خراسان شمالی
← همه اخبار
ویژگی های روایی «کهن حکایات فارسی» / قسمت دوم و پایانی

ویژگی های روایی «کهن حکایات فارسی» / قسمت دوم و پایانی

۳۱ مرداد ۱۳۹۰کد خبر: 82781۳

در قسمت اول اشاره شد که، حکایت‌های فارسی، بازمانده قصه‌های شفاهی‌اند و قصه‌ها از لحاظ ساختمان داستانی تفاوت‌هایی با انواع امروزی‌تر همتایان خود ـ داستان به معنی متداول ـ دارند. بازخوانی و بازنگری در حکایت‌ها و ساختار آنان, می‌تواند یافتن وجوه اشتراک عناصر و اجزای تشکیل‌دهنده انواع ادبی مذکور با یکدیگر باشد.

ویژگی های روایی «کهن حکایات فارسی»
قسمت دوم و پایانی

 
عناصر داستان

در قسمت اول اشاره شد که، حکایت‌های فارسی، بازمانده قصه‌های شفاهی‌اند و قصه‌ها از لحاظ ساختمان داستانی تفاوت‌هایی با انواع امروزی‌تر همتایان خود ـ داستان به معنی متداول ـ دارند. بازخوانی و بازنگری در حکایت‌ها و ساختار آنان, می‌تواند یافتن وجوه اشتراک عناصر و اجزای تشکیل‌دهنده انواع ادبی مذکور با یکدیگر باشد. به همین منظور، در بررسی ساختمان یک داستان می‌توان به وجود اجزای پیوسته‌ای پی ‌برد که از مجموع آنان، داستان پدید می‌آید.

داستان را «نقل وقایع به ترتیب توالی زمان» دانسته‌اند. عناصر تشکیل‌دهنده یک داستان، عبارتند از: پیرنگ یا پلات, کشمکش, تضاد, شخصیت, درون‌مایه, مضمون, موضوع, بحران, نقطه اوج, تعلیق و گره‌گشایی, زاویه دید, صحنه و صحنه‌پردازی, توصیفات, لحن و فضا.

وجود هر کدام از این عناصر در داستان، ضروری و ضعف و قوت هر کدام در پرداخت, باعث جهت‌بخشی و شکل‌دهی داستان به سمت و سویی و نیز ضعف و قوت اثر خواهد بود.

داستان‌ها در زمینه‌های موضوعی متفاوت خلق می‌شوند و به بیان مضمون‌های مورد نظر نویسندگان خود می‌پردازند. پیرنگ به نویسنده کمک می‌کند تا شخصیت‌های داستانی خود را در کشاکش حوادث قرار دهد و از آنها وجودی حقیقی معرفی کند که در تضاد با خود یا اطرافشان، وقایع را شکل می‌دهند و داستان را پیش می‌برند. این شخصیت‌ها در نهایت با سرنوشتی که به آن دچار می‌شوند یا گذشت معجزه‌وار از حوادث, برشی از زندگی را به نمایش می‌آورند و مخاطبان را با بخش دیگری از وجودشان روبه‌رو می‌سازند.

میزان این رویارویی با حقیقت که نتیجه درک والای مفاهیم اخلاقی و فلسفی‌ِ مطرح شده در داستان است, می‌تواند نمایانگر درجه توفیق این آثار و میزانی برای سنجیدن قدر و ارزش ادبی آنان در مقایسه با آثار سخیف داستانی و معرفی از نوع متعالی ادبیات باشد.

در ادامه، به شرح بعضی از اصطلاحات مهم‌تر می‌پردازیم:

پیرنگ: پیرنگ، از عناصر داستان و نمایش‌نامه است و مجموعه سازمان‌یافته و منسجمی‌ از وقایع و رویدادهاست که با رابطه علت و معلولی به هم پیوند خورده است. پیرنگ، قاعده مهمی ‌است که نویسنده با توجه به آن, رشته رویدادها را از آشفتگی بیرون می‌آورد و به آن وحدت هنری می‌بخشد. همان‌گونه که پیش از این گفتیم، قصه‌ها غالباً فاقد پیرنگ استوار و بی‌نقصند و گاهی نقش پیرنگ در آنها به حداقل می‌رسد. حوادث مختلف، پی‌درپی محور قصه قرار می‌گیرند، بی‌آنکه این حوادث و وقایع نظم معقول و پذیرفته‌ای داشته باشند.

