خراسان شمالی
← همه اخبار
تعریف هنر جدید

تعریف هنر جدید

۸ اردیبهشت ۱۳۹۰کد خبر: 82658۲

شاید بتوان گفت که همه ی هنرها متضمن وجهی جدید هستند. اگر فاقد این خصیصه باشند هنر نیستند. جدید بودن, شرط کافی نیست که چیزی را تبدیل به اثر هنری کند، اما ضروری به نظر میرسد. اگر هنری, جدید نباشد باز تولید اندیشه و دستاوردهای گذشته است. تکرار و باز تولید هنر گذشته, بدون هیچ قصد و قرضی میتواند صنعت باشد. رجوع آگاهانه به یک معنا و یا سنت تصویری گذشته و ایجاد یک معنا در بستری جدید میتواند هنری جدید باشد.

تعریف هنر جدید

شاید بتوان گفت که همه ی هنرها متضمن وجهی جدید هستند. اگر فاقد این خصیصه باشند هنر نیستند.  جدید بودن, شرط کافی نیست که چیزی را تبدیل به اثر هنری کند، اما ضروری به نظر میرسد.  اگر هنری, جدید نباشد باز تولید اندیشه و دستاوردهای گذشته است.  تکرار  و باز تولید هنر گذشته, بدون هیچ قصد و قرضی میتواند صنعت باشد.  رجوع آگاهانه به یک معنا و یا سنت تصویری گذشته و ایجاد یک معنا در بستری جدید میتواند هنری جدید باشد.

واژه جدید در هنرجدید یک توافق خواسته یا ناخواسته است. توافقی که اشاره و رجوع به وجهی است در مقابله با هنر نو (مدرن) و یا سنت. این توافق درون مرزی همانند تفاوتی است که بین نگارگری و نقاشی هست اگر چه ترجمه این دو واژه ممکن است برای مخاطب خارجی یکی باشد.  از این رو این واژه بیشتر مصرف بومی دارد تا بین المللی. 

هنر جدید در ایران به تاثیرات انواع گونه های متفاوت هنرهای غیر متعارفی اطلاق میشوند که پس از هنر مینیمال در غرب و آمریکا شکل گرفته اند. این تاثیرات در بستر فرهنگی ایران ویژگی های بومی کسب کرده اند. این نوع هنر که سنتی ترین شکل آن هنر مفهومی میباشد دارای ویژگی ها و مولفه های خاصی است.

در این هنر احتمال استفاده از اشیاء آماده وجود دارد. از ویژگی های دیگر این هنر این است که در بعضی از موارد میرا و غیر مانا هستند. معمولا مخاطب توسط اثر احاطه میشود و به درون اثر میرود.   حضور مخاطب و دخالت او در چگونگی اثر و  سر نوشت غائی اثر را شکل میدهد. در نتیجه هنرمند فراهم آورنده بستری برای بوجود آوردن یک معناست.

در هنر جدید معمولا فضای نمایشگاه توسط هنرمند طراحی میشود.   فضای پیرامون اثر (باز بودن یا یسته بودن، تاریک بودن یا روشن بودن، سکوت یا همهمه ، بودار بودن ...) در شکل گیری معنی اثر هنری تعیین کننده است.  در هنر جدید بسیاری از هنر ها را تواما می بینیم و یا اینکه بسیاری از هنرها با هم ادغام شده و فنونی اجرائی جدیدی مثل هنر چندرسانه ای و یا چیدمان ویدئویی شکل گرفته اند. 

در بسیاری از موارد فن آوری های جدید به صورت چند رسانه ای و شبکه ای در فرایند شکل گیری اثر هنری دخالت دارد.

گونه های مختلف هنر جدید در ایران از منظر رویه چیدمان, هنر ویدئو, چیدمان ویدئوئی, چیدمان عکس, هنر اجرا ، هنر محیطی هنر چند رسانه ای و شبکه  میباشند.

