خراسان شمالی
← همه اخبار
آنا مراد رستگاری - بخشی ترکمن

آنا مراد رستگاری - بخشی ترکمن

۱۹ تیر ۱۳۹۲کد خبر: 83520۳

آنا مراد رستگاری هنرمندی است از خطه راز و جرگلان.

 

 آنامراد رستگاری

بخشی ترکمن

آنا مراد رستگاری هنرمندی است از خطه راز و جرگلان. متولد 1338 که البته خودش می‌گوید در شناسنامه 1341 ثبت شده است .محل تولدش روستای" بک پولاد" و در خانواده‌ای پرورش یافته که چندین نسل پیشینه موسیقی داشته اند.گفت و‌گوی صمیمانه‌ای را که در زیر می‌خوانید در حوزه هنری خراسان شمالی با ایشان انجام شده است.

_ آقای رستگاری، اگر بخواهیم زمان شروع فراگیری ساز دوتار را برایمان بگویید به چه زمانی برمی گردید؟

تا آنجا که یادم می‌آید تقریبا کلاس پنجم ابتدایی بودم که دست به ساز بردم و با وجود مخالفت‌های خانواده که دلایل خودشان را داشتند ،تمرین‌ها را ادامه دادم و چون به دوتار علاقه زیادی داشتم هر روز بیشتر از روز قبل کار می‌کردم.

_ تا آنجایی که همگان می‌دانند موسیقی و هنر بخشی‌گری در خانواده شما از چند نسل قبل از خودتان بوده و شما وارث این هنر هستید، کمی در این مورد صحبت کنید:

راستش را بخواهید اگر بخواهم مشخص کنم که بطور دقیق چند نسل من در گذشته به این کار می‌پرداختند نخواهم توانست زیرا پدر بزرگم می‌گفت پدر بزرگش نیز بخشی بوده. بنابراین می‌توانم بگویم موسیقی در خانواده ما سابقه خیلی زیادی دارد.

پدرم "صفر مراد رستگاری" از بخشی‌های  معروف بود که او هم شاگرد پدرش" دولت مراد" بوده است.که حدود 22 سال پیش فوت نمودند. در ضمن برادری هم داشتم به نام" بایرام مراد‌" که به بایرام بخشی معروف بود و دوتار را بسیار خوب می نواخت ولی متاسفانه در سال 1380 مرحوم شد.

زمانی که من شروع به فراگیری ساز نمودم اولین استادانم پدر و برادرم بودم، تا زمانی که احساس کردم دیگر آنها تمام فنون خود را به من آموخته‌اند و نیاز دارم تا برای تکمیل این هنر نزد هنرمندان و استادان دیگر بروم.

آنا مراد به همراه پدرش صفرمراد رستگاری


_ آیا این کار را کردید؟

بله آن‌هم با اشتیاق فراوان، این وقتی بود که به سنین جوانی رسیده بودم و تصمیم گرفتم به شهر گنبد برم چون اساتید خوبی در آنجا ساکن بودند.

ابتدا رفتم نزد استاد" نظرلی محجوبی" که هم باید کار می‌کردم و هم شاگردی.البته باید بگویم که در آن دوران روش یادگیری هنربخشی‌گری به همین صورت بود و هرکسی می‌خواست چیزی یاد بگیرد باید سال‌ها نزد استادش شاگردی واقعی می‌کرد و استاد هم با توجه به رشد تکنیکی و از همه مهمتر اخلاقی شاگردش به او مطلب می‌آموخت. بنده هم نزد استاد محجوبی به کار پنبه چینی یا آبیاری ویا هر کاری که فصل مشخصی داشت می پرداختم .

بعد از مدتی نزد استادان دیگر هم رفتم و به تکمیل هنر خود پرداختم. از جمله استاد "آراز مراد آرّخی"که به قول خودشان استادِ  نظرلی محجوبی هم بودند و دارای صفات اخلاقی کاملی بودند و به من در فراگیری این هنر کمک زیادی نمودند ، ونیز استاد" قزاق پنق".


