر علم هم دست اینهاست بایستی با شیوه‏ی هنرمندانه و با مانور خردمندانه اینها را گرداند و به زمین زد و ان‏شاءاللَّه به زمین میزنیمشان توجه داشته باشید که ما دنبال این علم نیستیم ما دنبال علمی هستیم که ما را به معنویت به انسانیت به خدا به بهشت نزدیک کند و شما جوانها دلهاتان پاک است من این حرفها را دارم میزنم اما آن دلی که بیشتر آماده‏ی شکل گرفتن از این حرفهاست دل شماست شما هستید که با دلهای جوان خودتان و با روحیه‏های شاداب و باطراوت خودتان میتوانید این مسیر را طی کنید نکته‏ی چهارم این است در زمینه‏ی نخبه‏ها یک وظیفه متوجه دولت است یک وظیفه متوجه نخبه‏هاست وظیفه‏ی دولت همین چیزهائی است که آقای دکتر واعظزاده معاون محترم رئیس جمهور عزیزمان گفتند اینها وظائف دولت است باید هم انجام بگیرد من هم تأکید میکنم و دنبالگیری خواهم کرد ان‏شاءاللَّه خوشبختانه جهتگیری دولت هم همین هست که اینها به نتیجه برسد اینی که شماها گفتید که نخبه‏ها در بنیاد نخبگان و مراکز گوناگون باشند این حتماً باید تحقق پیدا کند الان هم میخواهم بگویم همینجور است همین آقایانی که امروز بنیاد نخبگان و این معاونت علمی را میچرخانند از جوانهای نخبه‏ی مایند اینها با شماها از لحاظ سنی‏خیلی فاصله ندارند و جزو همین نخبه‏هایند که الحمدللّه حالا آمده‏اند روی کار و توانسته‏اند تا معاونت رئیس‏جمهور و تشکیل معاونت علمی و بنیاد نخبگان بالا بیایند و این کارهای عظیم را همین شما جوانهای نخبه هستید که در واقع دارید انجام میدهید بعد از این هم همینجور پیش برود و اما خود نخبگان این را به شما که اینجا هستید دارم عرض می‏کنم اما خطاب به همه‏ی نخبگان کشور است نخبگان ما فقط شما نیستید هزاران صدها هزار شاید هزارها هزار نخبه و استعداد در این کشور وجود دارد که البته بایستی اینها شناسائی شوند اولین حرف این است که مواظب باشید غرور شما را نگیرد در حرفهای این جوانهای عزیزی که اینجا صحبت کردند هم اتفاقاً همین بود غرور خودبیش‏بینی طلبگاری اینها درست نیست این برایتان ضرر دارد شما فرزندان این خانه هستید فرزندان این آب و خاک هستید پدران و مادران شما در این کشور کسانی هستند که جوانی‏شان را صرف کردند برای اینکه این بنا را درست کنند تا شما در این بنا بتوانید راحت زندگی کنید آنها حق دارند مواظب باشید به پیشکسوتها تحکم نشود اهانت نشود بی‏اعتنائی نشود از کشور و از ملت طلبگاری نشود البته گفتم که وظائف دولت و وظائف کسانی که توانائی در بخشهای غیر دولتی دارند معلوم است وظیفه‏ی آنها مشخص است اما شما هم از این طرف به این نکته توجه کنید نصیحت دوم من به شما عزیزان شما برای خودتان یک نقش تاریخی و ملی تعریف کنید نه یک نقش شخصی وقتی انسان نقش شخصی برای خودش تعریف می‏کند یک آدم بااستعداد هدف او این میشود که به ثروت برسد به شهرت برسد همه او را بشناسند همه او را احترام کنند این میشود هدف به این چیزها هم که رسید دیگر کاری ندارد انگیزه‏ای برایش باقی نمیماند اما انسان وقتی برای خودش یک نقش ملی یک نقش تاریخی تعریف کرد وضع فرق میکند شما باید آینده و تاریخ کشور را در نظر بگیرید و ببینید این ملت به کجا باید برسد و شما امروز در کجای این چرخ و این ریل عظیم قرار دارید امروز شما چه نقشی را باید ایفا کنید تا آن روز این ملت بتواند در آنجا باشد چنین نقشی برای خودتان تعریف و ترسیم کنید هدف را بالا بگیرید نصیحت سوم هم اینکه همتتان را بلند بگیرید من چندبار تا حالا در جمع جوانها و نخبه‏ها این را گفته‏ام همت نباید این باشد که ما فلان فناوری را که دیگران ساخته‏اند و ما همیشه از آنها میخریدیم و وارد میکردیم حالا فرض کنید میتوانیم خودمان اینجا بسازیم اینکه چیزی نیست البته چیزی هست کم اهمیت نیست اما آن چیزی نیست که ما دنبالش هستیم شما هدف را این قرار بدهید که ملت و کشور شما در یک دوره‏ای بتواند مرجع علمی و فناوری در همه‏ی دنیا باشد یک وقتی من در جمع جوانهای نخبه گفتم شما کاری کنید که در یک دوره‏ای حالا این دوره ممکن است پنجاه‏سال دیگر یا چهل سال دیگر باشد هر دانشمندی اگر بخواهد به آخرین فراورده‏های علمی دست پیدا کند ناچار باشد زبان فارسی را که شما اثرتان را به زبان فارسی نوشته‏اید یاد بگیرد همچنانی‏که امروز شما برای دستیابی به فلان علم مجبورید فلان زبان را یاد بگیرید تا بتوانید کتاب مرجع را پیدا کنید و بخوانید شما کاری کنید که در آینده کشور شما یک چنین وضعی پیدا کند و میتوانید یک روز اینجور بوده است کتابهای دانشمندان ایرانی را به زبانهای خودشان ترجمه میکردند یا آن زبان را فرا میگرفتند برای اینکه بتوانند بفهمند این هم بد نیست شما بدانید که کتاب «قانون» ابن‏سینا که در پزشکی است همین ده پانزده سال پیش زمان ریاست‏جمهوری من به فارسی ترجمه شد بنده دنبال کردم افرادی را مأمور کردم بعد هم شنیدم یک مترجم خوش‏قلمِ بسیار خوش ذوق کُرد این را به فارسی ترجمه کرده که امروز ترجمه‏ی فارسی‏اش هست تا آن وقت قانون به زبان عربی نوشته شده بود ابن‏سینا کتاب را به زبان عربی نوشته است و به فارسی ترجمه نشده بود در حالیکه چند صد سال قبل به زبان فرانسه ترجمه شده یعنی آنها که این کتاب را لازم داشتند برده‏بودند و ترجمه کرده بودند ببینید مرجعیت علمی این است مجبورند کتاب شما را ترجمه کنند یا زبان شما را یاد بگیرند هدفتان را این قرار بدهید همتتان را این قرار بدهید همتتان را پیشرفت در زمینه‏ی دانش و شکستن مرزهای علم قرار بدهید که البته در این زمینه من مطالب دیگری هم دارم که وقت تمام شده و ناچارم آخرین نکته را بگویم ما باید نقشه‏ی جامع علمی کشور را تنظیم کنیم این را من سال گذشته هم به این مجموعه علمی گفتم الان هم در شورای عالی انقلاب فرهنگی دارد این کار میشود اما باید این کار با جدیت هر چه بیشتر بشود ما باید بدانیم نقشه‏ی جامع علمی کشور چیست کدام علم به چه اندازه در کجای این نقشه جا دارد اینجور نباشد که مثل یک ورزشکاری که فقط روزی بازو کار میکند و بازوهایش میشود اینقدر در حالیکه پا و سینه و شانه‏اش مثل یک آدم لاغر است باشیم این فایده‏ای ندارد یک ورزشکار فقط کارِ سینه بکند بقیه‏ی اندامهای او هیچ قدرتی نداشته باشد فایده‏ای ندارد باید متناسب باشد بعضی از این جوانان عزیز راجع به علوم انسانی گفتند ما در بخشی از رشته‏های علوم انسانی قرنها جلوتر از دنیا هستیم خیلی جلوتر از کسانی هستیم که امروز در این رشته در دنیا سرآمد به حساب می‏آیند چرا اینها را دنبال نکنیم.

1386/6/12

دیدار جمعی از شاعران پیشکسوت و جوان کشور
در شب میلاد کریم اهل بیت حضرت امام حسن مجتبی (ع) جمعی از شاعران پیشکسوت و جوان کشور در حضور حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی سروده های خود را با مضامین دینی اخلاقی حماسی و اجتماعی قرائت کردند حضرت آیت الله خامنه ای شعر را ثروتی ملی عظیم و پُر ثمر برای کشور دانستند و تصریح کردند باید با ایجاد این ثروت بزرگ روز به روز آن را افزایش داد و برای نیازهای کشور از آن استفاده بهتر و برتر کرد ایشان به رشد و گسترش دامنه شعر پس از انقلاب اسلامی اشاره و خاطر نشان کردند بهترین شعرای قبل از انقلاب که در قله شعر زمان خود بودند در عزلت و انزوا قرار داشتند و مجال ارائه شعر خود را پیدا نکردند اما امروز به برکت انقلاب اسلامی این میدان برای جوانان باز است تا اشعار خود را عرضه کنند رهبر انقلاب اسلامی به ضرورت سنجش واقعی و علمی برای افزایش کیفیت شعر اشاره کردند و افزودند اشعار سروده شده جوانان در مقایسه با 15 سال پیش صیقل یافته است و مضامین خوبی در آن مشاهده می شود حضرت آیت الله خامنه ای گسترش شعر را از وظایف دستگاههای مسئول و شعرا برشمردند و با تأکید بر تأمین نیازهای فرهنگی و اخلاقی کشور با زبان هنر و شعر داشتن صفا یک رنگی روحیه اخوت و برادری قدرت ابتکار و شجاعتِ نوآوری خطر پذیری ترحم به یکدیگر و امید به آینده را اخلاقیات مورد نیاز جامعه امروز برشمردند که با زبان هنر می توان فضای جامعه را با این ویژگی ها پُر کرد و آن را به صورت اخلاق ملی در آورد و راه تکامل را پیمود حضرت آیت الله خامنه ای به شعر پر مضمون اخلاقی و شعر نصیحت و پند سعدی فردوسی نظامی سنایی ناصرخسرو جامی واعظ قزوینی صائب و بیدل در تاریخ ادبیات کشورمان که از لحاظ هنری در قله شعری قرار دارند اشاره کردند و خواستار گسترش مضمونی شعر آیینی و ارائه مضامین عالی عرفانی و معنوی در این عرصه شدند ایشان با اشاره به خلاءهای موجود در عرصه شعر سیاسی و انقلابی توجه بیشتر به پیام عدالت و معنویت انقلاب اسلامی و ارائه اصیل آن را در قالب شعر مورد تأکید قرار دادند و تصریح کردند‌ انقلاب اسلامی با ارائه حرف نو در دنیا قدرتهای بزرگ را به چالش گرفته و در مقابل زیاده خواهی استکبار ایستاده است رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به طبیعی بودن گرایش ذوقی هر شاعر بر خارج نشدن فضای کلی شعر از حالت اسلامی و ایرانی تأکید کردند حضرت آیت الله خامنه ای در پایان این دیدار همچنین یاد و خاطره مرحوم قیصر امین پور را گرامی داشتند این دیدار با اقامه نماز جماعت مغرب و عشا به امامت حضرت آیت الله خامنه ای آغاز شد و شرکت کنندگان روزه خود را همراه ایشان افطار کردند.

1387/6/26

دیدار بیش از هزار نفر از نخبگان جوان
رهبر انقلاب اسلامی در پایان سخنانشان افزودند نخبگان علمی کشور دانشجویان استادان مسئولان و آحاد ایرانیان راه جدیدی را در عرصه هدف گذاری برای پیشرفت علمی می گشایند و با دستیابی به اقتدار علمی به عنوان مبنای اقتدار مادی و معنوی پرچم پرافتخار ارزشهای اسلامی را در جهان برمی افرازند.در ابتدای این دیدار دکتر حسین میرزایی استادیار جامعه شناسی و برگزیده جشنواره خوارزمی و فارابی آیت الله قره قانی فارغ التحصیل دکترای مهندسی مکانیک و رتبه اول المپیاد دانش آموزی در سال 81 – سارا دادرس دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی برق دانشگاه تربیت مدرس و دانش آموخته رتبه اول در سال 89 – دکتر حسینیان رتبه سوم المپیاد شیمی و عضو مرکز تحقیقات سرطان جهاد دانشگاهی – دکتر محمدرضا واعظی استادیار رشته مهندسی مواد و دانش آموخته رتبه اول در سال 89 – محمدجواد حاجی احمدی برگزیده المپیاد شیمی در سال 87 و دانشجوی کارشناسی ارشد رشته برق در دانشگاه صنعتی اصفهان و امیرمسعود فریدی زاد دانشجوی کارشناسی ارشد طراحی صنعتی و رتبه دوم المپیاد دانشجویی طراحی صنعتی – به بیان دیدگاهها و نظریات خود درخصوص مسائل علمی و دانشگاهی و همچنین بیان نتایج برخی کمیته های تخصصی هم اندیشی نخبگان جوان پرداختند. مهمترین محورهای مطالبی که این نخبگان جوان بیان کردند عبارت است از ضرورت توجه بیشتر به علوم انسانی و محققان این رشته به منظور تولید نظریه های زیست بومی اهمیت تأسیس پایگاه جامع داده های اجتماعی و فرهنگی کشور برای رشته های علوم اجتماعی ایجاد فضای مناسب و بازتر در دانشگاهها و زمینه سازی برای بیان دیدگاههای مختلف تناسب نداشتن تعداد اساتید و دانشجویان در مقاطع تحصیلات تکمیلی و ضعف پژوهشی برخی اساتید استفاده از اساتید جوان و آشنا با علوم و پیشرفتهای روز در دانشگاهها هدایت پروژه های مقاطع تحصیلات تکمیلی به سمت بخش صنعت و نیازهای عملی و صنعتی لزوم تغییر نگاه سنتی به بانوان و استفاده علمی و غیرشعاری از توان مدیریت و علمی آنان در سطوح بالا ارائه تسهیلات به بانوان برای ادامه تحصیل در مقاطع تحصیلات تکمیلی در داخل حمایت از تأسیس مرکز خاورمیانه ای سرطان در جهاد دانشگاهی ایجاد بسترهای لازم برای تحقیق در عرصه های جدید پزشکی در لیزر و ژنتیک توجه بیش از پیش به کیفیت مقالات و کارهای پژوهشی و هدایت آن به سوی تحقیقات کاربردی ترویج چاپ مقالات علمی در مجلات معتبر داخلی لزوم نظارت جدی بر نحوه هزینه بودجه های تحقیقاتی اولویت دادن به اخلاق علمی در تدوین شاخص های پژوهش ضرورت وجود ارزیابی علمی دائمی برای اساتید دانشگاهها و مراکز علمی چالاک شدن ساختار شورایعالی انقلاب فرهنگی به منظور تأثیرگذاری جدی تر اهمیت تدوین آیین نامه و چارچوبهای کرسی های آزاداندیشی در دانشگاهها و عملی کردن وعده های داده شده و مصوبات دولت برای حمایت از نخبگاندر این دیدار دکتر سلطانخواه معاون علمی و فناوری رئیس جمهور و رئیس بنیاد ملی نخبگان گزارشی از عملکرد یکساله این بنیاد بیان کرد و با اشاره به قانونمند سازی حمایتهای بنیاد از همه اقشار و اصناف نخبگان و استعدادهای برتر و تدوین و بازنگری آیین نامه های مرتبط گفت بنیاد ملی نخبگان در سه بخش فرهنگی حمایت و پشتیبانی و توسعه ای و ارتباطی از نخبگان حمایت مادی و معنوی می کند و با توسعه دفاتر استانی در 19 مرکز برای ایجاد فرصت برابر برای تمام نخبگان تلاش می کند.دکتر سلطانخواه حمایت از شرکتها و تعاونی های دانش بنیان تجاری سازی فناوری و تکمیل حلقه های نوآوری را از دیگر اقدامات بنیاد ملی نخبگان برشمرد و افزود برای شناسایی هدایت و شکوفایی استعدادهای دانش آموزان برتر در سراسر کشور طرح شهاب با همکاری آموزش و پرورش تدوین شده که مراحل اجرایی آن در حال طی شدن است..