شخصیت: در هر اثر, رشته حوادث را شخصیت‌ها به وجود می‌آورند و از این نظر پیرنگ با شخصیت، آمیختگی و امتزاج نزدیکی دارد و بر یکدیگر تأثیر متقابل دارند. ممکن است در بعضی از آثار قدیمی ‌و قصه‌گونه, بر اساس مداخله تقدیر الهی و یا بر اساس سرنوشت، رویدادها تعیین شود و نقش شخصیت در آنها ناچیز باشد, اما آنچه روی می‌دهد، بیشتر در نتیجه وجود شخصیت است. در هر داستان، «شخصیت اصلی» وجود دارد و شخصیت‌های دیگر که در برابر او قرار می‌گیرند، «شخصیت‌های مخالف» نامیده می‌شوند و از مقابله این شخصیت‌ها با یکدیگر «کشمکش» به وجود می‌آید.

کشمکش: پیرنگ همیشه با «کشمکش» یا تضاد سروکار دارد؛ یعنی از برخورد «عمل» شخصیت یا شخصیت‌های اصلی داستان با «عمل» شخصیت‌های مخالف و مقابل, «کشمکش» داستان آفریده می‌شود. کشمکش یا تضاد، مقابله دو نیرو یا شخصیت است که بنیاد حوادث را پی ‌می‌افکند. کشمکش می‌تواند بین شخصیت‌های پیش برنده و بازدارنده باشد یا می‌تواند واکنش شخصیت، علیه محیط یا سرنوشت خود باشد.

گره‌افکنی: وضع و موقعیت دشواری است که گاه به طور ناگهانی ظاهر می‌شود و برنامه‌ها, راه و روش‌ها و نگرش‌هایی را که وجود دارد, تغییر می‌دهد. در داستان، گره‌افکنی شامل ویژگی‌های شخصیت‌ها و جزئیات وضع و موقعیت‌هایی است که خط اصلی پیرنگ را دگرگون می‌کند. همچنین شخصیت اصلی را در برابر نیروهای دیگر قرار می‌دهد و عامل کشمکش را به وجود می‌آورد.
تعلیق: کیفیتی است که نویسنده برای وقایعی که در شُرُف شکل‌گیری است, در داستان خود می‌آفریند و خواننده را مشتاق و کنجکاو به ادامه دادن داستان می‌کند و هیجان و التهاب او را بر می‌انگیزد.

بحران: لحظه‌ای است که نیروهای متقابل برای آخرین بار با هم تلاقی می‌کنند و عمل داستانی را به نقطه اوج یا بزنگاه می‌کشانند و موجب دگرگونی زندگی شخصیت یا شخصیت‌های داستان می‌شوند و تغییری قطعی در خط اصلی داستان به وجود می‌آورند.

نقطه اوج یا بزنگاه: نقطه‌ای است در داستان کوتاه, رمان, نمایش‌نامه و داستان منظوم که در آن، بحران به نهایت خود برسد و به گره‌گشایی داستان بینجامد. نقطه اوج داستان, نتیجه منطقی حوادث پیشین است که ممکن است از نظر خواننده پنهان بماند, اما وقتی به نتیجه نهایی آن می‌رسد، خواننده آن را می‌پذیرد.

گره‌گشایی: پی‌آمد وضع و موقعیت پیچیده یا نتیجه نهایی رشته حوادث است و نتیجه گشودن راز‌ها و معماها و بر طرف شدن سوء‌تفاهم‌ها. در گره‌گشایی, سرنوشت شخصیت یا شخصیت‌های داستان تعیین می‌شود و آنها به موقعیت خود، آگاهی پیدا می‌کنند, خواه این موقعیت به نفع آنها باشد یا به ضررشان. در بیشتر حکایت‌های کهن، گره‌گشایی عنصر گم‌شده‌ای ا‌ست که فدای ارائه نکته اخلاقی و تعلیمی ‌موردنظر نویسنده یا سراینده داستان می‌شود.