تاریخ هنر جدید در جهان و ایران
این جریان هنری در جهان و ایران دارای سابقه ای نسبتا طولانی است. هرچند در سالهای بسیاری به آن بی اعتنائی شد و یا حضور آن نادیده گرفته شد.

در اروپا و امریکا از دهه 60 و  70 به شکل فراگیری انواع هنر های جدید بروز کردند. در دهه هشتاد به دلیل بازگشت به سنن گذشته تا حدودی حضور هنرهای جدید کمرنگ شد. امروزه پس از گذشت چند دهه هنر مفهومی (کنسپچوال) نه به عنوان یک هنر جدید بلکه به عنوان یکی از جریانات مرسوم هنوز رایج است. اما باید توجه داشت هنر مفهومی جدید ویژگی های خاص خود را داراست.  از دهه 90 دوباره با شدت بیشتری و با تجدید نظری این هنر رواج یافت. رجوع به نوعی زیبائی شناسی در کارهای مفهومی، و استفاده از فن آوریهای امروزی که در گذشته و در بدو شروع این جریان چندان مرسوم نبودند آن را متحول و با نیازهای امروزی منطبق ساخت. 

سابقه هنر مفهومی در ایران به سالهای قیل از انقلاب اسلامی برمیگردد. بسیاری از هنرمندان در قبل از انقلاب با استفاده از اشیاء آماده چیدمان ترتیب دادند.   در سالهای اول پس از پیروزی انقلاب اسلامی 1357 و دوران جنگ تحمیلی به دلیل رواج پیدا کردن نقاشی تعینی با مضامین سیاسی، اجتماعی و مذهبی این جریان هنری حضورش کمرنگ شد. اما هیچوقت ناپدید نشد.

آثار بسیاری که به صورت عامیانه یادآور مصیبت های جنگ و فضاسازی شهرهای جنگ زده بودند به میزان زیادی از اشیاء آماده ترکیب شده بودند و فاقد زیبائی شناسی مورد نظر هنرمندان تحصیکرده بودند.  از اینرو ویژگی های مفهوم گرائی را نشان میدادند. علاوه بر این در بسیاری از موارد در حرکت های هنری و نمایشگاه های رسمی به نوعی تجربه های غیر متعارف دیده میشد، اما کسی اسرار نداشت که به نوعی آن را جدی تلقی کند و یا نام هنر مفهومی را به کار برد. تنها چیزی که نبود این خودآگاهی و قدرت انطباق این جریانات با هنری پیشرو بود. 

البته در یک حوزه وسیع تر و جهانی در دهه 80 حملا ت وسیعی علیه هنر مفهومی وجود داشت و گمان میشد که دیگر دوره تاریخی آن به پایان رسیده است.  

در سالهائی که نقاشان ایرانی برای دست یابی به یک هویت به سنن گذشته توجه داشتند (بین سالهای 1365 تا 1373 ) و یا در دوره ای که بسیاری از هنرمندان هنر انتزاعی را نوعی هنری امروزی تلقی میکرند ( بین سالهای 1375 تا 1378 ) نمونه های هنر مفهومی و جدید کم بودند. گاهی به صورت پراکنده هنرمندان دست به تجربیاتی زدند که با تعریف یاد شده بالا در چهارچوب هنر جدید قرار میگیرند.  اولین گامهای توجه جدی به هنر جدید از سالهای 1372 و توسط نسل جوان و در محافل غیر موزه ای صورت گرفت. این حرکت ابتدا بیشتر در اماکن غیر متداول برای نمایش اثر هنری و نگارخانه ها آغاز شد. این خواست عمومی نسل جوان و تمایل دست اندرکاران موزه هنر های معاصر و حمایت مالی آنان منجر به شکل گیری سه نمایشگاه شد. 