 


1389/7/14

بیانات در دیدار صمیمانه رهبر معظم انقلاب اسلامى با جوانان به مناسبت هفته جوان‏
چیزى که حس مى‏کردم این بود که رژیم محمّدرضا پهلوى کارى کرده بود که جوانان به سمت ابتذال مى‏رفتند. ابتذال نه فقط ابتذال اخلاقى ابتذال هویّت و ابتذال شخصیّت.البته من نمى‏توانم ادّعا کنم که خودِ آن رژیم برنامه‏ریزى کرده بود که جوانان مملکت را به ابتذال بکشاند ممکن است این‏طور بوده ممکن هم هست نبوده باشد اما آنچه مسلّم مى‏توانم بگویم این است که آنها برنامه‏هایى ریخته بودند و به گونه‏اى مملکت را اداره مى‏کردند که لازمه‏اش این بود یعنى از مسائل سیاسى دور از مسائل زندگى دور.شما باور مى‏کنید که من و امثال من تا سنین مثلاً بیست و چندسالگى دولتهایى را که برسرِ کار بودند اصلاً نمى‏شناختیم که چه کسانى هستند? حالا شما در این مملکت کسى را مى‏شناسید که نداند وزیر آموزش و پرورش کیست? وزیر اقتصاد و دارایى کیست? یا مثلاً رئیس جمهور را کسى نشناسد? در اقصى‏ نقاط کشور هم همه اطّلاع دارند. آن زمان همه قشرها از جمله جوانان اصلاً به‏کل از مسائل سیاسى غافل بودند. بیشترین سرگرمى جوانان به مسائل روزمرّه بود. بعضى در غم نان مشغول کار سخت بودند براى این که یک لقمه نان گیر بیاورند و بخورند که آن هم البته مقدارى از درآمدشان صرف خوردن نمى‏شد صرف کارهاى حاشیه‏اى مى‏شد.شما اگر این کتابهایى را که در دوره جوانى ما درباره امریکاى لاتین و آفریقا نوشته شده است خوانده باشید مثل کتابهاى «فرانتس فانون» و کسانى دیگر که آن زمانها کتاب مى‏نوشتند و امروز هم کتابهایشان به اعتبار خودشان باقى است درمى‏یابید که وضع ما هم همین‏طور بود. در مورد ایران کسى جرأت نمى‏کرد بنویسد اما در مورد مثلاً آفریقا یا شیلى یا مکزیک راحت مى‏نوشتند. من با خواندن این کتابها مى‏دیدم که عیناً وضع ما همین گونه است. یعنى آن جوان کارگر هم بعد از آن که کار سخت مى‏کرد و یک‏شاهى صَنّار گیر مى‏آورد نصف این پول صرف عیّاشى و ولگردى و هرزه‏گرى و این‏طور چیزها مى‏شد. اینها همان چیزى بود که ما در آن کتابها مى‏خواندیم و مى‏دیدیم که در واقعیّت جامعه خودمان هم همین‏طور است. انصافاً خیلى بد بود. محیط جوانى محیط خوبى نبود. البته در داخل دل جوانان و محیط جوان طور دیگرى بود چون جوان اساساً اهل نشاط و امید و هیجان و اینهاست.من خودم شخصاً جوانىِ بسیار پُرهیجانى داشتم. هم قبل از شروع انقلاب به خاطر فعّالیتهاى ادبى و هنرى و امثال اینها هیجانى در زندگى من بود و هم بعد که مبارزات در سال 1341 شروع شد که من در آن سال بیست و سه سالم بود. طبعاً دیگر ما در قلب هیجانهاى اساسى کشور قرار گرفتیم و من در سال چهل و دو دو مرتبه به زندان افتادم بازداشت زندان بازجویى. مى‏دانید که اینها به انسان هیجان مى‏دهد. بعد که انسان بیرون مى‏آمد و خیل عظیم مردمى را که به این ارزشها علاقه‏مند بودند و رهبرى مثل امام رضوان‏اللَّه علیه را که به هدایت مردم مى‏پرداخت و کارها و فکرها و راهها را تصحیح مى‏کرد مشاهده مى‏نمود هیجانش بیشتر مى‏شد. این بود که زندگى براى امثال من که در این مقوله‏ها زندگى و فکر مى‏کردند خیلى پرُهیجان بود اما همه این‏طور نبودند.البته جوانان طبعاً دور هم که جمع مى‏شوند چون طبیعتاً دلشان گرم است یعنى یک نوع حالت سرزندگى و شادى در طینتشان است از همه چیز لذّت مى‏برند. جوان از خوراک لذّت مى‏برد از حرف زدن لذّت مى‏برد از در آیینه نگاه کردن لذّت مى‏برد از تفریح لذّت مى‏برد. شما باور نمى‏کنید که انسان وقتى از سنین جوانى گذشت آن لذّتى را که شما مثلاً از یک غذاى خوشمزه مى‏برید دیگر نمى‏برد و نمى‏داند چیست آن وقتها گاهى بزرگترهاى ما کسانى که در سنین حالاى من بودند چیزهایى مى‏گفتند که ما تعجّب مى‏کردیم چطور اینها این‏گونه فکر مى‏کنند? حالا مى‏بینیم نخیر آن بیچاره‏ها خیلى هم بى‏راه نمى‏گفتند. البته من خودم را به‏کلّى از جوانى منقطع نکرده‏ام. هنوز هم در خودم چیزى از جوانى احساس مى‏کنم و نمى‏گذارم که به آن حالت بیفتم. الحمدللَّه تا به‏حال نگذاشته‏ام و بعد از این هم نمى‏گذارم اما آنها که خودشان را در دست پیرى رها کرده بودند قهراً التذادى که جوان از همه شؤون زندگى خودش دارد احساس نمى‏کردند.

آن وقت این حالت بود. نمى‏گویم که فضاى غم حاکم بود این را ادّعا نمى‏کنم اما فضاى غفلت و بى‏خبرى و بى‏هویّتى حاکم بود.این هم بود که آن وقت من و امثال من که در زمینه مسائل مبارزه به طور جدّى و عمیق فکر مى‏کردیم همّتمان را بر این گذاشتیم که تا آن‏جایى که مى‏توانیم جوانان را از دایره نفوذ فرهنگى رژیم بیرون بکشیم. من خودم مثلاً مسجد مى‏رفتم درس تفسیر مى‏گفتم سخنرانىِ بعد از نماز مى‏کردم گاهى به شهرستانها مى‏رفتم سخنرانى مى‏کردم. نقطه اصلى توجّه من این بود که جوانان را از کمند فرهنگى رژیم بیرون بکشم. خود من آن وقتها این را به «تور نامریى» تعبیر مى‏کردم. مى‏گفتم یک تور نامریى وجود دارد که همه را به سمتى مى‏کشد من مى‏خواهم این تور نامریى را تا آن‏جا که بشود پاره کنم و هر مقدار که مى‏توانم جوانان را از کمند و دام این تور بیرون بکشم. هر کس از آن کمند فکرى خارج مى‏شد که خصوصیّتش هم این بود که اوّلاً به تدیّن و ثانیاً به تفکرات امام گرایش پیدا مى‏کرد یک نوع مصونیتى مى‏یافت.

آن روز این‏گونه بود. همان نسل هم بعدها پایه‏هاى اصلى انقلاب شدند. الان هم که من در همین زمان به جامعه خودمان نگاه مى‏کنم خیلى از افراد آن نسل را چه کسانى که با من مرتبط بودند چه کسانى که حتّى مرتبط نبودند مى‏توانم شناسایى کنم.به هر حال الان شما زمان بهترى دارید. فضا فضاى بهترى است. البته نمى‏گویم که براى جوان همه چیز فراهم است و همه چیز آن‏گونه که باید باشد هست اما در مقام مقایسه با آن زمان امروز وضع از آن روز خیلى بهتر است. اگر جوانى بخواهد خوب زندگى کند و هویّت انسانى و شخصیّت خودش را بیابد به نظر من امروز مى‏تواند.تعریف شما از یک جوان مسلمان و خصوصیّات او چیست? چگونه یک جوان مى‏تواند مسیر زندگى را طى کند و به اهدافش برسد?البته به‏راحتى نمى‏شود طى کرد. این شرطى که شما گذاشتید کار مرا در پاسخ دادن خیلى مشکل مى‏کند. هیچ راه جدّىِ مهم را واقعاً نمى‏شود به‏راحتى طى کرد. بالاخره اگر انسان مى‏خواهد به چیز باارزشى دست پیدا کند باید مقدارى زحمت و تلاش را با خودش همراه کند این ناگزیر است منتها ببینید من اساساً در بین این خصوصیّات مهمّى که جوانان دارند سه خصوصیّت را خیلى بارز مى‏بینم که اگر آنها مشخّص گردد و اگر آنها به سمت درستى هدایت شود به نظر مى‏آید که مى‏شود به این سؤال شما پاسخ داد. آن سه خصوصیّت عبارت است از انرژى امید ابتکار. اینها سه خصوصیت برجسته در جوان است. اگر واقعاً رسانه‏ها در کمکهاى فرهنگى که به ما مى‏کنند چه گویندگان مذهبى چه گویندگان مسائل فکرى و فرهنگى چه صدا و سیما و چه مدرسه‏ها بتوانند این سه خصوصیت عمده را درست هدایت کنند من خیال مى‏کنم که خیلى راحت مى‏شود یک جوان راه اسلامى را پیدا کند چون اسلام هم چیزى که از ما مى‏خواهد این است که ما استعدادهاى خودمان را به فعلیّت برسانیم.البته در قرآن یک نکته بسیار اساسى هست بد نیست من این را به شما جوانان عزیز بگویم و آن توجّه دادن به تقواست. وقتى که افراد مى‏خواهند پیش خودشان تصویرى از تقوا درست کنند به ذهنشان نماز و روزه و عبادت و ذکر و دعا مى‏آید. ممکن است همه اینها در تقوا باشد اما هیچکدام از آنها معناى تقوا نیست. تقوا یعنى مراقب خود بودن. تقوا یعنى یک انسان بداند که چه کار مى‏کند و هر حرکت خودش را با اراده و فکر و تصمیم انتخاب کند مثل انسانى که سوار بر یک اسب رهوار نشسته دهانه اسب در دستش است و مى‏داند کجا مى‏خواهد برود. تقوا این است. آدمى که تقوا ندارد حرکات و تصمیمها و آینده‏اش در اختیار خودش نیست. به تعبیر خطبه نهج‏البلاغه(1) کسى است که او را روى اسب سرکشى انداخته‏اند نه این که او سوار شده است. اگر هم سوار شده اسب‏سوارى بلد نیست. دهانه در دستش است اما نمى‏داند چگونه باید سوار اسب شود. نمى‏داند کجا خواهد رفت. هرجا که اسب او را کشید او هم مجبور است برود و قطعاً نجاتى در انتظار او نیست. این اسب هم سرکش است.اگر ما تقوا را با همین معنا در نظر بگیریم به نظر من راحت مى‏شود راه را طى کرد.

البته باز هم نه آن‏طور که خیلى راحت باشد. به هرحال مى‏شود ممکن است و واقعاً عملى است که یک جوان راه اسلامى زندگى کردن را پیدا کند. اگر متدیّن است ببینید چه کار مى‏کند. این اقدام این حرف این رفاقت این درس و این فعل و درک آیا درست است یا درست نیست. همین که او فکر مى‏کند درست است یا درست نیست این همان تقواست. اگر متدیّن نیست چنانچه همین حالت را داشته باشد این حالت او را به دین راهنمایى خواهد کرد. قرآن کریم مى‏گوید «هدى للمتقین»(2) نمى‏گوید «هدى للمؤمنین». «هدى للمتّقین» یعنى اگر یک نفر باشد که دین هم نداشته باشد اما تقوا داشته باشد ممکن است کسى دین نداشته باشد اما به همین معنایى که گفتم تقوا داشته باشد او بلاشک از قرآن هدایت خواهد گرفت و مؤمن خواهد شد. اما اگر مؤمن تقوا نداشته باشد احتمالاً در ایمان هم پایدار نیست. بستگى به شانسش دارد اگر در فضاى خوبى قرار گرفت در ایمان باقى مى‏ماند اگر در فضاى خوبى قرار نگرفت در ایمان باقى نمى‏ماند.بنابراین اگر بتوانیم از آن سه خصوصیّت باتقوا کار بکشیم و درست هدایت شود به نظرم خیلى خوب مى‏شود جوانان در شکلى که اسلام مى‏پسندد زندگى کنند بخصوص که خوشبختانه امروز کشور ما کشورى اسلامى است. این امر خیلى مهمّى است. حکومت یعنى اقتدار ملى در اختیار اسلام است. کسانى که زمامهاى امور در دستشان است عمیقاً به اسلام معتقدند. مردم هم که ایمان در عمق جانشان جا دارد. لذا زمینه براى مسلمان شدن و مسلمان زیستن خیلى زیاد است.من یک مثال کوتاه هم بزنم و پاسخ سؤال شما را به پایان ببرم. در دوره جنگ که شما متأسّفانه اعتلاى آن دوره را درک نکردید البته جنگ را درک نکردید و این تأسّف ندارد اما آن خصوصیات بى‏نظیر را شما درک نکردید و آدم افسوس مى‏خورد جوانان هجده و بیست ساله‏اى که در سنین شما بودند از لحاظ لطافت و صفاى معنوى گاهى به حدّ عارفى که چهل سال در راه خدا سلوک کرده بود مى‏رسیدند آدم این را در وجود آنها احساس مى‏کرد. کم هم نبودند فراوان بودند. من همان وقتها در مقابل چنین جوانانى که قرار مى‏گرفتم احساس خضوع حقیقى مى‏کردم نه این‏که بخواهم تواضع کنم. دیده‏اید انسان در مقابل بزرگى که قرار مى‏گیرد و کمالات او را که مى‏بیند ضعف خودش را مى‏فهمد من همان احساس را در مقابل یک جوان بسیجى و یک جوان رزمنده در خودم مى‏دیدم و مى‏یافتم. آن فضا چنان فضایى بود که مى‏توانست یک جوان معمولى را این‏گونه متحوّل کند.شما مى‏دانید که جوانان در دنیا چگونه‏اند گروههاى «رپ» و فلان و هزار نوع بلیّه اخلاقى و فکرى.

