
عنوان افتخارآمیز «هنر»
این نوشتار نشان می دهد که سلیقه ی هنری، نهادینه سازی هنر متعالی در برابر هنر نازل و ایجاد مجموعه ی آثار معتبر هنری مرتبط با نظام موقعیت اجتماعی است.
عنوان افتخارآمیز «هنر»
این نوشتار نشان می دهد که سلیقه ی هنری، نهادینه سازی هنر متعالی در برابر هنر نازل و ایجاد مجموعه ی آثار معتبر هنری مرتبط با نظام موقعیت اجتماعی است.
هنر در نظام های اجتماعی جای گرفته، منبعی فراهم می آورد که علاوه بر فراهم آوردن زمینه ی درک هنری و لذت، به گروه های اجتماعی امکان می دهد تا مرزهایی میان خودشان و دیگران ایجاد کنند یا پیوندهایی با سایر گروه های اجتماعی برقرار سازند.
درک هنر صرف نظر از شکل آن، نیاز به دانستن قواعدی دارد که زیربنای هنر را تشکیل می دهد (بِکِر 1982). و مرتبط با ظرفیت انسان ها برای رده بندی و تعیین جایگاه عناصر در محیطشان است (داگلاس، 1966؛ اَلساپ، 1982). کودکانِ متعلق به خانواده های بالاتر آموزش بیش تری برای درک هنر متعالی می بینند، زیرا گروه های دارای جایگاه متعالی در تعریف هنر متعالی و ارزشمندترشمردن آن در برابر هنر نازل موفق بوده اند. به این ترتیب هنر متعالی قدرت است.
گفتن این موضوع که آیا سلسله مراتب فرهنگی اختراعی تاریخی است یا تمایز میان هنر متعالی و نازل سازه ی اجتماعی دارد، نشان نمی دهد که تمام اُبژه های هنری دارای ارزش برابرند. برخی از نقاشی ها، رمان ها، نمایش های تلویزیونی و فیلم ها را (با توجه به مجموعه های خاصی از معیارها) می توان بزرگ شمرد، زیرا پر از چیزی اند که گریزوالد (1987) «نیروی فرهنگی» می نامد.
آن ها می توانند خود را «در ذهن جا بیندازند» و دوامی دارند که آن ها را همچنان در آینده معنی دار نشان می دهد. سایر اُبژه های هنری به این علت قدرتمندند که در زمان و مکان خاصی به خوبی با مخاطب سازگارند؛ آن چه کاولتی (300:1976) «هنر لحظه» می نامد. شاید این آثار در تاریخ فراموش شوند، ولی به اندازه ی آثار ماندگار حاحصل نبوغ اند. سایر آثار در مرتبه ای میان خوب یا متوسط (یا پایین تر) قرار دارند، حتی آثاری که از دست مایه های هنر متعالی استفاده می کنند. اثر هنری صرفاً به این علت بزرگ نیست که با رنگ و روغن نقاشی شده، صرفاً هم به این خاطر که در هالیوود فیلم برداری شده بی ارزش نیست.
شاید آثار مجموعه های معتبر ادبیات، هنرهای تجسمی و سایر ژانرها واقعاً بزرگ باشند. مسلماً این ها ارزش بررسی جدی را دارند. مسئله ی مجموعه ی آثار معتبر این است که گرچه آثار بی ارزش را کنار می زنند، بخش عمده ی آثار خوب و حتی بزرگ را هم نادیده می گیرند؛ به ویژه آثاری که به وسیله گروه های اجتماعی ای پدید آمده و درک شده اند که جزء سلیقه سازان نخبه نیستند.
یافته های مطالعاتی که در این نوشتار عرضه شده است، استوار و مهم است. به هرحال، این مطالعات به بررسی تجربه ی مصرف هنر نمی پردازد. شاید هنر مرزهای اجتماعی را تقویت کند، ولی مطالعات سرمایه ی فرهنگی توضیح نمی دهد که چرا مردم از هنر لذت می برند یا شاید چه معناهایی از آن ها می گیرند. اغلب افرادی که به ارکستر سمفونیک یا به موزه های هنر می روند، به دلیل لذت بردن این کار را انجام می دهند. شاید آنان احتمالاً فکر نمی کنند که «آخر این هفته به اپرا می روم، چون شاید به من کمک کند تا در حرفه ام پیشرفت کنم یا بتوانم همسر آینده ام را بیابم». حتی اگر چنین حضوری به این نتایج هم بینجامد، اُبژه های هنری و علاقه ی مردم به آن ها تبدیل به جعبه های سیاهی شده است که روابط درون گروهی را توضیح می دهد.
کتاب: هنر و مرزهای اجتماعی
نویسنده: ویکتوریا د. الکساندر
مترجم: علی عامری مهابادی
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: khsh.hozehonari.ir