
به مناسبت شهادت آیت الله سید حسن مدرس و روز مجلس
شهید آیت الله سیدحسن مدرس، از بزرگ مردان تاریخ ایران زمین است. او که حدود هفده سال، از 1289 تا 1307 نماینده مجلس بود، هیچ گاه از راه انقلابى خویش پشیمان نشد و در طول این مدت، با جسارت و شجاعت شگفت انگیز به مبارزه با استبداد و استعمار پرداخت و سرانجام جان خود را نیز در این راه فدا کرد. انتخاب سال روز شهادت وى به عنوان روز مجلس از سوى مجلس شوراى اسلامى، به ماندگارى نام و یاد او در خاطرها و شناخت هر چه بیشتر این عالم انقلابى کمک خواهد کرد. در این مقاله، به زندگى آن بزرگ مرد و نیز روز مجلس مى پردازی
شهادت آیت الله سید حسن مدرس و روز مجلس
شهید آیت الله سیدحسن مدرس، از بزرگ مردان تاریخ ایران زمین است. او که حدود هفده سال، از 1289 تا 1307 نماینده مجلس بود، هیچ گاه از راه انقلابى خویش پشیمان نشد و در طول این مدت، با جسارت و شجاعت شگفت انگیز به مبارزه با استبداد و استعمار پرداخت و سرانجام جان خود را نیز در این راه فدا کرد. انتخاب سال روز شهادت وى به عنوان روز مجلس از سوى مجلس شوراى اسلامى، به ماندگارى نام و یاد او در خاطرها و شناخت هر چه بیشتر این عالم انقلابى کمک خواهد کرد. در این مقاله، به زندگى آن بزرگ مرد و نیز روز مجلس مى پردازیم.
زندگى نامه شهید مدرس سید حسن مدرس از علما و نمایندگان برجسته، مبارز و ضد استبدادی مجلس در قرن چهاردهم هجری بود. وی در 1287 ق در سرابه اردستان به دنیا آمد. پدرش سیداسماعیل از سادات طباطبایی بود. در شش سالگی به همراه پدرش به قمشه رفت و نزد پدربزرگش میرعبدالباقی درس خواند و پس از درگذشت میرعبدالباقی در شانزده سالگی برای ادامه تحصیلات به اصفهان رفت.
بعد از گذراندن مقدمات، به فراگیری دروس سطح پرداخت و در ضمن معقول را نزد میرزا جهانگیر خان قشقایی آموخت. دروس خارج فقه و اصول را نیز نزد استادانی چون شیخ مرتضی ریزی و آقا سیدمحمد باقر دُرچهای خواند و سپس برای تکمیل تحصیلات خود در 1311 ق عازم نجف اشرف گردید و در مدرسه صدر ساکن شد. سید حسن مدرس در طول دوران تحصیل در نجف روزهای پنجشنبه و جمعه کارگری میکرد و از آن راه امرار معاش مینمود. وی به مدت هفت سال از محضر درس آخوند خراسانی و سیدمحمد کاظم طباطبایی یزدی استفاده کرد و به درجه اجتهاد نایل شد و در 1324 ق، در سی و هفت سالگی از راه اهواز و بختیاری، به اصفهان وارد شد و در آن شهر در منزلی محقر سکونت گزید.
مدرس به زودی در میان مردم اصفهان مشهور گردید. بزرگترین عامل اشتهار وی، سادهزیستی، صراحت کلام و مبارزه آشتیناپذیر وی با متنفذان و مالکان بزرگ اصفهان بود که همواره منافع خود را بر همه چیز ترجیح میدادند. او در جریان جنبش مشروطیت به حمایت از آن برخاست و در دوران استبداد صغیر با کمک حاج آقا نورالله اصفهانی، انجمنی مخفی بر ضد مستبدان تشکیل داد و با مشروطهخواهان بختیاری مخفیانه در تماس بود و همکاری داشت.