جوانان دنیا واقعاً به هزار نوع ابتلائات مبتلا هستند. گروههاى «رپ» و این چیزهایى که حالا هست زمان ما هم البته بود. زمان ما «بیتل»هاى معروف بودند که حالا شنیده‏ام پیرمرد شده‏اند. چند وقت پیش دیدم که در یک مجلّه خارجى شرح حالشان را نوشته‏اند که هر کدام کجا هستند و چه کار مى‏کنند. آن گرفتاریهاى روحى آن عقده‏هاى روانى آنها را به این وادیها مى‏کشاند. حالا کسانى که در کشورهاى عقب‏افتاده و دوردست از آنها تقلید مى‏کنند نمى‏فهمند که آن بیچاره‏ها دچار چه بیمارى‏اى هستند خیال مى‏کنند پیشرفتى است در حالى که این یک انحطاط و سقوط است. در حالى که دنیا گرفتار چنین وضعى بود جوانان ما آن‏طور وضعى داشتند. در ایران جوان سرشار مستغنى سربلند بااحساس شادى عمیق در قلب خود احساس انجام وظیفه احساس روشن‏بودن هدف که چه کار مى‏کند و براى که کار مى‏کند و بحمداللَّه فائز و برخوردار به اعتلاى حقیقى و معنوى بود که خداى متعال به او داده بود.به عنوان یک دختر دانشجو ما چگونه مى‏توانیم از زندگانى حضرت زهرا علیهاسلام الگو بگیریم? الگوهاى خود شما در دوره جوانى چه کسانى بوده‏اند?سؤال خوبى است. اولاً من به شما بگویم که الگو را نباید براى ما معرفى کنند و بگویند که این الگوى شماست. این الگوى قراردادى و تحمیلى الگوى جالبى نمى‏شود. الگو را باید خودمان پیدا کنیم یعنى در افق دیدمان نگاه کنیم و ببینیم از این همه چهره‏اى که در جلوِ چشممان مى‏آید کدام را بیشتر مى‏پسندیم طبعاً این الگوى ما مى‏شود. من معتقدم که براى جوان مسلمان بخصوص مسلمانى که با زندگى ائمّه و خاندان پیامبر و مسلمانان صدر اسلام آشنایى داشته باشد پیدا کردن الگو مشکل نیست و الگو هم کم نیست. حالا خود شما خوشبختانه از حضرت زهرا سلام‏اللَّه علیها اسم آوردید. من در خصوص وجود مقدّس فاطمه زهرا سلام‏اللَّه‏علیها چند جمله بگویم شاید این سررشته‏اى در زمینه بقیه ائمّه و بزرگان شود و بتوانید فکر کنید.شما خانمى که در دوره پیشرفت علمى و صنعتى و فنآورى و دنیاى بزرگ و تمدّن مادّى و این همه پدیده‏هاى جدید زندگى مى‏کنید از الگوى خودتان در مثلاً هزاروچهارصد سال پیش توقّع دارید که در کدام بخش مشابه وضع کنونى شما را داشته باشد تا از آن بهره بگیرید. مثلاً فرض کنید مى‏خواهید ببینید چگونه دانشگاه مى‏رفته است? یا وقتى که مثلاً در مسائل سیاست جهانى فکر مى‏کرده چگونه فکر مى‏کرده است? اینها که نیست.یک خصوصیات اصلى در شخصیت هر انسانى هست آنها را بایستى مشخّص کنید و الگو را در آنها جستجو نمایید. مثلاً فرض بفرمایید در برخورد با مسائل مربوط به حوادث پیرامونى انسان چگونه باید برخورد کند? حالا حوادث پیرامونى یک وقت مربوط به دوره‏اى است که مترو هست و قطار هست و جت هست و رایانه هست یک وقت مربوط به دوره‏اى است که نه این چیزها نیست اما حوادث پیرامونى بالاخره چیزى است که انسان را همیشه احاطه مى‏کند.انسان دوگونه مى‏تواند با این قضیه برخورد کند یکى مسؤولانه یکى بى‏تفاوت. مسؤولانه هم انواع و اقسام دارد با چه روحیه‏اى با چه نوع نگرشى به آینده. آدم باید این خطوط اصلى را در آن شخصى که فکر مى‏کند الگوى او مى‏تواند باشد جستجو کند و از آنها پیروى نماید.من این موضوع را یک وقت در سخنرانى هم گفته‏ام. در این سخنرانیهاى ما هم گاهى حرفهاى خوبى در گوشه کنار هست منتها غالباً دقّت نمى‏شود و همین‏طور ناپدید مى‏گردد ببینید مثلاً حضرت زهرا سلام‏اللَّه‏علیها در سنین شش هفت سالگى بودند اختلاف وجود دارد چون در تاریخ ولادت آن حضرت روایات مختلف است که قضیه شعب ابى‏طالب پیش آمد. شعب ابى‏طالب دوران بسیار سختى در تاریخ صدر اسلام است یعنى دعوت پیامبر شروع شده بود دعوت را علنى کرده بود بتدریج مردم مکه بخصوص جوانان بخصوص برده‏ها به حضرت مى‏گرویدند و بزرگان طاغوت مثل همان ابولهب و ابوجهل و دیگران دیدند که هیچ چاره‏اى ندارند جز این‏که پیامبر و همه مجموعه دوروبرش را از مدینه اخراج کنند همین کار را هم کردند. تعداد زیادى از اینها را که دهها خانوار مى‏شدند و شامل پیامبر و خویشاوندان پیامبر و خود ابى‏طالب با این‏که ابى‏طالب هم جزو بزرگان بود و بچه و بزرگ و کوچک مى‏شدند همه را از مکه بیرون کردند. اینها از مکه بیرون رفتند اما کجا بروند? تصادفاً جناب ابى‏طالب در گوشه‏اى از نزدیکى مکه فرضاً چند کیلومترى مکه در شکاف کوهى ملکى داشت اسمش «شعب ابى‏طالب» بود. شعب یعنى همین شکاف کوه یک درّه کوچک. ما مشهدیها به چنین جایى «بازه» مى‏گوییم. اتفاقاً این از آن لغتهاى صحیحِ دقیقِ فارسىِ سره هم هست که به لهجه محلى روستاییها به آن «بَزَه» مى‏گویند اما همان اصلش «بازه» است. جناب ابى‏طالب یک بازه یا یک شعب داشت گفتند به آن‏جا برویم. حالا شما فکرش را بکنید در مکه روزها هوا گرم و شبها بى‏نهایت سرد بود یعنى وضعیتى غیرقابل تحمّل. اینها سه سال در این بیابانها زندگى کردند. چقدر گرسنگى کشیدند چقدر سختى کشیدند چقدر محنت بردند خدا مى‏داند. یکى از دوره‏هاى سخت پیامبر آن‏جا بود. پیامبر اکرم در این دوران مسؤولیتش فقط مسؤولیت رهبرى به معناى اداره یک جمعیت نبود باید مى‏توانست از کار خودش پیش اینهایى که دچار محنت شده‏اند دفاع کند.مى‏دانید وقتى که اوضاع خوب است کسانى که دور محور یک رهبرى جمع شده‏اند همه از اوضاع راضیند مى‏گویند خدا پدرش را بیامرزد ما را به این وضع خوب آورد. وقتى سختى پیدا مى‏شود همه دچار تردید مى‏شوند مى‏گویند ایشان ما را آورد ما که نمى‏خواستیم به این وضع دچار شویمالبته ایمانهاى قوى مى‏ایستند اما بالأخره همه سختیها به دوش پیامبر فشار مى‏آورد. در همین اثنا وقتى که نهایت شدّت روحى براى پیامبر بود جناب ابى‏طالب که پشتیبان پیامبر و امید او محسوب مى‏شد و خدیجه کبرى که او هم بزرگترین کمک روحى براى پیامبر به‏شمار مى‏رفت در ظرف یک هفته از دنیا رفتند حادثه خیلى عجیبى است یعنى پیامبر تنهاى تنها شد.من نمى‏دانم شما هیچ وقت رئیس یک مجموعه کارى بوده‏اید تا بدانید معناى مسؤولیت یک مجموعه چیست? در چنین شرایطى انسان واقعاً بیچاره مى‏شود. در این شرایط نقش فاطمه زهرا سلام‏اللَّه‏علیها را ببینید. آدم تاریخ را که نگاه مى‏کند این‏گونه موارد را در گوشه کنارها هم باید پیدا کند متأسفانه هیچ فصلى براى این‏طور چیزها باز نکرده‏اند.فاطمه زهرا سلام‏اللَّه‏علیها مثل یک مادر مثل یک مشاور مثل یک پرستار براى پیامبر بوده است. آن‏جا بوده که گفتند فاطمه «امّ ابیها» مادر پدرش است. این مربوط به آن وقت است یعنى وقتى که یک دختر شش هفت ساله این‏گونه بوده است. البته در محیطهاى عربى و در محیطهاى گرم دختران زودتر رشد جسمى و روحى مى‏کنند مثلاً به اندازه رشد یک دختر ده دوازده ساله امروز. این احساس مسؤولیت است. آیا این نمى‏تواند براى یک جوان الگو باشد که نسبت به مسائل پیرامونى خودش زود احساس مسؤولیت و احساس نشاط کند? آن سرمایه عظیم نشاطى را که در وجود اوست خرج کند براى این‏که غبار کدورت و غم را از چهره پدرى که مثلاً حدود پنجاه سال از سنش مى‏گذرد و تقریباً پیرمردى شده است پاک کند. آیا این نمى‏تواند براى یک جوان الگو باشد? این خیلى مهمّ است.

نمونه بعد مسأله همسردارى و شوهردارى است. یک وقت انسان فکر مى‏کند که شوهردارى یعنى انسان در آشپزخانه غذا را بپزد اتاق را تر و تمیز و پتو را پهن کند و مثل قدیمیها تشکچه بگذارد که آقا از اداره یا از دکان بیاید شوهردارى که فقط این نیست. شما ببینید شوهردارى فاطمه زهرا سلام‏اللَّه‏علیها چگونه بود. در طول ده سالى که پیامبر در مدینه حضور داشت حدود نُه سالش حضرت زهرا و حضرت امیرالمؤمنین علیهماالسّلام با همدیگر زن و شوهر بودند. در این نُه سال جنگهاى کوچک و بزرگى ذکر کرده‏اند حدود شصت جنگ اتّفاق افتاده که در اغلب آنها هم امیرالمؤمنین علیه‏السّلام بوده است. حالا شما ببینید او خانمى است که در خانه نشسته و شوهرش مرتّب در جبهه است و اگر در جبهه نباشد جبهه لنگ مى‏ماند این قدر جبهه وابسته به اوست از لحاظ زندگى هم وضع روبه‏راهى ندارند همان چیزهایى که شنیده‏ایم «و یطعمون الطّعام على حبّه مسکیناً و یتیماً و اسیراً انّما نطعمکم لوجه اللَّه»(3) یعنى حقیقتاً زندگى فقیرانه محض داشتند در حالى که دختر رهبرى هم هست دختر پیامبر هم هست یک نوع احساس مسؤولیت هم مى‏کند.ببینید انسان چقدر روحیه قوى مى‏خواهد داشته باشد تا بتواند این شوهر را تجهیز کند دل او را از وسوسه اهل و عیال و گرفتاریهاى زندگى خالى کند به او دلگرمى دهد بچه‏ها را به آن خوبى که او تربیت کرده تربیت کند. حالا شما بگویید امام حسن و امام حسین علیهما السّلام امام بودند و طینت امامت داشتند زینب علیهاسلام که امام نبود. فاطمه زهرا سلام‏اللَّه‏علیها او را در همین مدت نُه سال تربیت کرده بود. بعد از پیامبر هم که ایشان مدّت زیادى زنده نماند.این‏طور خانه‏دارى این‏طور شوهردارى و این‏طور کدبانویى کرد و این‏طور محور زندگى فامیل ماندگار در تاریخ قرار گرفت. آیا اینها نمى‏تواند براى یک دختر جوان یک خانم خانه‏دار یا مُشرف به خانه‏دارى الگو باشد? اینها خیلى مهم است.حالا بعد از قضیه وفات پیامبر آمدنِ به مسجد و آن خطبه عجیب را خواندن خیلى شگفت‏انگیز است اصلاً امثال ما که اهل سخنرانى و حرف زدن ارتجالى هستیم مى‏فهمیم که چقدر این سخنان عظیم است. یک دختر هجده ساله بیست ساله و حداکثر بیست‏وچهار ساله که البته سنّ دقیق آن حضرت مسلّم نیست چون تاریخ ولادت آن بزرگوار مسلّم نیست و در آن اختلاف است آن هم با آن مصیبتها و سختیها به مسجد مى‏آید در مقابل انبوه جمعیت با حجاب سخنرانى مى‏کند که آن سخنرانى کلمه به کلمه‏اش در تاریخ مى‏ماند.عربها به حافظه خوش معروف بودند. یک نفر مى‏آمد یک قصیده هشتاد بیتى مى‏خواند بعد از این‏که جلسه تمام مى‏شد ده نفر مى‏گرفتند آن را مى‏نوشتند. این قصایدى که مانده غالباً این‏گونه مانده است. اشعار در نوادى یعنى آن مراکز اجتماعى خوانده مى‏شد و ضبط مى‏گردید. این خطبه‏ها و این حدیثها غالباً این‏گونه بود. نشستند نوشتند و حفظ کردند و این خطبه‏ها تا امروز مانده است. کلماتِ مفت در تاریخ نمى‏ماند هر حرفى نمى‏ماند. این‏قدر حرفها زده شده آن‏قدر سخنرانى شده آن‏قدر مطلب گفته شده آن‏قدر شعر سروده شده اما نمانده است و کسى به آنها اعتنا نمى‏کند. آن چیزى که تاریخ در دل خودش نگه مى‏دارد و بعد از هزاروچهارصد سال هر انسان که مى‏نگرد احساس خضوع مى‏کند این یک عظمت را نشان مى‏دهد. به نظر من این براى یک دخترِ جوان الگوست.شما راست مى‏گویید تقصیر ما متصدّیان این امور است. البته منظورم امور دولتى نیست منظورم امور معنوى و دینى است که این جوانب را آن چنان که باید و شاید درست در مقابل نسل جوان قرار نداده‏ایم اما شما خودتان هم مى‏توانید در این زمینه‏ها کار کنید. همه زندگى ائمّه از این قبیل دارد.زندگى امام جواد علیه‏السّلام هم الگوست. امام جواد علیه‏السّلام امامى با آن همه مقامات با آن همه عظمت در بیست‏وپنج سالگى از دنیا رفت. این نیست که ما بگوییم تاریخ مى‏گوید تاریخى که غیر شیعه آن را نوشته است.

آن بزرگوار در دوران جوانى و خردسالى و نوجوانى در چشم مأمون و در چشم همه عظمتى پیدا کرد. اینها چیزهاى خیلى مهمّى است اینها مى‏تواند براى ما الگو باشد.البته در زمان خودمان هم الگو داریم. امام الگوست. این جوانان بسیجى ما الگو هستند هم کسانى که شهید شدند و هم کسانى که امروز زنده‏اند. البته طبیعت انسان این‏گونه است که درباره کسانى که رفته‏اند و شهید شده‏اند راحت‏تر مى‏شود حرف زد. ببینید چه الگوهایى مى‏شود پیدا کرد ما در جنگ کسانى را دیدیم که از شهر یا از روستاى خودشان بیرون آمده بودند در حالى که یک آدم کاملاً معمولى به نظر مى‏رسیدند. اشاره کردم که آن رژیم نمى‏توانست استعدادها را رشد دهد یا به بروز بیاورد. اینها در آن رژیم یک آدم معمولى بودند اما در این نظام به میدان جنگ که میدان کار بود آمدند ناگهان استعدادشان بروز کرد و یک سردار بزرگ شدند بعد هم به شهادت رسیدند. از این قبیل زیاد داریم.چند سال پیش شرح حال اینها را در جزوه‏هایى به نام «فرمانده من» مى‏نوشتند خاطرات جوانان از فرماندهانشان در جبهه بود. نمى‏دانم اینها ادامه پیدا کرد یا نه? یک داستان کوتاه یا یک خاطره کوچک را نقل کرده‏اند آن خاطره عظمت این شخصیت را به انسان نشان مى‏دهد. اینها مى‏توانند الگو باشند. البته در شخصیتهاى علمى خودمان در شخصیتهاى ورزشى خودمان در شخصیتهاى ادبى خودمان در شخصیتهاى هنرى خودمان مى‏شود الگوهایى پیدا کرد شخصیّتهایى که انصافاً برجستگیهایى دارند.البته انسان هم الگو را با معیارهاى خودش انتخاب مى‏کند. من خواهش مى‏کنم هر الگویى که خواستید انتخاب کنید معیار «تقوا» را که توضیح دادم حتماً در نظر داشته باشید. تقوا چیزى نیست که بشود از آن گذشت. براى زندگى دنیوى هم تقوا لازم است براى زندگى اُخروى هم تقوا لازم است.و اما این‏که چه شخصیتهایى روى من اثر گذاشته‏اند باید بگویم شخصیهاى زیادى بودند. آن کسى که در دوره جوانى من خیلى روى من اثر گذاشت در درجه اوّل مرحوم «نوّاب صفوى» بود. آن زمانى که ایشان به مشهد آمد حدوداً پانزده سالم بود. من به‏شدّت تحت تأثیر شخصیت او قرار گرفتم و بعد هم که از مشهد رفت به فاصله چند ماه بعد با وضع خیلى بدى شهیدش کردند. این هم تأثیر او را در ما بیشتر عمیق کرد. بعد هم امام روى من اثر گذاشتند. من قبل از آن‏که به قم بیایم و قبل از شروع مبارزات نام امام را شنیده بودم و بدون این‏که ایشان را دیده باشم به ایشان علاقه و ارادت داشتم. علّت هم این بود که در حوزه قم همه جوانان به درس ایشان رغبت داشتند درس جوان‏پسندى داشتند. من هم که به قم رفتم تردید نکردم که به درس ایشان بروم. از اوّل در درس ایشان حاضر مى‏شدم و تا آخر که در قم بودم به یک درس ایشان مستمرّاً مى‏رفتم. ایشان هم روى من خیلى اثر داشتند. البته پدرم در من اثر داشت مادرم در من خیلى اثر داشت. از جمله شخصیتهایى که عمیقاً روى من اثر گذاشته مادرم است خانم خیلى مؤثّرى بود.با توجّه به علاقه شما به هنر و ادبیات از شعراى معاصر آثار کدامیک را بیشتر مطالعه کرده‏اید و به کدامیک بیشتر علاقه دارید?من شعراى معاصر را تقسیم مى‏کنم به شعرایى که غزلسرا بودند شعرایى که قصیده‏سرا بودند و شعرایى که نوسرا بودند. هر کدام چند نفرى هستند که من به ایشان علاقه داشتم. در غزل مرحوم «امیرى فیروزکوهى» است که من با ایشان دوست هم بودم و ایشان به من هم خیلى علاقه داشتند و سالها تا بعد از انقلاب با یکدیگر رفت و آمد داشتیم. در زمان ریاست جمهورى من ایشان از دنیا رفتند.البته غیر از «امیرى» هم یکى دو نفر شاعر غزلسرا بودند که شعرهایشان را دوست مى‏داشتم یکى مرحوم «رهى معیّرى» بود که او را از نزدیک ندیده بودم یکى مرحوم «شهریار» بود که از شعرش خیلى خوشم مى‏آمد. با ایشان هم آشنا بودم. البته من بعد از انقلاب با ایشان آشنا شدم قبل از انقلاب هیچ ارتباطى با یکدیگر نداشتیم.در درجه اوّل قصیده‏سرا «ملک‏الشّعراى بهار» بود که قصیده‏هایش مرا خیلى به خودش جلب مى‏کرد. مرحوم «امیرى فیروزکوهى» هم یک نوع قصیده سبک خاقانى مى‏گفت که آن هم در نوع خودش قصیده بسیار فخیم و برجسته‏اى بود از آن هم من خیلى خوشم مى‏آمد.در شعر نو دو سه نفر بودند که شعرهایشان را خیلى مى‏پسندیدم.

