
شناخت هنر - عباس غلامی
بدیهی است برای شناخت ، درک و استفاده از هنر باید یک سری اطلاعات هنری داشته باشیم . این اطلاعات می تواند تاریخچه هنر و آشنایی با هنرهای کشورهای مختلف ، آشنایی با سبک های مختلف هنری باشد . اما این فقط کافی نیست و مسئله مهمتر این است که ما باید مبانی هنر را بشناسیم و در این جا مبانی هنر بخش عظیمی از آن چیزی است که ما آنرا علم هنر می نامیم .
بسمه تعالی
شناخت هنر
بدیهی است برای شناخت ، درک و استفاده از هنر باید یک سری اطلاعات هنری داشته باشیم . این اطلاعات می تواند تاریخچه هنر و آشنایی با هنرهای کشورهای مختلف ، آشنایی با سبک های مختلف هنری باشد . اما این فقط کافی نیست و مسئله مهمتر این است که ما باید مبانی هنر را بشناسیم و در این جا مبانی هنر بخش عظیمی از آن چیزی است که ما آنرا علم هنر می نامیم .
هنر در طول تاریخ خود و در گذر زمان مسیر پر پیچ و خمی را طی نموده است و توانمندیهای هنری هر تمدنی در ارتباط مستقیم با توانمندیهای علمی و ساختارهای اجتماعی و فرهنگی آن قوم بوده است در عصر جدید و دوران مدرن رشد علم وتکنولوژی شتاب بسیار زیادی به خود گرفت و در نتیجه تاثیر مستقیم بر تحولات هنری در عصر کنونی گذاشت و تحولات هنری جدای از تحولات اجتماعی تحت تاثیر دست آوردها و نگرشهای جدیدی بود که به هنر می شد ، نگرش انسان به هنر تغییر پیدا می کرد و این تغییر تحت تاثیر دست آوردهای علمی و دست آوردهایی که در مبانی هنر به مدد علم پیدا می شد شکل می گرفت در هنر جدید همزمان با شکل گیری بسیاری از پدید ها و مکاتب هنری نگرشها و دست آوردهای در مبانی هنر ظهور می یافت ، مبانی هنر روز به روز پیشرفت می نمود در هر مکتب و تحول هنری چیز نوی به آن افزوده می شد( نگرش نو و یافته های جدید) می توان گفت همراه با تحولات هنری در دوران جدید علم هنر نیز پیشرفت می نمود ، زمانی که نقاشان دوره کلاسیک دست به آفرینش آثار نقاشی می زدند با همه توانمندیهای بارز آنها در طراحی و استفاده از رنگ جهت ایجاد سایه و روشن در نقاشی به طرز هنرمندانه و ماهرانه ( مثل رامبراند )، چون به شناخت رنگ به عنوان یک علم پایه تو جهی نداشتند این نقاشیها از لحاظ ترکیب رنگی از جنبه سرد و گرمی رنگها دارای ترکیب رنگی برجسته ای نیستند . و رنگهای آنها فقط با تیره و روشن کردن رنگ بوجود آمده و در واقع این نقاشان فقط به جنبه نور و سایه رنگها توجه می نمودند که بعدا نقاشان امپرسیونیسم همین نکات را دست مایه ایجاد تحول در رنگ نمودند ، این دلیلش این بود که شناخت علمی از رنگ نداشتند و فقط به شناخت تجربی ترکیب رنگ اکتفا می نمودند . و یا در دوره رنسانس که هنرمندان برجسته ای چون داوینچی و میکل آنژ به ایجاد آثار هنری برجسته ای همت گماشتند در تابلوهای نقاشی این دوره زمینه اثر بصورت بی اهمیت و فقط جهت پر کردن اجرا شده و کاربردی در ترکیب بندی ندارد ، همین ضعف ترکیب بندی در تابلوهای و آثار دوره امپرسیونیسم نیز به چشم می خورد ، زیرا هنرمندان این مکتب به ترکیب بندی اثر هنری به عنوان یک علم لازم نظر نداشتند ، ولی می بینیم که در سبک هنری کوبیسم ترکیب بندی عناصر چه در عناصر اصلی و چه در زمینه به عنوان یک مسئله اساسی در نقاشی مطرح است و مثلا پیکاسو در بعضی از کارهای خود مدت زمان مدیدی را جهت ایجاد یک ترکیب بندی قوی صرف می نمود تا اثر نهایی بدون ضعف درترکیب بندی بوجود آید ،