یکی از وقایع هنری مهمی که در سال 1380 در ایران به وقوع پیوست برگزاری اولین نمایشگاه هنر مفهومی در موزه هنرهای معاصر تهران بود. این نمایشگاه در دوم مرداد ماه 1380 افتتاح و تا تاریخ 19 مهر ماه 1380 ادامه داشت.  هنر مفهومی عنوان مناسبی برای اکارهایی از این دسته آثار نبود. زیرا  بسیاری از آثار این نمایشگاه با عنوان نمایشگاه سازگاری نداشتند.  در این نمایشگاه آثاری ارائه شدند که ساختار مینیمال، کنسپچوال، ویا به صورت اجرا پرفورمنس و حتی لند آرت داشتند. اما بسیاری از آثار موجود در این نمایشگاه دارای ویژگی هایی بودند که آنها را در حوزه  هنر امروز جهان قرار میداد و در کنار آن دارای ویژگی های بومی که به آنها هویت میداد و این ویژگی هایی کمتر در ادوار گذشته و دیگر نقاط جهان سابقه داشته اند.

به دلیل نا مناسب بودن نام مفهومی برای نمایشگاه دومین نمایشگاه با عنوان هنر جدید در موزه هنر معاصر صورت گرفت.  در دومین نمایشگاه استفاده بیشتری از فن آوریها صورت گرفته بود و بسیاری از آثار تقابل و همراه بودن سنت و نوگرائی را موضوع خود قرار داده بودند.

دلایل رشد هنر جدید
در یک گستره جهانی شکل تحول یافته و امروزی هنر مفهومی در مقایسه با مدرنیزم کلاسیک که غالبا هنری انتراعی بود، این قابلیت را دارد که در خدمت مفاهیم و فکر قرار گیرد. برخلاف مدرنیزم که یکسان شدن هنرها پیامدش بود، هنر جدید در پس یکسان شدن زبان فرهنگها میتواند گوناگونی را به نمایش بگذارد.   شاید یکی از دلایل فراگیر شدن و تداوم هنر مفهومی این باشد که بواسطه استفاده از هنرهای مختلف هنرمندان بسیاری را مجذوب خود کرده است.  هنرمندان جوان در هر جای دنیا تمایل دارند که مفاهیمی را به صورت چیدمان و با استفاده از اشیاء آماده ارائه دهند.

در ایران سیاست های تنش زدائی ارگانهای دولتی، میل به گفتگو با سایر ملل و در دسترس بودن و فراگیر شدن شبکه های اطلاعاتی همچون ماهواره و اینترنت موجب شده است که چنین فضائی ایجاد شود. حالا بیش از گذشته ما نیازمند به یک زبان بین المللی هستیم که ویژگی بومی نیز داشته باشد. حالا بستر گفتگو فراهم است و در این گفتگوی فرهنگی و تبادلات تاثیرات متقابل صورت میگیرد.  و اینک میتوان گفت انسان امروز, آمال، آرزو، مسائل و مصائبی جدید دارد که فقط با زبان و ابزاری جدید قابل بازگو شدن هستند. 

مخاطبین
نمایشگاههای هنر مفهومی و  جدید, جنجالی ترین نمایشگاه در سالهای اخیر  بوده است که تاکنون موزه هنرهای معاصر، باشگاه دانشجوئی و در سایر مراکز فرهنگی برگزار کرده است. طبق اسناد موجود میتوان به طور یقین گفت که بیشترین بازدید کننده را داشته است.

از آنجا که هنر جدید مسائل فرهنگی, مرتبط با سنت, سیاست و اجتماع را معرفی میکنند و به این دلیل که هنر جدید تا مرز بازی و سرگرمی پیش میرود و به مخاطب اجازه دخالت در شکل گیری اثر را میدهد، بازدید کننده های آن فقط روشنفکران و تحصیل کرده ها نیست بلکه, مردم عامی و افراد غیر هنرمند نیز به آن علاقه نشان میدهند.