یکى از آنها «اخوان» بود. ما با «اخوان» آشنا بودیم و شعرش شعر بسیار برجسته‏اى بود. یکى دو نفر دیگر هم هستند که دوست ندارم از آنها اسم بیاورم. کسانى بودند که آن وقت در زمان جوانى ما جزو اساتید و برجسته‏هاى شعر نو بودند و به اعتقاد من اینها از خود «نیما یوشیج» بهتر شعر نو مى‏گفتند. اگر چه او شروع کننده این راه بود اما به نظر من اینها از او بهتر و پخته‏تر و برجسته‏تر شعر مى‏گفتند. البته صفاى «نیما یوشیج» را هیچکدامشان نداشتند نه اخوان داشت و نه آن یکى دو نفر دیگرى که من از ایشان اسم نیاوردم.نیما یوشیج برخلاف آن چیزى که مى‏گفتند مردى متدیّن بود. مرحوم «امیرى» با «نیما یوشیج» از نزدیک دوست بود. او براى من نقل مى‏کرد و مى‏گفت «نیما یوشیج» آدم متدیّنى است. او به شعر سنّتى هم علاقه‏مند بود منتها این سبک را هم مى‏پسندید. البته مى‏دانید که ایشان این سبک را هم از اروپاییها گرفته بود. اصلاً سبک شعر نوِ ما سبک ابتکارى به معناى حقیقى نیست سبک شعر اروپایى است با خیلى از خصوصیاتى که آن شعرها دارد. حتّى سبک جمله‏بندى انگلیسى در شعر نوِ فارسى ما گرته‏بردارى شده است.در بین شعرایى که الان هستند چند نفر شاعر خوب داریم. هم شعر غزلى خوب داریم و کسانى که مى‏گویند انصافاً خوبند هم شعر نو داریم. در میان شعراى انقلاب بعضیها واقعاً خوب و برجسته‏اند. به من اجازه بدهید که از شعراى معاصر و زنده اسم نیاورم.امروز ادبیّات مستقیماً با جنبه‏هاى سیاسى مخلوط شده است. به همین خاطر با ادبیات معاصر با بى‏مهرى برخورد مى‏شود و نتیجتاً نویسندگان نسل جوان دچار سرگشتگى شده‏اند. جنابعالى در این خصوص چه نظرى دارید?این‏که مى‏گویید ادبیات با سیاست آمیخته شده من نمى‏دانم مقصود چیست. آیا به این معنى است که محتواى سیاسى دارد? مثلاً فرض کنید این‏گونه بگوییم شاعرى است که از لحاظ سیاسى الان با منطق فعلى ما منفى است اما شاعر برجسته‏اى است. اگر این شعرش به دانشگاه بیاید و مورد توجّه قرار گیرد ممکن است مورد استفاده واقع شود. بنابراین نمى‏شود از آن استفاده کرد. البته من نمى‏دانم که در دانشگاهها با شعر چگونه برخورد مى‏شود. اگر واقعاً ما شاعرى داشته باشیم که از لحاظ رتبه شعرى سطحش بالا باشد به طورى که دانشجو بتواند از شعر او حقیقتاً استفاده کند اما طورى است که مثلاً ضدّ انقلاب است من حرفى ندارم که شعر او به کلاس درس بیاید و مورد توجّه قرار گیرد. اما صادقانه و حقیقتاً من الان این‏گونه شاعرى نمى‏شناسم که بى‏بدیل باشد.شما از انفصال شعر کنونى و نثر کنونى با شعر دوره قبل از خود صحبت مى‏کنید. ما در همان دوره‏اى که آن شاعرِ فرضاً برجسته این شعر را گفته ممکن است ده نفر شاعر دیگر داشته باشیم که همان برجستگى را یا بهتر از آن را داشته باشند. حالا آن شاعرى که مورد نظر من بوده که نمى‏خواستم اسمش را بیاورم و نمى‏آورم شعرش در دانشگاه نیاید اما شعر «اخوان» بیاید. که فکر نمى‏کنم از لحاظ نشان دادن رتبه شعر دوره قبل بالاتر از همه باشد. «اخوان» با من دوست بود. هم زمان ریاست جمهورى با من یک نوع ارتباط رقیق داشت و هم بعد از ریاست جمهورى این آخرى که از یک سفرِ ظاهراً یکساله به اروپا برگشته بود نامه‏اى به من نوشت و شعرى گفت و بعد هم از دنیا رفت. بنابراین «اخوان» اشکالى ندارد. واقعاً چه لزومى دارد که ما به سراغ این‏که کاملاً مى‏تواند مورد استفاده قرار گیرد نرویم? یعنى این‏طور مى‏خواهم بگویم که الان ضرورتى وجود ندارد اگرچه من هیچ ایرادى نمى‏بینم که اگر حقیقتاً ما الان شاعر بزرگى داریم شعرش مورد استفاده دانشجو قرار گیرد و از لحاظ علمى رویش کار شود. من هیچ این را ممنوع نمى‏دانم لااقل از نظر من ممنوع نیست. این‏که برنامه‏ها چگونه است اطّلاعى ندارم لیکن چنین شاعرى به این شکل واقعاً من سراغ ندارم.این را هم شما بدانید که بعضیها اسمشان بزرگ است در حالى که خودشان چندان عظمتى ندارند و شعرشان خیلى داراى اهمیت نیست.

اگر پاى نقد به میان آید و بدون جنبه‏هاى شعارى سره و ناسره در جزئیات مطرح شود آن وقت معلوم مى‏شود که بعضى فقط ادّعا دارند من غالباً از این شعرهاى معاصر بى‏اطّلاع نمى‏مانم. بعضى از حضراتِ شاعر شعر مى‏گویند و ادّعا مى‏کنند که «ما چنین هستیم ما چنان هستیم ما در این کشور ریشه شعریم» در حالى که ما مى‏دانیم چنین چیزى نیست. آن زمان که وقتِ گُلِ کارِ آنها بوده درجه دو بودند بعضیهایشان درجه سه بودند از اینها بهتر در این کشور خیلى بودند.شعر معاصر را باید کار کرد. شما در غزل بهتر از «رهى معیرى» در زمان خودش هیچ کس دیگر را پیدا نمى‏کنید. «رهى» همان نسل متصّل به امروز است. مرحوم «امیرى فیروزکوهى» هم همین‏طور. اینها همان شعراى برجسته‏اند. یا مرحوم «غلامرضا قدسى» یا همین آقاى «قهرمان» که الان در مشهد است و شاعر غزلسراى بسیار خوبى است. یا مثلاً آقاى «صاحبکار» در مشهد که شاعر غیر مشهورى است ولى غزلهایش خوب و ممتاز است. یا مثلاً در کرمانشاه آقاى «بهزاد». اینها برجستگان شعر این دوره‏اند. جوان شاعرِ امروز شاعر بهتر از اینها واقعاً نمى‏تواند پیدا کند.ما شعراى برجسته‏اى داریم که متأسّفانه نسل جوان اینها را نمى‏شناسد. همه اینها هم مردمان خوبى هستند آدمهایى هستند که در خطّ انقلاب و نظام و اسلامند همین خطّى که امروز ملت ایران دنبالش است. مخالفت و مباینتى وجود ندارد مى‏توانند از آنها کاملاً استفاده کنند منتها جوانان ما در کار تحقیق و تدقیق و پیگیرى قدرى تنبلى مى‏کنند. اگر به جوانان جسارت نشود باید این‏گونه بگوییم.

در بعضى از کارهایشان اگر یک خرده دنبال کنند و به طور جدّى بروند مى‏توانند سرچشمه‏هاى خوبى پیدا کنند. الان در دانشگاه خودمان در تهران هم شعراى برجسته و ممتازى داریم که کمتر به ایشان توجّه مى‏شود.ما در مسائل اجتماعى و سیاسى بعضاً موضعگیریهایى افراطى و تفریطى مشاهده مى‏کنیم که ضررهایى را هم در پى دارد. رهنمود جنابعالى براى جوانان در این خصوص چیست?از اختلاف سلیقه خیلى نباید ترسید. اختلاف سلیقه چیز بدى نیست و اشکالى هم ندارد که حالا که مثلاً دو سلیقه سیاسى وجود دارد یک جوان به این سلیقه معتقد باشد دیگرى به آن سلیقه. آن چیزى که مضرّ است اقدام بى‏فکر و بى‏مطالعه و تصمیم‏گیریهاى سریع و جوشى شدن و بى‏مطالعه کار کردن است. من جوانان عزیز را از این حالت بر حذر مى‏دارم. جوانى لزوماً به معناى سرعتِ تصمیم‏گیرى نیست. البته جوانى به معناى بى‏باکى در اقدام هست به معناى این هست که انسان خیلى دچار پیچ و خمهاى کارى که مى‏خواهد انجام گیرد نشود اما به معناى جوشى شدن اقدام بى‏رویّه کردن و اقدام نسنجیده کردن نیست. جوان مى‏تواند نسنجیده کارى کند مى‏تواند هم سنجیده کارى کند یعنى کاملاً با فکر و با تأمّل کار کند. اگر این خصوصیّت یعنى خصوصیّت تأمّل و اندیشمندى و مطالعه و حقجویى وجود داشته باشد که همه اینها خصوصیّاتى است که کاملاً در جوان مى‏تواند باشد بعضیش هم مثل حقجویى اصلاً جزو خصوصیّات جوانان است اختلاف سلیقه هیچ مانعى ندارد و موجب گمراهى نخواهد شد حداقل ضررهاى عمده پیدا نخواهد شد.حالت نفى غیر این‏که انسان در مسائل اجتماعى موضعى را اتّخاذ کند و بگوید صددرصد این است و جز این نیست درست نیست این حالت خوبى نیست. البته در بعضى از اصول عقاید باید همین‏گونه بود یعنى بایستى با فکر دنبالش رفت و در یک نقطه ثابت و مستحکم ایستاد و قاطع گفت این است و جز این نیست. در این‏جا «این است و جز این نیست» بد نیست خوب است. اما در مسائل اجتماعى در مسائل سیاسى در برخوردهاى گوناگون اجتماعى «این است و جز این نیست» درست نیست. به نظر من انسان بایستى نظرات طرف مقابل را تحمّل کند و در مورد ترتیب اثر بر فکر و نظر خودش سنجیده کارى را معیار و ملاک کار خویش قرار دهد. اگر این باشد به نظر من هیچ مشکلى وجود نخواهد داشت.در طول فعّالیتهایى که تاکنون داشته‏اید تا چه اندازه به جوانان مسؤولیت داده‏اید و چه تجربه‏اى از این کار دارید? به نظر شما مسؤولیت جوانان نسبت به اعتلاى علمى کشور چیست? ضمناً آیا فاصله ما و کشورهاى پیشرفته پُرشدنى است?از اوایل انقلاب در کارهایى که در اختیار من بوده به جوانان مسؤولیت مى‏دادم هم در نیروهاى مسلّح هم در کارهاى دولتى هم در دوران ریاست جمهورى. تجربه من این است که اگر ما به جوان اعتماد کنیم آن جوانى که شایسته دانستیم به او مسؤولیت بدهیم و صلاحیتش را داشت نه هر جوانى و هر مسؤولیتى از غیر جوان هم بهتر و مسؤولانه‏تر کار را انجام مى‏دهد هم سریعتر پیش مى‏برد هم کار را تازه‏تر و همراه با ابتکار بیشترى به ما تحویل خواهد داد یعنى روند پیشرفت در کار حفظ مى‏شود. برخلاف غیر جوان که ممکن است کار را بالفعل خوب انجام دهد اما روند پیشرفت در آن متوقّف خواهد شد. غالباً این‏گونه است.آن زمان که ما در شوراى انقلاب بودیم نسبت به همین موضوع به ما و دوستان دیگرى که در آن شورا بودیم اعتراض مى‏شد. افراد مسنّى عمدتاً شصت ساله هفتاد ساله هفتادوپنج ساله هم در آن شورا بودند که خیلى عقیده به جوانان نداشتند و مى‏گفتند چرا شما به جوانان رو مى‏دهید و اینها را بى‏خود وارد کارهاى عمده مى‏کنید? اینها دوست نمى‏داشتند که به جوانان خیلى میدان داده شود. البته دوست مى‏داشتند که جوانان از آنها اطاعت کنند و دنبالشان راه بروند مى‏گفتند آنها جوانند ما پیریم باید دنبال ما بیایند. خیلى حاضر نبودند به جوانان اعتماد کنند ولى ما اعتماد مى‏کردیم و جواب آنها را هم در واقع با تجربه عملى‏اى که مى‏دیدند خوب کار انجام مى‏گیرد و پیشرفت مى‏کند مى‏دادیم و داده مى‏شد.در بخش دیگرى از سؤالتان به اعتلاى علمى کشور اشاره کردید. ببینید دوره جوانى دوره توانایى است. این توانایى در چه چیزهایى باید به کار برود? به اعتقاد من باید عمدتاً در تحصیل علم در ایجاد صفاى نفس و روحیه تقوا در خود و ایجاد نیروى جسمانى در خود که ورزش باشد به کار رود. این سه مورد عمده است. یعنى اگر در یک جمله کوتاه از من بپرسند که شما از جوان چه مى‏خواهید? خواهم گفت تحصیل تهذیب و ورزش. من فکر مى‏کنم که جوانان باید این سه خصوصیّت را دنبال کنند.تحصیل اعم از تحقیق و کارهاى علمى هم هست. چون این نیرو در جوانان هست بایستى در کار تحصیل علم خیلى تلاش کنند. امروزه آن‏طور که شنیده‏ام در دانشگاهها جوانان خیلى گُرده زیر بار کار علمى سخت نمى‏دهند این چیز خیلى خوبى نیست. چطور ما به جوانى که تحصیل علم نمى‏کند دوره دبیرستان را متوقّف گذاشته و به دانشگاه نمى‏رود توصیه مى‏کنیم که برو درس بخوان اما به آن دانشجویى که در دانشگاه کار علمى سخت نمى‏کند توصیه نکنیم که کار علمى بکن? واقعاً بیاید دانشگاه چه کند? باید به دانشگاه بیاید که علم پیشرفت کند. به نظرم مى‏رسد که جوانان بایستى در کار تحصیل علم حقیقتاً از نیروى جوانیشان مایه بگذارند.آن سؤالى که شما مطرح کردید «آیا فاصله ما و کشورهاى پیشرفته پُرشدنى است یا نه?» من اعتقادم این است که بله کاملاً پُرشدنى است. البته ممکن است از همان راهى که آنها رفته‏اند ما نتوانیم برویم پُر کنیم اما راههاى میانبُر در دنیا الى‏ماشاءاللَّه وجود دارد. این طبیعت آفرینش را که خدا به وجود آورده ما درست نشناخته‏ایم. هزاران راه وجود دارد.