با دعوت و همکاری مدرس، نیروهای مشروطهخواه بختیاری به رهبری صمصامالسلطنه، قوای دولتی را در اصفهان شکست دادند و حکومت آن شهر را در دست خود گرفتند و به عنوان غرامتِ خسارات خود، درصدد گرفتن مالیات از مردم برآمدند که این امر با انتقاد و اعتراض شدید مدرس مواجه شد. صمصامالسلطنه نیز وی را دستگیر و تبعید نمود اما به خاطر اعتراض علما و مردم او را به شهر بازگرداند و در وضع مالیات تجدید نظر نمود، اما آنان همچنان توطئه میکردند و دوبار به او سوء قصد نمودند که مدرس از آنها جان سالم به در برد.
همزمان با تشکیل دوره دوم مجلس شورای ملی، مدرس از سوی آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی ـمطابق اصل دوم متمم قانون اساسی ـ به عنوان یکی از مجتهدان طراز اول به مجلس شورای ملی معرفی گردید و از سوی مجلس نیز پذیرفته شد و به ناچار اصفهان را به قصد تهران ترک گرفت. در ذیحجه 1329 ق دولت روسیه تزاری به بهانهی حضور شوستر آمریکایی ـکه امور مالیه کشور را بر عهده داشت ـ به دولت ایران اولتیماتوم داد و متعاقب آن، قشون روس وارد بندر انزلی شد و تا قزوین پیشروی کرد. گرچه دولت این اولتیماتوم را پذیرفت لکن مجلس به شدت با آن مخالفت کرد.
در رمضان 1332 ق که جنگ جهانی اول شروع شد، دولت ایران رسماً اعلام بیطرفی کرد اما قوای روسیه، انگلیس و عثمانی، بدون توجه به این بیطرفی وارد کشور شدند به زد و خورد با یکدیگر پرداختند.
در محرم 1334 ق بیست و هفت نفر از نمایندگان مجلس و گروهی از رجال سیاسی و مردم عادی به منظور مقابله با تجاوزات روس و انگلیس به ایران، به طرف قم حرکت کردند و در آن شهر «کمیته دفاع ملی» را تشکیل دادند و یک هیأت چهار نفری را برای اداره امور برگزیدند که مدرس یکی از آنان بود. قوای روس، مهاجران را تعقیب کرد و آنان ناگزیر به غرب کشور رفته و از راه کرمانشاه، کرند و قصر شیرین خود را به اسلامبول رساندند. در همه مسیرهای داخل ایران، نیروهای روس مهاجران را تعقیب میکردند و زد و خوردهایی نیز میان آنان در میگرفت.
مهاجران در تبعید، دولتی به ریاست نظامالسلطنه تشکیل دادند که در آن مدرس، وزیر عدلیه و اوقاف بود. مدرس در اسلامبول، در مدرسه ایرانیان آن شهر به تدریس پرداخت و اعضای دولت در تبعید نیز با سلطان عثمانی ملاقات کردند. در شعبان 1336 ق و با پایان یافتن جنگ جهانی اول، مدرس به همراه دیگر مهاجران به تهران بازگشت و در مدرسه دینی سپهسالار ـ که نیابت تولیت آن را داشت ـ به تدریس پرداخت و در نظام اداری و آموزشی آن، تحولی به وجود آورد.
در ذیقعده 1337 ق، وثوقالدوله قرارداد ننگین 1919 را با انگلستان منعقد ساخت که براساس آن اختیار امور مالی و نظامی دولت ایران در دست مستشاران انگلیسی قرار میگرفت. وثوقالدوله تصمیم داشت تا این قرارداد را در مجلس به وسیلهی طرفداران و دستنشاندگان خود به تصویب برساند اما بر اثر مخالفتهای مدرس در مجلس و افکار عمومی، مجلس قرارداد مذکور را رد کرد و وثوق الدوله به ناچار از کار برکنار گردید.
پس از کودتای سوم اسفند 1299 که توسط رضاخان و سیدضیاءالدین طباطبایی صورت گرفت، بسیاری از آزادیخواهان دستگیر شدند که از جملهی آنان مدرس بود که به قزوین تبعید و در آنجا زندانی گردید. وی بیش از سه ماه در حبس بود و پس از عزل سید ضیاء آزاد شد.
