
وظایف جامعه و متولیان در خصوص هنر از نگاه مقام معظم رهبری
من بارها هم گفته ام که به هنر باید اهمیت داد و بایستی آن را روز به روز اعتلا بخشید و باید شکل فاخر هنر را انتخاب کرد
وظایف جامعه و متولیان در خصوص هنر از نگاه مقام معظم رهبری
1 – ضرورت اعتلای روز افزون هنر
من بارها هم گفته ام که به هنر باید اهمیت داد و بایستی آن را روز به روز اعتلا بخشید و باید شکل فاخر هنر را انتخاب کرد.از هنر و از اعتلای آن نباید غفلت کرد و آن را مساوی با گناه و غلط و این مقولات نباید دانست.در همهی بخش ها بر روی تحقیقات و بر روی هنر خیلی بایستی تاکید کرد.در همهی کارها،حتی در یک تبلیغات معمولی،باید هنر را به کار برد.
2 – شناختن مرزهای صحیح هنر
ما که با مسئلهی هنر و هنرمند-با این موضوع مهم در اداره کشور- مواجهایم،باید مرزها را درست بشناسیم تا بتوانیم درست قضاوت کنیم و بر اساس قضاوت عمل نماییم.
جوان های عزیز!اگر سرود می خوانید سعی کنید مفاهیم سرود را غنی و برگرفته از آیات،روایات و مفاهیم عالیای که درباره حضرت بقیة الله (ارواحنافداه) وجود دارد،قرار بدهید.حتما سعی کنید فراتر از سرود معمولیای باشد که یک عده جوان آن را می خوانند.مضامین باید قوی و اسلامی باشد و به عدل آن حضرت اشاره کند؛به نیاز عالم بشریت – بلکه عالم وجود- به وجود آن بزرگوار اشاره کند؛به وضعیتی که امروز دنیا و بشر به آن گرفتار است،اشاره کند.
3 - به کار بردن هنر در جهت اسلامی
هنر را مغتنم بشمارید و در جهت اسلامی به کار ببرید.هنر را با معیارهای اسلامی یاد بگیرید و یاد بدهید و آن را به کار ببرید،تا بتوانید مفاهیم و ارزش های الهی و اسلامی را به مردم نشان بدهید.امروز دنیا محتاج حقایق اسلامی است.این آفتاب درخشان مفاهیم قرآن و معرفت قرآنی،امروز در دنیا مورد احتیاج ملت هاست.
دریغ و حیف است که آن سرمایه و هنر،در راه چیزی غیر از راه خدا و معنویت و انقلاب و نجات انسان ها و کمک به محرومان و مستضعفان به کار برود و نیز حیف است که در مصارف و راه های خیلی کم ارزشی که متأسفانه آن مبتذلات به کار می روند،به کار برود.
4 – جلوگیری از ورود هنر به سیاست بازی
همیشه توصیهی من به هنرمندان و کسانی که با کار هنری سر و کار دارند،این است که این ها را به بازی های خطی و سیاسی نکشانید.نگذارید خطوط سیاسی و جناح های سیاسی و شبه حزب ها بیایند و وارد این مقوله شوند و آ نرا قبضه کنند؛زیرا در این صورت همه چیز تباه خواهد شد.اما اشتباه نکنید؛آنجایی که پای حفظ ارزش ها و تداوم بخشیدن به آن هاست،یا صحبت از استحالهی ارزش هاست،یک خط کشی وجود دارد؛شما نمی توانید بگویید من نه این طرف هستم،نه آن طرف.مگر می شود؟این می شود بی هویتی.مگر می شود آدم به یک ارزش،هم معتقد باشد،هم نباشد؛یک ارزشی را،هم پاس بدارد،هم ندارد؟اینجا آدم باید موضع انتخاب کند و پای آن بایستد.البته من هیچ نفی نمی کنم؛ممکن است کسی اشتباه کند؛در این صورت انسان خطا را جبران می کند،همان طور که در ابتدا گفتم، نمی شودنسبت به ارزش ها بی تفاوت بود. این را نباید به حساب خط و جناح سیاسی «الف» و « ب» گذاشت.
غرض این است که به هنر و سیاست باید قدری عمیقتر نگاه کنیم؛نمی شود ساده اندیشی کرد.