یک راه همان راهى است که این تمدّن صنعتى کنونى دنبالش رفته و پس از هر قدمى قدم بعدى را به دنبال آورده است. ما چرا ناامید باشیم از این‏که دریچه جدیدى باز گردد و یک کشف تازه در دنیا بشود? یک روز الکتریسته کشف نشده بود یعنى در دنیا وجود داشت اما آن را نمى‏شناختند ناگهان شناختند و به دست آمد. بله نیروى بخار را شناختند. قبل از آن آتش را نمى‏شناختند اما بعد شناختند. چرا ما ناامید باشیم از این‏که مى‏توان در این دنیا چیز ناشناخته‏اى را مجدّداً شناخت کمااین‏که هر روز چیزهاى ناشناخته‏اى شناخته مى‏شود. ما باید در این قسمت کار کنیم و به راهى برسیم که آن راه ما را به پیشرفتهاى علمىِ سریع کاملاً مجهّز کند. علاجش هم فقط به این است که جوانان بخصوص جوانانى که اهل علم و تحصیل و تحقیق هستند به کار سخت بپردازند.هر کارى هم بخواهید بکنید در دوران جوانى مى‏شود کرد یعنى در هر سه زمینه هم در زمینه علمى هم در زمینه تهذیب نفس هم در زمینه ورزش باید در جوانى کار کنید. البته همه مى‏دانند که در دوره پیرى ورزش این‏قدر تأثیرى که در دوره جوانى دارد ندارد اما غالباً تهذیب نفس را نمى‏دانند. خیال مى‏کنند انسان باید بماند پیر که شد عبادت و تهذیب نفس کند در حالى که آن وقت تهذیب نفس مشکل و گاهى محال است. در دوره پیرى تهذیب نفس سخت است اما در دوره شما در دوره جوانى تهذیب نفس خیلى آسان است.

به ‏هرحال جوانان این سه کار را باید جدّى بگیرند.با توجّه به این‏که نوگرایى یکى از ویژگیهاى انسان به شمار مى‏رود و نوعاً در مسائلى از قبیل آرایش و پوشش خودنمایى مى‏کند نظر جنابعالى در مورد نحوه برخورد با اینها چیست? دستگاههاى دولتى چه کارهایى تاکنون انجام داده‏اند? آیا موفّق بوده‏اند یا نه?در پاسخ شما آن چیزى که حالا مى‏توانم عرض کنم این است که اصل گرایش به زیبایى و زیباسازى و زیبادوستى یک امر فطرى است. البته این شاید با مقوله نوگرایى مقدارى تفاوت کند. نوگرایى امر عامترى است. این مسأله آرایش و لباس و چیزهایى که شما گفتید مقوله خاصى است که انسان بخصوص جوان از زیبایى و زیباسازى خوشش مى‏آید و دلش مى‏خواهد که خودش هم زیبا باشد. این عیبى هم ندارد یک امر طبیعى و قهرى است در اسلام هم منع نشده است. آن چیزى که منع شده فتنه و فساد است.این زیبایى و زیباسازى بایستى موجب این نشود که در جامعه انحطاط و فساد به وجود آید یعنى ابتذال اخلاقى نباید به وجود آید. چگونه? راههایش مشخّص است. اگر ارتباط بى‏قید و شرط و بى‏بندوبارى در روابط زن و مرد وجود داشته باشد این موجب فساد خواهد شد. اگر به صورت افراطى به شکل مُدپرستى درآید این به فساد خواهد انجامید. اگر این مقوله زیباسازى و رسیدن به سر و وضع و لباس و امثال اینها مشغله اصلى زندگى شود انحراف و انحطاط است مثل این‏که در دوره طاغوت آن خانمهاى اعیان و اشراف پشت میز آرایش مى‏نشستند. فکر مى‏کنید چند ساعت مى‏نشستند? شش ساعت این واقعیت دارد و ما خبرهاى دقیق داشتیم که شش ساعت مى‏نشستند یک انسان این مدّت براى آرایش صرفِ وقت کند که مى‏خواهد مثلاً به عروسى برود و موى سرش را یا صورتش را این‏طورى درست کند اگر کار به این شکل درآید انحراف و انحطاط است اما فى‏نفسه رسیدن به سر و وضع و لباس بدون این‏که در آن خودنمایى و تبرّج باشد عیبى ندارد.در اسلام تبرّج ممنوع است.

تبرّج یعنى همان خودنمایى زنان در مقابل مردان براى جذب و فتنه‏انگیزى. این یک نوع فتنه است و خیلى اشکالات دارد. اشکالش فقط این نیست که این دختر جوان یا این پسر جوان به گناه مى‏افتند این اوّلیش است شاید بتوانم بگویم کوچکترینش است دنباله‏اش به خانواده‏ها مى‏رسد. اساساً آن‏گونه رابطه بى‏قید و شرط و بى‏قید و بند براى بناى خانواده سمِ‏ّ مهلک است چون خانواده با عشق زنده است. اصلاً بناى خانواده با عشق است. اگر این عشق عشق به زیبایى عشق به جنس مخالف در صد جاى دیگر تأمین شد دیگر آن پشتوانه قوى‏اى که استحکام خانواده باید داشته باشد از بین خواهد رفت و خانواده‏ها متزلزل مى‏شود و به همین وضعى درمى‏آید که امروز متأسّفانه در کشورهاى غربى هست بخصوص در کشورهاى اروپاى شمالى و امریکا.اخیراً امریکاییان به‏شدّت دچار این مشکلند. خانواده‏ها متلاشى مى‏شوند و این مصیبت بزرگى شده است. این مصیبت هم در درجه اوّل ضررش به خود خانمها برمى‏گردد. البته مردان هم بسیار سختیها مى‏کشند اما بیشتر به زنان مى‏رسد بعد هم به آن نسلى که متولّد مى‏شود. این نسل بزهکار و تبهکار موجود دنیا و امریکا را مى‏بینید? اینها همه‏اش از آن‏جا شروع مى‏شود یعنى مقدّمه و کلید شرّى است که دنبالش همین‏طور پى‏درپى شرور مى‏آیددر اسلام به مسأله زیبایى اهمیت داده شده است. زیاد شنیده‏ایم که «انّ اللَّه جمیل و یحبّ الجمال»(4) خدا زیباست و زیبایى را دوست دارد. در خصوص رسیدن به سر و وضع روایات زیادى در کتب حدیثى ما هست. در کتاب «نکاح» مفصّل بحث مى‏شود که مرد و زن بایستى به خودشان برسند. بعضى خیال مى‏کنند که مثلاً مردان باید موى سرشان را بتراشند نه. در شرع براى جوانان مستحبّ است که موى سر بگذارند. در روایت هست که «الشَعر الحسن من کرامة اللَّه فأکرموه»(5) موى زیبا جزو کرامتهاى الهى است آن را گرامى بدارید. یا مثلاً روایت دارد که پیامبر اکرم وقتى مى‏خواستند نزد دوستانشان بروند به ظرف آب نگاه مى‏کردند و سر و وضع خود را مرتّب مى‏کردند(6). آن زمان که آینه به این شکلى که حالا هست و فراوان هم هست نبود. جامعه مدینه هم که فقیر بود. پیامبر ظرف آبى داشتند که وقتى مى‏خواستند نزد دوستانشان بروند از آن به جاى آینه استفاده مى‏کردند. این نشان‏دهنده آن است که سر و وضع مرتّب لباس خوب و گرایش به زیبایى امر مطلوبى در شرع اسلام است منتها آن چیزى که بد و مضرّ است آن است که این وسیله‏اى براى فتنه و فساد و تبرّج شود. همان‏طور که گفتم ضررهایش تا خانواده و نسل بعد هم مى‏رسد.اخیراً در یکى از مجلّات امریکایى مطلبى دیدم روزنامه‏هاى خودمان هم آن را منعکس کرده بودند مبنى بر این‏که دو بچه ده دوازده ساله در مدرسه کمین گرفته بودند و با مسلسل یک مشت بچه و معلّم را به رگبار بسته بودند اول هم آژیر خطر کشیده بودند تا بچه‏ها جمع شوند بعد همه را به رگبار بسته بودند ببینید براى یک جامعه چنین وضعیتى واقعاً چقدر بد و دردآور است جنایتى خونسردانه و از روى بى‏خیالى به خاطر تربیت بد. اینها همه‏اش دنباله همان بى‏بندوبارى است.جوان چگونه مى‏تواند حسّ نیاز به هیجان را در خود ارضاء کند و از آن استفاده نماید?سؤال خوبى است البته دشوار هم هست یعنى از آن سؤالهاى آسان نیست. ببینید هیجان در منطقه خاصى است. چیزهایى هست که هیجان در آن آشکار است. مثلاً ورزش بخصوص بعضى از ورزشها مثل فوتبال یک حادثه هیجانى است. طبیعت فوتبال این‏گونه است و با نوع بازى والیبال و تنیس فرق دارد از جهت این‏که اصلاً بافت بازى بافتى است که در آن مبارزه و هیجان و امثال اینها زیاد است. ورزش به طور کلّى یک امر هیجانى است. کارهاى هنرى هم هیجان‏انگیز است اما اینها آن چیزهایى است که هیجانشان آشکار است.

هیجان فقط مخصوص این منطقه‏ها نیست. اگر جوان بتواند منطقه مورد علاقه خودش را هرچه که هست پیدا کند به‏راحتى مى‏تواند آن هیجان را در خود ارضاء کند. مثلاً آن هنگامى که من جوان بودم و لباس طلبگى تنم بود محدودیتهاى لباس و محدودیتهاى محیط وجود داشت اما درعین‏حال ما هم هیجان داشتیم و آن هیجان ارضاء هم مى‏شد. چگونه? من به شعر علاقه داشتم. ممکن است باور این براى شما خیلى سخت باشد. جلسه شعرى بود که چهار پنج نفر دوستى که به شعر علاقه‏مند بودند دو ساعت سه ساعت مى‏نشستند و راجع به شعر حرف مى‏زدند و شعر مى‏خواندند. این براى کسى که به این مقوله علاقه‏مند است روحیه هیجانش را به همان اندازه ارضاء مى‏کند که یک فوتبالیست در میدان فوتبال یا یک علاقه‏مند به فوتبال در حین تماشاى فوتبال. بنابراین میدانها محدود نیستند.مثال دیگر مربوط به همان دانشجوى مهندسى است که شما مثال زدید. شما مى‏گویید او درس مى‏خواند و هیجان ندارد. آدم وقتى اسم درس را مى‏آورد فکر مى‏کند درس که هیجانى ندارد. درست است که کلاس درس هیجان ندارد اما اگر فرض کنیم یک کارگاه مجهّز در کنار کلاس درس در دانشگاه یا بیرون دانشگاه باشد مثل این‏که الان معمول شده که جوانان در دوره‏اى از تحصیل مهندسى مى‏روند با کارخانجات ارتباط برقرار مى‏کنند این جوان احساس مى‏کند که در این کارگاه امکانى وجود دارد که او مى‏تواند ابتکار مورد نظر خودش را و آن فکرى که به ذهنش رسیده در این فضا ابداع و دنبال کند. آیا فکر مى‏کنید که او هیجان کمترى خواهد داشت? خیلى هیجان دارد.این‏که به برادرمان مى‏گفتم کار تحقیقى بکنند کار تحقیقى باید از روى عشق و شوق باشد. آن کار تحقیقى که آدم را مجبور کنند و بگویند تحقیق کن البته چیز خشکِ بى‏هیجانى خواهد بود فایده‏اى هم ندارد. اما در همان رشته‏اى که شما آن را دوست دارید و به آن علاقه‏مندید براى آن در کنکور شرکت کرده‏اید در دانشگاه درسش را مى‏خوانید و استاد خوبى هم دارید حالا کارگاه مجهّزى هم در کنار دستتان هست که مى‏توانید نتیجه آن فکر و نوآوریهایى را که دارید آن‏جا ببرید و تحقّق ببخشید این خیلى خوب است.من مى‏خواهم این‏طورى بگویم که نباید این را به عنوان یک سؤال و یک نگرانى در ذهنمان بیاوریم که هیجان جوانان را چگونه ارضاء کنیم نه. اگر در بخشهاى مختلف میدان زندگى باز باشد جوان خودش به آن‏جایى مى‏رود که علاقه دارد هیجان خودش را ارضاء کند.کارى که ما باید به عنوان مسؤولان کشور بکنیم و نیز همه کسانى که مى‏توانند و به کشور علاقه‏مندند اعم از دولت و غیر دولت و بخشهاى مخصوص جوانان این است که میدان براى فعالیت صحیح و سالم جوانان باز شود. حالا مثلاً جوانى به مقوله ادبیّات علاقه‏مند است یا جوانى به مقوله اقتصاد علاقه‏مند است. طبیعتاً اقتصاد آزمایشگاه ندارد اما ناگهان اعلام مى‏شود که فلان اقتصاددان کشور یا خارج از کشور در فلان جا جلسه درس یا سمینار دارد و مى‏خواهد سخنرانى ایراد کند. این براى جوانى که به این مقوله علاقه دارد خیلى معنا دارد. بلیط بگیرد فوراً برود خودش را برساند و از استاد سؤال کند. اینها همه‏اش هیجان است. یعنى اگر به توفیق الهى با همین روندى که از اوّل انقلاب هم پیش رفته میدان کار و فعّالیت در مقابل جوانان گشوده شود جوانان خواهند توانست آن هیجان جوانى را که جزو برکات جوانى است ارضاء کنند. البته قبول مى‏کنم که به خاطر گرفتاریهایى که تاکنون وجود داشته به قدر نوزده سال پیش نرفته است. از این نوزده سال هشت سالش واقعاً جنگ بوده دو سه سال اوّلش ناآگاهى مسؤولان و عدم ورود و عدم تجربه بوده بعد یواش یواش راه افتاده است.شما هنرمند هستید و الحمدللَّه چهره شما هم آشناست و ما شما را در تلویزیون دیده‏ایم. عزیزان من شما هنرمندان خیلى مى‏توانید به مردم خدمت کنید. مردم از شما مى‏توانند یاد بگیرند. اگر هنرمند حقیقتاً آن تقوایى را که من گفتم داشته باشد یعنى وقتى شما این حرکت را انجام مى‏دهید این بخش را اجرا مى‏کنید یادتان باشد که یک عدّه جوان یک عدّه کودک یک عدّه زن و مرد به شما نگاه مى‏کنند و نگاه خواهند کرد و از این چیزى خواهند آموخت و در صدد باشید که کارتان خوب و متعالى باشد من خیال مى‏کنم شما خیلى مى‏توانید خدمت کنید.هنر زبان رسایى دارد که هیچ زبانى به رسایى آن نیست. نه زبان علم نه زبان معمولى و نه زبان موعظه به رسایى زبان هنر نیست. یکى از رازهاى موفقیت قرآن هنرى بودن آن است. قرآن خیلى در اوج هنر است فوق‏العاده است واقعاً آن وقت مردم را مسحور کرد والّا اگر پیامبر اکرم بدون زبان هنرى مى‏نشست با مردم همین‏طور حرف مى‏زد البته عدّه‏اى علاقه‏مند پیدا مى‏کرد اما آن صاعقه آن رعد و برق و آن توفان دیگر به وجود نمى‏آمد. این هنر است که این کارها را مى‏کند. آثار هنرى این‏گونه است.الان هم که آدم شعر حافظ را مى‏خواند مى‏بیند چیز عظیمى است تأثیرگذار است. آن وقت این هنرهاى نمایشى از شعر و ادبیّات هم تأثیرشان تندتر است. البته نمى‏دانم ماندگارتر است یا نه. ممکن است مثلاً آدم بگوید در جاهایى ماندگارتر هم هست یا نیست اما به‏هرحال اثرش سریعتر و قاطعتر و کوبنده‏تر است.شما خوب مى‏توانید اثر بگذارید. من خواهش مى‏کنم آن کسانى که این فیلمنامه‏ها و این سناریوها را مى‏نویسند آن کسانى که بازى مى‏کنند آن کسانى که کارگردانى مى‏کنند آن کسانى که فضاسازى مى‏کنند آن کسانى که طرّاحى لباس مى‏کنند که یکى از چیزهاى بسیار مهم در کارهاى هنرى که کمتر هم به آن توجّه مى‏شود طرّاحى لباس است چون این لباسى که شما مى‏پوشید براى یک عدّه الگو مى‏شود و جاذبه دارد بدانند که چه کار مى‏کنند فکر عواقبش را بکنند. به‏هرحال زمینه خیلى خوبى است.

