خراسان شمالی
← همه اخبار
برگزاری جشنواره ها و چرخه ناقص تولیدات فرهنگی / عباس غلامی

برگزاری جشنواره ها و چرخه ناقص تولیدات فرهنگی / عباس غلامی

۸ اسفند ۱۳۸۹کد خبر: 82540۳

در سالهای اخیر شاهد رشد روز افزون جشنواره های فرهنگی مختلف در زمینه رشته های مختلف فرهنگی و هنری می باشیم در واقع اکثر ادارات و نهادهای جامعه ما درجهت انجام مسئولیت خود در زمینه رشد و ترویج مسائل فرهنگی و گاهاً مبارزه با تهاجم فرهنگی فعالیتهای گوناگونی را در دستور کار خود قرارمی دهند و یکی ازاین موارد نیز برگزاری جشنواره ها است . برگزاری جشنواره ها در مقابل انجام دادن هیچ کار و نداشتن هیچ برنامه ، فکر ، سازماندهی و ساختار منسجم ،کار بزرگ و ا رزنده ای می باشد در واقع بسیار بهتر از انجام دادن هیچ

 
 برگزاری جشنواره ها و چرخه ناقص تولیدات فرهنگی
 عباس غلامی
 

 در سالهای اخیر شاهد رشد روز افزون جشنواره های فرهنگی مختلف در زمینه رشته های مختلف فرهنگی و هنری می باشیم در واقع اکثر ادارات و نهادهای  جامعه ما درجهت انجام مسئولیت خود در زمینه رشد و ترویج مسائل فرهنگی و گاهاً مبارزه با تهاجم فرهنگی فعالیتهای گوناگونی را در دستور کار خود قرارمی دهند و یکی ازاین موارد  نیز برگزاری جشنواره ها است . برگزاری جشنواره ها در مقابل انجام دادن هیچ کار  و نداشتن هیچ برنامه ، فکر ، سازماندهی و ساختار منسجم ،کار بزرگ و ا رزنده ای می باشد در واقع بسیار بهتر از انجام دادن هیچ کار است .

 اگر کشور ما کشوری باشد که بر مبنای فرهنگ وتمدن کنونی غرب پایه گذاری شده باشد هیچ نیازی به تلاش جهت تولید آثار فرهنگی نیست می توانیم مصرف کننده صرف تو لیدات گسترده فرهنگ غربی باشیم همانند بسیاری دیگر از کشورهای کوچک دیگر.

 تمدن غرب با رشد گسترده علم و تکنولوژی، تو لید کننده  بلامنازع آثار فرهنگی بسیار موثر و کارآمد جهت به استثمار گرفتن فکر، ذهن و روح جوامع مختلف جهان می باشد .

 تمام کشورهای اروپایی دارای ساختارهای منسجم و نظامهای مشخص و هدفمند تو لید آثار و تو لیدات فرهنگی می باشد . قوانین قوی، مشخص و ثابت زیرساختهای محکمی جهت حمایت از تو لید کنندگان آثار فرهنگی، تسریع تو لید ات ، رشد و گسترش شرکتهاو سازمانهای فرهنگی ودرنتیجه مرتفع شدن  بناهای مستحکم فرهنگی را فراهم نموده است. داستان امریکا اما چیز دیگری است این کشور مامن و بستر شکل گیری غولهای عظیم تکنولوژی و فرهنگ است غولهای که قابلیت شکل گیری آنها حتی در کشورهای پیشرفته اروپایی نیز وجود ندارد.