آنا مراد در جوانی


_ معمولا بعد از یک دوره آموزشی و بروز استعداد شاگردها کسانی  پیدا می‌شوند که آنها را به اجرا و نمایش هنرشان تشویق کنند.آیا برای شما این موضوع اتفاق افتاد؟

 باید بگویم اولین کسی که مرا به این کار تشویق کرد بخشی "آراز مراد آرخی" بود که با معرفی من به رادیو گرگان در سال 1354 اولین اجرای خودم را به صورت رسمی آغاز کردم .یادم می‌آید یک اجرا با هم داشتیم و وقتی نوازندگی مرا دیدند یک تک نوازی هم اجرا کردم و از آنجا به بعد همیشه با رادیو گرگان همکاری می‌کردم. ناگفته نماند که چند اجرا هم به همراه برادرم بایرام مراد داشتم که گاهی من می‌خواندم و گاهی بایرام.

آنا مراد  و  برادرش بایرام مراد رستگاری


_ آیا با رادیو مشهد هم همکاری داشتید؟

زمانی که از گنبد به بجنورد برگشتم تا در منطقه خودم به کار موسیقی بپردازم همکاری من با رادیو مشهد شروع شد که همرمان با انقلاب بود و با برنامه ترکمنی همکاری داشتم.

_ اگر امکان دارد کمی درباره فعالیت خودتان در زمان انقلاب و بعد از آن صحبتی بفرمایید:

بنده در مورد انقلاب، شهیدان انقلاب و جنگ، امام (ره)، رزمندگان و بسیاری دیگر از موضوعات انقلابی آهنگ‌های زیادی ساخته‌ام و حتی اشعار آنها را هم خودم گفته‌ام که خوشبختانه اکثر آنها موجود بوده و قابل استفاده می‌باشد. بیشتر این آهنگ‌ها را به صورت گروهی و با تعدادی از شاگردان و یا اساتید دیگر ضبط و اجرا کرده‌ایم.

حتی یادم می‌آید در زمان جنگ آهنگی ساخته بودم که وقتی در منطقه جرگلان پخش می‌شد مردم با شوری عجیب برای کمک به جبهه ها می‌آمدند. 

_ همانطور که می‌دانیم شیوه‌های اجرایی در گذشته با اکنون فرق داشته است. اگر در این زمینه اطلاعات دقیق تری ارائه کنید برای نسل امروز این مسئله روشن خواهد شد که شما و دیگر بخشی ها چگونه کار می کردید.

معمولا در گذشته به کسی بخشی می‌گفتند که علاوه بر نواختن مقام ها می باید داستان گویی ، مناظره خوانی ، منقبت خوانی و دیگر فنون را بداند و به درستی اجرا کند. کسانی هم که بخشی‌ها را دعوت به کار می‌کردند از آنها این موضوعات را می‌خواستند. بنابراین یک بخشی به تنهایی کل مجلس را اداره می‌کرد و من هم چون داستان بلد بودم به تنهایی می‌توانستم یک مجلس را به اتمام برسانم. اما رسم هم بود که گاهی چند تا بخشی هم در یک مجلس حضور داشته باشند و هر کدام یک قسمت از برنامه ها را اجرا کنند.


آنا مراد در حال اجرای برنامه


_ کمی هم در مورد سبک های موسیقی ترکمنی صحبت کنید.

 در موسیقی ترکمنی سبک های زیادی وجود دارد از جمله : نوخِرلی ، آر قاج ، قوین یولی ، دامنه یولی و غیره. همچنین در موسیقی ترکمنی تعدادی مقام داریم مانند: قونقورباش مقام، بیکه حالان مقام ،قرق لر مقامی ، تجنیس ، نوایی ، مخمس و غیره. 