ان‏شاءاللَّه موفّق باشید.چرا در ورزش سیاستهاى کلانى مشاهده نمى‏شود و از ورزش به عنوان یک ابزار قوى در برابر تهاجم فرهنگى استفاده نمى‏گردد?مطالبى که شما در مورد کمبودهاى کار در امر ورزش مى‏گویید کاملاً درست است. روى ورزش کار نشده است. دو کمبود بزرگ در پرداختن به ورزش وجود دارداوّل برنامه‏ریزى کلان و تصمیم‏گیرى اساسى در مورد گزینش ورزشى که باید براى آن سرمایه‏گذارى کرد. بالاخره جامعه ایرانى اقتضایى دارد استعدادى دارد. کدام ورزشها باید مورد توجّه قرار گیرد? و با چه روحیه و پیگیرى‏اى? در همین خصوص من یکى دو سال پیش با ورزشکاران و مسؤولان ورزش کشور مفصّل صحبت کردم. من عقیده‏ام بر این است که اگر ما در این بخش سرمایه‏گذارى کنیم و درست بیندیشیم و تدبیر نماییم بلاشک در میدانهاى ورزشىِ دنیا همان اتّفاقى خواهد افتاد که در جنگ به وسیله بسیجیها و سازمانهاى نظامى ما که از همه تجهیزات مدرن دنیا تقریباً منقطع بودند اتّفاق افتاد. دیدید که در جنگ چه کردند و چه افتخارى آفریدند همین الان در ورزشِ والیبال جانبازان و معلولان همین اتّفاق افتاده است و این برادران مرتّب افتخار مى‏آفرینند. یا مثلاً در کُشتى خود شما و برادرتان و بعضى از برادران دیگر واقعاً افتخارات بزرگى را به کشور دادید. ما در همه میادین ورزشى مى‏توانیم این‏گونه باشیم. هیچ دلیلى ندارد که ما در فوتبال یا در والیبال یا در اسب سوارى یا در بعضى از ورزشهاى سنّتى خودمان مثل چوگان یا در ورزشهاى انفرادى رزمى یا در شنا نتوانیم به مصاف ورزشکاران برجسته دنیا برویم. علّت این‏که این وضعیت نابسامانِ فعلى وجود دارد آن است که بر روى تربیت و پیشرفت و استفاده از تکنیک برنامه‏ریزى نشده است. این یک اشکال است.اشکال دوم که آن هم به این اشکال کاملاً مرتبط است کمبود فضاى معنوى و فرهنگى در ورزش است. یعنى در محیط ورزش سعى نشده فضاى فرهنگى اسلامى و سالمى حاکم باشد. نه این‏که ورزشکاران ما آدمهاى خوبى نیستند نخیر آدمهاى بسیار خوب و مؤمن و متّقى و پرهیزکار در میانشان هست منتهى فراتر از این باید باشد. محیط ورزشى ما باید محیط عفیفى باشد. عفّت معناى خیلى عجیب و وسیعى دارد. سلامت نفس یک انسان در هرجایى خودش را نشان مى‏دهد. محیط ورزش باید محیط عفیف باشد. در آن بایستى هرزگى شلختگى و هر چیز غیر عفیفانه مشاهده نشود. ما باید این فضا را در محیط ورزشمان به وجود آوریم و اگر این باشد در دنیا خواهد درخشید و ورزش ما ستاره خواهد شد.شما ببیند الان همین فیلمهاى ما که به جشنواره‏هاى جهانى مى‏رود آن نقطه‏اى که این فیلمها براى داوران و تماشاچیان بیشتر جذاب است عفّتى است که در فیلمهاى فارسى فعلاً هست. حالا بعضى از کارگردانان و فیلمسازان به طور طبیعى دنبال آنند بعضى هم عفت به آنها تحمیل مى‏شود ناچارند که زن و مرد و روابط خانوادگى را آن‏طورى که فعلاً فضاى جمهورى اسلامى مى‏پسندد پدید آورند همین است که در دنیا گُل مى‏کند.برخلاف تصور خیلیها دنیا از این بى‏بندوبارى و ولنگارى و هرزه‏گرى خوشش نمى‏آید خسته شده است. این حالت عفّت و نجابت و سلامت و حیا و این چیزى که طبیعىِ ایرانیها هم هست اسلام هم همین را توصیه کرده است. این را ما هم باید در محیط ورزش و در محیطهاى دیگر حاکم کنیم. این فضاى معنوى فرهنگى ورزش خواهد شد همان چیزى خواهد شد که شما مى‏گویید براى رفتن به مصاف تهاجم فرهنگى بایستى متمسّک به فرهنگ خودى شویم و کاملاً درست است.بنابراین اگر در عالم ورزش مسؤولان ورزش به این دو کار بپردازند یعنى از یک طرف رسیدن علمى برنامه‏ریزى دقیق براى ورزش از همه جهت گزینش تکنیک کار تربیت تمرین و از طرف دیگر رسیدن به فضاى فرهنگى ورزش من خیال مى‏کنم که محیط ورزشى ما پیش خواهد رفت و خیلى هم خوب خواهد شد.البته من خواهش مى‏کنم که جوانان ما منتظر آن روز نمانند و نگویند وقتى ورزش آن‏طورى شد بعد ما مى‏رویم ورزش مى‏کنیم نه. جوانان بى‏استثناء ورزش کنند. حالا وقتى مى‏گوییم جوانان معنایش این نیست که غیر جوانان نباید ورزش کنند نخیر غیر جوانان هم باید ورزش کنند. البته ورزش براى جوان دستاوردهاى زیادى دارد که من چون اینها را مکرّر گفته‏ام دیگر نمى‏خواهم تکرار کنم. براى پیران هم ورزش واجب است براى کسانى که از سنین جوانى از چهل سالگى و پنجاه سالگى عبور کرده‏اند ورزش واجب است و باید ورزش کنند.

چرا مرکز مشخّصى براى سیاستگذارى در امور جوانان وجود ندارد? چرا بخشهاى مختلف در مسائل جوانان مثل ازدواج با هم هماهنگ نیستند?البته این تا حدودى انجام شده است یعنى همین «شوراى عالى جوانان» که تشکیل شد قدم اوّل در این راه بود و من امیدوارم که این قدم اوّل ما را به قدمهاى بعدى هم برساند. البته بى‏شک بعضى از دستگاهها هم مثل آموزش و پرورش مثل آموزش عالى یا پزشکى به مسائل جوانان مرتبطند لیکن آن مرکز ستادى که مى‏تواند به شکل همه‏سونگر و جامع به مسائل جوانان نگاه کند پایه اصلیش همین «شوراى عالى جوانان» است که به نظر من برادران تا به حال در آن حدّى که به عهده آنهاست خوب هم کار کرده‏اند. آنها باید کار ستادى بکنند کار اجراییش را باید دستگاهها انجام دهند. این «منشور جوانان»ى که آقایان در سال گذشته تهیه کردند و پیش من آوردند چیز بسیار خوب و جامع و مفیدى بود و مى‏تواند پایه عملى منطقى خوبى باشد براى این‏که دستگاههاى جمهورى اسلامى بر اساس آن کار کنند.البته مسأله ازدواج که شما گفتید دولت یا همین «شوراى عالى جوانان» مى‏توانند فکرهایى درباره آن بکنند لیکن مسأله ازدواج یک مسأله کاملاً فردى و شخصى است. خانواده‏ها باید فکر کنند دستگاههاى دولتى و عام باید توصیه‏هاى عمومى بکنند.

من خودم توصیه‏ام این است که ازدواج را آسان بگیرند مهریه‏ها زیاد نشود جهیزیه‏ها سنگین نشود در مراسم مهمانیها خیلى ریخت و پاش نشود و اسراف‏آمیز نباشد. باید روى این کار شود. چقدر خوب است که از لحاظ فرهنگى و هنرى تبلیغ شود تا مردم اینها را فرا گیرند. اگر این را فرا گرفتند من فکر مى‏کنم که ازدواج آسان خواهد شد.سنین ازدواج هم نه به آن شورى شور باید باشد که بعضیها فکر کردند باید در سنین کاملاً جوانىِ زودرس باشد نه این‏که من آن را نفى کنم ایرادى ندارد. اگر کسى خواست در آن سنینِ خیلى زود هم ازدواج کند هیچ اشکالى ندارد اما حالا لزومى ندارد که ما اصرارمان را روى آن ببریم نه هم به آن بى‏نمکى که غربیها انجام مى‏دهند و در سن سى چهل سالگى ازدواج مى‏کنند. البته به نظر من از بس خودخواهیهایى حاکم هست اگر مرد سى چهل پنجاه سالش باشد ایرادى نمى‏بیند که با دختر جوانى ازدواج کند یعنى آن سنین بالا متعلّق به مردان است. باز او هم دنبال یک زن جوانتر از خودش با فاصله‏هاى سنّى زیاد مى‏گردد که اینها البته در آن‏جاها هست و همینها هم موجب مى‏شود که ازدواجها بى‏پایه باشد لذا آدمِ تنها در کشورهاى غربى خیلى است انسانهایى که همه عمرشان را تنها زندگى مى‏کنند چیزى که در ایران و سایر کشورهاى اسلامى خوشبختانه خیلى کم است.على‏اىّ‏حال بایستى قدرى ازدواج را آسان بگیرند و دنبال تشریفات نباشند تا راحت بتوانند جوانان را به مرحله ازدواج نزدیک کنند. باید در خانواده‏ها و در خودِ جوانان و در خودِ دختران و پسران همّت به وجود آید. امتناع از ازدواج نباید باشد. البته اگر دولت بتواند تسهیلاتى هم فراهم کند خیلى خوب است. من همیشه دنبال این بوده‏ام و به مسؤولان هم همیشه براى مسکن و وام و سایر نیازهاى زندگى جوانان سفارش کرده‏ام. ما اینها را مفروض مى‏گیریم اما مى‏خواهم بگویم که مسؤولیت این کار در درجه اوّل مسؤولیت خانوادگى و شخصى است.به نظر شما چه راههایى براى حفظ ارزشها و انتقال فضاى معنوى زمان جنگ به جوانان امروز وجود دارد?همین حرفهایى که شما زدید همه‏اش درست است. من هم به همین مطالبى که جنابعالى گفتید اعتقاد دارم و به وجود امثال شما افتخار مى‏کنم. بحث اشخاص نیست بحث آن روحیه‏هاست بحث آن نیّتهاست بحث آن حیات مجدّدى است که این انقلاب و این آزمایشهاى دشوار به کشور ما داد. در قضیه فتح بستان در سال 1360 امام رضوان‏اللَّه‏علیه پیامى دادند که در آن پیام تعبیر «فتح الفتوح» بود. بعضى خیال کردند که «فتح الفتوح» جنگ بستان است اما امام آن را نمى‏گفت امام مى‏فرمود به این مضمون «فتح الفتوح» فتح یا ساختن این جانهاى آگاه و بیدار است. واقعاً بزرگترین فتح جمهورى اسلامى این بود که توانست این جوانان را به این مرحله از عظمت و اعتلاى روحى برساند که بتوانند احساس خودباورى کنند و بایستند و در مقابل تهاجم عظیم یکپارچه دنیا از کشور و از موجودیتشان و از اسلام دفاع کنند که مظهرش جنگ تحمیلى بود و تا الان هم ادامه دارد. الان هم ما در مقابل تهاجم دنیا قرار داریم.من بعضى از این مطبوعات و روزنامه‏ها و آدمهاى نو به میدان رسیده بى‏خبر از همه جا حمل بر صحّتش بى‏خبر است والّا مغرض را مى‏بینم. اینها خیال مى‏کنند این هنرى است که ما کشور را به حالت ابتذال قبل از انقلاب بکشانیم. در این جهت سعى مى‏کنند. چقدر غفلت است چقدر تأسّف‏آور است جوانان ما در دوره جوانى توانستند خود را از آن تخدیرى که فضاى کشور شده بود خلاص کنند حرکتى کنند و ایران را نجات دهند. ایران رفته بود ما گم شده بودیم ما زیر دست و پاها له شده بودیم. سیل گنداب فرهنگ غربى که مقدّمه سلطه اقتصادى و سیاسى و استعمار به معناى حقیقى کلمه بود در واقع ما را از بین برده بود. وسط زمین و هوا دست قدرتمند انقلاب و اسلام به وسیله همین جوانان کشور را نجات داد. عدّه‏اى مى‏خواهند این دوره افتخار آمیز به فراموشى سپرده شود و مردم به همان حال تخدیر قبلى برگردند.

این حالت را چه کسى مى‏خواهد? دشمنانِ این کشور و این ملت مى‏خواهند.به نظرم این را شاید در یک سخنرانى هم گفته باشم. همین اخیراً قبل از عید در یکى از مجلّات امریکایى سرمقاله‏اى به وسیله یک نویسنده معروف امریکایى نوشته شده بود که خلاصه‏اش این بود که براى مقابله با کشورهایى مثل ایران که او البته تعبیر زشتى مى‏کند مثلاً یاغى ما نمى‏توانیم از راههاى نظامى و اقتصادى عمل کنیم اینها راههاى تجربه شده و شکست خورده است از راههاى فرهنگى باید وارد شویم. تصریح هم مى‏کند. مى‏گوید چگونه باید وارد شویم? در وسط همان صفحه عکس کاملاً عریان یک زن را کشیده و گفته از این طریق گفته اینها را بایستى ترویج کنیم تا بتوانیم بر آنها فائق آییم. راست هم مى‏گوید راه این است متأسّفانه عدّه‏اى نمى‏فهمند در کشور چه کار مى‏کنند البته به حول و قوّه الهى نمى‏گذاریم و نخواهند توانست. ما اجازه نمى‏دهیم این خیانت را به این کشور و این انقلاب انجام دهند و به پایان ببرند. اما این هوسها در سرشان هست مى‏خواهند مردم را به آن روز بدبختى و سیه‏روزى این کشور برگردانند.به نظر من جوانان ما امروز هم خدایى و مؤمن و باصفایند. شما ببینید دانشگاههاى ما چگونه است ببینید کارگاههاى ما چگونه است ببینید فضاى کشور چگونه است شما ببینید در روز راهپیمایى بیست‏ودوم بهمن یا روز قدس اکثریت این جمعیتى که مثل سیل به خیابانها مى‏آیند چه کسانى هستند همین جوانانند. همان روح الهى همان انگیزه و صاعقه الهى هنوز هم در کشور وجود دارد و باز هم کارساز است. همین روحیه باز هم کشور را به ساحل نجات خواهد رسانید.همین الان بلاشک ما گرفتاریها و مشکلاتى در زمینه اقتصادى و غیره داریم. اینها یک روز تمام خواهد شد اما آن عامل تمام شدن این گرفتاریها جز همین روحیه معنوى و تمسّک به اسلام و انقلاب چیز دیگرى نخواهد بود. باز هم همین دختر و پسرِ جوانند که کشور را نجات خواهند داد. من بارها گفته‏ام که نسل جوان گره‏گشاى دوره‏هاى سخت و محنتهاى بزرگ است و وقتى وارد میدان مى‏شود که الحمدللَّه امروز هم در میدان است گره‏هاى ریز و سخت گشوده خواهد شد. جوانان ما مؤمن و متدیّن و علاقه‏مند به کشورشان و علاقه‏مند به اسلامند و با سلطه امریکا و با سلطه بیگانه مخالفند. همین کارساز خواهد بود. این توطئه‏هایى هم که مى‏کنند و ترفندهایى هم که مى‏شود اثرى ان‏شاءاللَّه نخواهد بخشید. ان‏شاءاللَّه که خداوند هم کمک خواهد کرد. حضرت بقیةاللَّه ارواحنافداه هم ان‏شاءاللَّه پشتیبان این راه و این کار و این جوانان خواهد بود.در خاتمه نکته‏اى را هم یادآور مى‏شوم این کارهایى که جوانان مى‏کنند کوچک نیست. همین درس خواندنى که من مى‏گویم همین کار تحقیق همین کار هنرى همین کار ورزشى اینها کارهاى کوچک نیست. من خواهش مى‏کنم کسى که این کارها را انجام مى‏دهد تصوّر نکند که کارش کوچک است نه. همین کار در مجموعه کلان کشور به یک عنصر تعیین کننده تبدیل مى‏شود. فرضاً هنرمندى به تنهایى تصمیم مى‏گیرد که یک کار هنرى برجسته ارائه دهد. او نمى‏تواند بگوید که من یک کار فردى انجام مى‏دهم خودم تنها هستم و این کار کوچکى است نه. شما کارتان را که خوب انجام دادید اگر صد نفر دیگر مثل شما فکر کنند همان اعتلاى عظیم و همان کار بزرگ اتّفاق خواهد افتاد. عین همین مسأله در باب ورزش است عین همین مسأله در باب درس خواندن و در باب تحقیق است عین همین مسأله در باب کارهاى خاص جوانان است. این درست مثل روز راهپیمایى است. اگر همه بگویند که حالا من یک نفر چه تأثیرى دارم این سیل عظیم میلیونى در روز بیست‏ودوم بهمن یا در نماز جمعه راه نمى‏افتد اما هر کس احساس مى‏کند که تکلیف خودش را انجام مى‏دهد. من مى‏خواهم تأکید و تکرار کنم که کار تک تک این جوانان هر جا و در هر زمینه‏اى که کار مى‏کنند در زمینه قرآن در زمینه معلومات در زمینه معارف در حوزه در دانشگاه و در کتاب‏نویسى کارى مهم است همان کارى است که ان‏شاءاللَّه کشور را به اعتلاء خواهد رساند.ان‏شاءاللَّه موفق باشید1) نهج‏البلاغه خطبه 162) بقره 23) انسان 8 و 94) بحارالانوار ج 10 ص 925) بحارالانوار ج 76 ص 836) بحارالانوار ج 79 ص 307.