در ادامه این گفتار، با انتخاب حکایتی از میان متون کهن، به بیان و بررسی ظرفیت‌های نمایشی و قابلیت‌های نمایشی آن می‌پردازیم که خود، مقدمه‌ای خواهد بود در بحث چگونگی اقتباس از آثار کهن و بیان ویژگی‌های آن.

و) بازخوانی متن

یکی از حکایت‌های کهن که به لحاظ طرح داستانی انسجامی بسیار بالا دارد, حکایت «داستان سه انباز راهزن با یکدیگر», از مجموعه حکایت‌های مرزبان‌نامه اثر سعدالدین وراوینی، در قرن ششم است. در این حکایت که بارها بازنویسی و اقتباس شده است, سه شخصیت مجرم و طماع داستان با عملکرد خود بر زشتی و بدی حرص و آز و عقوبت الهی صحه می‌گذارند و عاقبتی دردناک را برای خود رقم می‌زنند. انتخاب این حکایت از آن روی است که با توجه به خاطره نمایشی آن, خواندن متن مرجع و چگونگی اقتباس و مهارت اقتباس‌گر را در برگردان تصویری حکایت ذیل بیان دارد.

داستان سه انباز راهزن با یکدیگر

«دانای مهربان بگفت: شنیدم که وقتی سه مرد صعلوک راهزن با یکدیگر شریک شدند و سال‌ها بر مدارج راه‌های مسلمانان کمین بی‌رحمتی گشودندی و چون نوایب روزگار دمار از کاروان جان خلایق برمی‌آوردند، در پیرامن شهری به اطلال خرابه‌ای رسیدند که قرابه پیروزه رنگش به دور جور روزگار خراب کرده بود و در و دیوارش چون مستان طافح سر بر پای یکدیگر نهاده و افتاده . نیک بگردیدند, زیر سنگی صندوقچه زر یافتند. به غایت خرم و خوش‌دل شدند. یکی را به اتفاق تعیین کردند که در این شهر باید رفتن که طعامی ‌آوردن تا به کار بریم. بیچاره در رفتن مبادرت نمود و برفت و طعام خرید و حرص مردارخوار مردم‌کش، او را بر آن داشت که چیزی از سموم قاتل در آن طعام آمیخت؛ بر اندیشه آنکه هر دو بخورند و هلاک شوند و مال یافته بر او ماند؛ و داعیه رغبت مال آن هر دو را باعث آمد بر آنکه چون بازآید، زحمت وجود او از میان بردارند و آنچ یافتند هر دو قسمت کنند. مرد باز آمد و طعام آورد. ایشان هر دو برجستند و اول حلق او بفشرند و هلاکش کردند, پس بر سر طعام نشستند, خوردند و بر جای مردند. و زبان حال می‌گفت: هی الدنیا فاحذروها.

از کس دیت مخواه که خون‌ریز خود تویی
کالا برون مجوی که دزد اندرون تو است».

ز) ویژگی‌های روایی و ظرفیت‌های نمایشی حکایت فوق

در سطرهای پیشین تلاش کردیم با ارائه تعریفی از داستان و اجزای تشکیل‌دهنده آن, زمینه‌های بحث و بررسی جنبه‌های تصویری و قابلیت‌های برگردان‌های نمایشی یکی از حکایت‌های متون کهن را فراهم آوریم. از ویژگی‌های هر داستان، داشتن آغاز, میانه و پایان است. اجزای هر داستان را پیرنگ، کشمکش, تضاد, شخصیت, درون‌مایه, مضمون, موضوع, و بحران, نقطه اوج, تعلیق و گره‌گشایی دانسته‌اند. میزان تطابق وجود هر یک از این عناصر در یک حکایت, مبنایی است که می‌توان با کمک آن به ارزیابی و سنجش توفیق‌آمیز بودن برگردان تصویری و اقتباس از آن پرداخت.

هر قدر یک حکایت از پیرنگ قوی‌تر, شخصیت‌هایی زنده‌تر و موقعیت‌هایی باورپذیرتر برخوردار باشد, بدون تردید اقتباس از آن موفقیت‌آمیزتر خواهد بود.