مدرس در انتخابات دوره چهارم مجلس شورای ملی که در 1339 ق برگزار گردید، به نمایندگی مردم تهران انتخاب شد و در رأی گیری میان نمایندگان به نایب رییسی مجلس نیز رسید. وی در آغاز این دوره با تصویب اعتبارنامه نمایندگان موافق قرارداد 1919 و همکاران وثوقالدوله مخالفت کرد و مانع تصویب اعتبارنامه آنان شد. مدرس در این دوره از رضاخان، سردار سپه، عامل کودتا که پست وزارت جنگ را داشت و پایههای دیکتاتوری خود را مستحکم میکرد به شدت انتقاد نمود و گفت: «عجالتاً امنیت در دست کسی است که اغلب ماها خوشوقت نیستیم. شما مگر ضعفنفس دارید که این حرفها را میزنید و در پرده سخن میگویید؟ ما [نمایندگان] بر هر کس قدرت داریم. از رضا خان هم هیچ ترس و واهمه نداریم. ما قدرت داریم پادشاه را عزل کنیم، رئیسالوزرا را بیاوریم سؤال کنیم، استیضاح کنیم، عزلش کنیم و همچنین رضاخان را استیضاح کنیم، عزل کنیم. میروند در خانهشان مینشینند. قدرتی که مجلس دارد هیچ چیز نمیتواند در مقابلش بایستد...».
مدرس با دولت مستوفیالممالک به دلیل عدم قاطعیت کافی او، نقص برنامههایش و وجود رضاخان در پست وزارت جنگ مخالفت کرد و در خرداد 1302 دولت مستوفی را استیضاح نمود.
مدرس در انتخابات دوره پنجم مجلس شورای ملی که در اواخر 1302 برگزار شد، علیرغم اِعمال نفوذ نظامیان ومأموران شهربانی، به نمایندگی مردم تهران انتخاب گردید و از طرفی رضاخان به فرمان احمدشاه به نخستوزیری منصوب شد.
طرفداران رضاخان در داخل و خارج برای برچیدن رژیم قاجار و روی کار آمدن رضاخان، زمزمه ایجاد جمهوری در کشور را سردادند. مدرس که به نیت اصلی رضاخان و طرفدارانش پی برده بود با تغییر رژیم به مخالفت برخاست، اما همچنان نمایندگان هوادار رضاخان بر آن امر اصرار داشتند و به منظور خاموش ساختن و عقب نشاندن مدرس، یکی از نمایندگان به او سیلی زد. خبر سیلی خوردن مدرس به بیرون از مجلس نیز کشیده شد و بلافاصله بازار تهران به عنوان اعتراض بسته شد و گروه وسیعی از مردم و روحانیون به تظاهرات پرداختند.
در 2 فروردین 1303 تظاهرات دیگری در طرفداری از مدرس و مخالفت با جمهوری در اطراف مجلس شورای ملی برپا شد. رضاخان که مخالفت شدید مدرس بود و نگرانی و اعتراض بسیاری از علما را از ایجاد جمهوری مشاهده کرد طی اعلامیهای در فروردین آن سال، انصراف خود را از ایجاد جمهوری اعلام کرد، و برای اطمینان دادن به علما به قم رفت و با علمای آنجا دیدار نمود.
مدرس که در مجلس در اقلیت قرار داشت از هر فرصت جهت افشای شخصیت دیکتاتوری رضاخان استفاده و مخالفان مدرس نیز از ایراد نطق وی در مجلس جلوگیری میکردند. سرانجام در روز 7 مرداد 1303، مدرس به همراه شش تن دیگر از نمایندگان مخالف، رضاخان رئیسالوزراء را به دلیل سوء سیاست داخلی و خارجی، قیام و اقدام بر ضد قانون اساسی و حکومت مشروطه استیضاح نمودند.
رضاخان با تهدید و تطمیع و تزویر، همه را به همکاری و یا سکوت و انفعال کشانده بود و دیگر امکان موفقیت برای مدرس نمانده بود. مدرس این نکته را به خوبی دریافته بود و در پاسخ این سؤال که آیا از این پس در مبارزه ی خود امید موفقیت دارد، گفت: «من در این کشمکش، چشم از حیات پوشیده و از مرگ باک ندارم. آرزو دارم اگر خونم بریزد، فایدهای در حصول آزادی داشته باشد. منِ تنها، از دستگاه سردار سپه نمیترسم، اما او با تمام قدرت و جلال سلطنتش از من میترسد.»