دلایل متعددی را میتوان برای  استقبال چشمگیر از این نمایشگاه ذکر کرد.
نوع این نمایشگاه با نمایشگا ههای مرسومی که در موزه یا سایر مراگز فرهنگی برگزار میشد متفاوت بود. غالبا نمایشگاه های موزه نمایشگاه نقاشی به ندرت آثار هنری در رشته های دیگر بودند.  قبل از دیدن هر نمایشگاه ویژگی آثار به نمایش در آمده قابل حدس بود.   این آثار دارای ویژگی های قرار دادی بودند.  آنچه که امروزی و معاصر معرفی شده بود. نوعی هنر انتزاعی و یا آبستره اکسپره سیونیزم انتزاعی از نوع دهه سی و یا پنجاه بودند.  چنین آثاری دارای مضمون  فرهنگی، سیاسی و  یا اجتماعی نبودند. و مخاطب عام ارتباط کمی با آن برقرار میکرد.
 
چالشهای هنر جدید 

ایراداتی که به نمایشگاه گرفته میشود  شامل چند مورد هستند:

1-  در پاره ای از نظرات اشره میشود که تاریخ این جریانات سپری شده است. صاحبان این نظرات باور کرده اند که دیگر عصر نوآوری به پایان رسیده است و چیز جدیدی وجود نخواهد داشت.
2-   در بعضی از نظرات گفته میشود که کارهای هنرمندان ایرانی تقلیدی از نمونه های غربی هستند و هنرمندان ایرانی را فاقد خلاقیت میدانند.
3-     آنهائی که ماهیت این حرکت ها را غربی و آمریکائی و غیر خودی میدانند.
4 -  بسیاری از هنرهای جدید میرا هستند.
5-  بعضی از آثار قابل فهم نیستند و مبهم هستند
این نکته پذیرفتنی است که در میان آثار ارائه شده در نمایشگاه های هنر جدید آثاری دیده میشوند که به شدت تحت تاثیر نمونه های غربی آن بوده اند و شاید فاقد ارزش لازم برای حضور در یک نمایشگاه هستند.  اما این نظر را نمیتوان تعمیم داد و همه آثار در نمایشگاه هنر جدید را فاقد ارزش دانست.
در نقد چنین گفته هایی که چیز جدیدی وجود ندارد میشود گفت که خود این نظر به اندازه کافی تکراری شده است و دیگر حرف جدیدی نیست.

بسیار ما شنیده ایم که در نقدها افرادی ما را آگاه میسازند که جریان کانسپچوال مربوط به دهه 60 یا70 میلادی است ومدت آن سپری شده است. باید یاد آور شد که نه تنها دست اندرکاران این نمایشگاه ها بلکه تمامی هنرمندانی که در جهت ایجاد آثار هنری در این زمینه ها گام بر میدارند اگر اطلاعاتشان بیشتر از نقادان این جریان نباشد کمتر نیست.  روی آوردن بسیاری از هنرمندان به این جریان صرفا پیروی از یک جریان فکری نبوده است بلکه استفاده از قابلیتهای که تحول هنر فراهم آورده است و آنها با استفاده شخصی از آن از تاثیر گزاری آن استفاده کرده اند. برای مثال چیدمان یک امکان است که  بیشتر  در سده بیستم  شکل گرفته است و در نیم قرن اخیر به کرات استفاده شده است اگر به صرف اینکه در یک جا استفاده شده است در آن بستر نتوان نو آوری کرد بسیاری از هنرها دچار اشکال میشود.

چه کسی میتواند ادعا کند که چون پیدایش عکاسی یا سینما یا فنون نقاشی مربوط به گذشته هستند  دیگر برای بیان مفاهیم نباید از آنها استفاده کرد؟

نو آوری در طول تاریخ هنر, محدود به روی آوردن به ابزار جدید و شیوه های بیان نبوده, بلکه, در بسیاری از موارد ما شاهد آن بوده ایم که با استفاده از رویه های موجود و  ادغام آنان با شیوه های جدید منجر به تحولاتی شده است که آن را از حرکت آغازینشان متمایز نموده است.