خوب می بینیم که در این دوره به ترکیب بندی عناصر تابلو و هماهنگ سازی زمینه به عنوان یک علم لازم در نقاشی و کارهای تجسمی پرداخته می شود و قدمی در جهت شناخت مبانی هنرهای تجسمی برداشته می شود و بسیاری از قواعد شناخته شده در مبانی هنرهای تجسمی در این دوره کشف شده و شناخت انسان معاصر از هنر را افزایش می دهد و بعد از این است که عناصر هنرهای تجسمی که شامل نقطه ، خط و ... است شناخته می شود و هنرمند معاصر می کوشد که این عناصر را جدای از موضوع در ارتباط با یکدیگر و در ارتباط با کادر به صورت هنرمندانه ترکیب نماید و ارزش اثر هنری از موضوع و تقلید از طبیعت به سمت عناصر به کار رفته و نوع ترکیب بندی سوق می نماید. به همین ترتیب می بینیم که در کارهای هنرمند برجسته ای چون ماتیس ترکیب بندی رنگ در درجه اول اهمیت قرار می گیرد به گونه ای که در اواخر عمر خویش فقط ، تکه های کاغذهای رنگی را بر سطح تابلو می چسباند و فقط یک ترکیب بندی با استفاده از تکه های کاغذ ایجاد می نمود و موضوع در کارهای ماتیس فقط بهانه ای جهت ایجاد اثر هنری بر مبنای ترکیب بندی رنگ می باشد. در این آثارهدف هنر مند ترکیب بندی رنگ ها در ارتباط با یکدیگر و رسیدن به بیان خاص هنر مند می باشد وچنین است که باید در ترکیب بندی رنگ ها در ارتباط با یکدیگر و جدای از موضوع به عنوان یک علم پایه در هنر و جزئی از مبانی هنری نگاه نمود بنابراین هنر مند معاصر میراث دار هنری است که پایه آن مبانی هنرهای تجسمی در طول زمان شکل گرفته و کامل شده است .
حال ببینیم در کشور ما با این جنبه از هنر چگونه برخورد می شود ، در کشور ما در سالهای اخیر با موج فزاینده ای از استقبال دانش آموزان و دانشجویان از رشته های مختلف هنری و از آن جمله رشته های نقاشی و گرافیک شکل مواجه شده ایم ، لکن در اکثر مراکز تدریس رشته های هنری به لحاظ علم هنر و شناخت هنر و شناخت مبانی هنر و درک هنر بسیار ضعیف عمل می شود .
در بسیاری از این مراکز نگاه علمی به هنر مردود شناخته شده و هنر را فقط یک عمل حسی می شناسند که باید بر مبنای احساسات هنر مند شکل گیرد و هنر مند با تلاش خویش آثار با ارزشی را بیافریند البته پیداست که تلاش هنر مند بخودی خود و بدون هیچ منطق و مبنایی می تواند مفید باشد و نهایتا به اثر هنری مبدل گردد ، لکن اگر این تلاش و استعداد بر مبنای مبانی هنری قرار گیرد ، نتیجه آن ده ها برابر خواهد شد و مسیر هنر مند را تارسیدن به اثر هنری بسیار نزدیک تر می نماید و از همین منظر است که ما درآثار اکثر هنرمندان هنر های تجسمی و کارهای تجربی این افراد ضعف ترکیب بندی در رنگ و عناصر را شاهد هستیم امروزه ترکیب بندی درست و صحیح در حوزه های مختلف هنری اهمیت بسیار یافته است به گونه ای که می بینیم بسیاری از کارگردانان برجسته جهان فیلم های خود را فریم به فریم بر اساس ترکیب بندی صحیح عناصر و رنگ بنا می نهند و از همین رو است که آثار ماندگاری را بر جای می نهند.
ضعف ترکیب بندی هنرمندان تجسمی در نمونه های بسیاری قابل مشاهده است ؛ کتابهای درسی دانش آموزان سال به سال تغییر می کند و می بینیم که در سالهای اخیر بسیاری از آنها به لحاظ گرافیکی دارای ترکیب بندی های ضعیف و نارسایی هستند . تصویرگران کتاب کودک در اغلب موارد آثار ضعیفی را بوجود می آورند و .... .