در دوره ششم مجلس با وجود آنکه تحت نظر کامل رضاخان و دخالت صریح نظامیان در سراسر کشور برگزار شد بار دیگر مدرس و تعدادی دیگر از نمایندگان مستقل و مخالف رضاخان به مجلس راه یافتند. اندکی بعد به اشاره رضاخان، مدرس در 7 آبان 1305 مورد سوء قصد قرار گرفت اما به نحو معجزهآسایی نجات یافت و مدرس آن اقدام را تلویحاً به تحریک رضاخان دانست. او به مدت دو ماه بستری بود و در دی ماه آن سال در مجلس شرکت نمود. در آبان 1306، حاجآقا نورالله اصفهانی، عالم مجاهد و متنفذ اصفهان همراه عدهای از روحانیون آن شهر در اعتراض به برخی از برنامهها و اقدامات رضاخان به قم مهاجرت کرد و از علمای سراسر کشور خواست تا به منظور اعلام همدردی و اعتراض به رضاخان به قم مهاجرت کنند. مدرس نیز طی تلگرافی که به حاجآقا نورالله مخابره نمود ا قدام آنان را تأیید و اظهار همدردی و همکاری نمود.
در انتخابات دوره هفتم که بار دیگر تحت نظارت شدید مأموران نظامی برگزار شد، اعلام گردید که مدرس حتی یک رأی نیز نیاورده است و او با اشاره به تقلب وسیع در انتخابات به طنز گفت که لااقل یک رأیی را که به خودم دادم میخواندید! مدرس که امکان ورود به مجلس را از دست داده بود، دیگر امکانی برای ابراز مخالفت نداشت و از مصونیت پارلمانی نیز برخوردار نبود. رضاخان که مترصد چنین فرصتی بود دستوردستگیری او را صادر کرد. رئیس شهربانی وقت و چند تن دیگر از افسران و درجهداران در نیمه شب 16 مهر 1307 به منزل وی یورش برده و او را مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند و سپس به اتومبیلی منتقل کرده و بدون درنگ به یکی از روستاهای اطراف مشهد و سپس به شهر کوچک و دور افتاده کویری خواف تبعید نمودند. وی به مدت نُه سال در آنجا تحت نظر شدید مأموران امنیتی قرار داشت و ممنوعالملاقات بود. در آبانماه 1316، مدرس به دستور رضاخان به کاشمر انتقال یافت و در روز 10 آذر 1316 توسط چند تن از مأموران رژیم به شهادت رسید.
مدرس، مردی پرهیزگار، شجاع، عالم و وارسته بود و در بیان حقایق از هیچکس پروا نداشت. امام خمینی (ره) در بیانات خود مدرس را به دلیل صفات مذکور بیش از هر عالم دیگر میستود و او نقش عمدهای در تکوین شخصیت سیاسی امام داشت. اوراقی که از دست نوشتههای او باقی مانده گواه آن است که وی آثاری در زمینه فقه و اصول و تفسیر قرآن نیز داشته که به دلیل غارت منزلش و انتقال کتابها و دستنوشتههایش به شهربانی، اثری از آنها بر جای نمانده است.
نظر مدرس درباره مجلس
در دیدگاه مدرس، مجلس قانون گذارى به دلیل تشکیل شدن از نمایندگان مردم کشور، به منزله عصاره ملت و مرکز ثقل مملکت است. وى مجلس را رقم زننده امور ملت و تنها مرجع تصمیم گیرنده در مملکت مى دانست. مدرس معتقد بود هیچ قانون، مصوّبه و امتیاز بدون نظر و تصویب مجلس، قانونى نیست. وى در جلسه 25 اسفند 1302 در بیان مقام و منزلت مجلس مى گوید: «این مجلس را به منزله تمام ایران مى دانم. مثل این است که سى کُرور اهالى ایران در اینجا تشریف دارند».