پیرنگ در حکایت «داستان سه انباز راهزن با یکدیگر»: طرح داستانی و روایی این حکایت به پیروی از همتایان خود و ساختار ساده حکایت‌ها، در ابتدا ساده به نظر می‌رسد, اما روابط علت و معلولی و وقوع حوادث بر حسب منطق و پیام اخلاقی آن، ساختار روایت را غنا بخشیده است و به خوبی زمینه‌ساز تبلور دیگر عناصر اصلی داستان، مانند تعلیق و بحران و گره‌افکنی در زمینه اخلاقی مورد نظر شده است. فضاسازی و توصیف‌های نویسنده از مکان وقوع داستان، در عین سادگی و ایجاز, رسا و گویاست و این امتیازی است که بعد از خواندن حکایت، می‌تواند به حکایت و نویسنده آن تعلق گیرد.

شخصیت‌ها: شخصیت‌ها، سه دزد, مجرم و ضداجتماع هستند. در این حکایت نه با شخصیت به معنای کلی آن، بلکه با تیپ روبه‌رو هستیم. این سه شخصیت می‌توانند نمایندگان شاخص این گروه در اجتماع باشند. عمل این سه در طول داستان و نقشه تبهکارانه‌شان در قبال یکدیگر، نتیجه امیال پست و زیاده‌خواهی آنان است. پس هرکدام قربانی نقشه خود شده و بر عدالت الهی و نابودی شر، صحّه می‌گذارند.

کشمکش: کشمکش شخصیت‌ها بر سر به دست آوردن مالی که (در خرابه‌ای که گویا بدانجا گریخته‌اند)، یافته‌اند موقعیتی ویژه پدید می‌آورد تا هر کدام چهره واقعی و طمّاع خود را نشان دهد و آن‌چنان که قصد حکایت است، عاقبت چیره شدن پلیدی و شر بر وجود آدمی را ‌به نمایش گذارند.

به همین روال، می‌توان نقاط تعلیق, بحران, نقطه اوج و گره‌گشایی را در این حکایت بررسی کرد. رفتن یکی از مردان به شهر و نقشه دو نفر دیگر در غیاب وی، برای قتل او به خوبی تعلیق و بحران را می‌آفریند و نقطه اوج داستان هنگامی‌است که هر سه نفر قربانی نقشه یکدیگر می‌شوند. گره‌گشایی نیز هم‌زمان با نقطه اوج روی می‌دهد و عبارت شعر پایانی, مانند حکایت‌های تمثیلی و تعلیمی، ‌به بیان نکته موردنظر نویسنده و دیدگاه او درباره به حکایت می‌پردازد.

«از کس دیت مخواه که خون‌ریز خود تویی
کالا برون مجوی که دزد اندرون تو است»

ی) چالش‌های اقتباس از حکایت‌های فارسی

در حکایت‌های کهن فارسی، غلبه مضمون بر موضوع موجب شده است تا همان‌قدر که بر غنای مفهومی‌آن افزوده می‌شود، از ارزش‌های روایی داستان کاسته شود. با وجود این، برداشت‌های متعدد و اقتباس‌های فراوانی که تاکنون از بخشی از این آثار انجام یافته است، نشان می‌دهد که این نقص به عنوان مانعی پیش روی اقتباس‌کننده نبوده است و چه بسا چالش با متن, گاه از اقتباس‌گر, یک راوی مؤلف ساخته که از دیدگاهی شخصی متن را روایت کرده است.

نمونه این اتفاق را می‌توان در آثاری که فقط با بهره‌گیری از مضمون‌های کهن و اقتباس از قصه, زبانی مدرن را گزیده‌اند و به روایت داستان با ساختاری نو پرداخته‌اند مشاهده کرد. تلاش‌های پیتر بروک برای به نمایش درآوردن منطق‌الطیر و نوع روایت وی از این حکایت باعث شد تا شاهد اجرایی مدرن از این متن باشیم که می‌کوشد ضمن وفاداری به متن و چارچوب‌های روایی حکایت, غنایی مفهومی‌آن را نیز به نمایش در آورد. این تلاش‌های انجام شده نوید آن را می‌دهد که بتوان با کسب دانش از متون کهن و استفاده از روش‌های علمی اقتباس و بهره‌گیری از ذوق هنر، به خلق آثاری بدیع دست زد.

 

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://khsh.hozehonari.ir/s/76TUL8Q

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: khsh.hozehonari.ir