و نیز بعضی از آن‌ها مانند : جان جان ، آی ایزلی مارال ، قاشلی یار و غیره فقط بصورت آهنگ هستند. و البته بعضی هم مخصوص مراسم عروسی و شادی هستند. 

باید اضافه کنم تعدادی مقام هم وجود دارند که جنبه حماسی دارند مانند: داستان کور اوغلی ، هجوم ، ینگش و یا آزادلی ، که درتوسط بخشی ها روایت می‌شود.



_ آقای رستگاری شما چند تن شاگرد آموزش داده اید و آیا مانند گذشته ، آنها هم پیش شما شاگردی کرده اند؟

بنده حدود 10 نفر شاگرد خوب پرورش داده ام اما نه به روش قدیم . حتی بدون دستمزد ! البته خوشحالم که هر کدام از این افراد جایگاه ویژه ای برای خود در جامعه کسب کرده اند که از افتخارات بزرگ بنده است. امیدوارم آنها هم این هنر را بدون کم و کاست در اختیار جوانتر ها قرار دهند و باعث ثبت این میراث شوند.

از شاگردانم می توانم آقایان رمضان پناهی ، آقای کوهی ، قاقا زرندی ، اله وردی و احمد نوروزی را نام ببرم که نام بقیه را حافظه ام یاری نمی کند.

_ در باره جشنواره ها و همایش ها هم که بطور قطع شرکت داشته اید اشاره ای داشته باشید:

بنده در اولین جشنواره بن المللی فجر شرکت نمودم و مقام دوم را در رشته تکنوازی کسب کردم .

حدود 9 سال است که داور جشنواره های مختلف بوده ام و در جشنواره های ملی و استانی شرکت کرده و در همایشهای متعددی هم مورد تجلیل قرار گرفته ام و اجرا های زیادی داشته ام.

10 سال پیش هم برای شرکت در جشنواره کشاورزی کشور ترکمنستان دعوت شدم و در این سفر به خدمت "محمد محمد نیاز اوف " رسیدم که ایشان از معلمان بزرگ دوتار و کمانچه هستند.

_ علاوه بر رادیو با چه نهاد ها و سازمان ها دیگری همکاری داشته اید ؟

البته. خب صدا و سیما که همیشه بوده . اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و حوزه هنری و میراث فرهنگی هم از جمله سازمان هایی بوده که همکاری مستقیم داشته ام.در جشنواره هاو اجرا های داخل و خارج استان با اداره فرهنگ  و ارشاد اسلامی ، در معرفی فرهنگ و هنر اقوام با میراث فرهنگی و در جلسات پژوهشی و تولیدی با حوزه هنری همکاری داشته ام. 


_ آیا مایلید در پایان به نکته  ناگفته ای اشاره کنید؟

امثال بنده برای حفظ این میراث فرهنگی خون دل زیادی خورده ایم و تا توان داریم این کار را خواهیم کرد. اما زمان می گذرد و هر روز برای ثبت و ضبط این آثار دیر تر از روز قبل است .حوزه هنری شروع خوبی برای این هدف داشته و خواهش دارم این کار استمرار داشته باشد .

نکته دیگری هم در مورد سازم می خواهم بگویم. قدمت این ساز حدود 200 سال است.زیرا پدر بزرگم می گفت این دوتار را در زمان جوانی اش از قزاقستان آورده است که هم اکنون در دست بنده است و امیدوارم بعد از بنده از آن خوب نگهداری شود.

_ از شما آقای آنا مراد رستگاری تشکر میکنم که با بنده در تاریخ "شانزدهم تیر نود و دو" در باره خودتان و هنری که در اختیار شماست و  صحبت کردید.کسی که نماینده فرهنگ اصیل ترکمن است و خوشبختانه زنده است و این میراث را با وجود تمام پاسداری میکند. 

من هم تشکر می کنم.

 

 

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://khsh.hozehonari.ir/s/HGUHBGH

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: khsh.hozehonari.ir