دیدگاه امام خمینى رحمه الله درباره شهید مدرس
امام خمینى رحمه الله در مورد مدرس مى فرماید: «مرحوم مدرس که به امر رضاخان ترور شد، از بیمارستان پیام داد به رضاخان بگویید من زنده هستم. مدرس حالا هم زنده است. مردان تاریخ تا آخر زنده اند. ... یک شخص روحانى که لباسش از سایر اشخاص کمتر بود و کرباس به تن مى کرد. او در مقابل قدرت زیاد رضاخان ایستاد و آن طور هجوم کرد به مجلس که نگذاشت رضاخان کارى بکند و در حالى که عمال رضاخان با هم زنده باد زنده باد مى گفتند، ایستاد و گفت که مرده باد رضاخان و زنده باد من. یک همچون مرد قدرتمندى بود، براى اینکه الهى بود. مى خواست براى خدا کار بکند و از کسى نمى ترسید. ... مدرس یک ملاى دین دار بود چندین دوره زمام دارى مجلس را داشت و از هر کس براى او استفاده مهیاتر بود. بعد از مردن چه چیز به جاى خود گذاشت، جز شرافت و بزرگى. ما مى گوییم مثل مدرس ها باید بر رأس هیئت تقنینیه و قواى مجریه و قضایى واقع شود».
نخستین مجلس در ایران
مجلس شوراى ملى را باید ثمره انقلاب مشروطه دانست. مردم ایران پس از چند صد سال خفقان و استبداد، در قیامى ملى به مشروطیت رسیدند و توانستند با استبداد مبارزه و ثابت کنند که مردم نیز داراى حقوق سیاسى و اجتماعى هستند. آنها معتقد بودند اولاً باید قانون اساسى وجود داشته باشد تا کشور بر پایه آن اداره و تصمیم گیرى ها طبق قانون و ضوابط خاص باشد، نه بر اساس سلیقه هاى فردى و گروهى. ثانیا مجلسى از نمایندگان منتخب ملت تشکیل شود تا حقوق مشروع ملت در آنجا حفظ گردد. مردم خواهان مجلسى بودند که اعضاى آن منتخبان خود آنها باشند، نه منتخب شاه. به این صورت، نخستین جلسه مجلس شوراى ملى، تنها با حضور نمایندگان تهران در چهارده مهر سال 1285 در کاخ گلستان با حضور شاه تشکیل و با نطق یک جمله اى او افتتاح شد.
مجلس پهلوى
پس از تشکیل مجلس ملى براى نخستین بار در زمان مشروطه، در دوره سلطنت پهلوى، مجلس، ماهیت اصلى و هدف خود را از دست داد و ابزارى در دست شاه براى قانونى جلوه دادن خواسته هاى او گردید. در دوران سلطنت پهلوى، مجلس شوراى ملى که در قانون اساسى مشروطه پیش بینى شده بود، به صورت ابزارى نمایشى از سیاست تجددطلبى توخالى دولت خودکامه درآمد و سرانجام به مجلسى فرمایشى و مکانى براى نمایش خیمه شب بازى عروسک هاى دست آموز درباره پهلوى تبدیل شد.
مجلس شوراى اسلامى
با پیروزى انقلاب اسلامى در سال 1357، تحولات شگرفى در شرایط سیاسى، اجتماعى و فرهنگى ایران به وجود آمد و نظام ارزشى جامعه ایران دگرگون شد. بنابراین، ارکان حکومتى نظام شاهنشاهى نمى توانست جایى در ایران داشته باشد؛ زیرا ماهیت و حقیقت این بنیادها و نهادها، با اهداف و آرمان انقلاب ملت ایران در تضاد بود. یکى از نهادهاى مهم سیاسى، مجلس شورا بود که مى بایست به معناى واقعى کلمه خانه ملت باشد. بدین ترتیب، با پیروزى انقلاب اسلامى، مقدمات تشکیل مجلسى اسلامى و مردمى در تاریخ ایران فراهم آمد و در 24 اسفند 1358، نخستین مجلس شوراى اسلامى با رأى و نظر مستقیم مردم انتخاب شد تا مظهر قدرت و حکومت مردم و مصداق خارجى جمهورى باشد.
وظیفه مجلس شوراى اسلامى
بر اساس قانون اساسى، وظیفه اصلى مجلس شوراى اسلامى، قانون گذارى و نظارت است، ولى مجلس نقشى بیش از این بر عهده دارد. مجلس، رقم زننده سرنوشت سیاسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى کشور است و از سوى دیگر، ناظرى ملى بر عملکرد قوه مجریه به شمار مى آید. حاکمیت ملى از سوى نمایندگان اعمال مى شود و ملت با دو اهرم قانون گذارى و نظارت، حقوق خود را حفظ و اختیارات دولت مردان را محدود مى کند.