شاید گفته شود که چون فکر اولیه این حرکت در چند دهه قبل در جائی شگل گرفته است چندان خلاقانه نیست. اما براستی کدام حرکت هنری در جهان مستقل از جریانات پیشین خود بوده است و بدون اینکه از تجربه های هنری سایر ملل استفاده کند شکل گرفته است. آنچه که به یک جریان هنری ارزش و اعتبار میبخشد سرانجام متمایز و منحصر به فرد آن است نه ریشه یا پیشینه آن.

پاره ای از مخالفان هنر جدید سعی مینمایند که بگویند هنر جدید همان هنر مفهومی است و هنر مفهومی همان کانسپچوال است و هنر کانسپچوال همان جریانی است که در اواخر دهه 60 روی داد.

اما بیان این مسئله به گونه ای دیگر هم ممکن است و آن این است  که هنر جدید با هنر مفهومی متفاوت است و هنر مفهومی ایرانی با کانسپچوال امروزی متفاوت است و  کانسپچوال امروزی از کنسپچوال دهه 60 و 70 میلادی نیز متفاوت است.

تفاوت هنر جدید با هنر مفهومی در این است که هنر جدید بیشتر با استفاده از رسانه ها بوجود آمده است منظور از رسانه ها تلویزیون ، ویدئو ، کامپیوتر و اینترنت است . در نمایشگاه هنر جدید زیبائی شناسی نیز حضور دارد و بعضی از آثار دارای یک ساختار و ترکیب تزئینی بودند.

اما هنر مفهومی بیشتر به اشیاء آماده و چیدمان در فضا و یا حذف زیبائی شناسی بها میدهد. آنچه که پیشگامان هنر کانسپچوال بیشتر استفاده میکردند مثل عکس و اشیاء آماده بودند.  در کار آنها رسانه های امروزی به این صورت حضور نداشتند.

اگر چه بسیاری از گرایشات هنر مفهومی ویژگی هائی را در بر داشته است که در طول چند دهه تداوم یا تحول یافته اند مثل اندیشیدن به فضای پیرامون اثر یا مشارکت مخاطب که امروزه هنر به عنوان هنر تعاملی را به وجود آورده است.

باید پذیرفت که هنر زمین، هنر بدن یا بدن هنر اجرائی، هنر ویدئو، هنر چند رسانه ای و چیدمان ویدئوئی جدید تر از هنر کانسپچوال بوده اند.

در پاسخ به این نکته که چه ویژگی بومی این هنر داشته است باید گفت که اولا آن استقلالی که در گذشته ی فرهنگ ها داشته امروزه در هیچ جای دنیا وجود ندارند.

آیا هنر جدید اروپائی از هنر آمریکائی کاملا مجزا است؟ و آیا هنر جدید ژاپن از هنر اروپائی بسیار متفاوت است؟  واقعیت امر این است که هویت و ویژگی های بومی آنها  پنهان هستند.

علی رغم اینکه در نمایشگاه هنر جدید ما شاهد آن بودیم که بسیاری از هنرمندان شرکت کننده با زبان امروزی سرو کار دارد، در عین حال, این نمایشگاه دارای ویژگی های بومی بود.  

چند ویژگی در بسیاری از آثار این نمایشگاه وجود داشت آنها را از آنچه که در دهه 60 و 70 میلادی به وقوع پیوست متمایز میکرد.  کنسپچوال دهه 60 و 70 فکر به عنوان هنر بود بدون در نظر گرفتن زیبائی شناسی اشکال. اما  در اینجا ارائه مفاهیم غالبا توام با نوعی زیبائی شناسی  بودند.  و همچنین از امکانات سمعی و بصری امروزی استفاده شده بود. این ویژگی های  از نکات بارز جریانات هنری معاصر هستند. 