1377/2/08

‏گزیده‌ای از بیانات در دیدار گروهی از مخترعان و نوآوران جوان کشور
این که دیگر جزو نقاط مبهم تاریخ نیست. امروز همه مى‏دانند که رضاخان را انگلیسى‏ها در این کشور سرکار آوردند همچنان‏که وقتى احساس کردند رضاخان دیگر به دردشان نمى‏خورد او را برکنار کردند و محمدرضا را سرکار آوردند. این جزو بخشهاى واضح تاریخ معاصر ماست. کسانى‏که آنها را سر کار آوردند همانها سعى مى‏کردند با انواع سیاست‏هاى گوناگون آنها را وابسته‏ى به خودشان نگه دارند. وقتى نهضت مصدق در این کشور پیش آمد که یک نهضت ملى بود جایى‏که بیشترین احساس خطر را کرد دستگاه حکومت و سلطنت نبود انگلیسى‏ها بیشترین احساس خطر را کردند. بعد هم که انگلیسى‏ها دیدند از عهده‏ى کار برنمى‏آیند امریکایى‏ها را وارد کار کردند. آنها به یک معنا آمدند صحنه را از دست انگلیسى‏ها ربودند و حاکم شدند. یک نفر بلند شد و با یک چمدان دلار به این‏جا آمد و با ایجاد یک بحران مصنوعى حکومت ملى را سرنگون کرد و رژیم محمدرضا پهلوى بر کشور مسلط شد. این سیاستِ اینهاست این چیز واضحى است و مدارک و اسناد و دستنوشته‏هاى آن امروز در دسترس همه قرار دارد.البته متأسفانه شما جوانها کمتر فرصت مى‏کنید به این چیزها مراجعه کنید اما لازم دارید و باید بدانید. امروز اسم کسى‏که رضاخان را در ایران سرکار آورد مشخص است اسم کسى‏که محمدرضا را سر کار آورد مشخص است اسم کسى که به ایران آمد و پول آورد مشخص است نقشه‏یى که در امریکا طراحى شد و در اروپا اتاق عملیاتش تشکیل گردید مشخص است اینها نقشه‏هاى واضح و مشخصى است که وزارتخانه‏هاى امورخارجه‏ى خود آنها اینها را منتشر کرده‏اند و امروز در اختیار همه‏ى ماست.براى یک ملت سم بزرگ عبارت است از وابستگى و پادزهر این سم عبارت است از خودآگاهى استقلال فکرى استقلال علمى روى پاى خود ایستادن خود را اداره کردن و خود را محتاج دیگران ندیدن.از استقلال و خودباورى ملت ایران سیاست‏هاى زیاده‏خواه و دخالت‏جوى جهانى ضرر مى‏بردند. براى یک ملت سم بزرگ عبارت است از وابستگى و پادزهر این سم عبارت است از خودآگاهى استقلال فکرى استقلال علمى روى پاى خود ایستادن خود را اداره کردن و خود را محتاج دیگران ندیدن. بنابراین اینها باید این پادزهر را از دسترس این ملت دور نگه دارند این طبیعى است.امروز وقتى مى‏گوییم سیاست رژیم پهلوى این بود که نگذارد استعدادهاى این ملت رشد پیدا کنند این یک شعار نیست این یک حرف متکى به منطق و استدلال است. سالهاى متمادى این‏طور گذشت. البته قبل از آنها قاجارها هم همین نقش را ایفا کردند منتها ندانسته از روى حماقت و جهالت و از روى آشنا نبودن با علم احیاناً هم رجالى در آنها وابسته بودند. این دوره‏ى گذشته‏ى ماست. در طول این دوره به ملت ایران ستم شده.انقلاب اسلامى آمد این دستگاه را برچید منتها این کافى نیست. موانع برچیده شده اما برداشتن موانع براى تحقق آن آرزوهاى بزرگ شرط کافى نیست. تحقق آن آرزوهاى بزرگ چند چیز لازم دارد البته یکى حمایت دستگاه‏هاى حکومتى و دولتى و مسؤولان است. همین نکته‏یى که دوستان هم در میان گذاشتند بلاشک شرط لازم است همان بخشى است که عرض کردم ما دنبال آن هستیم و با مسؤولان هم در میان مى‏گذاریم که باید آن را دنبال کنند.... شما ببینید از ده سال پیش تا الان همین وضعیتى که شما در آن هستید چقدر تفاوت کرده. ده سال پیش ما این پدیده‏ها را نداشتیم این پیشرفتهاى المپیادى را نداشتیم این نوآورى‏ها را در محیطهاى دانشگاهى و دانشجویى نداشتیم اما امروز داریم. البته این روند با تصاعد هندسى پیش مى‏رود همین‏طور خودش را مى‏زاید و تولید مى‏کند. این روند ان‏شاءاللَّه رو به افزایش خواهد بود و مطمئناً روزى که به امید خدا شما جوانهاى امروز مردان میانسالى شدید و سررشته‏هاى کار در این کشور دست شماها قرار گرفت ان‏شاءاللَّه کار خیلى آسان‏تر و روان‏تر خواهد بود. آن روز ماها نیستیم ولى شماها کمربسته‏ى یک کار عظیم و بزرگ هستید.آن‏روزى را باید دنبال کنیم که اگر در دنیا دانشمندى خواست یک نظریه‏ى علمى را بفهمد بشناسد حل کند و با یک اختراع آشنا شود مجبور شود زبان فارسى را یاد بگیرد.من این مطلب را داخل پرانتز بگویم هفته‏ى گذشته به یک مشت جوان که این‏جا آمده بودند گفتم آن‏روزى را باید دنبال کنیم که اگر در دنیا دانشمندى خواست یک نظریه‏ى علمى را بفهمد بشناسد حل کند و با یک اختراع آشنا شود مجبور شود زبان فارسى را یاد بگیرد.روح جویندگى روح امید روح اتکاءبه‏نفس و این‏که «ما مى‏توانیم» را در بین نسلِ خودتان تقویت کنید.یک بخش دیگر که آن هم بسیار مهم است مربوط به شما نسل جوان است. روح جویندگى روح امید روح اتکاءبه‏نفس و این‏که «ما مى‏توانیم» را در بین نسلِ خودتان تقویت کنید. در بین عرب‏ها گفته مى‏شود «ادّل دلیلٍ على‏امکان شى‏ء وقوعه» محکم‏ترین و قاطع‏ترین دلیل براى این‏که چیزى ممکن است این است که اتفاق بیفتد. بالاترین دلیل براى این‏که نسل جوان ایرانى مى‏تواند در عرصه‏ى فناورى و علم نوآورى کند و مرزهاى علم را بشکند و جلو برود موضوعى که بنده مکرر از چند سال پیش دارم مى‏گویم این است که دارد اتفاق مى‏افتد.البته نمى‏خواهیم درباره‏ى آنچه اتفاق افتاده مبالغه کنیم و بیش از آنچه هست بفهمیم و معرفى کنیم اما این پیشرفتها وجود دارد و الان دارد اتفاق مى‏افتد. همین کارى که در جشنواره‏هاى خوارزمى مى‏شود همین کارى که در دانشگاه‏هاى ما مى‏شود همین کارى که در المپیادها مى‏شود خودش قوى‏ترین دلیل است براى این‏که این کار ممکن است. این اعتقادِ به امکان را در ذهن‏هاى خود راسخ کنید. در صحنه‏ى عملى کشور هم از این نمونه‏ها فراوان است.البته اغلب مردم از این توفیقات خبر ندارند. من اصرار دارم بر این‏که این پیشرفتها به گوش مردم برسد. به دولتى‏ها مى‏گویم کارهایى که دارد انجام مى‏گیرد به مردم بگویید. روزى بوده یک‏صدمِ آنچه را که امروز داریم انجام مى‏دهیم قادر نبودیم بسازیم. آن روز خیلى دیر نیست همین بیست‏وپنج سال پیش است. ما تا قبل از انقلاب امید نداشتیم بتوانیم نیروگاه بسازیم بتوانیم سد بسازیم بتوانیم فناورى‏هاى پیچیده را حتى بفهمیم چه برسد به این‏که بسازیم اما امروز همه‏ى اینها وجود دارد.امروز ما در بخشهاى بسیار مهمى پیشرفتهاى بسیار برجسته‏یى کرده‏ایم. اینها حرکت انقلاب و روح انقلاب است خودباورى‏یى است که انقلاب داده فضاى بازى است براى استعدادها که انقلاب به ما ارزانى داشته و این امکان را به ما داده که بتوانیم باز فکر کنیم و امیدوار باشیم. این را در خودتان در نسل خودتان و در مجموعه‏هاى خودتان تقویت کنید.ایرانى مى‏تواند مرز دانش را که امروز خیلى پیشرفته و افق بسیار بلندى است بشکند و پیش برود و مرز جدیدى درست کند منتها ما توقع نداریم این کار را در طول مثلاً پنج سال و ده سال انجام دهیم.این‏که منفى‏بافى کنیم و بگوییم «نمى‏شود آقا نمى‏گذارند آقا فایده‏یى ندارد» سم مهلک این حرکت است. یک روز آمدند این سَم را ساختند و در آب فرهنگىِ این ملت تزریق کردند. یک روز آمدند صریحاً گفتند «ما نمى‏توانیم». زمان جوانى من این حرف جزو حرفهاى رایج بود که ایرانى حتى نمى‏تواند لولهِنگ بسازد شاید شماها ندانید لولهنگ چیست. لولهنگ یعنى آفتابه آن هم آفتابه‏ى گِلى. این نگاه سیاستمداران و سررشته‏داران امور دانشگاهىِ آن روز بود. خیلى از سیاستمدارانِ آن روز عناصر دانشگاهى بودند اسمهایشان هم مشخص است آنها مى‏گفتند ایرانى نمى‏تواند نخیر ایرانى مى‏تواند. ایرانى مى‏تواند مرز دانش را که امروز خیلى پیشرفته و افق بسیار بلندى است بشکند و پیش برود و مرز جدیدى درست کند منتها ما توقع نداریم این کار را در طول مثلاً پنج سال و ده سال انجام دهیم.

من در همین اتاق به جمعى از جوانهاى مثل شما گفتم از حالا همت کنید تا پنجاه سال دیگر این کشور بتواند نوترین فناورى‏ها و نظریه‏هاى علمى را در همه‏ى بخشها به جامعه‏ى بشرى عرضه کند. شما با این نیت حرکت کنید. اگر پنجاه سال دیگر بخواهید به آن‏جا برسید کارهایى که الان شما دارید مى‏کنید کارهاى زیادى نیست قدمهایى است که حتماً باید برداشته شود و تسریع گردد.به خودتان متکى باشید و بخواهید کار را انجام دهید. تجربه‏ى شماها هم تجربه‏ى خوبى است خودتان همت کردید و وارد میدان‏هاى کارى شدید و البته دستگاه‏هایى هم الحمدللَّه کمک کردند. من اصرار دارم بر این‏که جوانهاى ما اگر توانستند دستاوردى داشته باشند به آن قانع نشوند و نباید خیالشان راحت باشد که به جایى رسیده‏اند نه این آغاز راه است این مژده‏دهنده به شماست که مى‏توانید.شمایى که این‏جا نشسته‏اید مى‏توانید یک روز پُر سر و صداترین و مهمترین اختراعات دنیا را به بشریت ارائه کنید و ملتِ خود را جلو ببرید. یک ملت فقط با هاى و هوى و سر و صدا نمى‏تواند کارش را پیش ببرد. البته سر و صدا و هاى و هوى هم لازم است اما باید مغز و عمق داشته باشد مغز و عمقش هم دو چیز بیشتر نیست یکى ایمان یکى علم این دو را باید داشته باشد.

علمِ بی ‏ایمان کار را پیش نمى‏برد یعنى مشکلات فراوان جنبى درست مى‏کند ایمانِ بى‏علم هم همین‏طور.امروز خوشبختانه فضاى کشور فضاى امنى است روزگارى گذشت که این‏طور نبود. شما اگر مى‏خواستید در کارگاه‏تان چراغ روشن کنید چنانچه از غروب نیم ساعت گذشته بود مى‏گفتند باید خاموش کنید تا بمب‏افکن‏هاى دشمن نیایند بمباران کنند. همین تهران و کرج و تبریز و اصفهان را مى‏آمدند مى‏زدند یعنى دشمن بر آسمان کشور ما مسلط بود.

جوانهاى خود ما آن فضاى تنگ اسارت را شکستند هم در عرصه‏ى علم هم در عرصه‏ى جهاد.من بارها گفته‏ام آن وقتى که کشورهاى خارجى به ما سیم خاردار و آر.پى.جى نمى‏دادند جوانهایى مثل شما توانستند یکى از پیشرفته‏ترین موشکها را که به ما نمى‏فروختند در این کشور تولید کنند که مورد استفاده هم قرار گرفت. جوانهاى ما در سپاه و ارتش و بخشهاى دیگر بخصوص در سپاه کارهاى بسیار بزرگى انجام داده‏اند و در صحنه‏هاى جهاد حاضر شده‏اند و الحمدللَّه توانسته‏اند امنیت را به این کشور برگردانند. بنابراین محیط محیط امنى است شما مى‏توانید در این محیط کار فکرىِ علمى بکنید.به خدا توکل کنید از خدا کمک بخواهید ایمان دینى را در دلهاى خودتان راسخ کنید که این موفقیت‏ها خیلى مهم است هم در موفقیت شخصِ خودتان هم در موفقیت ملى و نگذارید عوامل بى‏ایمانى مثل خوره به جان ایمان بیفتد و آن را از بین ببرد.در راه تحصیل علم و افزودن بر بار علمى و توانایى‏هاى علمىِ خودتان هیچ کوتاهى نکنید. به کارى که کردید هیچ قناعت نکنید و آن را قدم اول بدانید. شما مثل کوهنوردى هستید که باید بروید و به قله برسید. شما الان دارید در پیچ‏وخم‏هاى اول راه حرکت مى‏کنید که گاهى عرق آدم هم درمى‏آید. به موفقیت‏هاى ابتدایىِ راه قانع نشوید نگاه کنید ببینید قله کجاست. باید زحمت بکشید و دشوارى‏ها را تحمل کنید تا بتوانید به قله برسید.بدانید که امروز دستاوردهاى ما بر اثر جهادها شهادت‏ها ایمان‏ها و از خودگذشتگى‏هاى جوانهایى مثل شما و در سنین شما بوده است. خیلى از شهداى ما جزو بچه‏هاى دانشگاهى و دبیرستانىِ برجسته بودند اما رفتند جان خودشان را فدا کردند. امروز ملت از دانش و استعداد علمى آنها محروم است اما دستاوردى که آنها به این ملت دادند صد برابر آن استعداد علمى‏یى است که اگر زنده مى‏ماندند و به‏کار مى‏گرفتند براى این کشور ارزش داشت. آنها این فضا و این امید و این توانایى‏ها را ایجاد کردند.امیدواریم خداوند همه‏ى شماها را موفق بدارد و تأیید کند. مسؤولان هم ان‏شاءاللَّه به این کارها کمک خواهند کرد. امیدواریم روزى فرا برسد که شماها ان‏شاءاللَّه با موفقیت‏هاى بزرگترى در عرصه‏ى علمى کشور ظاهر شوید و بتوانید کشورتان را هرچه بیشتر به پیش ببرید.والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته.