5 – اجتناب از تذبذب در کارهای هنری
حرکت زیگزاگی وجود ندارد که مثلأ یک روز جهت گیریمان طوری باشد که به طرف چپ برویم و روز دیگر به طرف راست بپیچیم! این غلط است.نمی شود به مجوز هنرمند بودن،این حالت تذبذب را برای خودمان روا بدانیم و بگوییم چون فلانی هنرمند است،نسبت به اصول با دیگران متفاوت است؛یعنی کأنه بعضی از اصول زندگی هست که برای همهی مردم اصل است.ولی این ها برای هنرمند اصل نیست و هنرمند به خاطر لطافت و رقت روحش و به خاطر ظرافت اندیشه و برداشتش،از اصول معمولی زندگی مستثناست!نه،اصلأ چنین چیزی نیست. هنرمند به خاطر آن ظرافت و لطافت و حساسیت،حقیقت را بهتر و زودتر می فهمد و بهتر بیان می کند و نسبت به آن پایبندتر می ماند؛نه اینکه حالا چون حقیقت را زودتر از دیگران به دست آورده،یا لطیفتر و ظریفترش را به دست آورده است،آسان تر از دست می دهد. مگر چنین چیزی ممکن است؟!اصلأ این اهانت به هنر است که ما تذبذب هایی را که در خودمان وجود دارد،به پای هنر ببندیم؛کما اینکه در گذشته،این هنرمندها غالبأ اعتیادهای بدی داشتند و به انواع و اقسام آلودگی ها معتاد بودند.
6 – توجه به جایگاه حقیقی هنر
امیدوارم که ارزش هنر در همان جایگاه حقیقی خودش،اول مورد توجه اهل هنر قرار گیرد و آنها به ارزش محموله با ارزشی که در وجودشان است،توجه کنند و آن را احترام نمایند.احترام کردنش هم به این است که آن را در جای شایستهای خرج کنند.امام سجاد (علیه السلام) در حدیثی می فرمایند؛جان و وجود انسانی تو ارزشمند ترین چیزهاست؛هیچ چیزی جز بهشت موعود خدا نمی تواند بهای این جان قرار گیرد؛این را به غیر بهشت خدا ندهید.هنر،بخشی از آن فاخرترین و ارزشمندترین قسمت های جان انسانی است؛باید برای این ارزش قائل شد و آن را برای خدا خرج کرد.البته وقتی می گوییم برای خدا خرج کنید،فورا ذهن به طرف همان حالت قشری گری و ریا کاری نرود.
7 – ضرورت رفع مشکلات مربوط به اقتصاد هنر
مسئلهی اقتصاد در هنر،مسئلهی مهمی است؛دوستان وزارت ارشاد توجه کنند.راست می گویند- هم فیلم سازها،هم بقیهی بخش های هنری- علاوه بر اینکه وضع خود هنرمندان از لحاظ زندگی،چندان ممتاز نیست و در خیلی جاها در حد قابل قبولی نیست؛کسانی هم که در رشته های هنری سرمایه گذاری می کنند،غالبأ وقتی به چیزهایی پایبند هستند،نمی توانند بازده مالی داشته باشند.یقینأ باید به این ها کمک شود؛اگر کمک نشد،به سمت هر چیزی که بتواند پول را به سمت آنها بیاورد و آن ها را تأمین کند – به قول اصحاب سینما،«گیشه گرایی»- می روند،که طبعأ این هم در همه وقت چیز خوبی نیست.گرایش به مسائل جنسی و شهوانی و امثال این ها در سینما،یک مقدار عاملش همین است.
8 – جلوگیری از انحراف جوانان توسط ابزار هنری
بحث سانسور نیست؛بحث این است که ما نباید به ذهن و دل جوان چیزی را بدهیم که او را به سمت گناه و فساد می لغزاند،این غیر از آزاد گذاشتن فکر برای انتخاب در مسئلهای است.شما می دانید که مسائل احساساتی به کسی فرصت انتخاب نمی دهد؛انسان را به سمتی می کشاند،بدون اینکه قدرت انتخاب داشته باشد. این ها را من نمی پسندم.
9 – استفاده از هنر در خدمت ابلاغ و تبیین دین
در این هم خوانیها علاوه بر جنبه هنری،باید جنبه پیام هم کاملأ محفوظ باشد و هنر در اینجا هم مثل بقیه جاها،در خدمت ابلاغ و تبیین قرار گیرد.عقیده دارم در غیر مواردی که شعر عربی یک شعر فوق العاده یا برجسته است و خصوصیاتی دارد،نیکو این است که از شعر فارسی با مضامین عالی استفاده شود.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: khsh.hozehonari.ir