مراحل قانون گذارى در مجلس شوراى اسلامى
رسیدگى به طرح ها و لوایح در پنج مرحله انجام مى پذیرد. مرحله اول، اعلام وصول طرح یا لایحه در مجلس و ارجاع آن به کمیسیون مربوط است و در همان حال، تکثیر مى شود و در اختیار نمایندگان قرار مى گیرد تا اگر نظر و پیشنهادى داشته باشند، به کمیسیون مربوط مراجعه کنند.
مرحله دوم، رسیدگى در کمیسیون است. در مرحله سوم، طرح یا لایحه رسیدگى شده در کمیسیون، به همراه گزارش کمیسیون به هیئت رئیسه مجلس تسلیم مى شود تا براى شور اول در دستور جلسه علنى مجلس قرار گیرد. سپس کلیات آن در جلسه علنى به رأى گذاشته مى شود و در صورت تصویب به مرحله بعد مى رود. در مرحله چهارم، بار دیگر به همراه پیشنهادهاى اصلاحى نمایندگان، در کمیسیون بررسى مى شود. در مرحله نهایى، براى بار دوم در دستور مجلس قرار مى گیرد و در وقت تعیین شده، از طرف مخبر کمیسیون توضیح داده مى شود و یک یک موارد آن مورد بحث و رسیدگى و رأى گیرى قرار مى گیرد.
تحقیق و تفحص؛ نظارت بر دستگاه هاى گوناگون
مجلس شوراى اسلامى افزون بر تصویب قوانین، حق نظارت مستمر بر اجراى قانون را دارد. قانون اساسى حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور را به مجلس داده و براى آن ضمانت اجرا هم تعیین کرده است تا مجلس بتواند این وظیفه را به صورت مطلوب انجام دهد. مجلس شوراى اسلامى از نظر سیاسى وظیفه دارد با نظارتى که اعمال مى کند، خود به خود تخلف از قانون را به حداقل ممکن برساند. درجه اعتبار مجلس، از اساس تا حد زیادى به این نظارت بستگى دارد. مجلس نظارت خود را از راه تذکر، سؤال و استیضاح اعمال مى کند.
اقلیت هاى دینى در مجلس شوراى اسلامى
با تشکیل مجلس شوراى ملى در دوران مشروطه، اقلیت هاى دینى از کرسى نمایندگى برخوردار شدند. براى نمونه، کلیمیان تا امروز در همه دوره ها، نماینده داشته اند. پس از پیروزى انقلاب اسلامى نیز در مجلس خبرگان قانون اساسى حضورى فعال داشتند. کلیمیان بر پایه قانون اساسى، یک نماینده در مجلس شوراى اسلامى دارند. اصل 64 قانون اساسى، بر حضور نمایندگان اقلیت هاى دینى چنین تصریح مى کند: «زرتشتیان و کلیمیان هر کدام یک نماینده و مسیحیان آشورى و کلدانى مجموعا یک نماینده، مسیحیان ارمنى جنوب و شمال هر کدام یک نماینده انتخاب مى کنند.» نمایندگان اقلیت هاى دینى، سوگند نمایندگى را با ذکر کتاب آسمانى خود یاد مى کنند.
کمیسیون هاى مجلس
مجلس شوراى اسلامى از تعداد زیادى نماینده ملت تشکیل شده است. تصمیم گیرى در جمعى چنین گسترده، ممکن نیست، مگر اینکه پیش تر، رسیدگى هاى مقدماتى و کارشناسى انجام شده باشد. این کار معمولاً در واحدهاى کوچکى به نام کمیسیون انجام مى شود. اصول شصت و ششم و هفتاد و پنجم قانون اساسى، از کمیسیون هاى مجلس نام برده و تعداد، ترتیب کار و حدود اختیارات آنها را به آیین نامه داخلى واگذار کرده است. کمیسیون ها، به مجلس قدرت و تحرک مى دهند و موجب بازدهى بیشتر مجلس مى شوند. مجلس شوراى اسلامى براى حل مشکلات فرهنگى، اقصادى، امنیتى و... به کمیسیون هایى با افراد کارآزموده و متخصص نیاز دارد.