1384/1/30

دیدار نخبگان جوان کشور
نخبگان جوان کشور برترین‏های کنکور و دارندگان مدالهای طلایی نقره‏ای و برنز المپیادهای جهانی امروز به دیدار رهبر معظم انقلاب رفتند و مسائل و مشکلات مختلف عرصه‏های علمی و پژوهشی را با ایشان مطرح کردند در ابتدای این دیدار نخبگان جوانی که مایل بودند دیدگاههای خود را با حضرت آیت‏الله خامنه‏ای در میان بگذارند به طرح نکات مورد نظرشان پرداختند آقایان و خانمها مسلم نادعلی زاده دارنده مدال طلای المپیاد ادبی 82 ابراهیم جلالی از برگزیدگان کنکور امسال فرید موحدی نائینی دارنده طلای المپیاد شیمی اشکان بلوچی رتبه اول جشنواره خوارزمی حسام اسفندیارپور دارنده مدال روبوکاپ جهانی فرزانه شاکری برنده طلای المپیاد ادبی رضا پورابوالقاسم نفر اول رشته ریاضی کنکور 82 مرتضی زادی‏مقدم دارنده طلای المپیاد کامپیوتر آزاده کیوانی نفر اول جشنواره جهانی گامی بسوی نوبل امیررضا محسن‏زاده کرمانی مدال طلای المپیاد جهانی کامپیوتر فاطمه زین‏الدینی از برگزیدگان کنکور علوم انسانی و شایسته سادات موسوی دارنده طلای المپیاد ادبی 82 جوانانی بودند که مسائل مورد نظرشان را در این دیدار بیان کردند برخی نکاتی که استعدادهای جوان و درخشان کشور به آنها اشاره کردند به مسائلی نظیر ضرورت فرق قائل نشدن میان نخبگان رشته‏های فنی مهندسی و علوم انسانی در اعطای تسهیلات و لزوم برخورد یکسان با برگزیدگان المپیادهای ادبی با سایر المپیادها برمی‏گشت چند تن از نخبگان جوان هم مشکلات اجرایی و یا اجرا نشدن برخی طرحهای حمایت از نخبگان را مورد توجه قرار دادند و خواستار ارزیابی مجدد این طرحها و رفع نقاط ضعف آنها شدند پیشنهاد طراحی جایزه علمی سال برای دانشجویان برتر رشته‏های مختلف همکاری حوزه و دانشگاه زمینه‏ساز تقویت جنبش نرم‏افزاری توجه بیشتر به استادان دانشگاهها و دیدگاههای نخبگان در "تصمیم گیریهای علمی پژوهشی" ایجاد امکانات لازم از جمله امکان تحصیل در سطوح عالی برای استعدادهای جوان بعنوان عاملی بازدارنده در مهاجرت نخبگان توجه به استعدادهای مناطق محروم توجه به عدالت اجتماعی بعنوان زمینه پرورش حقیقی استعدادهای جوان و تأکید بر علوم انسانی بعنوان مبنای رشد و توسعه حقیقی جامعه از دیگر نکاتی بود که نخبگان جوان به آنها اشاره کردند پس از سخنان تعدادی از جوانان نخبه رهبر معظم انقلاب اسلامی با ابراز مسرت از دیدار با نخبگان جوان خاطرنشان کردند مسؤولان ذیربط به مشکلاتی که گفتید حتماً رسیدگی خواهند کرد ایشان جوانان خوش استعداد کشور را مظهر امید و نشاط خواندند و افزودند مسؤولان باید به بهترین وجه مطالبات حقیقی نسل جوانِ با استعداد و خوشفکر ما را برآورده سازند حضرت آیت‏الله خامنه‏ای حرکت علمی کشور را حرکتی رو به پیشرفت ارزیابی کردند و افزودند به جوانان عزیزم توصیه می‏کنم که "با عزم و اراده و همت با مشکلات دست و پنجه نرم کنند آنها را مغلوب سازند و با روحیه‏ای پرنشاط آینده بسیار درخشان ایران را رقم بزنند" بالا بودن سطح متوسط هوشی مردم ایران از متوسط جهانی نکته دیگری بود که حضرت آیت‏الله خامنه‏ای به آن اشاره کردند و افزودند ملت ایران با درخشش جوانانش در مسابقات علمی جهانی ظرفیتِ پروازِ علمی خود را به دنیا نشان داده است رهبر معظم انقلاب ایران را از لحاظ نیروی انسانی و منابع طبیعی مستعد رشد و تعالی و ترقی برشمردند و افزودند اگرچه ایران و دیگر کشورهای اسلامی با وجود سوابق تاریخی درخشان علمی بدلایل مختلف از قافله علمی دنیا عقب مانده‏اند اما تردیدی نیست که اگر همه بویژه نسل جوانِ خوش استعداد کشور همت و تلاش کنند و مسؤولان هم برای استفاده از امکانات برنامه‏ریزی خوبی انجام دهند ایران چند دهه دیگر در خط مقدم علمی جهان خواهد ایستاد ایشان با تأکید بر لزوم بیشترین سرمایه‏گذاریها در بخش توسعه علمی و توجه کامل دانشگاهها به تولید علم و جنبش نرم‏افزاری افزودند دارندگان علم و فناوری در جهان تلاش می‏کنند کشورهای دیگر همچنان مصرف کننده تولیدات آنها باشند بهمین علت از پیشرفتهای علمی دانشمندان ایران از جمله در فناوری هسته‏ای ناراحت و عصبانی هستند حضرت آیت‏الله خامنه‏ای در همین زمینه افزودند آنها در ظاهر می‏گویند ایران نباید بدنبال سلاح هسته‏ای باشد اما حرف حقیقی‏شان این است که ایران نباید دانش و فناوری هسته‏ای داشته باشد تا همیشه نیازمند فناوریهای پیشرفته غرب بماند رهبر معظم انقلاب اسلامی تأکید کردند بارها گفته‏ایم که ما اصولاً سلاح هسته‏ای نیاز نداریم چرا که داشتن سلاح کشتار جمعی را زمینه‏ساز قدرت و اقتدار نمی‏دانیم بلکه معتقدیم اقتدار هر کشور به داشتن مجموعه انسانی قوی و برخوردار از "علم و ایمان و ایستادگی" وابسته است و ملت ایران چنین هدفی را دنبال می‏کند ایشان خاطرنشان کردند ملت ایران امریکای دارای سلاح هسته‏ای را از کشور خود بیرون کرد و مردم فلسطین نیز اسرائیل دارنده سلاح هسته‏ای را بستوه آورده‏اند بنابراین سلاح هسته‏ای تضمین کننده اقتدار و پیروزی نیست حضرت آیت‏الله خامنه‏ای با اشاره به استفاده کشورهای مدعی حفاظت از صلح و ثبات جهان از بمب اتمی و سلاح کشتار جمعی خاطرنشان کردند ادعای اینگونه کشورها در مورد تلاش برای جلوگیری از تولید و تکثیر سلاح اتمی مانند ادعای یک قاچاقچی بزرگ است که خود را مسؤول مبارزه با قاچاق می‏داند رهبر معظم انقلاب با اشاره به لزوم مشخص شدن خطوط اصلی توسعه علمی کشور و فناوریهایی که ایران باید در مورد آنها سرمایه‏گذاری کند افزودند آینده درخشان کشور بسته به تلاش و اراده آحاد مردم و مسؤولان است و به فضل الهی این آینده محقق خواهد شد در این دیدار آقای توفیقی وزیر علوم تحقیقات و فناوری نیز در گزارشی از اقدامات انجام شده برای شناسایی حمایت و هدایت استعدادهای درخشان ایجاد دکترای پیوسته در سه رشته "بیوتکنولوژی ریاضی و فیزیک" طراحی دکترای پیوسته ادبیات فارسی امکان تحصیل همزمان در دو رشته دانشگاهی در نظر گرفتن معافیت از خدمت سربازی برای افراد برتر کنکور و ورود بدون کنکورِ برگزیدگان جشنواره‏ها و مسابقات علمی به دانشگاهها را از جمله تسهیلاتی خواند که برای نخبگان جوان در نظر گرفته شده است.

1382/7/30

دیدار بیش از یکهزار نفر از نخبگان جوان دانشگاهی
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی امروز در دیدار بیش از یکهزار نفر از نخبگان جوان دانشگاهی علم را یک ارزش و وسیله ای برای رسیدن به اقتدار و ثروت ملی دانستند و تأکید کردند امروز باید یکی از گفتمان های پایه ای کشور گفتمان پیشرفت علم و فناوری باشد ایشان با اشاره به عقب ماندگی تاریخی 150 ساله کشور در خصوص علم و فن آوری افزودند با وجود این عقب ماندگی ملت ایران از استعدادهای فراوان و هوش بالای انسانی برخوردار است و می تواند با استفاده از این امکان ارزشمند کارهای بزرگی را برای جبران عقب ماندگی خود انجام دهد رهبر انقلاب اسلامی با یادآوری حرکت علمی و نهضت تولید علم در دوازده سال اخیر در کشور خاطر نشان کردند در این مدت پیشرفتهای زیاد و شگرفی بدست آمده است اما بهیچ وجه نباید به این حد قانع بود حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه همه این پیشرفتها با اتکاء به استعدادهای داخلی و بدون کمک خارجی بدست آمده است افزودند جوانهای با هوش و زیرک ایرانی مظلومانه و تنها ولی با اعتماد به نفس ملی توانستند نهال علم را در کشور رشد دهند و آنرا به ثمر برسانند ایشان لازمة پیشرفت علمی و جبران عقب ماندگی ها را داشتن ثروت دانستند و خاطرنشان کردند باید به مرحله ای از توانایی برسیم که بتوانیم با استفاده از علم تولید ثروت بکنیم و از همان ثروت نیز برای پیشرفت علم بهره بگیریم رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه کشور باید به مرحله ای برسد که علم و ثروت هم افزایی پی در پی داشته باشند افزودند آن روزی که ما بتوانیم درآمد کشور را از راه دانش بدست آوریم و درِ چاههای نفت را پلمپ کنیم آنروز روز خوبی برای ملت ایران خواهد بود حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه در حرکت و پیشرفت علمی باید جهت گیری ها معنوی و الهی باشد خاطر نشان کردند متأسفانه کشورهای غربی ضمن انحصار طلبی علمی از علم سوء استفاده کرده و آن را در جهت مخالف با منافع بشریت و ارزشهای انسانی بکار گرفته اند ایشان در بخش دیگری از سخنان خود با اظهار رضایت از فعالیت خوب بنیاد نخبگان و معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری لزوم رفع برخی ناهماهنگی ها میان بخشهای مرتبط با علم و فن آوری را خاطرنشان کردند رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر لزوم بزرگداشت و تکریم نخبگان علمی مسئولیت اصلی در این زمینه و همچنین معرفی نخبگان علمی به مردم را متوجه رسانه ها بویژه رسانه ملی دانستند و افزودند در صدا و سیما باید اهتمام بیشتری به نخبگان علمی شود حضرت آیت الله خامنه ای افزودند من طرفدار ورزش قهرمانی و نخبه پروری در باب ورزش قهرمانی و علاقه مند به قهرمانان ملی هستم اما نباید توجه به نخبگان علمی در رسانه ملی کمتر از نخبگان ورزشی و همچنین چهره های هنری باشد ایشان با تأکید بر اصلاح این رویه خدمت به کشور از راه علم را یک افتخار دانستند و خاطرنشان کردند اگر کسب دانش با نیت خدمت به کشور و سربلندی ملت باشد قطعاً عبادت و یکی از حسنات خواهد بود در ابتدای این دیدار آقایان کسری احمدی کمال آباد دارنده مدال طلای المپیاد جهانی ریاضی سال 87 ایمان مهیائه دارنده طلای المپیاد کشوری فیزیک در سال 87 حامد ترکش اصفهانی دارنده تندیس زرین فن آفرینی از جشنواره شیخ بهایی سجاد فولادی قلعه رتبه اول آزمون سراسری ریاضی سال 87 امیرمهدی احمدی نژاد دارنده مدال طلای المپیاد کامپیوتر سال 87 سیدمصطفی عماد وکیلی دانش آموخته رتبه اول رشته خاکشناسی محمدرضا حسنی آهنگر دارنده رتبه برگزیده جشنواره بین المللی خوارزمی شایان دشمیز دارنده مدال نقره المپیاد ریاضی سال 87 بهزاد دهقان نژاد نماینده انجمن مخترعان و خانم ها زهرا ساکیانی رتبه اول آزمون سراسری علوم انسانی سال 87 رضوان زندیه رتبه سوم المپیاد دانشجویی اقتصاد طیبه موسوی دانش آموخته رتبه اول دکترای نانو مواد فاطمه رهبری زاده رتبه برگزیده جشنواره رازی و گلچین صنعتی رتبه دوم جشنواره بین المللی خوارزمی مطالبی را در خصوص مسایل علمی / آموزشی و تحقیقاتی بیان کردند محورهای اصلی مطالبی که نخبگان جوان بیان کردند عبارتند از · لزوم کشف و شناسایی استعدادهای جوان و حمایت از آنان · تقویت بیش از پیش روحیه خودباوری و اعتماد به نفس ملی در میان نسل جوان ·

بازنگری در معیارهای انتخاب نخبگان · حمایت از فعالیت های علمی در فن آوریهای نوین همچون نانو · استفاده از نخبگان جوان در ترسیم نقشه علمی کشور · در اختیار قرار دادن امکانات علمی برای افراد مستعد در مناطق محروم · پشتیبانی عملی از نخبگان و پرهیز از حمایت های شعاری · جهت دهی فعالیت های پژوهشکده ها و مقالات علمی بمنظور بهره برداری مناسب · ایجاد زمینه مناسب برای جوانان نخبه در مراکز علمی و سازمانها · استفاده از ظرفیت حضور جوانان در المیپادهای جهانی برای معرفی فرهنگ و توانمندیهای ایران · اهتمام ویژه به پارک های فناوری · تغییر سیستم آموزش از حفظ محوری به کارهای جمعی علمی و پژوهشی · فراهم کردن فرصت بازدیدهای علمی جوانان نخبه و آشنایی آنان با توانمندیهای کشور · توجه عمیق تر به قرآن کریم و استفاده عملی از توصیه ها و دستورات قرآن · نیاز به راهبرد جدید برای راههای میان بُر رسیدن به علوم پیشرفته · عمل مسئولان به وعده های داده شده به نخبگان و محققان جوان · برخورد عادلانه در تصویب طرحهای علمی و اعطای تسهیلات · در اختیار قرار دادن فرصت های مطالعاتی به اساتید و پژوهشگران جوان ·

برخورد علمی و غیر تبلیغی رسانه ها با دستاوردهای علمی · ساماندهی برخی قوانین دست و پاگیر بنیاد ملی نخبگان · و حمایت بیش از پیش از مخترعان جوان همچنین در این دیدار آقای واعظ زاده معاون علمی و فناوری رئیس جمهور و رئیس بنیاد ملی نخبگان در گزارشی اعلام کرد فناوریهای راهبردی کشور مشخص و برای توسعه و تقویت آن برنامه ریزی شده است آقای واعظ زاده با اشاره به تدوین 27 سیاست برای همکاری و اعتلای مراکز پژوهشی و علمی کشور گفت برنامه جدیدی هم برای ارتقای همکاریهای دانشگاه و صنعت و تولید کالا و خدمات صنعتی بر اساس دانش روز تدوین شده است معاون علمی و فناوری رئیس جمهور به آماده شدن مقدمات تأسیس دفاتر نخبگان در چند استان اشاره کرد و افزود برنامه ریزی برای تحت پوشش قرار دادن مخترعان واقعی «نخبگان مدیریتی حوزوی و قرآنی کشور» شناسایی استعدادهای برتر از ابتدای ورود به مدرسه و ارتباط و هم اندیشی گسترده تر با نخبگان خارج از کشور آغاز شده است در پایان این دیدار نخبگان جوان دانشگاهی نماز ظهر و عصر را به امامت حضرت آیت الله خامنه ای اقامه کردند.

 

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://khsh.hozehonari.ir/s/PXXH9KE

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: khsh.hozehonari.ir

مجموعه ای از سخنان مقام معظم رهبری در خصوص جوان | خراسان شمالی