 حال شما کشوری هستید که این فرهنگ را قبول ندارید پس باید به سراغ تولیدات فرهنگی منطبق با فرهنگ کشور خود بروید اوایل انقلاب بر جنبه فرهنگی انقلاب خیلی تاکید می شد  لکن بعد از گذشت چند سال و برخورد  با مشکلات مختلف گویا این جنبه اساسی از انقلاب کم کم رو به فراموشی گذاشته شد و در حاشیه قرار گرفت بعد از گذشت  یک دهه و مواجهه با هجمه سنگین فرهنگی غرب و بعد از تاکیدات بسیار مقام معظم رهبری تلاشهای جسته  و گریخته ای در جهت تعمیق فرهنگ جامعه شکل گرفت  لکن مسئله بسیار مهم تر از این حرفها است، ما باید نظریه پردازانی در زمینه فرهنگی و هنری می داشتیم  و شروع به ایجاد ساختارهای زیر بنایی بسیار قوی تر می نمودیم و ضروری است درکشور ما تولید و حمایت از آثار فرهنگی در اولویت اول قرار گیرد ایجاد بناها و ساختارهای فرهنگی پایه ای و مبنایی جزو اولویت های اصلی کشور قرار گیرد.

 این تفکر که در بعضی از آحاد جامعه وجود دارد که کار فرهنگی را یک فعالیت جنبی جهت پر کردن اوقات فراغت و یک عمل سرگرم کننده می پندارند و صرف هزینه در این زمینه را هدر دادن سرمایه ملی می  دانند، باید کاملا از بین برود، تو لید آثار فرهنگی و هنری اگر نگوییم اولین اولویت است حداقل جزو اولین اولویت های کشور باید قرار گیرد نه مثل وضعیت کنونی که فکر می کنم جزو آخرین اولویت های کشور و کم ترین بودجه در این بخش صرف می شود ، رویداد عاشورا در اصلی ترین جنبه خود یک رویداد فرهنگی و فرهنگ ساز است ، فرهنگ عاشورا یک فرهنگ قوی و غنی و تاثیر گذار در همه وجوه فرهنگی است یک فرهنگ پیشتاز در همه عرصه ها و ما که  میراث دار چنین فرهنگی هستیم در قبال این همه غنای فرهنگی چه کار هم راستا را در جهت تقویت فرهنگ و تو لید آثار فرهنگی انجام داده ایم ، ما به فرهنگ به عنوان یک عمل سرگرمی نگاه نموده ایم – هزینه های مصروف شده در بخش فرهنگی در بدترین حالت آن بهترین مسیر جهت صرف هزینه ها می باشند و شاید مقبول ترین مسیر در پیشگاه خداوند .

 یک چرخه فرهنگی کامل یک سلسله مراتب بهم پیوسته از مسیرهایی است که از تولید آثار فرهنگی تا عرضه  و فروش آنها را شامل می گردد. این چرخه باید دارای ویژگیهایی باشد تا بتواند  به عنوان یک نظام فرهنگی کارآیی لازم در این عرصه را دارا  باشد  -اول باید دارای قواعد مشخص وثابتی جهت حمایت از    تو لید کنندگان باشد که همیشه و برای همه افراد بصورت یکسان عمل نماید. – دوم آنکه باید بصورت مداوم باشد نه بصورت مقطعی و فصلی و گسسته – بعد از تولید آثار باید مسیرهای جهت عرضه و فروش این محصولات پیش بینی شده باشد – این زنجیره ها ی بهم پیوسته باید بصورت قوی بدون اتلاف وقت مدیریت گردند تا دغد غه های هنرمندان و اندیشمندان از بین برود هر چه قدر مشکلات هنرمندان را کم تر نمایم و مسیر تولید را هموارتر کنیم انرژی  هنرمندان و اهل فرهنگ بیشتر در جهت تو لید آثار هنری هدایت می گردد و از این مسیر است که تو فیق  بهترین خدمت به جامعه و مردم را بدست می آوریم .

 وقتی ادارات ما فقط می توانند از برگزاری جشنواره ها حمایت نمایند و اجازه دارند  بودجه را در این مسیر صرف نمایند، زیر ساخت های اداری و فرهنگی ما در این مسیر رشد می نماید و بدیهی است که تو لید و ارائه آثار فقط درقالب جشنواره ها تاثیرات مقطعی دارد و در گذر ایام تاثیرات مداوم و بلند مدت را ندارند در حالی که هدف اصلی این است که فرهنگ سازی دائمی دراز مدت و تاثیر گذار باشد نه مقطعی و گذرا .