شوراى نگهبان؛ ناظر بر قوانین مجلس
قانون گذارى در جمهورى اسلامى ایران بر اساس موازین شرع صورت مى گیرد و مصوّبات مغایر با احکام شریعت یا اصول قانون اساسى، اعتبار ندارد. ازاین رو، لازم است بر مصوّبات، هم از نظر شرعى و هم از نظر قانونى نظارت شود. مرجع صلاحیت دار براى چنین نظارتى، شوراى نگهبان است. قانون اساسى، اظهار نظر درباره شرعى بودن مصوّبات را در انحصار فقهاى شوراى نگهبان مى داند و وظیفه نظارت قانونى، یعنى مغایر نبودن مصوّبات با اصول قانون اساسى بر عهده اعضاى حقوق دان شوراى نگهبان گذاشته شده است.
دیدگاه امام خمینى رحمه الله درباره مجلس
مجلس شوراى اسلامى از دیدگاه امام خمینى رحمه الله ، همواره جایگاهى حساس داشت؛ چرا که براى تحقق آن، خون هاى ارزشمندى هدیه شده است. به همین دلیل، امام آن را «حاصل خون جمعیتى که وفادار به اسلام بودند» مى دانست. مجلس از دیدگاه امام، مکانى است «فراهم آمده از الله اکبرهاى مردم» و «عصاره اى است از زحمت هاى طاقت فرساى ملت.» بنابراین، آن را «بالاترین مقام کشور» برمى شمرد؛ چرا که «اکثریت قاطع مسائل کشور، بى واسطه یا باواسطه به آن وابسته است» ازاین رو، خطاب به نمایندگان مجلس مى فرمود: «شما نمایندگان محترم! مى توانید با یک رأى خود، خدمت ارزشمندى به خدا و خلق نمایید و بالعکس، و مى توانید یک خطر بزرگ را از کشور و اسلام رفع کنید و بالعکس».
نمایندگان مردم استان خراسان شمالی هم اکنون در مجلس شورای اسلامی:
موسی الرضا ثروتی نماینده مردم شهرهای : گرمه ، جاجرم، بجنورد، مانه و سملقان- عضو کمیسیون برنامه و بودجه
محمدرضا حسن نژاد نماینده مردم شهر شیروان – عضو کمیسیون عمران
محمد مهدی شهریاری نماینده مردم شهرهای : گرمه ، جاجرم، بجنورد، مانه و سملقان – عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی
هادی قوامی نماینده مردم شهر اسفراین – عضو کمیسیون برنامه و بودجه
نصرالله کمالیان نماینده مردم شهر فاروج – عضو کمیسیون عمران
جملات کوتاه درباره مجلس از امام خمینى رحمه الله:
1- من انتظار دارم که وحدت کلمه خود را حفظ و در انتخاب وکلاى خود رضاى حق را بر رضاى خود مقدم دارید.
2- از مهمات امور، تعهد وکلاى مجلس شوراى اسلامى است.
3- اگر در انتخابات مسامحه کنیم، مطمئن باشید که از راه مجلس به ما لطمه مى زنند.
4- مجلس اشخاص سیاسى لازم دارد، اشخاص اقتصاددان لازم دارد، اشخاص سیاست مدار لازم دارد، اشخاص مطلع بر اوضاع جهان لازم دارد.
جملات کوتاه درباره مجلس از مقام معظم رهبرى
1- صداقت و دل سوزى نماینده اى که مى خواهید انتخاب کنید را تشخیص بدهید و او را انتخاب کنید.
2- باید مراقب باشید که آدم هاى اهل سوءاستفاده و بى اعتقاد به رسالت انقلابى و مسئولیت نمایندگى و کسانى که مى خواهند فقط وارد مجلس بشوند تا سوءاستفاده بکنند و خداى ناکرده خراب کارى انجام دهند، وارد مجلس نشوند.
3- مجلس شوراى اسلامى، حساس ترین بعدى است که نظام اسلامى ایران از آن به سمت هدف هاى خود عبور مى کند.
4- وظیفه اصلى نماینده، قانون گذارى است
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: khsh.hozehonari.ir