ویژگی های و رویکردهای بومی هنر جدید
هنر کنسپچوال غربی بیشتر در صدد معرفی فکر مجرد به عنوان هنر بودند و این نوعی مقابله با زیبائی شناسی بوده است. اما فقط بعضی از آنها این تعهد را داشته اند که مفهوم و معنی را برای مخاطب شفاف سازند.  مفهوم و معنی دار بودن غالبا با شناخت جهان بینی هنرمند مقدور بوده است.   در حالیکه در ایران الزاما این گونه نبوده است. مفهومی بودن در ایران بیشتر به معنی پیام داشتن ادبی یا اخلاقی خود اثر است و یا  نمادین بودن و تمثیلی بودن آن بوده است.  از این رو در ایران, هنر جدید بیشتر در صدد است پیام اخلاقی, سیاسی, اجتماعی و یا عرفانی داشته باشد.  به همین دلیل از استقبال مردمی بیشتری برخوردارست و یا حداقل مردم عادی با بسیاری از این نوع آثار ارتباط برقرار میکنند و یا آن را دوست دارند.  این در حالی است که عامه مردم در ایران از مدتها قبل تمایلی به پیگیری رویدادهای هنر مدرن آن هم از نوع آبستره نداشتند. چرا که از دید آنان فاقد پیام بود.

مضامین هنر جدید در ایران بسیار متنوع بوده اند. بعضی از آثار نمایشگاه دارای پیام سیاسی, اجتماعی و اخلاقی بودند که به نوعی با واقعیات جامعه معاصر ما مرتبط هستند.  

هنرهای جدید معمولا مسائل فرهنگ های بومی و سنتی را همانند آینه ای به نمایش میگذارند.  بسیاری از هنرمندان نیز  در چند سال گذشته به مضامین فرهنگی و سنتی ایرانی پرداخته اند. از نظر مفاهیم آثار هنر جدید دارای چنین دسته بندی هستند: زیبائیهای سنن ایران و دلتنگی نسبت به آن، معنویت، عرفان اسلامی، نمادهای مذهبی، تمدن ایرانی اسلامی، میراث از دست رفته، فضای شاعرانه،
در این  آثار بسیاری از عناصر نمادین وجود دارند که ریشه عمیقی در فرهنگ ایرانی دارند . این عناصر شامل نذر، دخیل ،  فال،  آینه ، ماهی، پنجه، تیقه، شمشیر،  و  کبوتر ...  است.

جامعه ایران امروز تماما سنتی نیست.  در مقابل, آثاری در نمایشگاه های هنر جدید ارائه شده اند که دغدغه ها و مسائل انسان امروز در یک گستره جهانی را مطرح میکنند. این آثار اسراری بر هویت ملی و بومی ندارند. مضامین همچون فرهنگ مصرفی ،  فضا و زمان امروزی (ماشینی یا دیجیتالی) ، پیامدهای فن آوری و رسانه امروزی و  مسائل زیست محیطی

اما عمده ترین مسئله ای که جامعه ایرانی با  آن دست و پنجه نرم میکند تقابل و تعامل سنت و فرهنگ جدید  یا  نوگرائی است.  این دو گاهی با هم غیر متجانسند و پیوندی ندارند و گاهی در کنار یکدیگر هماهنگ شده اند و گاهی علی رغم میل ما وجود دارند .

ویژگی بومی هنر جدید ایران محدود به مفاهیم نیست بلکه در شکل ارائه نیز دارای هویت هستند. 

نکته جالب توجه این است که چیدمان این دسته از نمادها غالبا به صورت تزئینی و متقارن بودن است.  این هنرمندان از عناصر و نمادهای بومی استفاده کردند و  ترکیب آثار آنها غالبا متقارن بودند.   این ویژگی ها نشان میدهد که این آثار از این جهت که به زیبائی شناسی و ترکیب بندهای متقارن بها میدهند چندان در راستای هنر کنسپچوال نیستند. 

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://khsh.hozehonari.ir/s/MJ6JP67

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: khsh.hozehonari.ir