 جمله ای از مارکس هست که می گوید تا محصولی تولید نشود مشتری نیز نخواهد داشت فقط وقتی مشتری پیدا می کنید که محصول را به مقدار زیاد تولید نمایید ، این قاعده در مورد تولید آثار فرهنگی نیز کاملا صادق است .

 من نمی دانم قوانین از کجا و توسط چه  کسانی باید تغییر نماید و در مسیر درست تر قرار گیرد ولی به هر صورت باید تلاشهایی جهت ایجاد ساختارهای فرهنگی که تولید کننده باشند و عرضه کننده به جامعه  شکل بگیرد .

 آثار توسط هنرمندان منفرد و به صورت شخصی با کمترین امکانات و با بیشترین تلاش از طرف هنرمندان تولید می گردد به جشنواره ارسال می گردد و به نمایش درمی آید ، چند نفر جایزه می گیرند و تمام. این آثار باید درکجا به فروش برسد؟ این هنرمندان باید چگونه به کار خود ادامه دهند؟ چه سازمانهای این هنرمندان را جذب می کنند؟ و به کار می گیرند؟ ما که به شدت به کار فرهنگی نیازمندیم با این تولید کنند گان فرهنگی ، با این استعدادهای بی نظیر که متعلق به ما و کشور ما و فرهنگ ما هستند چه  می کنیم ؟

 اگر این هنرمندان زمانی را که صرف تولید این آثار نموده اند صرف کار های دیگر مثلا آموزش وتدریس می کردند نتیجه بهتری عایدشان نمی گشت ؟ ( که این کار یعنی آموزش در فرهنگ ما ایرانیان نهادینه گشته و به یک عمل قهرمانانه و بی نظیر و موجه  تبدیل شده است و برای آن هر گونه هزینه ای را حاضریم بپردازیم . درحالی که هدف از آموزش در نهایت تو لید است . همان ضرب المثل یاد گیری فنون اژدها کشی – مثلا از دید یک ایرانی ریشه دار اگر هزینه زیادی را جهت کلاس تو لید فیلم بپردازی کاملا موجه است ولی اگر هزینه کمی را جهت خرید فیلم بپردازی یا بودجه ای صرف تولید فیلم گردد این کار هدر دادن بودجه  و اسراف است در حالی که هدف از اولی  گزینه دوم است . می شود گفت بطور کلی ما ایرانیها رسومات گراییم، به جای اینکه هدف گرا باشیم و به همین خاطر است که از برگزاری جشنواره ها خیلی لذت می بریم ولی از فرایند تو لید به نظر می رسد رنج می بریم .

 ( در انتها اشاره ای می شود به ضرب المثل فنون اژدها کشی که در متن بکار رفته است  :
 گویند در زمانهای گذشته تعدادی از ایرانیها مامور شدند به  چین رفته و فنون اژدها کشی را از آن مردمان یاد بگیرند ، این عده مدتی را در چین گذراندند و با شرکت در کلاسهای فشرده تمامی فنون و آموزشهای لازم جهت کشتن اژدها را فرا گرفتند ، بعد از آنکه در این فن به نهایت تبحر رسیدند به ایران بازگشتند .

 لکن در ایران اژدهایی نبود تا با آن مبارزه کنند و از این علوم و فنون که برای یادگیری  آن تلاش بسیار نموده بودند استفاده نمایند  . پس مبهوت و متحیر ماندند که چه کنند و چگونه از این هنر خویش بهره ببرند. در نهایت به این نتیجه رسیدند که دوره های آموزشی اژدها کشی را دایر نموده و به آموزش این فنون به هموطنان خویش بپردازند.و چنین شد.  )
 

 پایان
 

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://khsh.hozehonari.ir/s/9YBYEVC

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: khsh.hozehonari.ir