ایتن ( رحمه ا... علیه ) از اساتید مدرسه باهاوس ، اولین کسی بود که به شناخت رنگ به عنوان یک علم نظر نمود و از این لحاظ جزء برجسته ترین هنرمندان تاریخ قرار می گیرد لکن از آنجا که وی اولین نویسنده کتاب رنگ بود ، بهترین آن نبود و در اعصار و قرون دیگر هنرمندان دیگری پیدا شدند که ضعف های کتاب وی را شناختند و درنتیجه نظریات دیگری در شناخت رنگ پدید آمد و بعد از آن نیز نوشته شد.
لکن همین کتاب رنگ ایتن را که نمی دانم از چه سالی در ایران ترجمه شد از همان زمان در دانشگاههای هنر به عنوان کتاب مرجع رنگ شناسی تدریس می نمایند و هنوز که هنوز است و سالها وادوار بسیاری بر آن گذشته است ( که البته این به خودی خود بد نیست ) و نظریات دیگری پدید آمده اند در ایران معتبر است بلکه معتبر ترین کتاب رنگ است و استاتید هنوز بر تدریس آن پا برجا هستند و کلمه ای بر آن نه کم و نه زیاد می کنند .
این در حالی است که تجهیزات و تکنولوژی بسیاری در اطراف ما وجود دارد که بر پایه ی متفاوت از رنگهای اصلی قرار دارند و در اطراف ما مشغول به کار هستند و رنگهای اصلی را با هم ترکیب می نمایند و بدون کوچکترین انحراف کارهای مختلف چاپی را انجام می دهند ، پرینترهای رنگی دارای چهار محفظه جوهر با رنگ اصلی و سیاه می باشند ، چاپ افست نمی دانم از چه زمانی به ایران وارد شده ولی در هر صورت چهار غلطک رنگی دارد که شامل سه رنگ اصلی و سیاه می باشد ، آیا تفاوت رنگهای به کار رفته در این تجهیزات و رنگهای اصلی معرفی شده در کتاب ایتن و گواش پنتل نباید ما را به این حقیقت واقف نماید که رنگهای اصلی که در کتاب ایتن معرفی شده اند اشکال دارد.
تعداد کتابهای ترجمه شده در زمینه هنرهای تجسمی و مبانی رنگ و شناخت هنر بسیار کم است و اکثر کتابهای موجود نیز به سالها قبل بر می گردد، تعداد افراد فعال در زمینه تالیف و ترجمه کتابهای هنری روز بسیار محدود می باشد و البته یک دلیل آن ممکن است عدم حمایت از افراد فعال در این زمینه ها باشد.
در پایان پیشنهاد من این است ، مرکزی مانند حوزه هنری ، در کتابخانه موجود خود تلاش نماید تمام کتابهای ترجمه شده موجود در ایران مخصوصا در سالهای اخیر را تهیه نماید و در کتابخانه در دسترس دانشجویان و علاقمندان به هنر قرار دهد و از طرفی کتابهای هنری ترجمه نشده روز دنیا مخصوصا در زمینه مبانی هنر و نظریات نوین هنر را به زبان اصلی تهیه نماید که تهیه آن نیز کار مشکلی نبوده و براحتی می توان از سایت آدینه بوک قسمت کتابهای خارجی جهت تهیه این کتابها اقدام نمود.
بعد از تهیه این کتب و نگهداری در کتابخانه ، آنها را در اختیار علاقمندان قرار دهند و درست است که افراد کمی می توانند از منابع خارجی استفاده نمایند ولی به هر حال آشنایی با آن منابع ذهن آنها را در زمینه شناخت هنر فعال خواهد نمود و در صورت امکان از افرادی که امکان ترجمه این متون را دارند استفاده نموده وشروع به ترجمه و انتشار آنچه از دانش که در پیشرفته ترین کشورها موجود است نمایند تا این علوم بتواند در اختیار جوانان ایرانی قرار گیرد .
و این امر می تواند به عنوان یکی از اهداف اصلی و برنامه های حوزه هنری قرار گیرد که در آن صورت نزدیک ترین گام را در جهت عمل به رهنمودهای مقام معظم رهبری در زمینه تلاش جهت نهضت نرم افزاری و جنبش نظریه پردازی برداشته ایم .
عباس غلامی
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: khsh.hozehonari.ir